تبليغاتX
فریاد وحدت، آزادی، دموکراسی وعدالت
 

دموکراسی ،عدالت وترقی نیازمندی همهً بشریت 
است، اما چگونه باید تحقق یابند؟ 
                                                      

انسان آزاد خلق شده ومدتهای طولا نی، بعد خلقت  و درطی مراحل تکامل خود 
آزاد زنده گی کرده وحیات بسر برده است،در آن دوران  ابتدایی حیات ،باوجود 
مشکلات شدید زنده گی ، خاصتا ًبرای دفاع از خود دربرابر حیوانات درنده 
وقوی هیکل آن روزگاراگرچه به پرابلمهای متعدد ولاینحلی مواجه بوده است 
اما ببرکت تعاون وکار مشترک توانست تا از یکطرف از خود دفاع کند واز طرف 
دیگر برای ادامهً زنده گی ، قوت لایموت خود ومجموع افرادی را که باهم 
یکجا  حیات بسر میبردند تهیه نماید.    انسان ابتدایی خیلی عقب ما نده بود و محتاج به عادی ترین وسیلهً برای 
شکارویااشیای طرف ضرورت در سایر امور زنده گی خود بود، غریزهً بقا  وزنده 
گی  بین  افراد   اتحاد وهمکاری نزدیک تر را سبب گردید، این تقارب وتعاون 
تا حدی رشد وانکشاف کرد که بعد تشکیل خانواده ها اجتماعات بزرگتری شکل 
گرفت ، رشد کرد وباعث بوجود آمدن تشکیلات وسیع ووسیعتر شد وسبب پیدایش 
سیستمهای رهبری شورایی انتخابی وبعدا ً حکومات ودولتها گردید که ما در 
این نوشته، در موردتوضیح بیشتر نخواهیم داد.  اعتقاد اکثریت پژوهشگران تاریخ وتکامل 
بشریت این است که انسان ازشروع زنده گی اجتماعی درقید وبندی 
اسیرنبوده ،درتصمیمگری های خود مخیر بوده،خودش برای خود کار میکرده 
وکسانی وجود نداشتند که او راتوهین وتحقیر کنند،یاحاصل آبلهً دست اورا با 
چال وفریب ونیرنگ سیاسی ویا دینی بغارت ببرند،انسانهای آن زمانه 
هااستبداد وظلم هم نوعان شان راهرگز نمیدیدند چون آقا وغلامی وجود 
نداشت،کارگر وکارفرمای نبود،خان ومزدوری  در برابرهم صف آرایی 
نمیکردندوهمهً ایشان دریک سطح وسویهً  معیشت قرارداشتندومجبور نمی شدند 
برای بقا،رفع مشکلات ویا تا ًمین مصوونیت ودرامان ماندن از 
تهدید ،تجاوزویا سیر کردن شکم خود واولاد شان بکسان ویا نا کسانی سرو 
قامت خم کنند. 
 داشتن آزادی در شکار،استفاده از تمام امکانات طبیعت  بشمول کشت 
وزراعت بالای زمین خدا، برای شان این امکان را داده بود که خود  روزی 
ورزق حلال خودرا تهیه کنند وبمیل خود بمصرف برسانند،درآنوقت ستمگرانی 
هنوز پیدا نشده بودند که ده ها هزارجریب از بهترین زمینهای زراعتی را 
بنام خود وخوردترین اعضای خانواده های شان بزور،اسلحه قدرت و تزویر ،با 
احضار قاضی بیچاره دراقامتگاه های شان قباله کنند(طوریکه در وطن ما عملی 
گردیده است) وحتا رفتن بمحکمه را نیز برای خود شرم وکسرشا ًن(!) 
بدانند، بناً در عدم موجودیت ظالم ومظلوم ویکسان بودن 
حقوق  همه، به دموکراسی احتیاجی نبود، این ضرورت وقتی بوجود آمد ،جدی شد 
وبه نیاز عمده واساسی مردم تبدیل گردید که ستمگرانی که ابتدا نان مردم را 
گرفته بودند،برای بزانو درآوردن مردم دست  بکار شده  با تدوین مقررات 
وقوانین مردم را داخل حصار ساختند وحدود واندازهً برای کلیه امورات زنده 
گی آنها معین کردند وباین وسیله بر مقدرات مردم حاکم 
شدند.  ظلمها وبی عدا لتیها ی جابران وحکام که در لباسهای مختلفه خودرا می آراستند و برای خود 
داستانهای مختلفهً وراثت وقداست ساخته بودند  مدت های طولا نی ادامه پیدا 
کردو در  نتیجه خون های بیشمار مردمان مظلوم وشریف بدست ستمگران مختلفهً 
سیاسی ومذهبی ریختانده  شد،لذا مردم در پهلوی بدست آوردن سایر ضروریات 
روزمره زنده گی به آزادی، واعادهً نقش ازدست رفتهً شان نه تنها درتولید 
وتوزیع نعمات مادی بلکه در امرمشارکت در   اداره به فکر افتادندو تلاش 
شان را آغاز کردند.  آغاز تنش بین مردمان محروم ساخته شده از نان، کار آزادودلخواه،سلب 
شده از آزادی وبرابری حقوق وسایرامتیازات طبیعی انسانی که در مراحل 
اولیهً زنده گی از آن برخوردار بودند بااقشار جدیداً حاکم شده ، هر روز 
داغ وداغتر گردیده وشیوه ها واسالیب  مختلفه  و   ومتنوع را اختیار 
میکرد، تا آنکه هم سیطره جویان وهم توده های مردم بحیث دو طبقه، دو تفکر 
ودو شیوهً مختلف ومتضاد برای زنده گی اجتماعی ،اداره ورهبری جامعه و 
اینکه آیا باید همه افراد جامعه بدون تبعیض وامتیاز درامر اداره وبهره 
مند شدن از  کلیه امکانات مادی ومعنوی جامعه، شریک و ذیحق باشند  ویا 
عدهً  محدود  حکام و وابستگان ایشان، دربرابر هم صف آرایی کردند ومواجه 
شدند ، گروه های ظالم ومظلوم ومفاهیم آزادی   و واستبداد،حاکم 
ومحکوم ،عادل وجابر باین وسیله شکل گرفت، قوت مند شد و عملا ًمورد شناخت 
مردم قرار گرفت که تا اکنون باکمال   تا ًسف هم  واژه ها وهم  گروه های 
ستمگر وخون ریز وهم نیروهای  مظلوم و محکوم در سراسر  جهان موجودند 
وهنوز   جابران وغارتگران برای غارت بیشتر وحاکم شدن بربقایای ثروتهای 
طبیعی جهان ومظلوما ن برای کار، نان ،آزادی، دموکراسی  ویکسان  شدن حقوق 
انسانی وتا ًمین  عدالت باهم در  مبارزه اند،واین نبرد قانوناً تا محو 
بیعدالتیها  وچپاولگلریها ادامه  می یابد. دموکراسی وجمهوریت  که 
محصول افکار وفلسفهً  یونانیست  ودر عملکرد  های حکومات  یونانی قبل از 
مسیح  مورد استفاده قرار گرفته است ، فراز ونشیب  فراوان  را 
دیده،پادشاهان، امپراطوران وحکام فراوانی در تاریخ باتمام نیرو آنرا زیر 
ضربه قرار داده ،کتب ونوشته جات متعلق بآن را حریق وحامیان ونادیان آنرا 
نیست ونابود کرده ویا به ُغل وزنجیر بسته اند، دموکراسی طلبان در دوره 
های استبدادی نه فقط بوسیلهً حکام وپادشاهان ظالم بلکه بوسیلهً  مسوولین 
ومدعیان زعامت عقاید مذهبی مختلفه، زیر ضربات کوبنده و  هلاکت بار قرار 
گرفته ومتحمل تلفات وخسارات فراوان شده اند. یکی از عللی که دموکراسی ، 
استقلال وآزادیخواهی بچوب ناحق تکفیر بسته شده وطرف سرزنش، توهین وافترا 
قرار گرفته است اینست که بخشی ازمدعیان کاذب رهبری مسایل مذهبی بقا 
ومنافع خودرا نه در میان مردم شریف وحقیقتا ً معتقد بدین ،بلکه درادامهً 
سلطهً جابرانه وظالمانهً حکام وسلاطین وسلطه های فاشیستی،جستجو وردیابی 
کرده انددرحالیکه  رهبران آن حکومات مثل چنگیز، دین اسلام را فقط برای 
تداوم سلطه وبقایخود واولادشان درقدرت پذیراشدند، این نوع موضعگیریهای 
منفعت پرستانهً تعدادی از روحانیون نماها نه تنها در وطن ما و جوامع 
اسلامی دیگر بلکه در کشور های که سایر ادیان سماوی وزمینی در آنجا ها 
عمومیت وقدرت داشته، یکی از عوامل بدنامی خود ایشان وباعث بدبختیهای بزرگ 
برای مردمان این کشور ها بوده واست. 
   در جریان تصادم خونین  منافع آزمندانهً کشورهای بزرگ برای تقسیم مناطق 
حیاتی کرهً زمین، رقابت  اندیشه ها و ایدولوژیها، خاصتا ً در طی قرن گذ 
شته که  منجر به تحولات و تغییرات عظیمی در پهنهً گیتی 
گردید،امپراطوریهای بزرگ اروپایی وآسیایی  مضمحل  و متلاشی گردید،دو جنگ 
ویرانگر وپراز تلفات بالای بشریت تحمیل شد وصدها جنگ خورد وبزرگ منطقوی 
وسیع ومحدود دیگر مشتعل وسازماندهی گردید، ملتهای دربند استعمار بپا 
ایستادند وبرای برچیده شدن طومار شوم وننگین استعمار کمر همت بستند 
وآفتابهای غروب ناپذیر امپراطوریهای استعماری را بزور به غروب وادار 
نموده وبا تحمل تلفات خونین،خود را آزاد ساختندو بسلطه، اجنبی نی گفتند. 
سوسیالیزم که در نتیجهً پیروزی بر حکومت خود کامه واستعمارگر تزاری در 
روسیه وبا سهمگیری جدی ومشارکت وسیع مردمان آنکشور به پیروزی رسیده 
بود ،به تکیه گاه خوب ومطمینی برای حرکتهای آزادیبخش ضد استعماری تبدیل 
گردید  که در موردثمرهً حمایتهای معنوی وسیاسی آن بزرگترین رهبران 
کشورهای آزاد شده از بند استعمار واپارتاید فرزند خلف آن معلومات 
وتصریحات فراوان داده اند که نیازی به تکرار 
نیست.  اینکه چرا اکثریت کشورهای جدیدا مستقل بعد آزادی راه رشد سوسیالیستی را انتخاب کردند ودارای سمتگیری 
سوسیالیستی شدند وگویا باقمار شوروی مبدل گردیدند، ببرداشت بسیاریها نه 
بخاطر آن بود که اتحاد شوروی شرایط خاصی را بالای آنها تحمیل میکرد ،بلکه 
باین خاطربود که قاعدتاًوقتی ملتهای استعمارزده، چپاول شده،زخمی 
وخونچکان،فقیر شدهً ناشی از غارت استعمار گران،  پرچم  آزادی واستقلال را 
بلند میکردند،بحمایت وپشتیبانی  حد اقل صادقانه ضرورت داشتندتا باردیگر 
سایه های شوم استعمار آنها را از نعمت آفتاب آزادی که جدیداًبر  قلمرو 
اوطان  وپیکرهای  خشکیدهً  خودشان  تابیده بود محروم نسازد.        بنا 
ًعامل اولی نزدیکی کشورهای جدیداً بآزادی رسیده پیدا   کردن  حامی 
وپشتیبان مطمین وقوی بین المللی بود تا استقلال شان مورد شناسایی جهانی 
قرار گیرد دوم:کشوری را جستجومیکردند که درآن شرایط سخت زنده گی آنها 
راکمک کند تا مردم ازفقر،گرسنگی وتنگدستی مجبور نشوند بار دیگر بسوی 
استعمار دست تگدی دراز کنند ،سوم:دوستی را می پالیدند تا  درشکل گیری 
وبپا ایستادن تشکیلات جدید دولت مستقل ، کمک های فنی واقتصادی وتربیهً 
کادر های فنی ومسلکی آنهارا مساعدت رسانیده ودر ضمن توان دفاعی آنهارا 
تقویت کند تا در برابر تها جمات جدید ودسایس مسلحانهً باندهای اجیر 
وابسته باستعمار بتوانند از خود وخونبهای خونهای بیشمار قربان شده در 
نبرد علیه استعماردفاع کنند. 
بیایید بدون تعصب سیاسی ومذهبی بگوییم که در آن شرایط چنین کشوری، چنین 
مردمی وچنین قدرتی که در پهلوی مبارزین ضد استعمار وضد تبعیض نژادی قرار 
میگرفت واز حق تعین سرنوشت ملل بدست خود شان دفاع میکرد غیر اتحاد شوروی 
ومردم شوروی کی بود، زیرا حاکم جهان، استعمار اروپایی و خاصتا ًانگلیسها 
بودند وکشور های باصطلاح جهان آزاد  ودموکراسی  یا فرزندان انگلیس  بودند 
ویا در  رکاب  استعمار  انگلیس  علیه آزادی واستقلال  طلبی  شمشیر 
میزدند، نقش  جهانی  امریکا اولاًضعیف بود ،وثانیا ً علیه پدران انگلیسی 
شان قرار نمیگرفتند ، وطن عزیز ما، هند بزرگ وسرزمین  پهناور چین، 
کانادا،آسترالیا،افریقای جنوبی وتعداد بیشمار کشورهای اسلامی وعربی و 
سایرین تحت ظلم استعمار قرار داشتند، پس آن پناه گاهی که حد اقل مصوونیت 
را برای نیروهای ضد استعمار تا ًمین میکرد همان اتحاد شوروی بود 
وبس . ما که سالگردهای استقلال وطن خودرا جشن میگیریم واز شخصیت امیر امان اله 
خان  وسایر مبارزین ضد  استعمار به نیکی یاد  میکنیم  اینرا نیز 
فراموش نکنیم  که همان قهرمانان محصل استقلال در مورد حمایت شورویها 
مطالب فراوانی برسم اظهار سپاس وقدر دانی یاد کرده اند،اینکه سیستم 
سوسیالیستی شوروی چه دست آوردهای داشت ، شوروی ها در وطن ما چه کردند؟ 
برای کمک دعوت شده بودند ویا برای اشغال گری آمده بودند جدا ًمورد بحث 
است که در این زمینه نیز باید با وسعت نظر، بیطرفی کامل، ودخالت ندادن 
مسایل دینی قضاوت شود ودشمنیهای ایدولوژیک را نباید در قالب کلمات وجملات 
فریبندهً منافع ملی ومذهبی بیان کرد وهدف خودرا از زبان وتفکراهل غرض 
مطرح نمود. 
هدف از بیان مطالب بالا این بود که مغا لطه کردن در قضاوتها وبا هر سنگ 
وچوبی بسر وروی آنانیکه خوش بعضی ها نمی آیند کوبیدن بی محتوا ساختن 
آزادی قلم ولطمه زدن به دموکراسیست،چرا ده ها گروه جهادی وسیاسی وحتا 
چپترینهای دیروز که آشتی ناپذیرترین افراد نسبت به امپریالیزم خاصتا ً 
امپریالیزم امریکا خود را وانمود میکردند، اکنون یک کلمه و حرفی هم با 
استفاده از ترمالوژی سابقهً شان در این مورد بزبان نمی رانند،درحالیکه 
گناه واشتباه سوسیال امپر یالیزم بعد رسیده گی به جنایات متعدد استعمار 
وامپریالیزم در محکمهً وجدان وقلم ایشان باییست ببرسی گرفته 
شود.  این قضاوت نا سالم در مورد دوموجودیت نظامی در کشور مابوسیله بعضی افراد هنوز 
ادامه دارد ، می نویسند : شورویها با خود کفر وکمونیزم را آوردند،وطن 
ماراشورویها وحزبیهای وابسته به شوروی خراب کردند وباعث قتل وکشتار 
شدند ، ولی نمی نویسند که آیا امریکاییها واروپاییها برای تقویهً اسلام، 
پیروزی جهاد ناتمام وتحقق سوسیالیزم دارای خط ملی ومرهم گذاشتن برزخمهای 
دیرینهً ملت مظلوم ما آمده اند یا برایتحقق اهداف دیرینهً خود 
شان،نظامیان امریکایی یعنی دوستان جدید ومتحدین ستراتیژیک افغانستان 
معاصر آیا برای آن  آمده اند تا حلقهً محاصرهً مخا لفین موجود 
وباقیماندهً شان یعنی جمهوری اسلامی ایران،جمهوری خلق چین ،آسیای میانهً 
هنوز لجام زده نشده وروسیه راتنگ ترکنند ویا برای پیروزی دموکراسی، تا مین عدالت وسعادت همیشگی مردم ما ملیاردها دالر خودرا بمصرف میرسانند 
وخون سربازانشان رادرجنگ علیه نیروهای افراطی ای از نوع دیگرقربان میکند ؟. 
چطور امکان پذیر گردیده که از راست افراطی تاچپ افراطی، ازنیروهای 
باصطلاح ملی قومگرا،ناسیونالیست(!) گرفته تا گروه های مذهبی،غیر مذهبی 
وحتا ضد مذهبی دریک خندق واحدتعصب وکینه توزی علیه حزب دموکراتیک خلق 
افغانستان(ح. و)موضع گرفته وحتا سابقهً هیاهوهای ضد امریکایی وضد 
استکباری شان رافراموش کرده وهر کدام از منبر وستیژ مذهبی – سیاسی شان 
لشکر کشی جدید را توجیه وتفسیر دلسوزانه میکنند و فکر میکنند که ادعاها 
ولاف وپتاق های غیر وابسته بودن شان بمراکز دسیسه وتجاوز جهانی از حافظهً 
تاریخ بمانند حافظهً ضعیف خودشان زدوده خواهد 
شد.  آیا تعجب آور نیست که آنهاییکه تا 
دیروزاسلام را تختهً خیز تجاوز وخرابکاری خود ساخته بودند، امروز در سنگر 
دموکراسی ، آزادی وحقوق بشرقرار گرفته، در حالیکه نیات شان همان است که 
بود یعنی تداوم غارت ،چپاول وتحمیق مردم ودوام طفیلی گری وتجارت با 
مقدسات وسنن پسندیدهً مردم وطن 
ما.  اما در مورد دموکراسی ، این خواست ونیاز مبرم وضروری همه جوامع بشری 
باید گفت که:اکثریت قاطع مردمان جهان رسیدن بدموکراسی را در اولویتهای 
کاری خود قرار داده اند ولی آیا برداشت وتعریف همه از دموکراسی یکسان 
است؟ ویا هر دولتی وهر قدرت سیاسی واقتصادی خورد وبزرگ، 
اسلامی،مسیحی ،بودایی ویا هرگبر وترسا ویهود از دموکراسی برداشتها 
وتفسیرهای جداگانه وخاص خودرا دارند،آیا موازین واصول دموکراسی درجوامع 
غربی یکسان است  وهمهً باشنده گان اروپایی وامریکایی از مزایای متوفر آن 
بدون مشکلی میتوانند برخوردار شوند ؟. 
 دموکراسی ارزش بزرگیست که آزاده گی،شادی، اطمینان، رضاییت،رقابت 
سالم،اعتماد متقابل برای هرانسان بوجود می آورد،باعث رشد شخصیت میگردد،بر 
فرمانروایی ممتد وجابرانه پایان میدهد،شخصیتهای سالم ودلسوز جامعه رامجال 
مطرح شدن وخدمتگذاری میدهد،مردم را بر سرنوشت خودشان حاکم میسازد،انسان 
سالاری بجای قوم سالاری ،مذهب سالاری،منطقه سالاری وزبان سالاری نقش 
برجسته وتعین کننده پیدا میکند،مجال نمیدهد تا رهبران،مشران وبزرگان 
لشکری وکشوری فقط وصرف از خانواده های اصیل،قدیمی وپدرکرده(!)نامدار 
ثروتمند وبای خان انتخاب ویا انتساب شوند،بلکه شایسته سالاری ولیاقت 
سالاری راحمایت وتعمیم میبخشد، مردم را مجال وحق میدهد که بدون ترس 
ونگرانی از آیندهً زنده گی وبقای خودشان،یاخود را درتمام مقامات انتخابی 
کاندید کند ویا بنمایندهً واقعی خود رای بدهدواز این طریق حکومت مردمی 
مبتنی بر حق وعدالت  رامردم بدستان خود شان برای خدمت بهمهً مردمان  وطن 
واحدبدون تبعیض وامتیاز رنگ وپوست وزبان ومذهب بوجود میآورند وتعین 
میکنند که قانوناً دربرابر مردم وموًکلین خود مسوول ،گزارشده وجوابده 
میباشد. 

دموکراسی مجال آنرا فراهم میسازد تا استعداد وتواناییهای مغزی وکاری تمام 
باشنده گان یک وطن بصورت سالم رشد نموده ودرمسیر هدفمند برای سعادت 
همگانی وپیشرفت جامعه استقامت داده شده ورهبری گردد،در نظام دموکراتیک از 
غرور،تکبر وفضل فروشیهای قومی، زبانی وتاریخی جلوگیری شده هر انسان باساس 
خدمتگذاری ،شایسته گی وصداقتش طرف توجه باید قرار گیرد،دردموکراسی 
افتخارات اجدادی فامیلها ی حکام گذشته ومتمولین باعث تداوم بقای اسلاف در 
وجود اخلاف شان نمیگردد، مردم شانه های شان را با حاکمیت دموکراسی واقعی 
در جامعه سبک احساس میکنندوخودرا آزادتر ومصوونتر 
میدانند. 
دموکراسی از ارزشمندیهای فروان دیگری نیز برخودار است که درمواقع لازم 
پیرامون آنها صحبتهای توضیحی بیشتر باید صورت بگیرد ،علی العجاله ما 
هرکدام ما مجبورهستیم به ندای دموکراسی برای رسیدن ودرآغوش کشیدن این 
نعمت بزرگ زنده گی اجتماعی سراپا گوش بدهیم واورا دعوت کنیم تا در سرزمین 
ستم زدهً ما داخل شود، او را مهمان هر ده وقریه وهر خانوادهً خود بسازیم 
تا مشکلات همدیگر وتواناییهای یکدیگر رابرای باقی ماندن دایمی این مهمان 
نو،مطالعه وارزیابی نموده تدابیر عاقلا نه وعملی اتخاذ 
کنیم.  فریاد دایمی دموکراسی درهمنوایی با پیغام حقوق بشر 
درکلیه موارد ومواقع    رای گیریها وانتخابات ،چه خورد وچه بزرگ این بوده 
واین است: ای دارندهً حق شهروندی،ای انسان برخیز ودرامر تعین سرنوشتت نه 
تنها مشارکت کن بلکه آنرا رقم بزن،ورقه ًرای دهی راکه دردست داری معرف 
هویت تست،بیانگر شخصیت،توان ، خرد، تصمیم،عقلانیت ،بعد فکری واحساس 
مسوولیت تو درقبا ل وطن ومردم تست،با لآخره این ورقهً عادی کاغذ رایدهی 
ندای وجدان وممثل شعور انسانی تواست ،آنرا بصندوقی مینداز که سالها نزد 
وجدانت خجالت باشی ،به متاعی ناچیز آنرا مفروش،این ورقه را به صندوق 
آنانی مینداز که با لباسهای عاریتی تقدس دینی،قومی وزبانی چهره های اصلی 
وغیر قابل دیدن خودراپوشانیده اند واز طرف دیگر بآنانی نیز رای نده که با 
چند جملهً، کرایی وحرکاتی ناموزون باصحبت شان بنام وطنپرستی وناسیونالیزم 
افغانی متون ترجمه شدهً ناقص رابه گوش مردم میرسانندواز هر چمن سمنی 
رامیخواهند توضیح وبیان نمایند. 
دموکراسی درس میدهد ومیگوید که : نماینده گانی که از طریق دیگهای پلو 
ومصرف دالر راهی مراجع عالی قدرت میشوند بحکم قانون تجارت  تاوان تبر را 
دو قاطه وشاید ده قاطه بگیرند،این نوع نماینده گان نه در دیروز(دههً 
باصطلاح دموکراسی) ونه امروزکه کفتان وسر دلگیمشر دموکراسی دنیا را 
درکنار خود داریم بحال مردم ووطن ما مفید واقع نشده ونخواهند شد زیرانه 
فقط استعداد کاری لازم را ندارند بلکه نیت خیر وتحمل دیدن سعادت وآرامش 
هموطنان مارا نیز ندارند،چون سعادت مردم وآرامش وطن باعث بیکاری وعذاب 
وجدانهای (!) آنها میگردد. 
   اما درمورد نگرانیهای دلسوزانهً بین المللی خاصتا ًاقدامات،تلاشها 
وپلانهای دیروزی وامروزی امریکا – اروپا برای جهانی شدن دموکراسی ونجات 
بشریت از قید وبند ظلم واسارت رژیم های دیکتاتوری وخونریز باید گفته شود 
که:باوجود تاًمین وتعمیق دموکراسی دربخشهای مختلفهً حیات سیاسی ،اقتصادی وفرهنگی جوامع 
غربی ،دموکراسی نتوانسته به مهمترین واصلیترین اهداف خود در این جوامع 
برسد 

 ببرکت دموکراسی در غرب  حکومات، پارلما نها ،احزاب و سازمانهای گوناگون  سیاسی، 
اجتماعی وعلمی ای وجود دارند که کاملا ًاز طریق انتخابات سری ومستقیم 
انتخاب گردیده اند، حکومات ودولتها درغرب بسیاری از مسایل کلیدی ومهم را 
به رفراندوم میگذارند ونظر خواهی میکنند که این عملیهً بسیار ارزشمند است 
وباید از آنها آموخت، ولی آیا دموکراسی غربی 
عاری از نواقص ،عیوب وکمبودهاست؟ نی ابداًچنین نیست ، دموکراسی در 
هرجامعه وکشوری بدون توجه بحل نیازمندیهای اساسی مردمان آن سرزمین 
هاخاصتا ًتا ًمین عدالت اجتماعی،زودن  فقر،محو تبعیض، ریشه کن کردن 
بیکاری ،عدم بهره مندشدن تمام مردم ازکلیه امکانات زنده گی بصورت 
مساویانه ویا متعادل ناقص است.        اگر جوامع دموکراسی سالار نتوانند 
ملیونها فامیل واشخاص بیخانه ً خودرا صاحب خانه وسرپناه سازند، اگر 
درجوامع دموکراسی نام گرفتهً امریکایی واروپایی همهً توانها واستعداد 
هاامکانات یکسان تبارز پیدا نکنند،واگر افرادصاحب صلاحیت وشایستگی لازم 
علمی وکاری  نتوانند به مقامات ومناصب دولتی راه یا بند وبرای شان موانع 
ایجاد شود دموکراسی   را ضربه میزند وناقص میسازد. 
متاًسفانه می بینیم که در پیشرفته ترین سیستمهای دموکراسی از جمله در 
امریکا  که خود را حامی ،نگهبان وکنترول کنندهً روند تحقق وانکشاف 
دموکراسی در روی زمین تعین کرده است ،دموکراسی با تمام ارزشمندیها ,عمق 
وپهنایش وسیله ایست در دست کمپنیهای بزرگ صنعتی- تجارتی،امکان بزرگ معنوی 
ایست در دست اقشار مافوق طبقات اجتماعی جامعه که طبقات پایینی وحتا متوسط 
از آن بشکل وسیع وهمه جانبه ودر تمامی سطوح بهره مند شده نمیتوانند که 
این خود ضعف ونا توانی نظام حاکم را بیان میکند. 
دراین مورد باید بیک موضوع بسیار مهم واساسی مکث کنیم،وآن انتخاب رییس 
جمهور ایالات متحدهً امریکاست، سالها ست میشنویم وشاهد هستیم که رییس 
جمهور امریکا یا از حزب دموکرات است ویا از حزب جمهوریخواه،وهرکدام از 
کاندید های این دو حزب نیزاز میان اقتصاددانان، سیاستمداران حرفوی وآگاه 
به تمامی موضوعات بین ا لمللی کاندید نمی شوند،افراد شایسته ولی غیر 
ملیاردر این دوحزب نیز حق ریاست جمهوری را تا حال نداشته اند،چه رسد به 
دانشمندان وسیاسیون خارج این دوحزب در صورتیکه ثروت هنگفت نیز در  جیب یا 
بانک نداشته باشند در دموکراتیک ترین جامعه از لحاظ ادعا قوانینی را نافذ 
ساخته اند که جلو حق کاندید شدن و مطرح شدن هزاران دانشمند، نابغه 
وسیاستمداران دارای احساس مسوولیت  جدی در قبال جامعهً بشری وحتا کرهً 
خاکی رامیگییرد وبجرم نداشتن سرمایهً عظیم ویا عدم ارتباط شان با آن دو 
حزب همیشه درراًس قدرت، نمیتوانند در میدان رقابت وآزمون انتخاباتی داخل 
شوند. 
     چطور میتوان باور کرد که بجای رقابت سالم انتخاباتی وشمارش دقیق 
آرای مردم ،از قرار قضایی در مورد تعین رییس جمهور استفاده شود آنهم در 
کشور حامی وحافظ دموکراسی درجهان، طوریکه درمورد انتخابات دور اول ریاست 
جمهوری آقای بوش از آن استفاده گردید،آیا آن احکام وقرار قضایی با اصول 
ومعیارهای دموکراسی مطابقت داشت؟.  ازاین گذشته برخورد های 
نژادپرستانه،تحقیر ملتهای دارای جلد های تیره، رده بندی کردن انسانها به 
درجات یک، د و  و سه  که دربسیاری از کشور های دارای نظامهای دموکراتیک 
معمول شده با روح دموکراسی،اعلامیهً حقوق بشرومنشور سازمان ملل متحد در 
تناقض است،خارجی ستیزی،اهانت به  فرهنگ ،زبان ، ادیان ومذاهب 
دیگران ،پامال کردن عادی ترین اصول دموکراسیست. 
مسا ًلهً خیلی مهم دیگری که باید بآن اشاره شود پیروز ساختن دموکراسی در 
جهان است که نحوهً برخورد بآن مشکلات فراوانی را در جهان خلق کرده است، 
زیرا تعدادی از حکام ظالم ومستبد دولتی ودینی برای اینکه قدرت وثروت 
خودرا از دست ندهند دموکراسی غربی را با فرهنگ، دین وسنن ملی کشور های 
شان در تضاد میدانند وتبلیغات فراوانی را درزمینه بعمل میآرورند،این 
ادعاها نیزفریب دادن وخاک زدن بچشم  مردم است ،چون دموکراسی ،مردم 
سالاریست،انسانسالاریست وقانونمند شدن زنده گی وجامعه است ،شرقی وغربی 
ندارد چون هدف اساسی انسان است وانسان در همه جا انسان است ،دموکراسی 
ضرورت جدی واکید تمام جوامع انسانیست وسبب خوشبختی وپیشرفت بشریت میگردد 
ولی آیا لازم است که دموکراسی را بقیمت ریختن خون صدها هزار انسان 
بیگناه ، بزور سلاح وشعله ور ساختن جنگهای خانمانسوز  صادر کرد ومحل صدور 
نیز نه یک مجمع قانونمند وتوافق بین ا لمللی، بلکه یک کشور 
باشد؟. 
دموکراسی صادرنمیشود،وشکل صادر شدهً آن دوام نخواهد کرد،دموکراسی رابا 
ارتقای سطح درک وآگاهی مردم باید پیروز ساخت،نه از طریق کنار آمدن با 
دشمنان قسم خوردهً دموکراسی،هیچ انسانی رانباید بخاطر دموکراسی توهین 
وتحقیر کرد. 

     راه های مختلفه وموًثری وجود دارند که خاصتاًمیتوان درکشورهای 
اسلامی، دموکراسی وآزادیهای ضروری برای مردمان راتحقق بخشید، یکی ازین 
راه ها فشار آوردن بالای رژیم سعودی بحیث ناقض اساسی حقوق بشر وآزادیهای 
دموکراتیک مردم خاصتاًزنان آن مملکت است، اگر دست مبلغین افراطی 
وبنیادگرای مذهبی سعودی وخلیجی که سالها در زیر حمایت رژیمها وبا  کمک 
وافر پولی حکام آن جاها دربین نسل جوان آنکشورها تخم کینه ونفرت نسبت 
بسایرادیان مذاهب وعقاید سیاسی پاشیده اند، از فعالیت باز داشته شود 
ورژِم سعودی صادقانه درمنبر ومسجد تروریزم وخشونت را دیگر اسلامی وجهاد 
نداند کارهای بزرگی انجام خواهد شد، منطقی نیست مجاهدی راکه درافغانستان، 
چیچن،تاجکستان،ازبکستان، ویا سایر مناطقی که خوش آنها وامریکا نیاید 
مجاهد بخوانند ولی همین مجاهدین را درسعودی عراق ، مصر وسایر جاهای دیگر 
تروریست وآدمکش بدانند(بقول مردما یکبام بادوهوا). 
  اگر دموکراسی برای آزادی، سعادت،رفاه،برابری حقوق واعتلای نقش انسانها 
درکلیه شوون زنده گی از اهمیت جدی برخوردار است، چرا امریکا واروپا این 
متاع بزرگ دردست داشتهً شان را برای تمام کشور های فقیر تحفه نمیدهند 
وآنرا فقط در اختیار عراق، ایران ونزیویلا میخواهند قرار دهند شاید باساس 
تجارب علمی شان دریافته اند که دموکراسی در کشورهای دارای مقادیر هنگفت 
نفت وگاز رشد خوب داردو قوی نمو میکند ،اگر چنین است پس چرا این هدیهً 
بزرگ را برای رژیم های خود کام، خانواده گی وحکومات شخصی در عربستان 
سعودی، قطر،بحرین ،عمان،کویت تحفه نمیدهند که حقوق انسان وخاصتا ً حقوق 
زنان در اکثراین کشورها لگد مال است واستبداد قرون وسطایی درآنجاها بیداد 
میکند، شاید بخاطر آنکه رژیمهای مذکور قبلا ًسند تسلیمی وغلامی را با 
انگریز وامریکا امضا کرده اند وگرنه یک لحظه هم در مورد شان غفلت 
نمیشد. 
چرا اینقدر سخت گیری درمورد کیوبا وکوریای شمالی صورت میگیرد درحالیکه 
اگر اهداف ویا عقاید کمونیستی مطرح باشد چین و ویتنام نیز باید مطرح 
شوند ، دراینجا معلوم میشود که از نیرومندی چین میترسند واز گوشمالی 
خوردن بدست ویتنامی ها مجدداً هراس دارند، ازکیوبای کوچک وکاملا ًدر 
محاصرهً اقتصادی نمی ترسند ولی میخواهند مقاومت دلیرانهً  آنرا درهم 
بشکنند تا کسان دیگری در نزدیکی امپرطوری یانکی نتوانند خلاف میل واراده 
ارباب بزرگ کرهً زمین فکر وحرکت کنند، ودر مورد کوریا امریکاییها 
جنگهای دههً 50 میلادی را فراموش نکرده اند  وبیاد دارند که ملتی کوچک 
ولی قهرمان چطور توانست در برابر عظیمترین نیروهای ملیتاریستی واشغالگر 
جاپانی وبعدا ً امریکایی از عزت ووقار ملی وحق موجودیت خود دفاع 
کند. 
   اینجا ترس از داشتن و استعمال بمب اتم نیز نیست زیرا اولین دارنده 
واولین استعمال کنندهً بمب اتمی امریکاست، وفعلا ًاسراییل ازجمله کشورهای 
است که درضمن نقض حقوق بشرو پامال کنندهً ده ها فیصله نامهً سازمان ملل 
متحد عملا ًکشوریست اشغالگرکه بمب اتمی نیز دارد، چه تضمینی وجود دارد که 
اسراییل روزی علیه اعراب از اتم استفاده نخواهد کرد وکدام مرجع بین ا 
لمللی اینرا تحقیق کرد که چطور کشوری که در طی توافق سازمان ملل در 
سال1948 در قلمرو فلسطین رویانده شد در کوتاه ترین زمان صاحب بمب اتمی 
گردید ، کدام مملکت اسراییل را برخوردار ازاین اسلحهً کشنده ساخت انگلیس 
یا امریکا؟یا هردو. اگر ترس از بمب اتمی اسلامیست ،پاکستان همین اکنون 
دارای زرادخانهً اتمیست،واگر ترس از بنیاد گرایی مذهبیست، آیا پاکستان 
لابراتوار اصلی تروریزم، بنیادگرایی وطالب سازی نبود 
ونیست؟ 

 متا ًسفانه بچشم سر مشاهده میکنیم که هدف اسقرار دموکراسی ونابودی 
بنیادگرایی نیست واگر هدف این باشد باید جوامع دموکراتیک در همسویی با 
تمام نیروها وحلقات دموکراتیک ضدبنیادگرایی وافراطییت مذهبی مسیحی،اسلامی 
وغیره باید صادقانه گام بردارد واز معامله گری با دموکراسی ستیزترین گروه 
ها وافراددست بکشدودرهمه جا وعلیه تمام بنیادگرایان مبارزه کند نه آنکه 
شورشیان چیچن راحمایت نماید ،با گروه های مخالف عراق با تمام توان 
بجنگد ، در افغانستان با بخشی متحد وعلیه گروه دیگری نبرد نماید، 
آزادیخواهان فلسطینی را تروریست بخواند ولی آدمکشان اسراییلی رابنام حق 
دفاع ازخود طرف حمایت قراردهد. 
    دموکراسی راباتمام ارزشی که باید بآن قایل بود ،بدون عدالت نمیتوان 
تحقق بخشید زیرا  بدون برخورداری انسان از حیات مرفه، سهم داشتن در تولید 
وبهره مندی از کلیه امکانات مادی ورفاهی جامعه،دموکراسی را نمیتوان کامل 
دانست ، دموکراسی ایکه فاصله بین افراد جامعه را بحد اقل تقلیل داده 
نتواند دیر پا نیست، ملیونها انسان فقیر،مریض،گرسنه،مایوس 
بیکار،بیسواد،موردتبعیض قرار گرفته در هیچ کشوری از جمله در وطن ما 
نمیتوانند فقط با داشتن حق بیان آزاد ولی با شکم گرسنه مدافع دموکراسی 
باشند، دموکراسی باید برای پیروزی نهایی ودایمی بر کلیه انواع 
استبداد ،تحجروبنیادگرایی تحقق بخشندهً نیازمندیهای جدی واساسی مردم باشد 
زیرا وقتی مردم ظلم، فساد،خیانت،بی تفاوتیٍ ،چپاول،زر اندوزی، وتمرکز 
بیحد ثروت را بوسیلهً حکام ،خاصتا ًمنادیان دموکراسی وحقوق انسان درسطوح 
ملی وبین ا لمللی می بینند  ،اعتماد شان را نسبت بصداقت مبلغین از دست 
میدهند وآنگاه خساره متوجه تفکر وآرمان میگردد وصدمات جبران ناپذیر 
برروان مردم وارد میگردد.             لذا لازمه دموکراتها ودموکراسی 
خواهان است که عدالت وترقی را همردیف  وپابپای دموکراسی درنظر داشته 
باشند وعملی نمایند، دموکراسی توام بافقر وگرسنگی،تبعیض وامتیاز،گفتار 
بدون عمل،عدم توجه بزنده گی وسرنوشت اکثریت مردم،باندازهً پر کاهی از 
حمایت مردم برخوردار شده نمیتواند،پس نباید باثر این نوع بیتفاوتیها به 
نهضت دموکراسی خواهی سراسری مردم ما ضربه وارد شود ودشمنان در کمین نشسته 
که بمثابه جغدهای در شب فعال، منتظر آن لحظه هستند، از وضع ناگوار سود 
ببرند.   در عرصهً بین المللی نیز وضع ازهمین قرار است ،اگر کشورهای حامی دموکراسی درعمل ثابت کنند که 
هدف شان آزادی، استقلال، رفاه و تساوی حقوق برای همه ملتها وانسانهاست و 
ترقی وپیشرفت جهانی،ختم ظلم وستمگری،چپاول وغارت منابع طبیعی کشورها هدف 
اصلی شان است، ونبرد شان با بنیادگرایی مذهبی تنها متوجه بنیادگرایان 
اسلامی نه بلکه علیه هر نوع افراطی گری از جمله بنیادگرایی مسیحی نیز 
میباشد،طرفداران زیادی را در پهلوی خود خواهند یافت، در غیر آن تلاش 
بخاطر نفت وحضور پیدا کردن نظامی در مناطق سوق الجیشی کرهً زمین با تعمیم 
یافتن دموکراسی فاصله ًًزیاد دارد.              کی میتواند قبول کند که 
جنگهای موجود  در افغانستان، عراق، وجوسازی جنگی علیه سوریه تحت بهانهً 
قتل رفیق الحریری صدر اعظم سابق لبنان در حالیکه چندین صدراعظم ورییس 
جمهور سابقهً آنکشور قبلاً کشته شده وکسی دادخواهی نکرده است ،همچنان 
علیه ایران، کوریا،کیوبا،ونزیویلا، فلسطین، برای تا ًمین صلح و عدالت 
جهانی وشکل گیری قانونیت بین ا لمللی است ، در حالیکه ده ها کشور غیر 
دموکراتیک ترواستبدادی تر دیگری در جهان وجود دارند که باید بسراغ شان 
شتافته میشد ولی بقولی چون از خودند پروا ندارد  وخیر 
است.!!! 

  ما باین اعتقاد هستیم که تروریستان، 
چپاولگران ،بنیادگراها،مستبدین ،وتجاوزگران بر حقوق وآزادیهای مردم جهان، 
در بین کلیه کشورها، درمیان پیروان تمام ادیان ومذاهب، و رژیمها ،درهر 
قاره ودرشمال وجنوب ودرهر رنگ وپوستی وجود داشته وهمین اکنون موجود است، 
ازینرو باید تمام نیروهای خیر وسالم جامعهً بشری دست بدست هم دهند وبا 
تمام توانانییها وامکانات وافری که اکنون دردست بشریت قرار داردبدون 
توهین وتحقیر همدیگر عدالت را،ترقی را ورفاه همگانی را جهانی بسازند، 
تبادل تجارب علمی ودست آورد های عظیم اقتصادی را جهانی بسازند، مبارزه 
علیه فقر ، مرض،بیسوادی وعقب مانده گی راعمومیت بخشند وسراسری بسازند،نه 
جنگ را ،نه اهانت وتحقیررا، نه غارت وچپاول واشغالگری را، در اینصورت است 
که دموکراسی ،عدل ،ترقی ، محبت وصلح بر استبداد بیعدالیتی،عقب مانده 
گی ،دشمنی وجنگ افروزی پیروز میشود وکرهً زمین بخانهً مشترک بشریت تبدیل 
میگردد وهمه مساویانه در حفظ ونگهداشت آن سهم شایسته ولازم خودرا ادا 
میکنند ، در آن صورت است که انسان باساس صفات مود روزفعلی ثروت،قدرت،قوم، 
زبان  مترقی وعقب مانده،اصیل وکم جنس یاد نخواهد شد وهمه بر افتخارات 
مشترک بشری فخر ومباهات خواهند کرد، بامید تحقق چنین روزی. 

بااحترام


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 1:49 موضوع | لینک ثابت


برای تا ًمین وحدت ملی،عدا لت اجتماعی ، تحقق دموکراسی  وسعادت ا نسان
واعظان ونا صحان د ینی ورهبران سیاسی باید خود نمونهً تقوا وصداقت باشند: 


انسان بصفت اشرف مخلوقات، سازندهً تاریخ، عامل هر تغییر وتحول مثبت دارای 
نبوغ وتوان عظیم فکری،بوجود آورندهً بزرگترین تمدنها وفرهنگها، دگرگون 
ساز  جهان،غلبه کننده بر بسیاری از بخشهای د نیای هستی وطبیعت، بازدید 
کننده  و گردش کننده در کرهً غیر نورانی و خاک آلود ماه ، مطلع وباخبر از 
مجموع جهان پیرامون، کرات سماوی ودرمجموع نظام شمسی،عالم ،کاشف ومخترع ، 
گردا نندهً چرخ عظیم تخنیک،اقتصادوفرهنگ جامعهً بزرگ بشریت ودارندهً 
استعدا دعظیمی که نمیتوان عمق وپهنای آنرا در این نوشتهً ناچیزمحدود ساخت 
وبیان کرد، قابل ا حترام  وسزاوار هر نوع خدمتگذاریست. 

   برای رنگ ورونق بخشیدن ، وبهتر شدن شرا یط زنده گی  مادی ومعنوی  این 
موجود با ارزش وتکامل یافته ، از ملیونها سال باینطرف چه بوسیلهً تلاشها 
وکار فردی ویاازطریق سعی وکوشش واقدامات د سته جمعی ، در اشکال ومیتود 
های ابتدایی ویا پیشرفته وعلمی در دیروز وامروز ، جد وجهد فراوان 
ومبارزات وسیع وپُر از دشواریها وجانفشا نیهای عظیم توا ًم با قربا نیها 
وتلفات  بیشمار مبذول گردیده وبکار بسته شده است. 

 بعدازآنکه  اولین  سیستم زنده گی  مشترک   وشورایی  مرد م جای خودرا به 
ا ولین اداره چیان ا نتخابی بوسیلهً خود آن گروههای اولی وا بتدایی 
جامعهً بشری آنزمان تعویض کرد وادره چیان ا نتخابی از تحت کنترول مردمی 
که آنها را انتخاب ویا تعین کرده بودند خارج شده ورفته رفته بکار 
فرمایان ، آمرین وبادار های مردم تبدیل شدند، زمان بسیار طولانی سپری 
گردیده است. 

  آن زمان سر آغاز بد بختیهای عظیم  وطویل مدت برای تمام ا نسا نهای شد 
که سروکارشان با یکی از وسا یل تولید وتهیه غذا ومعیشت برای خود ودیگران 
بود ودر امر تولید نقش جدی ومستقیم دا شتند،در حا لیکه صلاحیت توزیع اثر 
زحمت خود را قبلا ً ازدست داده بودند ،زیرا قبلا ًاعتقاد شان این بود که 
با تعین نمودن شخصی بصفت کلان وبزرگ، کارها بهتر ومشکلات کمتر میشود. 

 با وسیع شدن گروه های انسانها، تشکیل خانواده ها وایجاد مجتمعهای متعد د 
بهتر شد ن نسبی شرا یط زنده گی مرد م،  مشغول شدن مردم در امور کشت 
وزراعت، مالداری وصنایع ا بتدایی  در بخشهای مربوط به تولید آنزمان ، 
قدرت اداره چیان که دیگر برهبران تبدیل شده بودند بحدی بالا رفت که بصورت 
طبیعی خودرا قابل احترام میدا نستند واز مردم انتظار خم شد ن، دست بوسیدن 
حتا در مقابل شان بزمین افتیدن را داشتند، رفته رفته این ا نتظار با بکار 
بردن رعب وترس ودشوار ساختن شرایط زندگی مردم خاصتاً برای سرکشها 
ویاغیها، جبرا ً به وجیبه ومسوولیت جدی ووظیفوی  مردم تبدیل گردید. 

  با آغاز کوچیدنهای ضروری  برای پیدا کردن منا طق وسیعترغرض زراعت و ما 
ل داری،بزرگ ساخته شده های آن روز در محلات جدید سُکنا ،دست بکار شده خود 
را نه تنها آمر وفرمانده ورهبر بلکه پیشوا نامیدند وباا ستفاده 
ازامکاناتیکه ازحاصل رنج ومحنت مردم در نزد شان جمع میشد برای خود شخصیت 
و موقف   مقدسی  قایل وبوجود آوردند که روز تا روز بین آنها وتودهً مردم 
که زمانی خود جزً آنها بودند،فاصله بوجودآمد تا سرا نجام خود را به بُتها 
وتوتمهای قابل حرمت و عبادت تبدیل کردند ودیگر خودرا  جُزء تودهً مردم 
نمیدانستند ومرتبط  دا نستن خودرا بامردم عادی برای خود، کسر شا ًن 
واهانت تلقی میکردند. 

 بلی متا ًسفانه نطفه های تبعیض،ا متیاز،شکل گیری قدرتهای مطلقه وا 
ستبداد امیران، پا دشاهان،ا مپراطوران ومدعیان پیشوایی  ورهبری که 
مصیبتهای عظیم و فراوانی را برای مجموع بشریت ببار آورد، درآن زمان گذا 
شته شد وشکل گرفت وتا امروز بدرجات واشکال مختلف ادامه دارد وجا خالی 
نمیکند. 

 برتریجویی های قومی، زبانی، رنگ وپوست، خانواده های اصیل وبدل،اقوا م و 
ملیتهای برگزیده  وپست(!) کم ، کم طوری جان گرفت وقوت یافت که قدرتمندان 
وخانواده های از خود راضی ویا خود بزرگ بین، خون ملیونها نفر از همنوعان 
خودرا برای کسب قدرت ویا حفظ قدرت و جاه وجلال شان به بسیار ساده گی 
ریختند وآن  ادعاهای تقدس وبرتری جویی غیراخلاقی وغیرانسانی ناشی شده از 
تراوش های فکری مستبدین ویامفکرین غلام بچه های شان تا اکنون وباشکال 
مختلف وجود دارد، متبارز میگردد ، مصیبت می آفریند وقربانی میگییرد، 
وگرنه بایک نگاه حتا سرسری به سوابق  زنده گی وا صا لت خانوده گی حکام 
مستبد  وظا لم، بآ سانی در می یا بیم که اسلاف  وخانواده های پر مدعای 
ایشان ا کثرًا قبل از قدرت هیچکارهً هم  نبودند و مردمانی بودندجداً عادی 
ومعمولی. 

   هدف ازیادآوری مطالب بالا اینست که هر آنچه نصیب قدرتمندان، ثروتمندان 
ویا حکام(امپراطوران، پاد شاهان، شیوخ، امرا،خلیفه هاودیکتاتور ها) شده 
است ازلی وابدی نبوده  ونمیتواند باشد، متا ًسفانه نه تنها در ازمنهً 
قدیمی وگذ شته از سطح درک پایین مردم ا ستفادهً منفی وغرض آلود صورتگرفته 
ا ست بلکه همین اکنون نه فقط دروطن ما بلکه درپیشرفته ترین کشورها ، 
غارتگران وثروتمندان نشسته براریکهً قدرت ویا گروه های دین فروش وتاجران 
اند یشه، تفکرومقد سات ملی ومذهبی، مردمان شان را فریب میدهند وجنگهای 
تجاوز کارانهً شان را که جز اهداف  شوم سیاسی واقتصادی چیزی در قبال خود 
ندارد جنگ مقدس وبرای رضای خدا قیمت میدهند وبا کمال تاًسف عدهً از 
روحانیون  نیز این پروسه های آدمکشی راحمایت وتوجیه د ینی ومذهبی نموده 
بالای معتقدین ساده دل، آنرا می قبولا نند. 

 آخر، چرا افرادی، بزرگی وعظمت پروردگار را یاری رسان خود شان درموارد 
جنگ،ظلم  وتجاوز بمال وجان وحتا ناموس سایرین نه فقط کفار  بلکه برادرن 
همدین، هم مذهب وهمزبان خودوانمود وتبلیغ کنند، آیا این تهمت بذات اقدس 
الهی نیست ؟ چطور امکان دارد خدا با آن همه بزرگی وعظمت، جاه وجلال 
کبریایی، درپهلو وجانب یک گروه از مخلوق خودش بایستد وعلیه مخلوق و 
سایربنده گان دیگرش شمشیربزنددرحالیکه همه مخلوق وبنده گان ا ویند. 

 این سیاستها مولود منافع یکعده خاصتا آنهاییست که بقیمت فقر وتنگد ستی 
واهانت گروه های وسیع مردم بزنده گی طفیلی عادت کرده اند وبرتری جویی 
دینی ومذهبی که بمثابهً عامل ا ساسی بقای شان ثابت گردیده است،باید همیشه 
مورد استفادهً آنها قرار گیرد وفعال باشد زیرا بحیث تجارت بی سرمایه 
سودهای  کلا نی   را برایشان ببار آورده است و میآورد. 

  اگرتبلیغات یک جا نبه ً دینی را قبول کنیم ،و بطور مثال ادعای یهودیان 
را در نظر بگیریم، با ساس آن درمی یابیم که یَهُوه  فقط برای 
بقا،بزرگی ،عزت، کثیر شدن قوم بنی اسرا ییل و عظمت وجلال وپاکیزه نگهدا 
شتن ا ستخوان،خون وروح آن قوم مکررا ً ابراز نظر نموده واطمینان داده 
است،درحالیکه ملل واقوام دیگررا نه تنها ارزش نمیدهد بلکه بزرگترین 
رهبران یهود را برای نابودی وتارو مار نمودن دیگران بهر آیینی که متعلق 
باشند، مکلف ومجبور میسازد . 

 از همین جا ست که دولت های اسرا ییل باساس متون تورات ادعا میکنند که 
یَهُوه سرزمین بین دونهر (مصر وفرات) رابه پیغمبران بنی اسراییل بخشیده 
است  لذادولت آیندهً یهودی با ییست در وسط نیل وفرات جابجا شود، که باین 
ترتیب باید سرزمیهای وسیعی از مصر ، تمام اردن، سوریه، لبنان وقسمت بزرگی 
از عراق را باساس فرمایشات  مندرج وبطور صریح بیان شده در تورات، 
جزقلمروو  حاکمیت توراتی اسراییل قبول کرد ودر اختیار آن قرار 
داد.                                آیا مردمان آن سرزمینها که تاریخی 
قدیمیتر وغنی تر از قوم یهود دارند اینرا می پذیرند ؟ هرگز نی ! پس تکلیف 
بنود موجود در تورات چه میشود؟ درحالیکه مردمان آن کشور ها همه مسلمان 
اند ودر پهلوی قرآن کریم به تورات وانجیل وزبور نیز ایمان دارند، آیا 
میشود بخشی از تورات را قبول کرد وبخش دیگری را که برای قوم عرب 
زیانبارودر حکم خود کشی است ولی  برای  قوم یهود یا  به قول خود شان برای 
بنده گان برگزیدهً یَهُوه سعادت بار است نپذیرفت؟. 

  چرا این همه دانشمندان ومراجع فتوا وتقلید اسلامی ومسیحی درمورداین 
ادعاها و مسا یل اساسی دیگر ابراز نظر نمیکنند وصد ها ملیون از پیروان 
این ادیان ابراهیمی را در مورد، بیخبر میما نند، آیا واقعا ًوعدهً خداوند 
برهبران وپیغمبرهای برخا سته ازقوم یهود چنین بوده که فلان ساحه جزقلمرو 
قوم یهود باشد؟اگرآنچه در ترجمهً فارسی تورات آمده است دقیقاً کلام آسما 
نیست، چطور میتوان در برابر هدایت خداوندی قرار گرفت واگر حقیقت ندارد و 
در متن تورات مداخله صورت گرفته ( د ست خورده است) چرا درَرد آن  اقدام 
نمی شود ، با چُپ  بودن مشکل حل نمیگردد. 

  این ادعا ها در حالی صورت میگیرد که در هیچ آیتی از آیات قرآن کریم در 
مورد صحت بودن ادعا های مذکور تذکری داده نشده است. 

  اگر بادیدی بدون تعصب بمسایل مختلفهً زنده گی بشریت در دیروز وامروز 
نگاه کنیم بخوبی درمی یابیم که همین برتری جوییهای مذهبی ، قومی ونژادی 
چه بلاها ومصیبتهای عظیمی را بالای بشریت که تحمیل نکرد وهنوزبا وجودهمه 
تکامل و پیشرفتها ییکه درعرصه های مختلفه، در راس تحول عظیم درتوانا 
ییها  ا ستعداد وتوان مغزی انسان درعرصهً اختراعات وا کتشافات محیرا 
لعقول نصیب بشریت گردیده است ،گروه های متعدد جوامع متمدن ودرحال انکشاف 
یا عقب نگهداشته شده برای طعنه زدن بهم، برای مات ومغلوب کردن 
یکدیگر،برای ارایه نمودن اسنا د و مدارک معتبرتاریخی غرض تثبیت قدامت 
تاریخی وفرهنگی وزنده گی کردن بروی کرهً خاکی، هرکدام  بقایای ا ستخوا 
نهای قبرستا نها ی قدیمی را که معلوم نیست محل دفن کدام طایفه ،قوم ،نژآد 
وا نسانهای کدام دورهً تاریخ بوده ، جمع آوری نموده  وکالبد شگافی میکنند 
ویا با ا ستفاده از امکانات پیشرفتهً امروز از طریق تثبیت  دی،ا ن، ای که 
متا ًسفانه کشورهای فقیر وبقایای ملیتهای بومی آسیایی، افریقایی وامریکای 
لاتین هنوز بآن دسترسی نیافته اند آن فوسیلها و  استخوانها وبقایای ا 
نسانی را تثبیت میکنند، اگر این تحقیقات   برای  تکمیل وتوفیر معلومات، 
وتحقیق چگونگی زنده گی بر روی زمین باشد خوب درغیر آن نشود که از آن 
تحقیقات نیز بهره برداری های استعماری شودوبا کل جرا ًت(!) منکرسابقهً 
زنده گی و قدامت موجودیت مردمان کشورهای فقیرشوند وگویا ثابت کنند که عقب 
مانده گی کشور های جنوب ناشی ازعدم امکان رشد دماغی آنهاست طوریکه در 
مورد سیاهان این ادعا قبلاً صورت گرفته است. 

  این جنگها ودعوا هادر شرایطی ادامه دارد که کرهً زمین ببرداشت بسیاری 
ها بدهکدهً کوچکی مبدل گردیده که زنده گی درآن بدون تحمل و پذیرش دیگران 
و دادن حق زنده گی آزاد وآبرومندانه بآنها وبهره مندی یکسان تمام نوع بشر 
از امکانات  و دا شته های طبیعت وکلیه دست آورد  های اقتصادی وعلمی 
جامعهً بشری، غیر ممکن گردیده ودوران خودسری ها وبی ارزش نگریستن ها 
بسایر ملل ومردمان بهر دین، مذهب، نژاد زبان و  فرهنگی که تعلق دا شته با 
شند سپری گردیده است. 

  بشریت خیر خواه ،عدا لت پسند،صلحدوست وبی تعصب جوامع امروزی از طریق 
مطا لعه وبررسی حوادث خونین گذ شته وچشم دید خودش باین نتیجه رسیده است 
که همین انسان قابل حرمت، متکامل، اند یشمند، کاشف ومخترع وقافله 
سالارکلیه  مخلوقات وموجودات کرهً زمین ، بارها وهزاران بار بحدی ظالم 
وخونریز گردیده ومیگردد که تمام ا صول، معیارها ود سا تیرادیان سماوی، 
عقاید واخلاقیات ا نساندوستانهً  سیاسی وفکری خودش را زیر پا نموده 
وحشیانه تر نسبت بهر درندهً، نه بجان سایر حیوا نات که بجان همنوع 
خودش،بجان هم خون و هم سرشت وهم سرنوشت خودش حمله کرده وباعث خرابیها 
وخونریزیهای وسیع و فراوان گردیده است. 

 از همینجا ست که در توصیف مقام ا نسانی میتوا نیم بگوییم که: ا نسان 
درقالب روح بزرگ انسانی اش میتواند فرشته باشد ولی با خصوصیتهای منفی، 
حیوانی وستمگرانه اش بدتر از هر درنده وجانور وحشی عمل میکند ومیتواند 
خون های بیشماری رادریک چشم بهم زدن بریزد ومحصول سا لها کار ، زحمت 
وسازنده گی جمعی را با خاک یکسان کند  . 

  بلی همین انسان خلاق ودانشمند، کاشف ومخترع،برای نابودی خودش برای محو 
دسته جمعی نوع بشر  وسایر جانداران بمب ا تم را اختراع کرد وبالای جاپا 
نیها استعمال نمود،ودر طی صدها جنگ خونین وپرتلفات از انواع اسلحه ها از 
جمله گاز های جداً کشنده وخطرناک علیه همدیگر استفاده کرد ه اند وخواهند 
کرد.        چرا چنین ا ست که عملکرد انسان میتوانداز همنوایی با فرشته 
تا همسویی واتحاد با شیطان درتردد باشد، دلایل این برخوردها ی متضاد را 
باید درروشنی حقا یق تاریخی،مراحل مختلفهً رشد وتکامل انسان وسیستم تولید 
وتوزیع نعمات مادی ، شکل گیری انواع مختلفهً سازمانها وادارات رهبری 
وحکومتی ملتها وتغییر وتبد یل متعددمذاهب وادیان واعتقادات مردم با لاثر 
زوروبکاربردن سلاح ،بوجود آمدن طبقات واقشار طفیلی، زورگو، مستبد، تمامیت 
خواه،حکومات ستمگرظالم و موروثی ، زایل شدن نقش مردمان جهان درتعین 
سرنوشت شان،مطالعه وجستجو کرد،ونقش منفی افکار ،عقاید، ایده ها ومکتبهای 
نفرت آفرین،ا نسان ستیز، دیگر ستیز،تفوق طلب،ا نحصارگر،مسا محه نا پذیر 
وشخصیت های کلیدی واساسی این افکار را مورد بررسی ومداقه قرار داد که با 
چه چالها ، نیرنگها وتبلیغات فریبنده ذهن ودماغ مردمان خوش قلب وساده د 
لرا مجذوب افکارونیتهای بیثمروزیا نبا ر  خودساختند وتحفه های ناپا ک 
کینه توزی،عداوت وجنگ دا یمی را بین کتله های بشری توزیع کردند. 

  اگربدون جانبداری قبلی قضاوت کنیم درمی یابیم که انسان برای بسیاری از 
عقاید مفید سیاسی ومذهبی بحیث اساس وبنیاد زنده گی وتغیر وپیشرفت جوامع 
مطرح بوده واست، در قرآن کریم نیز بارها درمورد مقام ومنزلت ا نسان تذکر 
بعمل آمده ودرآیة ً کریمهً  (وَلقَد کَرمنا بَنی آدَ مَ ) صریحا ً به 
مقام ا نسان وحق کرامت به ا و هدایت داده شده است بدون ا ینکه پیش شرطی 
مطرح شود ، یعنی انسان بدون در نظر داشت دین،مذهب ، رنگ، پوست، ثروت،فقر، 
پیش رفته وپس رفته،ا صیل وبد ل(!)،اکثریت واقلیت،شمالی وجنوبی وسایراسباب 
ووسایل تفرقهً که فعلاً مورد استفادهً نیازمندان و کاربران قرارمیگیرد، 
دارای کرامت است. 

 درتعریف کرامت آمده است: کرامت- مص.(ع ) «کرامة» (کَ.مَ) « بزرگی 
ورزیدن، جوا نمرد  بودن ، بزرگی و ارجمندی، بخشنده گی امرخارق عادت که از 
اولیا وصالحان دیده شود، پا یین تر از معجزه که خاص ا نبیا است، کرامات 
جمع. 

 سوال پیدا میشود که چطور عده ً به نیابت از خدا ودین رسول ا له بدون 
تعمق بفرموده های صریح قرآنی، که سنگ حمایت از آنرا بی جهت بسینه های پر 
از کینهً خود بآهسته گی برای ضربه ندیدن میکوبند، امر قتل ومرگ وسنگسار 
نه تنها انسانهای سایر ملل، بلکه هزاران مسلمان بیگناه را دیروز وامروز 
صادر کردند ومیکنند وهزاران بار اتفاق افتیده که یک آدمک عادی، بیسواد 
وبیخبر از احکام الهی ازوظیفهً گرفتاری که کاریک پولیس ا ست تا تحقیق 
وبررسی امورات حارنوالی ،محاکم وتطبیق کنندهً حکم صادر شده بوسیلهً 
خودشرا ،خود به تنهایی انجام داده است واکنون نیز افرادی باصطلاح مسلمان 
وخارجی ستیز،سربازان بیگناه وطنر ا که همهً شان مسلمان ودارای کرامت 
انسانی وحق طبیعی زنده گی اند، بخاطر مخالفت با دوستان وهمراهان قدیمی 
امریکایی شان که چندی قبل پیرامون بعضی از مسایل باهم اختلاف پیدا کردند، 
با نعرهً تکبیرحلال میکنند، وهمه کارها واقدامات خودرا تطبیق شریعت 
واحکام الهی جا میزنند. 
     این کارها جدا ًقابل سوال ا ست ، باید مسوولین ویا اجاره داران دینی 
تکیه زده بر عالی ترین کرسی های قدرت وقضاً که از بیکاری ویا تعصب کور 
درمورد هر ترقیخواه مبارز وطنپرست دیگر اند یش وآزاده ،تا حال ده ها 
ابلاغیه،فتوا وفیصله را بناحق صادر کرده اند در زمینه موضع گیری واضح 
وآفتابی نمایند وبملت، دولت ومردمان خودما و جهان بگویند که از لحاظ شرعی 
اقدامات گروه  طالبانرا چه گونه ارزیابی میکنند، جنگ، کشتار وحملات لا 
ینقطع طالبان که بقول حکومت فعلی ازحمایت بیدریغ خارجی خاصتا 
ًپاکستان،این زایشگاه طالبان ومحل  پرورش آنها برخوردار است، با احکام 
ونصوص دین اسلام مطابقت دارد؟ برای ترویج مزیددین  اسلام ا ست، اعمال 
افراطی آنها دین اسلام را سربلندی وعزت بیشتر میبخشد؟ و با لاخره 
مکلفیتهای مردم مسلمان ما درقبال این حوادث خونین چیست؟و...... 

اگراعتقاد این مسوولین دینی که خودرا مدتیست رهبران دینی وجهادی دیروز 
وامروز میدانند، این است که کار وفعالیتهای مختلفهً گروه  طا لبان   و 
متحدین جهادی دیروز شان که فعلا ًدر شکل از مشارکت در دولت فعلی دورند 
ولی در عمل  منا صب بزرگ،عمده ومهم بخشهای حکومتی وقضا را دردست دارند 
درمخالفت با دین اسلام است وپایهً شرعی وقانونی ندارد چرا بطور صریح 
ومتحدانه پارچه کاغذی را مهر وامضا نمیکنند وجنگ وکشتاربوسیلهً ا یشان را 
حرام، ضد دین رسول اله وشریعت اسلامی  اعلان نمیکنند، در حاکیکه ماشا اله 
در این موارد برای تکفیر کردن ومباح الدم د ا نستن مخا لفین مسلمان 
وافغان شان تجربه وخبرهً عظیم دارند، باید باین بی تفا وتی بیهودهً خود 
وصبر بیمورد حکومت خاتمه دهند وابراز نظر نما یند که طالبان قابل حمایت 
اند یا نی؟. 

  اگراعتقاددارند که راه طالبان، راه اسلام وشریعت است ودرجهت اعلای 
کلمةاله،  وخود بنا به مجبوریت های مجهول ویا خدای نا خوا سته ازترس از 
ازدست دادن قدرت وچوکی های که برای بدست آوردن آن، نه فقط، سر، هزاران 
نفر را ترکانده اند بلکه شکم هزاران نفر را دریده اند وباین موقف رسیده 
اند، نمیتوا نند صریحا ً موضعگیری کنند، این نیز برای شان مشکل وقیمت 
تمام خواهد شد، زیرا کاسهً صبر دولت، امریکاییها ومتحدین  ا یتلاف بین ا 
لمللی در زمینه بسر خواهد آمد ونشود که مورد غضب قرار گیرند وبرای شان 
دیرشودونتوا نند صداقت ووفاداری خودرا دربرابرارباب وکله خورقریهً جهانی 
که با کل سخاوت ( !)معا شات، جیب خرچها، مصرف دسترخوان ، حج پولی ومصارف 
استرا حت های تابستانی و زمستانی ومخارج تحصیل درخارج(غرب) جگر گوشه های 
آنها را بقیمت فقر، بدبختی، گرسنگی وبیسواد ما ندن صد ها هزار یتیم مجموع 
فا میل های شهیدان انقلابی وجهادی،در سطحی جدا ًبالا وبه دالر پرداخت 
میکند، ثابت 
کنند!!!. 
اینجا میخواهم از آنانیکه یکباره توغ وعَلَم ناسیونا لیزم را باساس مُود 
روزونه باساس درک وضرورت های جامعه بلند کرده اند بپرسم که چطور میتوان 
درفضاو محیطی که نفرت وانتقام وعدم سازش با ادیان ومذاهب دیگر بحیث یگانه 
سمبول ونماد اسلامیت تبلیغ وقیمت پیدا میکند،فقر، تعصبات قومی وزبانی، 
عقب مانده گی وبیسوادی بیداد میکنند میتوان خود بر همه مشکلات فایق آمد 
ویادر چنین حالت که عدهً درلفظ بالای ناسیونالیزم تکیه میکنند، همکاری 
وهمیاری جهانی را نه فقط در مسایل جلب کمکها ومساعدت های اقتصادی بلکه 
برای بقا ،حمایت ودفاع ازحاکمیت جلب کرده ومورد استفاده قرارداده اند 
درحالیکه عین حالت ووضع  امروزی را چندی قبل همکاری با کفر، خیانت 
ووطنفروشی قیمت میدادند وعلیه آن جهاد خونین را اعلام کرده بودند. 

  مگرعین سناریو البته با تغیر کلی اهداف دوحاکمیت ،ا ینبار وسیعتر وپر 
دامنه تر از موجودیت شورویها ،با لشکر کشی بدون حد اقل مشوره بدون 
دعوتنامه، بدون ویزای دخول، سرازیر شدن از زمین وهوا بداخل هردره وبرسر 
هر کوه وطن بوسیلهً امریکایی ها وبعدا ًقوای ناتو تکرار نشد ونمیشود، این 
چه نوع اسلام و ناسیونالیزم وآزاده گیست که اگر قوای یک کشور خارجی باساس 
دعوت دولت دارای حاکمیت وقت بوطن ما آورده شد،اقدامی بود ضد 
اسلامی،غیرافغانی وطنفروشانه،غیر ملی وخاینانه ، ولی تشریف آوری قطعات 
کاملا ً محدود(!) در حدود 20 کشور امریکایی واروپایی غیرمسلمان، تحکیم 
بخشندهً حاکمیت ملی  واسلامی،غرورافغانی، تامین کنندهً نظم وثبات وضامن 
قطعی پیشرفت افغانستان بسوی قله های شامخ پیروزی وافتخارمیباشد. 

  آیا وظایفیرا که فعلا ًنیروهای امریکایی ومتحدین خارجی ودا خلی آن 
درشهر ها وقشلاق های وطن ما درامورجنگی بپیش میبرند با وظایف ومکلفیتهای 
عسکری اردوی جمهوری دموکراتیک افغانستان وقطعات نظامی شورویها، نمیتوان 
مقایسه کرد تقریبا ًیکسان دانست، آن جنگها در دیروز علیه تجاوز خارجی 
بود،مقاومت در برابر تروریزم، تحجر، بنیادگرایی وافراطییت مذهبی بود،جنگ 
ومقاومت علیه آدم کشان  بیرحمی بود که هزاران انسان را زنده بگور 
میکردند، زنده پوست می کندند، به هیچ کس بشمول معلمین  شرافتمند واطفال 
خورد سال مکتبی ،بزنان و پیر مردان  رحم نمیکردند هر کسی را میکشتند وهر 
آبادی وعمارتی را آتش می زدند ومنفجر میساختند، هیچ جُنبنده ای بدون 
اجازهً آنها نباید حرکت میکرد ولو موترهای حامل مواد غذایی ومسافرین 
بیگناه میبود در غیر آن باید طعمهً آتش میشد ویا غارت میگردید. 

 آن جنگ ها، باوجود کل اشتباهات وخساراتی که ببار آورد برای تحقق اهدافی 
بودکه امروز حتامشهورترین چریکهای مجاهد ویا سرکرده گان دینی – سیاسی 
ونظامی وآشتی ناپذیرترین آنها با دموکراسی وآزادی، دررکاب غرب غیرمسلمان 
برایتحقق آن از سر مجبوریت و نا گزیری وبیچاره شدن، علیه برادران مسلمان 
دیروزی شان می جنگند، خودرا دموکرات میدانند وبرای کسب اعتماد سروریش 
خودرا کوتاه واصلاح کرده اند  درحالیکه تا همین دیروز افتخار شان این بود 
که ریشهای مبارک شان پاکی نخورده بود، ولی امروز ازترس زور وبرای حفظ 
چوکی وقدرت، آن افتخارات خودرا یا نابود کرده اند ویا کم ساخته اند. 

 پس جواب خونهای بیشماری را که بجرم تراشیدن ریش ریختانده شدند کیها 
باید بدهند؟ واگر مبارزه علیه بنیاد گرایی وتروریزم مشروعیت دینی واعتبار 
قانونی دارد چرا خون هزاران بیگناه را بجرم  کج سیر کردن بملا ، نرفتن 
بمسجد وپوشیدن لباس فرنگی وغربی و سر لُچی(زنان ومردان) ریختند در حالیکه 
امروز اکثرًا خودشان لباسهای عصریتر وفرنگی تر را میپوشند ومدد معاش 
ماهوار فرنگیها را میگیرند وبا آن زنده گی با عزت(!) خود را ادامه 
میدهند. 

      لذا ،میبینیم که نا سیونالیزم با عقاید خشک ومیان تهی فاصله 
داردوطنپرستی و ناسیونالیزم بمعنی بسته کردن دروازه های یک کشور بروی 
تمام افکار وعقاید مفید نیست هیچ کشوری به تنهایی خود بپا ا یستاده 
نمیتواند، تعصب کور، خارجی ستیزی ورد تمام عقاید مفیده وسازندهً سایر ملل 
جهان وعدم ا ستفاده  از دست آوردهای عظیم علمی، تخنیکی واقتصادی جهان در 
راًس دول غربی جفا در حق وطن وملت عقب گذاشته شدهً ماست، از طرفی این 
تعبیر نیز غیر واقعی است که اگر متجاوز مسلمان باشد ،فرق نمیکند واگر 
همدین ما نباشد باید حتما ًدر برابرش جنگید وجهاد کرد، امروزبچشم سر 
مشاهده میکنیم که ازعربستان نامی و اسلامی شروع تا عراق ، پاکستان، 
کشورهای آسیای مرکزی وقفقاز( اسلامی) ودر ده ها کشور دیگر اسلامی ومسیحی 
قوای نظامی امریکا موجود است ومطابق  پلان  و ومنافع خودش ویا منافع 
مشترک با دولتهای آن کشورها عمل میکند. 

 درحالیکه متجاوز ،متجاوز است ،کفر ومسلمان ندارد وکفر هم کفر است کفر 
روسی وامریکایی ندارد وعقاید وارداتی وارداتیست آسیایی واروپایی ندارد، 
ما بحیث یک ملت قدیمی بارها دین وفرهنگ خودرا بزور شمشیر به هند وستان 
ومناطق دیگری درشمال وغرب وطن خود صادر وبالای مردم به جبر وزور قبولانده 
بودیم ، وقتی مبارزه علیه ایدولوژی های خارجی فرض ویا ضروریست چرا علیه 
افکار صادراتی خود  قرار نمیگیریم، علاوتا ً درجهان امروزی چطور میتوان 
ازتاثیر علم،دانش،خبره وتبلیغات وسیع فرهنگی،رادیو تلویزیونی ا نترنتی که 
ضرورت به لشکر کشی نیز ندارد در امان باقی ماند ، درحالیکه دربسیاری 
موارد بآنها اشد ضرورت وجود دارد، دفاع از عقاید د ینی وسنن پسندیدهً ملی 
رابا در قفس نگهدا شتن اولاد وطن وبستن درهای رادیو، تلویزیون،برچیدن سته 
لایتها،حبس وزندانی کردن نویسنده گان، توهین وتحقیر محصلین ومتعلمین وکشت 
تخم نفرت وکینه علیه تمدن،ترقی  وفرهنگ جهانی نمیتوان عملی ساخت باید در 
کلیه موارد بسوالات مردم پاسخ داد وقناعت آنهارا فراهم کردوسطح درک 
وآگاهی ملی را ارتقا بخشید ،فقط از راه دانش وعلم میتوان جلو افکار خرافی 
و تهاجم فرهنگی را گرفت ،دُره ،شلاق ،صدورحکم تکفیر واهانت به صاحبان 
قلم ،علم ودا نش مفید تمام نمیشود ،برعکس واکنشهای تند وبدی را درقبال 
دارد. 

آیا مردمان عراق،ایران ، کویت ، صحرا ی غربی، پاکستان، بنگله د یش،المغرب 
وسایر کشورهای اسلامی که خونهای همدیگر راریختند از دشمنان متعرض 
ومسلمان  شان با گرمی استقبال کردند ویا اینکه تاهنوز بین شان دشمنی 
وعداوت باقی مانده است، لذا دشمن ومتجاوز کفر ومسلمان نیز ندارد، ازطرفی 
با کمال تا ًسف دین ومذهب واحد وزبان مشترک نیز باعث وحدت ملی نگردیده 
ونمیگردد، باید منافع مشترک ومتقابل انسانها ،گروه ها وملتها را طرف توجه 
جدی قرار داد بناًدرپهلوی درنظر گرفتن پیشنها دات بالا برای تا ًمین وحدت 
ملی،عدالت اجتماعی ،تحقق دموکراسی وسعادت ا نسان،واعظان وناصحان دینی 
ورهبران سیاسی باید خود نمونهً تقوا وصداقت با شندوبهمراهان ومردم خود 
دروغ نگویند. 

   اگر نزدیکی با کشورهای غیر اسلامی نارواست چرا بزرگان اد یان ابراهیمی 
تا حال چندین بار در واتیکان مسیحی گردهم آمده وبرای نزدیکی ادیان سه 
گانه کار وفعالیت میکنند، باین منظوربزرگان،علما ومدعیان بزرگی دینی همهً 
ادیان خاصتاً  دروطن ما مکلفیت اخلاقی ودینی دارند تا دین خدا را تعبیر 
وتفسیر غرض آلود نکنند واز دریچهً منافع  تنگ شخصی خود هرکسی را ملامت و 
برا ًت  ندهند   و بگذارند دین خدا در خدمت مخلوق خدا، بدون تعصب ومداخله 
مورد استفاده قرار گیرد وزمینه برای دین گریزی ویا عقده گرفتن ازدین آنهم 
باثر تفسیر نادرست ازدین ویا برخورد توهین آمیز نسبت به ا شخاص از طرف 
متولیان امور مساعد نگردد ودین خدا وسیلهً تفاهم ونزدیکی شود نه آنکه آن 
را برای پارچه پارچه کردن بیشتر مردم مورد استفاده قرار دهندوطوری عمل 
کنند که برداشتهای مبنی   بر  مخالف بودن دین با تحول ودموکراسی رادر نزد 
بسیاری ها به حقیقت تبدیل کنند که این نیز بر دشواریها ومشکلات مردم ما 
خواهد افزود. 

  اخیرا ً میخواهم توجه جدی اهل سیا ست ومبارزان ملی- مترقی را باین امر 
معطوف بسازم، که کشیده گی های شخصی وتدا وم اختلافات بی مفهوم آنها، گناه 
بزرگیست که بوسیله ًآنها ا نجام وعملی گردیده ولی کفارهً آن بوسلهً مردم 
خوب ونیروهای واقعی جریان ترقی خواهی ووطنپرستی با قیمتی گزاف تا حال 
پرداخته شده  وپرداخته میشود، باید باین جفا وگناه هرچه زودتر خاتمه داده 
شده وزمینهً آن فراهم گردد تاگروه ها وامکانات عظیم وطنپرستی سمت وسوی 
مفید پیدا نموده بحیث چشم وچراغ مردمیکه باید از تاریکی وظلمت بطورسالم 
بیرون شده بتوا نند مورداستفاده ًبموقع قرار گیرند،زیرا مردم ما میگویند 
که خینه فقط قبل ازعید بدرد  میخورد نه بعد از آن. 

 در وطنیکه شمع ضعیف دموکراسی داردازطرف ابر سیاه توام با تند باد 
ویرانگر که خرابی های قبلی آن هرگزبا ید از یا د نرود، به خاموش شدن 
تهدید می گردد ، خموشی وبی تفاوتی نیروهای دموکراتیک وترقیخواه، صرف 
نظرازینکه چه نوع برخوردی با آنها درزمینهً نجات آن شمع صورت 
میگییرد،ازاهمیت حیاتی برخور دار است. نمیتوان تعلل وبیتفاوتی را بیشتر 
ازین توجیه کرد، باید بخود آییم وبا درک رسالت ودین ملی وا نسانی،اولا 
ًاتحاد وهمبستگی صادقانه ودورازلفاظی را بر پایهً اصول وپرنسیپهای که 
هرکدام ما در حرف وگفتار، خودرا حامی آ نها می دانیم بوجود آورده  باده 
ها گروه خورد وبزرگ ترقی خواه وعاشق آزادی و دموکراسی بدون در نظر داشت 
تهمتها وافتراآتی که درحق ما بکاربرده اند ویا ما نثار آنها کرده ایم، 
متحد ویکسو شده ا جازه ندهیم که عفریت ارتجاع وجلادان کهنه کار، برسم پار 
وپرار،دموکراسی وترقیخواهی رابار دیگر تسلیخ نموده وبه چوبه دار بکشند، 
یک لحظه غفلت بیشتر گناه وجرم غیر قابل بخشش را درقبال داردو عاملین آن 
هرگز نباید مورد عفو ملت ونیروهای وطنپرست  قرار گیرند. 
ای فغان از یارناجنس ای فغان     همنشین نیک جویید ای مهان    عقل 
راافغان زنفس پُر عیوب       همچو بینی بدی بر روی خوب   عقل می گفتش که 
جنسیت یقین    از رهً معنیست نی از آب 
وطین 
( جلال الدین بلخی) 

 بادرود به شما  


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 1:43 موضوع | لینک ثابت


اتحاد صادقانه و عملی: (یگانه راه خدمت بمردم ووطن)


          واژه های زیبا ، دوست داشتنی وقابل حُرمت اتحاد، وحدت،همبستگی، 
رفاقت، برادری ، تشریک مساعی، همد لی، وحدت نظر وعمل برای هر حزب ، گروه 
ومردمی غرض تحقق اهداف وآرزوهای بزرگ اقتصادی،سیاسی و  اجتماعی از ارزش 
واهمیت فوق العاده  برخوردارند ، زیرا بدون آنها هرگز نمیتوان شاهد مقصود 
را در آغوش کشید ومصدر خدماتی مفید ، چه در سطح جامعه وچه در ساحات محدود 
و کوچکترحزبی وگروهی ای گردید که از ارزشمندی قابل توجه بهره مند بوده 
وبیانگرانجام کارو رسالت بزرگ انسانی وتحقق وجیبهً ملی واخلاقی  باشد. 

              بهمگان معلوم است که گروه ها وآدمهای زیادی با وجود ادای 
نقش منفی و حتا خرابکارانه در جهت متفرق ساختن مردم،حتا در داخل تشکلهای 
سیاسی ، مذهبی وقومی متعلق بخود شان، باتمام مهارت وزرنگی، با پر رویی 
ودیده درایی، منادی وحدت ویکپارچگی مردمان ،احزاب وگروها ی، ملی، مذهبی 
وترقیخواه وطن مامیگردند وگویی شب وروزبرای برآورده شدن این هدف انسانی 
تلاش میکنند وقلب های شان فقط برای تاءمین اتحاد مردم می تپد وبس. 

         درحالیکه اکثریت قاطع مردم ، خاصتاء فعالین سیاسی گروه های چپ 
وراست، مذهبی وسیکولار،سنتی وافراطی بخوبی میدانند که کیها بخاطر اهداف 
شوم شخصی ،خانواده گی ،قومی وگروهی  خودشان که در بسیاری موارد نا 
جایز،غرض آلود وکاملا ً شخصی ومنفعت طلبانه بوده واست،نفاق افگنی کردند 
ومردم، فرزندان ورزمنده گان آنر تیت وپر ا گنده ساختند وهنوز این آب خت 
کردنها وماهی گرفتنها ادامه دارد واکثریت مردم ما تا همین اکنون کفاره 
پردازان جفاهای نا بخشودنی  شخصیتهای  مخا لف وموافق مااند که از طرف 
افراد مختلفه وباشکال گوناگون فریب داده شده اندوبا سحر وافسون تلاش 
میشود تا در زیر چنبرهای جادویی باقی بمانند،درغیر آن دوکانهای پردرآمد 
مذهبی وسیاسی زیادی بسته خواهد شد وآدمکهای که در این فروشگاههای رنگ، 
دخل نشین اندموقعیتهای غنیمتی خود را ازدست خواهند داد. 

    امروز همهً نیروهای آگاه سیاسی واکثریت قاطع مردم ما که شاهد حقیقی 
حوادث خونین گذشته وفعلی اند بخوبی میدانند که آزمندان طماع وسیری ناپذیر 
قدرت وثروت با استفادهً ناجایز از اعتقادات پاک دینی ومذهبی مردم ما چه 
اهداف غرض آلود دنیایی را دینی تبلیغ کرده ومردم را بسوی بیراهه ها 
کشانیدند ووقتی سلاح دینی مورد نظر خودشان کارآیی خودرا برای تداوم تحمیق 
از دست داد ،اختلافات زبانی، قومی ومذهبی رابحدی دامن زدند که در نتیجه 
خون صد ها هزار انسان از جمله خون ده ها هزار از همراهان دورهً جهاد شان 
را در کوچه وبازار جاری کردند وهزاران فامیل دیگر هموطنان ما را بسوی بد 
بختی وسیاه روزی سوق دادند وتا کنون وجدانهای شان زیر فشار قرار نگرفته 
که حد اقل از اعمال سیاه شان ندامت کشیده واز همرکابان داغدیدهً خودشان 
معذرت بخواهندچه رسد بمعذرت خواستن از مجموع ملت داغدیده وچپاول شدهً 
افغانستان. 

    حقیقت اینست که هر کسی اشتباه میکند ومرتکب خطاهای خورد وبزرگ میشود، 
احزاب وگروه های سیاسی نیز نمیتوانند ازین قاعده مستثنی باشند، حزب 
ومسوولین دیروز ما نیز درپهلوی هزاران اقدام وعمل نیک انسانی به یقین که 
مرتکب اشتباهات وکجرویی های شدند که باید همهً نقاط ضعف جمعی وشخصی (فردی) 
ما بصورت جداگانه ودقیق تشخیص  وبا کل شهامت وجُراًت اخلاقی به پیشگاه 
مردم خوب وطنما تقدیم شود زیرا مخالفین ودشمنان ما از چیزکی چیزها 
میسازندواز حقایق انکار ناپذیر با وجود داشتن وجدان اسلامی انکار میکنند 
مثلاً قتل وکشتار بیرحمانهً صدها هزار از رفقا ومدافعین ملکی ونظامی « 
زنان ،مردان ونوجوانان» حاکمیت دموکراتیک خلق که بوسله اقدامات سیاه 
تروریستی،درکمینها ،راهگیریها، حریق وسایط ترانسپورتی وغارت محموله های 
آنها،وبا راکت پرانیها انفجار ماینها ومحاکمات شخصی در قریه ها وقشلاقها 
بجرم سرلُچی ویا مکتب رفتن،معلم بودن وپطلون پوشیدن ویا بوسیلهً آلوده 
ساختن ذخایر آبهای نوشیدنی مکاتب خاصتاًمکاتب دخترانهً کابل ویا حلال 
کردن هزاران دهقانی که در نیجهً فرمان شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک 
افغانستان صاحب زمین شده بودند از طرف قاتلان نادیده گرفته میشود وصد ها 
تپه وقبرستان پُراز شهدای حزب دموکراتیک خلق افغانستان ومتحدین آن نه 
تنها بوسیلهً عاملین قتل که متاًسفانه از طرف مجامع باصطلاح انسان دوست 
وبیطرف وبا طرف جهان آزاد ودموکراسی(!) نتنها نادیده گرفته شده  بلکه 
بخاطر بقای شان در قلمرو افغانستان با بدنام ترین وخونریزترین افراد 
وحلقات ، قول وقرار موًدت،دوستی وتفاهم را داده وامضا کرده اند که این 
اعمال نه تنها مایهً تعجب بلکه شرمساری نیز 
است. 

در چنین حالتی باید با در پیش گرفتن سیاست سالم، روشن ، فعال واکتیف 
وقابل لمس برای همه ، بصورت علنی و واضح، بانیات پاک وبدون ریا واگر مگر 
گوییهای بیمورد ، بخود آییم ودر برابر خطرات احتمالی ایکه دامنهً آن شاید 
وسیع  گردد  باعقل وتدبیر ، با اسناد وحقایق  انکار ناپذیر وفراوانی  که 
در نزد هر هموطن  شریف ماست بمقا بله بر خیزیم وتلاشهای حامیا ن شب 
وتاریکی را با همآهنگی واتحاد نیرومند خنثی بسازیم، متاًسفانه یکعده 
مصروف دفاع از حریم جاه وجلال خودند ودر موارد بسیار مهم وضروری نه تلاش 
میکنند ونه ابتکاری بخرچ میدهند، مشکلی که اخیراً برای دوتن از منسوبین 
جمهوری افغانستان در هالند پیدا شده ،قابل دقت وتعمق جدی است باید کلیه 
امکانات وتواناییهای قانونی برای رسانیدن کمک بایشان بسیج گردد، دست بزیر 
الاشه نشستنها باید چنین عواقبی را درقبال میداشت ، بیفاوتیهای غیر 
اخلاقی در مورد رفقاییکه شامل فلان گروهک وفرکسیون نیستند ویا از فلان 
رهبر اجازهً نانخوردن وبیرون رفتن را نمیگیرند ویادر سایر عرصه های قدرت 
وخارج از امورات حزبی کار میکردند شاید برای عدهً خوشباور واز خود راضی 
مکفی وبسنده باشد ولی همه آنانیکه رووًس هرم بوده اند باید بدانند که در 
صورت تداوم این ارزیابی های غرض آلود وسیاسی این فقط آنهایند که باید 
بنماینده گی تمام پرسونل ملکی ونظامی حاکمیت جوابگو ومدافع باشند ، در 
آنصورت دلایل دور بودن از امورات نظامی بهیچ وجه سپر شده نمیتواند، باید 
با عزم وارادهً آهنین وبا تمام شهامت وطنپرستانه از مجموع دستآورد های 
عظیم وذو جوانب حزب ودولت دموکراتیک افغانستان حمایت شود، تلاش برای نجات 
شخصی وعدم کمک ومساعدت برفقای که نه تنها بدساتیر رهبران اول بلکه باوامر 
وهدایات شخصی هرکدام از مسوولین دیروز که همین اکنون خوشبختانه زنده اند 
وطول عمر وسلامتی شان آرزوی ماست صدها نفر شان خودرا قربان کردندواکنون 
فراموش شده اند،شایستهً شخصیتها وادعاهای بزرگ نیست.  مردم ما میگویند 
مرگ با یاران جشن است، بهشت تنهایی، خسته کننده ودلگیر است!!.باید متحد 
ویکپارچه شویم وحماسه های جدید وطنپرستی وخدمتگذاری را از نو ودر تداوم 
دیروز پرافتخار رقم بزنیم وبیافرینیم. 

     ما چرا قادر شده نمیتوانیم که دستان آلوده بخون صدها سرباند مخفی 
وعلنی تروریزم ، آدمکشی ونسل کشی در وطن مارا که خوشبختانه ده ها کشور 
قدرتمند جهانی با دادن تلفات درجنگ بی امان علیه آنان همین اکنون در 
وطنما منطقه وجهان مصروف جنگ هستند، بکلیه مجامع بین المللی افشا ورسوا 
کنیم، درحالیکه حامیان دیروزی باندهای  تروریستی و خونریز از اعمال عاقبت 
ناا ندیشانه ًشان در نزد مردمان خود شان وتمام بشریت با فرهنگ وآزادیخواه 
شرمنده وخجالتند وجنگ پر تلفات وپر مصرف فعلی علیه تروریزم در حقیقت جنگ 
علیه فرزندان مشترک ویاغی بنیادگرایان عربی - اسلامی وجهان آزاد 
ودموکراسیست (!) که با قیمت بس گزاف آنهارا در لابرتوارهای جهنمی 
استخباراتی و دایما ًفعال خود خلق کردند وبجنگ مردم ما که برای 
ترقی،اعتلای فرهنگی، آزادی وعدالت اجتماعی در حرکت بودند صادر وگسیل 
داشتند ، چرا شکنجه گران گوانتانامو وابو غریب را بمحاکمه نمیکشانند،چرا 
مانع ورود بد ترین قاتلان مردم ما به عالیترین مرجع قانون گذاری 
افغانستان نمیشوند،چرا بد ترین قاتلان را از پاکستان وگوانتانامو آزاد 
ودعوت میکنند ودر انتخابات سهم میدهند!! 

   دفاع از عملکرد های قانونی ونا گزیر پرسونل حاکمیت دموکراتیک خلق  فقط 
از طریق ارایهً اسناد ،مدارک وشواهدفراوان وبا اهمیتی که وجود دارد، واز 
طریق دفاع مردانه وبا شهامت کلیه افراد آن دولت از پایین تا بالا از ملکی 
تا نظامی از مسوول تا مادون واز زنان تا مردان در کلیه نقاط با ید صورت 
گیرد و ما مجامع بین المللی را وادار بسازیم تا در زمینه عدالت ، 
انصاف،بیطرفی و مساوات در برخوردهای شان را اخلاقا ً مرا عات کنند واز 
برخورد های غرض الود سیاسی ومعامله های سیاسی وامنییتی در زمینه بر حذر 
ساخته شوند ،باید این کارهاسالها قبل انجام میشد، متا ًسفانه ما در اکثر 
حالات ووقایع بعد حوادث وانکشافات حرکت میکنیم. 

       بی نیاز از تذکر است که مردمان شریف ومظلوم افغانستان نسبت بهر 
زمان دیگر به اتحاد وهمبستگی،برادری  وتشریک مساعی برای ترمیم خرابیهای 
بیشمارخرابکاران داخلی وخارجی،نوسازی ورفع عقبمانده گی  قرون ضرورت جدی 
دارند واین هدف والا، مفت ورایگان بدست نمی آید،مگراز طریق ارتقای سطح 
احساس مسوولیت آنهاییکه خودرا وجداناً در مقابل وطن ومردم شان جوابده 
ومدیون میدانندوبدون در نظرداشت منافع تنگ ومحدود شخصی وگروهی باعشق 
وایمان راسخ وبا قبول هر نوع زحمت درراه نزدیکی و یکی شدن کلیه افراد 
وحلقات وطنپرست وترقیخواه سابقه وجدیدبذل مساعی  مینمایند، بیشتر عمل 
مینمایند وکمتر خود رارکلام میکنند ونیروی عظیم همفکران را برای دفاع از 
خودشان مصروف نمیسازند،زیرا دوران قهرمان بازیها بسر رسیده وآن 
شخصیتهاییکه توانستند کتله های وسیع ترقیخواهان وطنپرست را متحد سازند 
متاًسفانه دیگر در میان ما نیستند. 

      با اینکه افراد وشخصیتهای مستعد واستثنایی ای در دیروز وامروز وجود 
داشتند ودارند که کارها وامورات بزرگی راانجام داده ودربرآورده شدن وتحقق 
اهداف نیک انسانی صلح ، ترقی وعدالت اجتماعی نقش کلیدی را ایفانموده اند 
و مینمایند وهرگز نمیتوان منکرنقش شخصیتها در عرصه های مختلفه شد، ولی آن 
بی نقصی وکم عیبی ایکه درتصمیم گیریها ، اراده وعمل جمعی وجود دارد، 
درهیچ عملکرد واقدام  فردی  و محدود از  آن سبب سراغ شده نمیتواند  که 
ذکاوت ، دانش وتجربهً یک شخص ولو درسطح حافظه وفهم یک نابغه هم اگر 
باشد ، هرگزقادر نیست که در برابر عقل وخرد جمعی ،کارایی وموًثریت 
بیشتررا  از خود متبارز سازد، از همینجاست که اصل سازنده بودن توده ها 
ومردم در ساختن تمدنها ی بشری ودر مجموع تاریخ ، بوسیلهً همگان طرف قبول 
قرار گرفته است. 

      در جهان قهرمانان زیادی آمده ورفته اند ، در عصر حاضر تعداد 
بیشماری ازنخبه گا ن و دانشمند ان عرصه های مختلفهً علم ، فرهنگ ، سیاست، 
اقتصاد واجتماع بمثابهً بزرگترین قهرمانان سوق وهدایت بشریت بسوی 
دستآوردها وپیروزی های بزرگتر انسانی، کارنامه های عظیمی را  خلق 
وماندگار ساخته اند که واقعاً حیرت آور بوده وگویای گسترده گی،عظمت ونا 
محدود بودن دست آوردهای بشریت درراه ترقی وپیشرفت بوده وبیان گراستعداد 
وتوان انسان در قلمرو نامحدود و بزرگیست که تا حال در زمین وفضا بوسیلهً 
ذهن کنجکاوانسان وتلاشهای مداوم آن در 
راه شناخت وغلبه بر طبیعت مورد شناسایی قرار گرفته است. 

    قهرمانان حقیقی اکثراً مردمان ساده ولی بزرگ، دانشمند وتوانا ولی 
خموش وکم توقع اند وبیشر ایام زنده گی را که با تمام وجود به ارزش واهمیت 
آن پی میبرند ودرک میکنند در اتا قها ومراکز تحقیقاتی ودر عقب میز های 
خسته کنندهً کار سپری میکنند تا باشد برای بهتر شدن بیشتر زنده گی 
انسانهای امروز وفردا در کلیه ساحات، به اختراعات واکتشافات جدید وجدیدتر 
دست یابند وحتا برای بقای طبیعت وحیوانات ونباتات آن از سعی وتلاش همیشگی 
خود دریغ نمیکنند، این گروه انسانهای واقعاً ممتاز، قابل حرمت وستایشند. 

  چطور میتوان بزحمات وتلاشهای عظیم دانشمندان برای نابودی وریشه کن 
نمودن فقر ،بیعدالتی، تبعیض و امراض کشنده وخطر ناک ، ارزش بزرگ قایل 
نشد ،چون باثر تلاشهای عظیم انسانی ایشان، ملیونها انسان از نعمت آزادی 
وعدالت برخوردار گردیده و ملیون های دیگرکه مبتلا به انواع  امراض واگیر 
وجداً کشنده بودند نجات پیدا کرده وبرای ملیونها تن دیگر امید واطمینان 
برای تداوی  وادامه یافتن زنده گی شان خلق نموده  وهر روز دستآوردهای 
خارق العاده وحیرت انگیزرا در زمینه شاهد هستیم. 

    روشنفکران که پل ارتباطی بین علم وتوده های مردم اند،باییست نقش 
ورسالت وطنی وترقیخواهانهً خودرا طور سالم ادا نمایند،هر نوع تفسیر بیجا، 
غیر دقیق،غیر علمی ومطابق ببرداشتهای شخصی ومنفعت جویانهً فردی ویا 
گروهکی از چگونگی اوضاع اقتصادی،سیاسی واجتماعی وطن، عدم تشخیص دقیق 
وسالم همرزمان، متحدین ،مخالفین ودشمنان ،  مارا بمشکلات فراوان مواجه 
میسازد،همچنان تعین شکل مبارزه ،نحوهً عملکردوساختار تشکیلاتی، خط فکری، 
اتحاد ها وانفصالهای سازمانی وسیاسی وراه های مطرح شدن درصحنهً سیاسی وطن 
صرف برای خدمتگذاری بمردم خوب وشریف افغانستان باید نه بوسیلهً فقط چند 
نفر محدود، باصطلاح نخبه( دور ازوطن) سمت وسو یابد ورقم زده شود، بلکه با 
مشارکت وسهمگیری حتمی وملموس تعداد وسیعی از اهل نظر وعمل تدوین ودرمعرض 
ابراز نظر مردم وگروهای وسیع وطنپرستان قرار داده شود ،ما بقدر کافی باج 
اقدامات تگروانه ،محدود وشخصی را در کلیه زمینه ها پرداخته ایم ، لذا 
اشتباهات سابقه را با ابتکارات واقدامات منطقی وعلمی باید جبران کنیم نه 
آنکه بر ضخامت اشتباهات گذشته بیفزاییم. 

  متاًسفانه یکعده در حق همرزمان ما جفا کردند ،آنهاییرا که سمبولهای 
تقوا ،مردمدوستی،فداکاری وتلاش بودند بدور از انصاف تخریب کرده وبا 
اتهامات ناجوانمردانه تخریب وتکفیر نمودند وکلیه تلاشها وعملکرد های 
ایشان را ارتجاعی ومشکوک خواندند ولی بعد مدتی در راهی رفتند که آنها چند 
روز قبل از ما رهسپار آن شده بودند، ازین گذشته صدها کادر با ارزش 
ووفادار خود را که 40 سال تمام با همه ایثار وفداکاری در یک پر وسه ومسیر 
فکری ودر پیشاپیش همقطاران شان رزمیده اند، بجرم داشتن پاره ای سوالات در 
این مورد ویا آن موضوع بمانند ریاست امر بالمعروف ونهی عن المنکر طالبان 
به سنگ ناحق تکفیر بستند واز طریق تیلفون، نامه وانترنت در نزدافراد گوش 
بفرمان خود تا توانستند تخریب کردند وآنهارا بیگانه ودشمن وحتا خاین 
وانمود کردند وازاعتماد واخلاص آن رفقای مظلوم باز بنفع شخصی وکاملاًشخصی 
استفاده شد،معلوم نشد که آیا مفاد این تلاشهای تب آلود ونا عاقبت 
اندیشانه، بمردم ما خواهد رسید یانه؟ ویا خودشان را حمایه ووقایه خواهد 
کرد؟. 

     آیا این منطقی است که افرادی در سطوح بالای ادعا ی بزرگی ، میزان 
شرافت ووطنپرستی افراد را کاملا ً بدرجهً فرمانبرداری آن افراد از اوامر 
جنابان عالی، جانشینها ویا معاونینشان(!) بدانندوباین نیندیشند که آن 
مداحان شخصی از چه شخصیتی برخوردارند؟ تقوای نفس داشته اند؟ از نام نیک 
برخوردارهستند؟  در چپاول وغارت ومعامله های پُت وپنهان برضد همرزمان 
ومردم مانقش وسهمی نداشته  اند؟ آیا موضعگیری فعلی شان نیز برای استفاده 
جویی وتاًمین مصوونیت شخصی خود شان نیست؟.... 

  ازین گذشته چطور یکعده بخود حق میدهند که خوبی وخرابی،اصولیت ،شریف 
بودن ودرجهً صداقت ووطنپرستی دیگران را در حالی تعین میکنند که در مورد 
خود شان صد ها سوال جدی درزمینه وجود دارد و دوستان شان صدها بار سخت 
وزشت این وآنرا بخاطر دفاع از همین سنگهای محک(!) درده ها محفل وجلسه 
چشیده،تحمل کرده ودیده اند، ازطرفی چقدر بی انصافیست که ما هنوز در چنین 
فکری باشیم که هرکسی باماست، سمبول عزت ووقار وشرافت است وهر کی با ما 
نیست تمام زشتیها وپلیدیها متعلق باو ویا اوشان است!!!.   درحالیکه 
( ما ) نیز وابسته بجمع کثیری از مردم ومبارزین در اینجا مورد استعمال 
ندارد زیرا هدف از (ما)ی آنهافقط یکی دوفرد است وبس. 

   اگر معیار های جهان شمول وطنپرستی،تقوا وانساندوستی را حد اقل درنظر 
بگیریم واحساس مسوولیت اخلاقی در زمینه صورت بگیرد،تعصبات کور ، 
خودخواهیها ،بت پرستی،واز خود راضی بودنهای بیمورد وناجایزرا درعمل 
ازاجندای کاری روزانهً خود دور کنیم ،لشکر عظیمی از بهترین وطنپرستان 
برای تکمیل دین ورسالت تاریخی مشترک ترقیخواهان ضد استبداد، ستم، تحجر 
وخیانت ،برای ترقی واعتلای واقعی وطن وسعادت مردم هنوز محتاج وفقیرما دور 
هم حلقه خواهند زد وبا شور وعشق بی پایان ،با ایثار وفداکاری همیشگی شان 
بحیث پرچمداران  آزادی ، دموکراسی،عدالت اجتماعی،برای متساوی ساختن حقوق 
مردم درکلیه شوون حیات اجتماعی خاصتاًتاًمین حقوق پامال شدهً زنان مظلوم 
وطن که در تحت ستم چند گانه قراردارند،کارنامه های عظیم وبزرگی رابعد کسب 
اینهمه تجارب تلخ وشرین وخونین گذشته وفعلی بوجود خواهند آورد وعملی 
خواهند کرد. 

     همه میدانیم که مشکل ما کمبود احساس رفقاً  و همفکران ما در قبال 
وطن و سرنوشت مردم ما نیست ،قلبهایی مملو ازعشق واخلاص سپاهیان بیشمار 
مبارزین وطنپرست و آزادهً وطن بخاطر ترقی افغانستان ورفاه وآرامش تمامی 
مردم ما هنوزبا قوت قبلی در سینه های متراکم از دردها وآرمانها میتپند، 
ماهنوز لشکر عظیمی هستیم که بسیاری از نیروهای داخلی وخارجی ذیدخل در 
قضایای وطنما مجبورند مارا درنظر ومحاسبهً خود داشته باشند  امروز بآن 
نیروها ولشکریان راه آفتاب، سپاه عظیم وبزرگی از نسل جدید سرخورده 
وستمدیدهً وطن یکجا ومتحد گردیده ومیگردد که اگر خود این صفوف و لشکر یان 
جانباز بی حساب دیروز وامروز با جوشش ،اتحاد واعتماد مشترک، شفاف ،علمی 
وعملی، بدور از تعصبات کور قومی ،مذهبی ، زبانی، سمتی وگروهی عمل کنند 
وبخاطر دفاع از رهبران بابدیت پیوسته ،حمایت از مدعیان رهبری های موجود 
وآنانیکه برای رهبر شدن نوبت گرفته اندو با هر تفکر ودید مفید فکری 
وتشکیلاتی با چنگ ودندان حمله میکنند باهم مصاف ندهندودر جنگ وستیز قرار 
نگیرند وباهداف بزرگتر ومبرمتر ملی وسیاسی بیندیشند، گردان بهم فشرده 
وپولادینی را بوجود خواهند آورد و تشکیل خواهند داد که میتوان آنرا امید 
بزرگ شکل گیری ،مسیر یابی وبالاخره تحقق عالی ترین اهداف مقدس ومشترک 
تمام هموطنان عدالت پسند وترقیخواه دانست وبآن اعتماد 
کرد. 
      مشکل اینست که باقی ماندن بنام گروه های قبلی سیاسی ویا رفتن ویا 
فعال شدن در وجود گروه های جدید خیلی مشکل شده است،چون ساحهً دید وفعالیت 
یکعده کار فرماها خاصتاً در محیط مهاجرت خیلی تنگ ومحدود گردیده وتحمل 
هیچ نوع جابجایی های جدید و موضع گیری مستقل سیاسی وتشکیلاتی راندارند 
وقدرت تصمیم گیری افراد را جزًساحهً حاکمیت وقلمرو  حکو متی خود 
میدانند ،این در حالیست که اکثراً داد از دموکراسی، آزادی عقیده تکثر 
گرایی وقبول نظرات مخالف راحتا در سازمان واحد سر میدهند وپابندی خودرا 
باصول دموکراسی و آزادی  ابرازعقیده متبارز میسازند، ولی در عمل تحمل 
پیشنهادات وانتقادات سالم وجداً مفید فداکار ترین دوستان و همرزمان صادق 
ووفادار خودرا ندارند وصلاحیت تخریب وبدنام سازی بهترین فرزندان مردم 
وحزب رابدست کسانی واگذار کرده اند که بمانند انجینران صاحب خبره وتجربه 
در نابودی وبا خاک یکسان سازی شهرزیبا  ودوست داشتنی کابل در زمان مسلط 
شدن گروه های جهادی ،هر دوست ورفیقی رابدنام ، تخریب وتوهین میکنند وحتا 
افرادی با تمام فرومایگی ودنا ًت با اسمهای جعلی وبعاریت گرفته شده علیه 
منتقدین اقدامات وعملکرد های منفی ومضر شان بحال مردم وتشکیلات چیز های 
را می نویسند که بازاری ترین وکوچه یی ترین موجودات آدم چهره شاید دست 
بآن یازد وبس، انتقاد سیاسی را باید با اخلاق ومعیارهای لازم فرهنگی جواب 
داد نه با فحش افترا وتوهین، زیرا فحش گویی واهانت بیانگر سطح پایین 
فرهنگی واخلاقی گوینده ، نویسنده وناشررا نشان میدهد. 

  این آدمکها فکر خام کرده اند ،باجعل ودسیسه، کاری را از پیش برده 
نخواهند توانست وخود ثمرهً اقدامات سیاه  وشوم شان را دریافت خواهند کرد 
زیرا تعدادی از رفقا بعد تحلیل همه جانبهً مسایل متعدد با عقل وخرد جمعی 
باین نتیجه رسیده اند که درحالیکه ما با انواع واقسام مخالفین ، حریفان و 
دشمنان آشتی پذیر وآشتی ناپذیر داخلی وخا رجی مواجه هستیم چه اهداف و 
اموراتی در درجهً اول اهمیت وظیفوی ما باید قرار گیرد، نباید اجازه داد 
آنهاییکه بسیاری از کار ها را خراب کرده اند همچنان به خرابکاری وسبوتاژ 
شان علیه مابقی رفقا ورزمنده گان حقیقی خلقهای زحمتکش وطن ادامه دهند 
ومادام العمر بر ما باداری کنند وفخر بفروشند ،ا ینها فکر میکنند که عقل 
عالم اند واستحقاق گفتن اولین وآخرین کلمات در کلیه امور شرعاً ، قانونا 
ًو اخلاقا ًحق طبیعی  وتغییر ناپذیر شان است نی، نی هرگز چنین نیست 
ونمیتواند باشد، زمان خیلی تغییر کرده باید سطح توقعات شان پایین آورده 
شود. 

     بسیاری از ما باین عقیده هستیم که هر کس وهر مقام انتصابی ویا بظاهر 
انتخابی دیروز مشروعیت جدید کمایی کند، تعداد وسیعی از رفقا ی دیروز 
وسابقه دارما، بنابر داشتن وحفظ اخلاق حزبی همهً بزرگان دیروز راچه وفات 
کرده اند ویا زنده اند فقط به اساس کار وفعالیت، تقوا ، ایثار وفداکاری 
شان در راه خوشبختی مردم حُرمت میکنیم ومتوقع هستیم که هرچه زودتر، عملی 
تر، بااقدامات مشترک مفید ،همگانی،شفاف وآفتابی ، وکاملاً دموکراتیک بدور 
از توافقات پشت پرده  وپنهانی فرکسیونی وفردی بمبارزه وتلاش هایمان رنگ 
ورونق لازم ومفید داده وبه سرگردانی های طولانی دونسل مبارز نقطهً پایان 
بگذاریم وبدون تعصب وخرده گیری های شخصی ومحفلی  وبدون انتقام جویی های 
کور، تمام ویا اکثریت همرزمان دیروز وامروز را منسجم ساخته ویکی از 
خلاهای بزرگ سیاسی وطن وتفکر ترقی خواهی و وطنپرستی رادر شرایط جدید 
مبارزه پُرکنیم. 

    اعلامیهً مشترک حزب متحد ملی ونهضت میهنی برای دموکراسی افغانستان با 
وجودعدم صراحت،تفصیل ووضاحتهای لازم واکیداً ضروری، مژدهً خوبی بود که 
تعداد بیشمارمنتظرین وتشنه گان اتحاد را امید وار میسازد که شاید شمال 
بهاری بعد یخبندان وکرختیهای طولانی14 سال زمستان پیهم بوزیدن آغاز کرده 
است وداریم آهسته آهسته می جنبیم ، باید به این امیدهای جدید تشنگان راه 
اتحاد وهمسویی قوت بخشیده شود واجازه داده نشود که دسیسه کاران در کمین 
نشسته باز از یک جهت وطرفی علیه این پروسه از خنجر ویا دامی استفاده 
کنند. 

                   بعقیدهً من عدم مشارکت دادن افرادی که در تعمیق 
اختلافات بین رفقانقش اصلی واساسی را بازی کرده اند میتواند بمثابهً 
ضمانت قطعی پیروزی این گفتگوها واتحاد باشد، زیرا خرابکاران هیچ وقتی 
بازسازان وتعمیرکاران نمی شوند، بناً لازم وضروریست که از دلسوز ترین 
رفقا وحتا دوستان برای پیروزی این پروسه وآغاز وبانجام رسانیدن سایراتحاد 
هاونزدیک شدنها بابدنه ها وشاخه های دیگرحزب ومتحدین ترقیخواه وطنپرست 
دیروزی وامروزی مان که با تا ًسف فراوان از هم دور شده اند استفاده شود. 

  بیاییدجدیتر ومسوولانه ترقضاوت کنیم که اگر این اتحاد حتا درسطح همکاری 
واقدامات مشترک گذرا قبل از انتخابات پارلمانی به تحقق میرسید چه 
دستآوردهای بزرگی میداشتیم ، باید جواب داده شود که چرا چنین نشد وچه 
موانعی در زمینه وجود داشت که با همه بیتفاوتی وکم بها دادن به آن برخورد 
تماشایی صورت گرفت،برخلاف در ده ها حوزهً انتخاباتی رفقای همرزم وحتا هم 
فرکسیون باثر مداخلهً حلقات وافراد موجود درخارج در برابر هم برقابت 
پرداختند وزمینهً ناکامی شان بدست خود شان ومداخله بیجای بیرونی ببار 
آمد،آخر چرا چنین اقدامات ناشیانه را براه انداختند وبرای چی،  در این 
مورد دلایل بیجا و تبلیغاتی صرف برای قانع ساختن وایجاد گویا آرامش 
رفقانمیتواند قابل قبول باشد ،آخر برای یکباردر طول حیات پر بار مسوولیت 
شان خودرا مو ًظف به جواب گویی سالم میدانند یا خیر ؟ یا اینکه آنها 
گلهای بیخارند وکل گناه واشتباه وکجرویی ازما وسایرینماست. 

 بالاخره کی ویا کیها باید در مورد تمام انکشافات گذشته وموجود جوابده 
باشد ودر کجا وچه زمانی این خواست ما واجرای مسوولیت ودین وجدانی ایشان 
بسر خواهد رسید وتحقق پیدا خواهد کرد،وما با صدق واخلاص بعد رفع کدورتها 
وحل سوالات ضروری همدیگر رابار دیگر وبعد سالها دوری ومفارقت درک کنیم 
ودر آغوش بگیریم وبا اراده وتصمیم آزاد ودموکراتیک  پیرامون تمام مسایل 
مطرح ، مبرم وضروری ملی وجهانی، سیاسی وتشکیلاتی ابراز نظر نموده ، 
همراهان راهای طویل وصعب العبور بعدی را با تمام آگاهی وشناخت 
تشخیص،تثبیت وانتخاب نموده ووارد میدان مبارزه ورقابت های سالم سیاسی 
شویم وباکل افتخار درداخل وطن،دوشادوش لشکریان عظیم ظلمت ستیز، دموکرات 
وتحول طلب، علیه تاریکی ،جهالت ،فساد وخیانت، ظلم وبیعدالتی وبرای ترقی 
وشگوفایی وطن وسعادت ورفاه هم وطنان خود صادقانه مبارزه وتلاش کنیم تا 
دموکراسی وعدالت را یارو یاور باشیم وبا استراحت طلبی، آرام شخصی جُبن 
وترس برای همیش وداع کنیم چون هر کدام ما سالها مظهرایستاده گی، شهامت 
وطنپرستانه ودلیری در مبارزه بوده ایم. 

    باید تمام نیروها ، استعدادها وامکانات متوفر وبی بدیل خودرا متوجه 
دشمنان واقعی وطن ومردم ما بسازیم، وبرای محو تمام عوامل اصلی عقب مانده 
گی،بی اتفاقی،بیعدالتی، تبعیض ، زورگویی،ستم ،امتیازطلبی وخیانت وصدها 
مشکل وبدبختی دیگرکه دامنگیر مردم ماست، اولا ًصفوف خودرا فشرده سازیم ، 
بسراغ دوستان خوب وهمراهان طبیعی،قدیمی وجدید خود بشتابیم وبرای مهار 
کردن تحجر واستبداد خودسر خونریزباتمام گروه ها ،احزاب وشخصیتهای داخل 
وخارج وطن که مدافعین صادق دموکراسی ،آزادی وعدالتندنزدیک شویم وپلانهای 
مشترک کاری را سازماندهی نماییم ،  نه اینکه باثر فراموش کردن عوامل اصلی 
بد بختی وطن، برای اینکه بی رقیب وبدون مخالف زنده گی نمیتوانیم ، دشمنان 
فرضی ویا قرضی را ازمیان همفکران خود انتخاب میکنیم و با تمام قوت وجوش 
وخروش خنده آور وغیر ضروری وحتاغیر اخلاقی بجان هم افتیده ایم ودیگران را 
که این حالت راباپول گزاف میخواستند بدست آرند خوشوقت میسازیم ، باید 
وباید بخود آییم وهرکدام ما در سطح فهم ،درک وادعا ی خود در زمینه احساس 
مسوولیت وجدانی نماییم. 

    آب دریا را اگر نتوان کشید     هم بقدر تشنگی باید 
چشید 
( مولانای 
بلخی)


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 1:37 موضوع | لینک ثابت


مخالفین دیروز ومتحدین امروزامریکا


دیریست که درادبیات  سیاسی  و نوشته های بسیاری از نویسنده گان خاصتا ً 
فعا لین چپی ووطنی ما در مورد دشمنان ومخالفین امریکا توضیحات وتبصره های 
مختلفه  صورت گرفته و  گروه ها واحزاب متعدد در زمینه مواضع رنگارنگ 
انتخاب کرده ، تعدادی در موقف های خود تا حدی ثابت وتعدادی مطابق مود روز 
ویا منافع خود نه و بر اساس منفعت  وطن تغییر موضع و موقف داده اند 
ومیدهند. 

     برای  توضیح حد اقل  درمورد موضع گیری های گروه  های مختلفهً سیاسی 
ومذهبی دیروز وامروز در این زمینه میخواهم مطابق ببرداشت ها ، سطح 
فکری،اعتقادات و چشم دیدهای خودم از آن جهت این مسا ًله را  مورد ارزیابی 
وتحلیل قرار دهم  که شخصیت ها، گروه ها و  احزاب متعددومختلفهً مذهبی، 
سیاسی،ایدولوژیک  وقومی وطن ما، دیروز  در گرما گرم مبارزات  ضد سلطنتی 
وضد  استبدادی  سال های  گذشته  برای  جای پا پیدا  کردن در میان  مردم، 
اکثرا ًلبهً تیز تبلیغات مبارزاتی شان راعلیه د،ابرقدرت،دیروز یعنی دولت 
امپریالیستی امریکا وسیستم  سوسیا لیستی اتحاد  شوروی،  متوجه   ساخته 
بودند  و آشتی وسازش  را با این دو   کشور مستحیل و غیر ممکن میدا نستند 
وبا  تمام توان و  مهارت  با دادن  ارقام  وحقایق ، حقانیت خود را به 
شمارش میگرفتند وبر  مواضع ضد  امپریا لیستی ، ضد سوسیال امپریالیستی وضد 
طاغوتی واستکبار جهانی شان بطور جداگانه افتخار میکردند. 

      این گروه ها به چندین بخش تقسیم میشدند که باختصار درمورد هرکدام 
شان تذکراتی  داده میشود ومعلوماتی شاید قرین بحقیقت ارایه میگردد تا این 
پندار وتصور بوجود آید که در عالم سیاست ومبارزهً قدرت، مرزهای عبورناپذیر 
(!) دشمنیها وکینه های مذهبی، ملی ، ایدولوژیک و سیاسی نیز بمانند خط بار 
لیف ویا دیوار برلین، قابل عبور ومرور بوده ودارای آن  مقاومت و پایداری 
نیستند که شعار های آنها گرمی بخش صد ها میتنگ، گردهمآیی واجتماع درمسجد 
و تکیه خانه درمارشها ومحافل حزبی وسیاسی میشد. 

     توضیحات آتی فقط شامل احزاب وگروهای میشود که بعد انفاذ قانون اساسی 
جدید ویا آغاز دههً دموکراسی فعالیت وموجودیت داشتند. 

     دشمنان ومخا لفین با امریکا وامپریالیزم جهانی قبل از سال 1357 
عبارت بودند  از: 

    1- حزب دموکراتیک خلق  افغانستان با  تمام فرکسیونها وشاخه های 
مختلفهً خورد وبزرگی که از آن جدا شد ند وگروه های جدید را تشکیل 
دادند  . 

    2 :   حزب دموکراتیک نوین(شعله جاویدیها)  با همه فرکسیونها وشاخه 
های   متعدد  آن. 

   درحالیکه تعدادی از گروه های خورد وکوچک دیگر سیاسی بشمول شخصیتهای 
متعدد ملی ومستقل همهً اقوام ، ملیتها ومذاهب بنابر عوامل واسباب مختلفه 
خصوصیت ضد  امریکایی داشتند و بنام داشتن تفکر ملی ومترقی علیه امریکا 
دست به تبلیغات زده وافشاگری میکردند. 

    3  : نهضت اسلامی افغانستان که بعدا ًبه شاخه های متعدداحزاب وگروه 
های اسلامی تقسیم   و آقایون خالص، سیاف،ربانی، انجینر حبیب الرحمان، گلب 
ا لدین حکمتیار وسایرین هرکدام احزاب  وگروه های جداگانه را ساختند وراه 
های مختلفهً تبلیغات وبراندازی را آغاز کردند . 

    4 : سازمان جوانان مسلمان که بعد متلاشی شدن نهضت اسلامی شکل گرفت و 
بعدا ًنام حزب اسلامی را بخود اختیار کرد و درنتیجهً اختلا فات به  چندین 
حزب، گروه وجمیعت تقسیم شده وبعدا ً با پساوند ویا پیشاوند اسلامی 
بنامهای جدید ظاهر شدند. 

    5 :   افغان ملت چه در زمان رهبری  مرحوم انجینرغلام محمد فرهاد(پاپا) 
وچه درتحت رهبری آقای حدا د وسایر ین از مخالفت با امریکا دم میزدند ویا 
شعار ضد امریکایی میدادند. 
درحالیکه دشمنان ومخالفین اتحاد شوروی در وجود احزاب وگروه های ذیل فعال 
بودند. 

   1  : تمام احزاب و گروه های که  قبل از نام  ویا  بعد از نام  گروه 
های شان کلمهً  اسلامی  را بُکسل میکردند وبعد  تغییرات سیاسی  سال 1357 
با نامهای فریبنده تر، در وجود احزاب بی شمار و ا لبته اینبار بنام جهادی 
فعالیت شان را نه بشکل سیاسی بلکه مسلحانه وخونین درتحت حمایهً  بیدریغ 
دشمنان  شوروی  ودولت جدید  افغانستان، وقتی آغاز کردند  که تعداد 
مشاورین شوروی  هنوز در سطح  مشاورین نظامی  وملکی دوران حکومت قبلی بود 
وقوای شوروی به افغانستان دعوت نشده بود. 

   2   :حزب دموکراتیک نوین( شعلهً جاویدی ها) وتمام  شاخه های آن که 
بنام  ماًو ویستهادر آن وقت مشهور بودند، طوریکه در مبارزه جدی علیه 
امپریالیزم و ارتجاع وابسته بآن خودرا پیشگام وپیش قراول میدانست، نبرد 
وجنگ  آزادی بخش  را اولا ً علیه دولت مخالف  امریکا وهوادار شوروی وبعدا 
ً علیه قشون شوروی در اتحادی جدا ًصادقانه  وخدشه ناپذیر  با گروه های 
جهادی علیه سوسیال امپر یالیزم ولی به نفع امپریالیزم، دشمن قبلی خود 
آغاز وتا سقوط دولت وپیروزی(!) مجاهدین به پیش برد وثمرات زحمات خودرا 
بعدا ً بدست آورد. 

  3  : بقا یای رژیم سلطنتی. 

  4  : افغان ملتیها وسایرمتعصبین قومی تما میت خواه بیشتربخاطرنزدیکی با 
ستمگران داخلی . 

 5  :  همه آنانیکه بحساب رنج ومحنت مردم زنده گی میکردند  وتحمل بی 
نیازی  زحمتکشان را نداشتند ومیخواستند مردم ما هیچ وقت صاحب نان 
وکارنشوند تا آنها خود بادار باقی بمانند طفیلی زنده گی کنند  وفرمان 
برانند ومحتا جان که تعداد  شان  بیشمار بود و اکثریت  قریب به اتفاق 
نفوس وطن را در برمیگرفت خود را در برابر آنها خم نموده ودستهای نا پاک 
زیادیرا از روی مجبوریت ببوسند وهمیشه دعا گوی این وآن باقی بمانند. 

     ترس این گروهای اخیر از شورویها نبود بلکه از نظام سوسیالیستی بود 
که باوجود کمبود ها ونواقص معین وعیوبی که اهل غرض بآن تهمت زدند وعلاوه 
کردند، برای مردم ما که به لقمه نانی محتاج بودند وهنوز با وجود ده ها 
ملیارد دالر کمک های خار جی شکم های  شان گرسنه باقیمانده است می توانست 
مفید وموًثر واقع شود. 
   6:  جباران، ستمگران وغاصبان مال وداراییهای ملی که آزمندی، سیری 
ناپذیری،حکمرانی ورهبر بودن، برجسته ترین خصوصیتهای انسانی واخلاقی شان 
راتشکیل میدهد برای بد نام کردن حزب دموکراتیک خلق افغانستان(ح.و) وسایر 
حلقات وگروه های عدا لتخواه و غریب نواز از نیرنگها ووسایل مختلفهً نا 
جایز، حتا دین ومذهب استفاده  نموده بنا م  مبارزه علیه کمونیزم و الحاد 
ازطریق تخریب شورویها، عدالت،حق طلبی ،مساوات،وحتا اخوت اسلامی ایراکه 
خود مبلغ کاذب آن بودند تکفیر، اعدام وسنگسارنمودند . 

قابل یاد آوریست که تعداد محدودی از افراد بعضی از حلقات دست چپی دیگر 
نیز در جنگ علیه حاکمیت دموکراتیک خلق افغانستان وبعدا ًمدت کوتاهی علیه 
نیروهای نظامی شوروی و در شوروی ستیزی، در همنوایی با نیروهای جهادی شرکت 
کردند که از لحاظ مفکوره وروابط تشکیلاتی با گروه های وابسته به حزب 
دموکراتیک نوین ارتباط وتعلقی نداشتند. 

       در آنزمان وضع انکشافات  دراماتیک پیدا  کرده بود تا با  لاخره در 
نبرد وجنگ  خونین علیه حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان( حزب وطن ) 
ومتحدین آن هیچ نیروی  دست  چپی دیگرجز وابستگان وبقایای چند گانهً حزب 
دموکراتیک نوین(شعلهً  جاویدیها ) و افغان  ملتیها   در  پهلوی مجاهدین 
داخلی وخارجی  درپهلوی امریکا وپاکستان، در رکاب عربستان سعودی  وا 
سراییل ودر جنب ایران وچین، درکنار ناتو وسی،آی ،ای ، تجاوزکاران   جهانی 
تروریستها ، بنیاد گرایان بیرحم بین ا لمللی وسایرین قرار نداشت ونمی 
جنگید. 

دنیای ما، دنیای عجیب شده است، یگان بار سیاست، مورد نفرت انسان قرار 
میگیرد خاصتا  ًوقتی معامله گری ها و منافع تنگ نظرانهً سیاسی، 
خودخواهیها وجاه طلبیهای گروهی،فردی زبانی و قومی باعث زیر پا شدن اصول 
وپرنسیپهای اعتقادی واخلاقی انسان میگردد. 

      مثل همین لحظه بیادم میآید که چطور پیکر آغشته بخون یکی از فرزندان 
درد ورنج مردم افغانستان،فرزند انقلابی ومدافع منافع تهیدستان وطن،شهید 
سیدال سخندان ویکی از افرادجداً فعال ( شعلهً جاوید ) که بدست قصابان 
تحصیل یافتهً حزب اسلامی با تمام  نامردی و وخیانت بقتل رسیده بود در صحن 
پوهنتون کابل بزمین  افتیده بود وهمهً  محصلین وطنپرست  وترقی خواه رفیق 
ورقیب بحال او ، بحال دموکراسی و بحال بی دفاعی دیگراندیشان وبخاطر 
همدردی با فامیل ورفقای سیدال شهید گریه میکردند وابراز همبستگی 
مینمودند. 

آیا کسی میتوانست پیش بینی کند که روزی همراهان وهمرزمان سیدال شهید در 
سنگری واحد با قاتلا ن سیدال علیه هدفی واحد فیر کنند ودشمن واحد سیاسی 
داشته باشند ؟ویا چپ انقلابی  با تمام ادعاها واهداف ضد ارتجاعی همسنگر 
ارتجاع مذهبی وامپریالیزم خون آشام علیه حاکمیت جدیدی که به سلطهً جابران 
وظالمان خاتمه میداد قرار گیرد . 

       چرا چنین شد وگناه وقصور ازکیها سر زد تا آبیکه مسیر آن رفتن بسوی 
علفزاران وباغ های خشکیده و  حاصلات در  حال سوختن  توده های  زحمتکش 
بود، تغییر جهت  داده  شد ودرختان پشه خانه،گل های زقوم، خارهای مغیلان، 
بته های سوزنک ، گیاهان زهر دار وبته های هرزه را سیراب کرد وباعث مصیبت 
برای گندم این یگانه وسیلهً رزق مردم شد. 

     اگر حفیظ اله امین(!) آن دژخیم همطرازپولپو ت علیه همه، جزعدهً 
محدود اطرافیانش دست اندازی نمیکرد،گروه های وسیع مردم وقشرآگاه جامعه را 
روانهً زندانها نمیساخت وبتیرباران شدن محکوم نمیکرد شاید وضع طور دیگری 
انکشاف مینمود وآن فاجعه بار نمی آمد. 

سر دادن شعار های بیجا ،تحریک آمی،غیرعلمی غیرقانونمند ،غیر عملی وصرف 
تبلیغاتی برای اهدافی مبهم دروطنی که مردمان شریف آن بارها بوسیلهً عمال 
زرخرید استعماروارتجاع  فریب داده شده اند ودین مردم را علیه دنیای مردم 
بشکل کاملا ًغیر شرعی و غیراخلاقی مورد استفاده قرار داده اند اگر پلا 
نیزه شده هم نبوده باشد وازعدم تجربه وکمبود دانش علمی ناشی  وعملی 
گردیده باشد بازهم قابل قبول نیست ومورد حمایت قرار گرفته 
نمیتواند ،ازینروخواهی نخواهی  واکنشها و عکس العمل های را  درقبال خود 
دارد  طوریکه داشت، ولی  شکل عکس العمل وراه های مقابله با آنرا نیز باید 
در روشنی آرمانها،عقاید واهداف انسانی مذهبی واخلاق  سیاسی جستجو ، 
انتخاب وعملی کرد. 

حاکمیت سال 1357 ،بعد پیروزی باید جبههً وسیع ترقیخواهان وچپی ها را بهر 
قیمتی که تمام میشد از آنجهت تشکیل میداد که ارتجاع سیاه دشمن با هر نوع 
تغییر دموکراتیک به نفع اکثریت مظلوم وفقیر جامعه بحیث بمب ساعتی یا بیرل 
باروت آمادهً انفجاردردست زورگویان و ستمگران منطقه وجهان، گوش بقوماندهً 
اربابان  خود بود وبرای آنکه مظلومان  وستمزده گان قامت راست نکنند آخرین 
تیر های تعبیه شده در عمامه وآستین را که با کلاهک های دینی مذهبی، قومی 
وزبانی  پوشش داده  بود در حالت( اور- آتش ) قرار داده بود  ودر کوتاه 
ترین  زمان،باچشمانی گریان باکل آه وفغان تحت نام تباهی قوم افغان 
وجهادعلیه کافران،بدستور و حمایت پاکستان وعربستان وسایرستمگران جهان،جنگ 
برای کسب قدرت را جهاداعلام نموده  در هرمنبرومسجد ودرهرخانقاه وزیارتگاه 
برای شستشوی مغزی مردم وکشانیدن شان بسوی  جنگ وجهاد فی سبیل ا له(!) 
خطابه ها ، افتراات و یاوه سرایی سر دادند. 

      خطر کفر آمد، کمونیزم آمد در اول باخود، شوروی آمد، را نداشت چون 
قوای شوروی بعد از سقوط حکومت داوود خان بافغانستان نیامده بود، بمعنی 
دیگرجهاد علیه حکومت باصطلاح غیر اسلامی افغانها اعلام شده بود نه علیه 
روسها، چطور میتوانند خودرا از گناهان کبیره یی که درنتیجهً اعلام جهاد 
علیه حکومت جدید که همه شاهد بودیم که درهمان روزهای اول طرف حمایت  بی 
دریغ ووسیع مردم قرار گرفت وملیونها انسان زحمت کش وفقیر جامعه از 
تغییرات وتحولات سیاسی 7ثور  1357  باتمام گرمی  وحرارت  استقبال  کردند 
برا ًت دهند، اینکه چرا اهداف  انقلابی به  بیراهه  کشانیده  شد وگروه 
های مختلفه ، نا امید  و مخالف  شدند   بقول هموطنان ما  که درچنین موارد 
میگویند:  ( خدا خانهً شیطان را خراب کند) وگرنه هرگز چنان نمیشد که شد. 

     اگر از انصاف کار گرفته شود وقضاوت سالم صورت بگیرد،میتوان اینرا 
نیز مطرح کرد که اگرحاکمیت  ثور 57 خاصتا ًحفیظ اله امین وگروهش، درمورد 
چپی ها وخاصتا چپی های خط چین از ظلم وناروایی وسیع استفاده کرد،آیا راه 
حل  این بود که با سایر نیروهای  چپی  وملی زیر ضربه قرار گرفته، به حبس 
وزندان وتیر باران کشیده شده همسویی وتقارب  جستجو می   شد ویا با شریر 
ترین نیروهای بنیاد گرای تحول ستیز ودشمن با هر نوع ترقی خاصتا ً بنفع 
زحمتکشان جامعه، ودشمن با دانش وفرهنگ متمدن ومشترک بشری. 

    همچنان در مورد نحوهً برخورد و موضعگیری علما، دانشمندان  وآنانیکه 
بعدا ًخودرا  رهبر وقاید دینی اعلان کردند باید گفته شود که  باساس  کدام 
دلیل، منطق ومجوزحقیقی دینی، علیه حکومتی که در سرزمین افغانها وبدست خود 
ابنای وطن  تشکیل گردیده وعملا ًقوانین اسلامی طرف حرمت حکومتیان قرار 
داشت جهاد را اعلام و نافذ ساختند  وخون  ده ها هزار انسان بی گناه را 
ریختاندند وتمام کارمندان دولتی اعم از حزبی وغیر حزبی را مباح ا لدم 
ووا جب القتل دانستند وحتا امر قتل صدها عالم دینیرا که از اسلحه وپول 
عربستان، امریکا وسایرین واز امر وهدایت پاکستان برای کشتن مردم وتخریب 
آبادیهای وطن شان استفاده واطاعت نکردندبناحق صادر وتطبیق نمودند. 

   اگر جهاد علیه احزاب دست چپی افغانستان بجرم گرایشها ویا عقاید 
سوسیالیستی مشروعیت داشت ودارد. چطور رهبران جهادی هزاران سوسیالیست 
ِ سوسیالیستر از هر خلقی وپرچمی را در ترکیب نیروهای مقاومت(!) وجهاد جا 
دادند، حمایت کردند وحرمت نمودند ، در حالیکه کفر شعله یی وپرچمی ندارد، 
بیدینی خلقی وافغان ملتی ندارد،ا لحاد شوروی ، چینی وامریکایی نیز ندارد، 
این عجب قضاوت  است که دیروز با دین  ستیز ترین گروه ها،اشخاص ودولتها 
ساختند ومعامله کردند وامروز همه بچشم سرمی بینیم که آقایونی که میگفتند 
جهادعلیه اشغال خارجی بالای مومن ومسلمان واجب است، اکنون در موجودیت 
وحضور گستردهً قوای نظامی بیشتر از 20 کشور غیر اسلامی نه تنها دم از 
جهاد نمیزنند که قریب است اسلام را برای حفظ مقام وبه دست آوردن ثروت 
وشهرت بیشتر فراموش کنند. 

     باید به آن چپی ها ومجاهدینی که علیه حاکمیت ح.د.خ.ا ومتحدین آن ویا 
علیه اردوی سرخ شوروی جنگیدند وجهاد کردند گفته شود که اگر هدف تان 
مشارکت در قدرت بود بشما قبلا ًطی نامه های متعدد وبا دادن تضمینهای 
قوتمند پیشنهاد مشارکت در دولت داده شده بود چرا  آنرا رد کردید، شاید 
گفته شود که حکومت آنوقت وابسته بروسها بود وبزور شورویها بپا  ایستاده 
بود، آیا حکومت باصطلاح  جهادی بزور  ونیروی خود بکابل آمدواگر میتوان 
موجودیت وهم کاری هزاران پاکستانی وعرب را با جهاد توجیه دینی واسلامی 
کرد،اشتراک مساعی و اقدامات مشترک جنگی باهزاران مسیحی ویهودی ای راکه 
درترکیب نیروهای جهادی ومخالف حاکمیت آن وقت وظایف مختلفه را انجام 
میدادند چه نوع باید ترجمه وتفسیر نمود؟وچه فرقی بین بی دینی  روسها 
وبیدینی وغیر اسلامیت قوای نظامی غربی موجود در افغانستان میتوان قایل شد 
وقناعت مردم را در اینمورد فراهم کرد. 

  باید بصراحت اعلان شود که بهیچ وجه قصد آنرا نداریم که برای ایجاد 
خصومت وخشونت علیه قوای خارجی موجود در وطن دست به تحریکات  بزنیم ،فقط 
میخواهیم که به لحاظ  خدا دین الاهی را مطابق نرخ روز وباساس منافع خود 
ویا با عقلانیت های محدود وعقب مانده که متا ًسفانه بسیار پیدا میشود 
تفسیر وتحلیل نکنند ودر رقابتها وجنگ قدرت ویارسیدن  بقدرت وثروت از 
وسایل متعدد سیاسی خود استفاده نمایند نه آنکه از دین محمدی بحیث 
نردبان ، در بالاشدن ببام قدرت وشهرت مانند گذشته استفاده نمایند 
ومخالفین شخصی وسیاسی خود را با قمچین دین ومذهب تازیانه کاری کنند، این 
کار جداً ناروا وغیر اخلاقیست. 

    واقعاً باید بر اوضاع عجیب وغریبی که در وطن ما شکل  گرفته و میگییرد 
مکث  و درنگ طولانی وهدفمند نمود وآنرا دقیقا ًمطالعه وتحلیل کرد که چطور 
عدهً با استفاده از خوشباوری ویا عقب مانده گی شریف ترین ومظلوم ترین 
مردم، وسیع ترین استفاده ها را کردند و میکنند وبا چه ساده گی، زنده گی 
وسرنوشت مردمی را ببازی گرفتند وتا هنوز کسی نمی  پرسد  که تحت نام جهاد 
درراه خدا وبرعلیه کافران!! داخلی(تمام وابستگان وحامیان دموکراتیک خلق) 
و نیروهای  شوروی،  افغانستان  را به  لابراتوا تروریزم  پروری،کشت 
وقاچاق  مواد مخدر ولا نهً هزاران بنیادگرا تبدیل کردند وخود سود بردند 
که باثرآن رهبران دینی به سیاسی وبعداً  به  بانکداران بزرگ،تجار 
ارشد،زمینداران وباغداران مشهور وصرافان بی رقیب تبدیل شدند واکنون نه 
فقط با استفاده از سلاح دین ومذهب بلکه با استفاده از تفنگ، تریاک 
ودالردر ارگان های انتخابی و انتصابی دولتی راه می یابند وقریب است که 
چریکهای تفنگ بدوش  خونریز دیروز  خود را زعمای ملی جا بزنند!!!. 

      متا ًسفانه حوادث بگونهً  تکرار میشوند، بعد سقوط  سلطهً جابرانه 
وکاملا ً آغشته  بخون گروه طالبان که ترکیبی از مجاهدین سابقه، ملیت 
پرستهای شوونیست باضافهً داوطلبان تندرو متحجر وعقب ماندهً  مذهبی 
وملیشای پاکستانی،تروریستان  وبنیادگرایان  کشورهای  مختلفهً اسلامی که 
درکشور های خود  شان  تحت پیگرد قرار داشتند و اکنون امر قصابی آنهارا 
صادر کرده اند، نیروهای مذهبی تندرو وانحصار طلب، باز درمانوری کاملا 
ًجدیددر فکرغصب دوبارهً قدرت با استفاده از تمام امکانات کهنه وجدید 
میباشند، اینبار نه با سردادن نعرهً تکبیر برعلیه کفر واسلام ستیزی 
امریکاییها واروپاییها و  نه بااعلان  جهاد علیه آنها بلکه با  همرکابی 
با بادار قدیمی شان، جلواسپ خان بزرگ قریهً جهانی را گرفته بحیث شاطر 
ودلقک خانه   بخانه ودرگوشه، گوشهً وطن اورا می برند، آشنا میکنند وصید 
وشکار برایش تدارک می بینند ولو اگر  آن صید روزی هم کاسه وهم نماز 
وهمراه او شان بوده باشد. 

      راست است که گفته اند قدرت بسیاریها را کور، گمراه وفاسد میسازد، 
خوشا بحال آنانیکه در وقت قدرت برای خود وخانواده واطرافیان شان کمتر 
فکر  میکنند وبا چور و غارت  مردم ووطن صاحب مال ومنالی نمیگردند 
واندیشهً وطنپرستی واعتقادات دینی ومذهبی شان  را با جیفهً دنیاعوض 
نمیکنند، ایدولوژی ،مفکوره ،آرمانهای مقدس میهنی  را آلوده به  تعصبات 
کور ملی، مذهبی ،قومی وزبانی نمیکنند، طوریکه تعدادی دردیروز این 
فرومایگی را  انجام دادند وعدهً امروز مصروف آن هستند. 

اما در مورد امریکا وغرب برغم دشمنی  وجفای  امریکایی ها در مقابل  حزب و 
حاکمیت د.خ.ا( ح . و) باید بصراحت گفته شودکه با وجود اختلافات  متعدد 
سیاسی و نحوهً برخورد در مسایل وقضایای داخلی وخارجی وچگونگی راه رشد 
وترقی آیندهً  افغانستان این زادگاه  مقدس ما، مشترکات فراوانی بین 
دموکراسی خواهان ، ترقی پسندان و مدافعین فرهنگ وتمدن بشری وجود داردکه 
بایدازآن بحیث نقاط تلفیقی استفاده شود،به بیان دیگراگر امریکای مدعی 
حمایت از آزادی، دموکراسی وبرابری میتوا ند با متحجر ترین نیرو های مذهبی 
ازجهادی تا طالبی واز چپ ترین نیروهای سیاسی تا افراطی ترین گروه های قوم 
پرست ناسیونال – شوونیست زبان مشترک پیدا کند ودر فکر اجاره کردن افراد 
کرایی و امانتی  برای  تحکیم حاکمیت موجود در افغانستان شود ،چرا زمینهً 
واقعی جلب همکاری ده ها هزار افراد باتجربه وباتحصیل حاکمیت قبلی را 
دروطن خود مان درسرزمین پدری مان درداخل قلمرو وجغرافیهً که ما آنراعزت 
افتخار ومادر وطن خود میدانیم مساعد نمی سازد. 

     این حق مسلم ماست، چطور امکان دارد که اجازهً برگشت واشتغال صدها 
هزار هموطن ما که گناهی جز وطنپرستی وخدمتگذاری بمردم خود ندارند در دست 
خارجیها باشد وهیچ کسی و هیچ مقامی در زمینه احساس  مسوولیت  نکند،  فقط 
با  بیان اینکه( آغوش وطن  بروی  همه  باز است، چرا  نمی آیند) وغیره 
اکتفا  میشود، درحاکیکه  آمدن  وبر گشت دو بارهً  این همه کادرملی که 
سرمایهً واقعی وطن ما میباشند ازخود  میکانیزم  و اصولی بکار دارد. 

از طرفی نه بشکل گله بلکه بحیث سوال باید از خود این دوستان امریکایی 
پرسید که آیا در موضع گیریهای رنگارنگ خود دچار اشتباه، چند گانگی، تعصب 
وبنیادگرایی سیاسی نشده اند که برای تاًمین منافع شان زمانی باچپ افرا طی 
وگاهی با راست ترین وبنیادگراترین حلقات  و گروه های سلفی وحتا تروریست 
متحد میشوند وروح دموکراسی این بزرگترین آرمان بشریت ومایهً غرور خاصتا 
ًامریکایی!!! ورادمردان مبارزه در راه دموکراسی را نا آرام میسازند. 

     بطورمثال درکشورما ،از مورد حمایت قرار گرفتن مجاهدین  معتدل(!) تا 
بنیا دگرا ترین آنها که فعلا ًدر دو جبهه، اولی در ایتلاف حکومتی با 
برخورداری از همه امکانات وکمک های مالی علنی ومخفی داخلی  وخارجی ودومی 
درجبههً مخالف  دولت وایتلاف  جهانی  قراردارند وهر کدام شان بشکلی باج 
میگیرند،حمله میکنند،میکشندودرعین حال بمذاکره ودیالوگ  شان  با مقامات 
دولتی وامریکایی نیز ادامه میدهند، تا ایجاد،کمک،صدوروبقدرت رسیدن گروه 
های مذهبی افراطی  خاصتا ًطالبان بوسیلهً امریکا وحامیان آن چه انتظاراتی 
مدنظر اربابان صدور،  بسط و گسترش آزادی ودموکراسی درجهان بود ومیباشد؟. 

همچنان قابل سوال است که آیا امریکا وشرکای سیاسی- نظامی آن درجهان مخا 
لف  تمام سوسیا لیستها وچپیهاهستندویا صرف با آنانیکه روابط نزدیک با 
اتحاد شوروی داشته  اند؟ نشود این امریکا نیزمتحد مبارزین ضد سوسیال 
امپریالیزم  شوروی باشد وعلیه سوسیا لیزم ازین  منبر تا  حال غیر  معلوم 
بما، استفاده  میکرده ، در غیر آن برای  امریکا  نباید  مطابق اهداف 
نیوکانسرواتیزم- اش فرقی بین سوسیالیزم شوروی وکمونیزم چینی وتمایزی بین 
گروه های چپی افغانستان که بوسیلهً گروه های مذهبی تحت حمایهً ارتجاع 
مذهبی عرب وشبکه های استخباراتی غرب به کمونیستها ملقب شده اند وجود 
داشته باشد،در حالیکه چنین  نیست  وبا یک نگاهی نچندان ژرف میتوان 
موجودیت چهره های شاخص وقدیمی چپ افراطی را در پست ها ومقامات کلیدی 
اداری ، اقتصادی ودیپلوماتیک دولت افغانستان مشاهده کرد. 

 البته بی نیاز از تذکر است که افراطی ترین ،بنیادگراترین وحتا 
خونریزترین افراد وابسته به گروه های جهادی وطالبی پستها ومقامات کلیدی 
دولت را دردست دارند  وازهمین  سبب  است که  پروسه  های  دموکراتیزه 
ساختن  حیات  سیاسی  واقتصادی  وطن  واقدامات  بازسازی ونوسازی  خرابیها 
وتحولات ضروری فرهنگی سمت وسوی قانونمند وثمرده پیدا نمیکنند. 

            اما در مورد خود امریکا: 

امریکا کشوریست که خیلی دورازافغانستان ومنطقهً ما واقع شده است واز 
آنجاییکه باشنده گان فعلی امریکا خاصتاً نژاد سفید های آن کشورمردمان 
بومی آن  سرزمین نیستند لذا  تاریخ وتمدن  قدیمی آنها نیز بارتباط قلمرو 
فعلی شان قابل مطالعه نیست وباید درضمن تاریخ، تمدن جهان کشاییها 
ومهاجرتهای اروپاییان خاصتا ًانگلیسها، فرانسو یها،هسپا نویها وسایرین 
بعد  قرن پانزده ًمیلادی مورد بررسی ومطالعه قرارگیرد. 

      سرزمینهای وسیع وحاصل خیز کانادا ، ایالات متحدهً امروز وتمام 
قارهً امریکااز شما ل تا  جنوبی ترین نقطهً جنوب مال وجایداد پدری 
واجدادی بومیان سرخ پوست وسایراقلیتهای غیر سفید پوست آن منطقه بود که 
دست غدر وخیانت وتجاوز استعماری اروپایی نه تنها آنانرا از حق داشتن 
حاکمیت بر وطن شان محروم ساخت بلکه با همه قصاوت وبیرحمی مناطق وسیعی را 
از وجود بومیان سرخپوست از طریق کشتار دسته جمعی آنها پاک کاری کردند. 

از آنجاییکه خوداین امریکای فعلی سالهای سال تحت اشغال وبعداً جنگهای 
داخلی خونین با گروه های مختلفهً  خارجی ومحلی قرار داشت ونمیتوانست بصفت 
کشوری دارای حق حاکمیت با سایر دول آزاد درامر تا ًمین روابط  سیاسی وداد 
و ستد تجارتی واقتصادی اقدامی بعمل آورد  بنا ًدرعرصهً گیتی اثرگذار نبود 
وتا ثیری بر حوا دث وا نکشا فات جهانی نداشت، این حالت و موقف ضعیف جهانی 
امریکا تا جنگ جهانی اول نیز ادامه پیدا  کرد وهرچه درجهان رقم   زده 
میشد بدست استعمارانگلیس،روسیه وسایرکشورهای استعمارگردیگر اروپایی 
انجام  میشد  و وشکل میگرفت. 

   عدم شناخت مردم ما از امریکا وعدم حضورسیاسی،اقتصادی ونظامی امریکا 
درمنطقه بنابر  همین عوامل  بود، درغیرآن امریکا، مثل جد  بزرگوارش، 
فرنگی کهنه کار دیروز نیز از کلیه امتیازات مختلف النوع وقیمتی سرزمینهای 
تحت اشغال ، مثل امروز برخودار میبود . 

   بلی آن امریکای دیروز، دیگربتاریخ سپرده شده است،اکنون درعرصهً گیتی، 
پهناورکشوری با اقتصادی بسیار قوی، با اردوی عظیم ومرگ آور در زمین،فضا 
وبحر،دربیش ازپنجاه کشور جهان ودرصدها پایگاه نظامی  با داشتن صدها هزار 
سرباز  جنگی، جنگ طلب عرض  وجود کرده وبرای  نه تنها  تا ًمین امنیت 
امریکا بلکه امنیت کرهً زمین(!) ونوع بشر،با کل  صداقت وقبول هر نوع 
قربانی بدون کوچک ترین طمع وتوقع(!) تلاش میکند. 

هدف این بود تا با تذکر مطالب بالا نشان داده شود که هیچ نوع دشمنی 
تاریخی  وجغرافیایی بین مردم ما وحکومات قدیمی امریکایی درقدیم الایام 
وجود نداشت که دلیل وتمسکی  برای  بد شدن و بحرانی شدن روابط بین حکومات 
دو کشورمیشد وما را دربرابرهم قرار میداد درحالیکه ما نه  توان آن 
رویارویی را با امریکا  داشتیم ونه  مفادی ازآن  بمامیرسید  ولی بی موجب 
و صرف بخاطر گوشمالی  دادن شورویها، سرو پای ما  را نیز  شکستند وبخاطر 
روابط  نیک ما با آنکشور بزرگ همسایه که در ضمن نا گزیری، برای مردم 
ما،سال ها مفید ثابت  شده بود مورد غضب قرار گرفتیم. 

        حال که وضع جهانی کاملا ً تغییر یافته است نیو کانسرواتیزم 
ولیبرا لیسم معاصربه پیروزی های همه جانبه در عرصه های متعدد ومختلفه 
نایل گردیده، روابط  نزدیکی با چین کمونیست  دارای اقتصاد بازار، روسیهً 
میراث خوار شوروی دیروز ودارای خط اقتصادی طرف قبول  خزانه  دار  دنیا 
(ایالات  متحدهً  امریکا) بوده  و دارای  بهترین  روابط با  اروپای  شرقی 
مخالفین  دیروزی خود میباشد، چرا در مورد چند کشور کوچک وچند  حزب دگر 
اندیش  هنوز از تعصب وافرا طی گری استفاده  میکند در حالیکه خودرا 
علمبردار مبارزه  علیه  بنیادگرایی وتروریزم  جا میزند ، چطور  میتواند 
بنیاد گرایی  را در  وجود  چند سازمان  مذهبی  خاصتا ً اسلامی خلاصه کند 
در حالیکه به چشم سر مشاهده میکنیم که آن کشور  بزرگ ومقتدر  ده ها موضوع 
وقضایای جهانی را  با یک دنده گی، اعمال زور، پافشاری بدون عقب نشینی ، 
تهدید بسلاح ، تهدید به  محاصرهً  سیاسی ،اقتصادی و دیپلوماتیک وحتا 
سوقیات عسکری   وبراه  انداختن  جنگهای  خونین و ویرانگربه نفع خودش حل 
وفصل میکند،حال آنکه راه های  ساده تروقانونی تر حل آنها  بوفرت  دستیاب 
وموجود است که میتواند حمایت بزرگ جهانی را نیز با خود داشته باشد. 

     اکنون که ببرکت پیشرفت وترقی بشریت درعرصه های علمی،فرهنگی،اجتماعی 
واقتصادی درک بهتری ازدموکراسی،آزادی بیان،حقوق بشر،تساوی حقوق زن ومرد، 
تکثرگرایی سیاسی  واقتصادی محلی وجهانی ،مردم سالاری وانسان سالاری بما 
دست داده  ومیسر  گردیده  است بایدبا کل صراحت، نه در ایما واشاره ونه 
بشکل مخفی وپنهان ونه با ترس وتشویش از  رفقاً وحریفان سیاسی ،بدون 
نگرانی ازماهی گیران آبهای گل آلود وصیادان همیشه درکمین نشسته در مورد 
نحوهً برخورد وموضع گیری خود در قبال سیاستها وعملکردهای ایالات متحدهً 
امریکا  زبان بگشاییم وابراز عقیده  کنیم وبگوییم که ما کی بودیم؟ کی 
هستیم وچی میخواهیم؟. 
ماشمع کوچک وکم نوری بودیم که در تاریکترین شبهای یک زمستان سرد 
ویخبندان،درشبی که ملتهای متمدن اروپا،امریکا وسایرین،برای تجلیل سال 
نو1365با صدها ملیون شمع بزرگ  روشنی ده، در ودیوارخانه ها وکوچه های 
خودرا تزیین ومثل روزروشن کرده بودند وبارقص و شادی ، بامستی وچهچه ، 
باساز وآواز وغریو ونعره های خوشی و مدهوشی،  درخانه  ها وکاباره ها، 
درسرکها ومیدانهای شهرها گردهم آمده بودند وسال نو را ، زنده گی را، خوشی 
و امید واطمینان بفردا را تجلیل میکردند، در دل یک ظلمت سرا ودر اعماق یک 
عقب   مانده گی و تیره روزی  ای خود  را روشن  کردیم، آتش  زدیم  وسوختا 
ندیم ، تا وسیله ً کوچکی  برای  عبور مردم شریف ونجیبی شویم که قرون 
متمادی در ظلمت وتاریکی نگهداشته شده بودند و در حق شان جبر وظلم بی 
اندازه روا داشته بودند. 

         اینکه دشمنان آگاه ودوستان ساده مارا چه نام گذاری کردند وقیمت 
دادند ،کار خودشان است ولی ما وطنپرستان صادق وخدمتگذاران مخلص مردم 
زحمتکش وطن عزیز ما بودیم ،هستیم وباقی میمانیم، ما علیه آنچه ظلم، 
بیعدالتی،چپاول وغارت،مردم فریبی ، ریاکاری،پهن کردن دام تذویر 
مذهبی ،زبانی،قومی وسیاسی باشد قرار داریم ومبارزه میکنیم، ما عاشقان 
سعادت وترقی مردم ووطن خود بوده وعزت ووقار خودرا در شرف وعزت وسربلندی 
مردم خود پیوند زده ایم ، ما با تجارتهای سیاسی ومذهبی برای فریب دادن 
خلقهای شریف افغانستان  وجهان مخالفت جدی داریم. 

        درک ما ازهمان آغاز مبارزه علیه تجار دین وعقیده، روشن  وآفتابی 
بود،ما  بمانند  فرمان کمونار های پاریس جدایی دین را ازدولت در نظر 
داشتیم وآنرا بحال  مردم  ودین  مردم  خود مفید میدانستیم ومیدانیم، ولی 
افسوس که متمدن ترین کشورها بشمول همین امریکا که امروز مجبور شده با 
اسلحه دین را ازسیاست جدا کند با ما مخالفت کردند ودر خلق فاجعهً 
افغانستان خود را ذیدخل ساختند، طوریکه بارها اعلام شده اگردرهمان 
آغازازرشد بنیاد گرایی و تروریزم حمایت بیدریغ مالی ونظامی صورت نمیگرفت 
بسیاری از تحولات وانکشافات منفی علیه خود امریکا ومنافع جهانی آن اصلا 
ًبوقوع نمی پیوست، ولی ما را کسی نشنید ودر پهلوی مخالفین داخلی مسلمان، 
امریکای مسیحی نیز در تبلیغات خود مارا کافر وبیدین خواند. 

        حال که امریکا میخواهد با صدق واخلاص! وانمود کند که 
کمردرمحواسلام نه بسته است وهدفش تنها نابودی تروریزم اسلامیست کسی 
باورنمیکند، زیرا  گروه  های متعدد  اسلامی در عراق ، لبنان ، فلسطین ، 
ایران، عربستان، سوریه،  پاکستان، تایلند، فلیپین، سومالی ، مصر 
اندونیزیا وغیره   بشکلی از اشکال در جنگ وزد وخورد با نیروهای امریکایی 
قرار دارند وهر روز صدها کشته  وزخمی از خود بجا می گذارند ، این گروه 
ها کیها هستند  مسلمانند  یانی؟ انسانند یانی؟ حق زنده گی دارند یا خیر؟ 
میتوانند برای خود راه وعقیدهً مشخص دینی وسیاسی انتخاب کنند یانی؟ 
اگربلی چرا کشته  میشوند؟   کجاست  حقوق  انسان،  کجاست  دموکراسی وآزادی 
عقیده وبیان وآزادی وجدان(!!!) که ازاین مورد اخیر ما رابیشتر متهم 
میکردند وهنوز امریکا در چین ، کوریای شمالی وکیوبا وبعضی کشور های دیگر 
مسا ًلهً آزادی وجدان را که هدفی جز آزادی ادیان نیست جدا ًمطالبه 
میکند..!!! 

       اگر امریکا  وتعدادی ازهمرکاب شده گان مذهبی اش در افغانستان جنگ 
علیه طالبان یا افراد افراطی را از لحاظ شریعت روا میدانند واهل فتوا در 
افغانستان وعربستان بیل امریکا را دستهً دینی وشرعی کرده اند، چرا ما 
هنوز مورد اتهام هستیم در حالیکه دیروزافغانها وخارجی های مسلمان وغیر 
مسلمان در جبههً جهاد، فرزندان اسلام را بنام حزبی وکافر می کشتند  وبه 
قوای شوروی کمترغرض داشتند وحتا تعدادی از ایشان سالها با شورویها 
پروتوکول همکاری وعدم تجاوز امضا کرده بودند ، طوریکه امروز  با قوای 
امریکایی واروپایی این  قرار دادهای برادری وهمکاری را بسته اند . 

       آخر بلحاظ خدا بگویید این چه قسم اسلام است که مقاومت ومبارزهً 
مردم مظلوم ،گروه های ترقیخواه سیاسی وحتا گروه های مذهبی را در راه تا 
ًمین عدالت ، دموکراسی  وتساوی حقوق  انسانها درکلیه  عرصه های زنده گی ، 
کفر والحاد وانمود میکنند ولی جنگ خونین ، ویرانگر  وبیرحمانهً گروه های 
بنیادگرا را علیه آزادیخواهان وعدالت پسندان، دینی واسلامی قیمت داده وبا 
تمام توان آنرا حمایت کرده اند که متا ًسفانه از حمایت وسیع وبیدریغ 
امریکای بافرهنگ و دموکرات  نیز این گروه ها ی آدمخوار در همه مناطق دنیا 
برخوردار بود ه اند . 

     این در حالیست که اگر گروه ها وسازمانهای اسلامی ، اگر برای  آزادی 
ومقاومت در برابر اشغال  خارجی درجنوب  لبنان ویا  فلسطین  مبارزه کنند 
ویا برای  تغییرات مثبت  وضروری حکومتی    وقانونی در داخل سلطنتها 
وامارات خود کامهً عربی مبارزه ومقاومت کنند نه فقط بوسیلهً  امریکا وغرب 
بلکه بوسیلهً اهل فتوا ی حاکم برمقدرات مردم مسلمان یاغی،ضد دینی و مجرم 
خوانده شده وامر قتل ونابودی شان درخانه ها وکوچه ها صادرمیگردد وهیچ 
سازمان دفاع ازحقوق بشراز جمله مراکز همیشه فعال امریکایی در همچو موارد، 
کو چکترین  واکنشی ازخود نشان نمیدهند، گویی محکومین بمرگ غیر قانونی 
مذکور اصلا ً انسان نیستند.!!! 

      آیا تعجب آور نیست که  فتوا های باصطلاح  اسلامی مغرضین  وابسته 
به منافع  شرکت های چندین ملیتی که در ضمن مدافع تخت وتاج شاهی  چپاولگر 
کشور های خود نیز  هستند با موضع گیریهای سیاسی ونظامی ابر قدرت معاصر 
درمبارزه علیه آنچه افراطی گرایی،تروریزم  وبنیاد گرایی خوانده میشود، 
کاملا ً مطابقت همخوانی وهمسویی دارد وچندی قبل همین عالی  جنابان 
تروریستهای فعلی را خود ایجاد ، رهنمایی ومشترکا ً حمایت مینمودند. 

حقیقت اینست که سر کلاوه گم شده ومعلوم شده نمیتواند که اکنون چی 
اسلامیست وچی غیر اسلامی، زیرا جباران حاکم  بر سر نوشت  مسلمین  ومتحد 
قوتمند  امریکایی شان هر آنچه  را ضد منافع وبقای خود شان بدانند تکفیر 
میکنند ولو صد فیصد اسلامی باشد ولی هر ناروایی را اگر با مصالح ومنافع 
غیر قانونی وحتا غیر اخلاقی شان  مطابقت وهمسویی داشته باشد،  روا وشرعی 
میدانند اگرچه با اسلام وشریعت مخالف باشد، وبا لاخره این  درک  بوجود 
می  آید که نشود فتوا های بظاهراسلامی بوسیلهً امریکا ، شرکتها وکمپنیهای 
بزرگ نفتی- صنعتی  صادر ولی بوسیلهً شیوخ  فقط مهر ، اعلام وتبلیغ میگردد 
وبس،. 
بلی درحق ما جفا کردند،مارا آله ًدست شوروی دانستند ولی وقتی خود 
درخاکبادوچنگباد ناشی از انفجار بمب وراکت امریکا بر قدرت تکیه زدند 
فراموش کردند که بگویند حاکمیت ملی  ایکه سالها برای جنگ تبلیغاتی از آن 
بهره جستند دروجود قوای مسلح چندین کشور خارجی درحال جنگ با مخالفین 
داخلی دولت حاکم ومتحدین خارجی غیراسلامی آن دیگر وجود ندارد، واکنون در 
وطن  ایتلافی  بزرگ وجهان شمول  حکومت  میکند با  آنکه ما  انتخابات 
رقابتی  ریاست جمهوری   وپارلمانی  داشتیم. 

قرار گرفتن حزب ودولت دموکراتیک خلق  ویا حزب وطن در پهلوی شوروی نه فقط 
بخاطر اهداف بهم نزدیک سیاسی وعقیدتی بود، این تقارب عوامل جدی وقوی تر 
دیگری نیزداشت که میتوان آنهارا چنین خلاصه کرداولاً: سه همسایهً نیرومند 
ما( یعنی1: جمهوریخلق چین بخاطر  تیره گی روابط واختلافات سرحدی و 
ایدولوژیکش با اتحاد شوروی 2:     جمهوری   اسلامی پاکستان  اولا ًبنا 
برخصلت همیشه ارتجاعی اش، دوم :ًبخاطر ترس ازانکشاف مساًلهً جنجالی 
پشتونستان وبلوچستان سوم  : روابط نزدیکش با امریکا، عربستان وچین 
چهارم : نیرومندی اسلام سیاسی وبنیادگرای داخلی پنجم: کینه  ونفرت همیشگی 
نسبت  بسرزمین  تاریخی  مردم افغانستان وجلوگیری از عصری شدن افغانستان 
وسرافرازی مردم ما، 3:  شاهنشاهی   مغرور  استبدادی ، خود خواه  وخود 
ستای  ایران که دستش بخون انقلابیون ایرانی وعُمانی تا  شانه غرق بود 
وبعدا ًجمهوری اسلامی  ایران که به خود حق صدور انقلاب اسلامی  را بسایر 
دول اسلامی وحتا غیر اسلامی قایل بود وحق ودین دینی خود میدانست) باتمام 
قوت وتوان ،بازیر پا گذاشتن کلیه مقررات ،فیصله نامه ها وپروتوکول های 
بین ا لمللی، برخلاف منشور سازمان ملل متحد وقرادادهای همسایگی وحسن 
همجواری بنابر دلایل اندک بالا ودلایل دیگری که نزد خود شان بود در امور 
داخلی کشور ما نه تنها مداخله بلکه تجاوز کردند. 

     ثانیا ً:اکثریت کشورهای اسلامی در زیر قوماندهً حکام مستبد سعودی 
این اجاره داران دایمی  اماکن مقدسهً اسلامی ،کور کورانه ، بدون 
توجه ،دقت وتحلیل بیطرفانهً دینی، بشکل کاملا ًبی شرمانه وتجاوزکارانه، 
دولت جدید را غیر اسلامی دانستند وسرنگونی آنراوجیبهً دینی ودین اخلاقی 
اسلامی قیمت دادند، گروه های اجیر، فدایی،مزدور وبی فرهنگی را که جز کشتن 
بستن وچوروغارت چیزی نمی شناختند برای تداوم نسل کشی بقایای مردمان 
خراسان قدیم که از زیر ساطور های جلادان تازی زنده مانده بودند، جمع آوری 
نموده سازمان ،تمویل ،تسلیح وذریعهً طیارات مخصوص جهان آزاد ودموکراسی ، 
بشکل بسته بندیهای اموال غیر قانونی وقاچاقی بمیدانهای هوایی منطقه خاصتا 
ً پاکستان  که  مقر اصلی تجاوز وخیز نظامی  علیه وطن ما انتخاب شده بود 
صادر وپرواز دادند. 

         ثالثا ً:کمتر کشورغربی درآن زمان پیدا میشد که دست بنیادگرایان 
را باکل صمیمیت،برادروار  فشار نداده باشد وآنهارا ازامکانات  عظیم  مالی 
وتخنیکی  از بهره مندی  برخوردار  نساخته باشد ، متا ًسفانه در راًس تمام 
این سازمان دهیها ایالات متحدهً امریکا ،علیه ما قرار داشت، وبرای یک 
لحظه بحیث ابر قدرت توانا فکر نکرد که بمبهای دست ساز بنیادگرایی روزی 
تغییر جهت خواهد داد ویا در دستان خود بمب ساز بنابر عدم برخورداری از 
امنیت تخنیکی منفجر خواهد شد ودستان صانع خود راقطع خواهد کرد. 

     پس در چنین شرایطی که زمین وزمان را علیه ما به آتش مبدل کرده 
بودند، مردم ما بدون فرق حزبی وغیر حزبی، متدین وعلمانی،سالخورده وطفل، 
زن ومرد،نظامی وملکی، دهاتی و شهری ،کاردار وبیکار، حامی دولت ومخالف 
آن،بوسیلهً آنانیکه بالای شان مجاهد نام گذاشته بودند، ترور 
میشدند،اختطاف میگردیدندویا تهدید میشدند. 

        در شرایطیکه به هیچ تعمیر دولتی وشخصی، بعراده جات ووسایل 
نقلیه ،به پایه های انتقال برق ودستگاه های تولید آن ،بمکاتب وشفاخانه 
ها، به پلها وپلچکها ومنابع آب وحتا به حیوانات شیرده ومرغ های تخم آور 
ومزارع سبز گندم  وباغهای میوه دار وتاکستانهای سبز ودلربای وطن ما رحم 
نمیشد وهمه تر وخشک را در آتش انتقام  ازوطن وهموطنان به امر اجنبی دشمن 
با تحول وترقی وآزاده گی مردم ما می سوختاندند، ما مجبور بودیم که برای 
دفاع از خود ، برای دفاع از حق زنده گی برای مردمان بیشماری که در حمایت 
نظام بودند وحتا برای دفاع ازننگ وناموس هموطنان مخالف ما که خود در کوه 
ولی اهل وعیال بیگناه شان در شهرو ده باقیمانده بودند بوسایل مختلفهً 
قانونی دفاع از جمله دعوت قطعات نظامی شوروی مبادرت بورزیم ، آن تقاضا با 
منشور سازمان ملل متحد همخوانی جدی داشت وبهمان سبب هم بود که ما با 
بیشتر از یکصد کشور رابطه ومناسبات دیپلوماتیک داشتیم. 

   ببینید چقدر بی انصافیست،وقتی انسانی راکه درباران شدید درکوچه 
ایستاده است وبرعلاوهً باران، آب ناوه دان بام نیز بالای اومیریزد اجازه 
نمیدهند که حد  اقل خود رادر زیر چتری  پناه دهد ، مردم ما میگویند که 
چکک، از ناوه بهتر تراست ، اگر این  تعبیر  خیلی دقیق  هم نباشد ناگزیری 
ومجبوریت ما را بیان میکند ومیگوید که در  بدترین  لحظات یک  تهاجم 
عظیم بین المللی دینی، مذهبی  وسیاسی، اقتصادی معجون  مرکب علیه مردم 
ما،  تعدادی از  کشور های  سوسیا لیستی، اسلامی  وغیر منسلک  بشمول 
شوروی  وهندوستان  وسایرین  بکمک  ما شتافتند که یقین داریم تاریخ نویسان 
صادق و بی طرف  روزی  آنرا  تفسیر و  توجیه عقلا نی خواهند  کرد و حقایق 
فراوانی را که بنا بدلایل مختلفه تا هنوز نوشته نشده اند خواهند نوشت. 

     کجایند آن مسلمانان  سینه چاکی که میگفتند مرگ را بر استیلای بیگانه 
ترجیح میدهند وبا خون خود از آزادی واستقلال وطن اسلامی حمایت وپاسبانی 
میکنند وکجایندآن چپ نماهاییکه درمبارزه علیه شوروی اشغالگر وسوسیال 
امپریالیست ونوکران داخلی آن با سیاهترین اقشار بنیادگرای ترقی ستیزودشمن 
با آزادی ودموکراسی همراز وهمنبرد وهمسنگر شدند ودرسقوط شوروی نقش انسانی 
شان را ادا نمودند ولی امروز نه تنها موجودیت قوای خارجی را اشغال 
نمیدانند بلکه نزدیکترین متحد وحامی آن بوده وبحیث پرزه جات مهم وحیاتی 
آنماشین  بزرگ  متعدد الوظایف نه آنکه وظایف خودرا انجام میدهند بلکه 
رسالت تاریخی خودراادا  میکنند. 

     ما اعتقاد داریم که با شعار های گمراه کننده نباید بسراغ مردم رفت، 
خلق را فریب داد  واز گوشت واستخوان مردم برای رسیدن باهداف سیاسی برای 
خود سنگرو مورچل  ساخت  ولافی زد که فردا گریبانگیر خود انسان ومایهً 
شرمساری اوشود،ما دردیروز،امروز وفردا باین  باور بودیم وهستیم که بدون 
کمک وحمایت جهانی بفقر، تنگدستی  وعقب  مانده گی  مردم  ووطن  خود خاتمه 
داده نمی توانیم، مردم ما بکمکهای بیدریغ، بیغرضانه وانسانی تمامی کشورها 
از  جمله  ایالات متحدهً امریکا ضرورت جدی دارند، باید امریکا ،اروپا 
وسایر دول پیشرفته را تشویق وترغیب  کرد تا در امرانکشاف وترقی وطن ما 
سهم جدی  بگیرند  ولی  باید  استقلال حاکمیت ملی، وحقوق حقهً انسانی مردم 
مارا بحیث صاحبان اصلی سرزمین شان درنظرداشته واحترام کنند ومردم ما نیز 
درجذب واستفاده از مجموع کمکهاییکه دراین زمینه ها برای شان میسرمیگردد 
حاکمیتی را بوجود آورند که از  دزدی وغارت  وچپاول مبرا بوده وبزرگان 
دین  ودولت  که ادعای پدر بودن میکنند خود ،فرزندان نفس اماره نباشند. 

     اکنون که در کشور ما نیروهای امریکایی ومتحدین آن موجودیت قوتمند 
نظامی وسیاسی دارند ،مخالفین دیروزی امریکا ازچپ افراطی تا راست مذهبی 
شامل تند رو وکندرو درحمایت جیز گر سخاوتمند دوران جنگهای داخلی  بشمول 
ناسیونالیستهای افراطی  متعصب ومدعی آزاده گی وافغانیت ناب طوری در خدمت 
تحقق اهداف امریکا قرار دارند که گویی هیچ وقتی از زبان ایشان  یک حرفی 
علیه بادار همیشگی شان بیرون نشده است وهرکدام مطابق توان وبه اساس 
تفکرات دینی وسیاسی شان نه تنها موجودیت امریکا را دروطن بلکه کلیه 
عملکردهای آنرا توجیه سیاسی ملی ومذهبی میکنند تا از خوان نعمت گسترده 
شده هرچه بیشتر بهره ببرند وخودرا ابقای سیاسی نمایند واز گزند روزگار 
ومواجه شدن در دادگاه مردم بجرم همه جنایت های شان مومیایی بسازند. 

   تشریک مساعی واقدامات مشترک ایتلاف رنگهً سیاسی فعلی وطن برای حل 
بحران عمیق و ریشه داراقتصادی،فرهنگی وسیاسی ازآنجهت کارایی لازم را 
ندارد که دولت ازآن پشتوانهً ملی  و اقتداردولتی با صلاحیتی که برای 
پیاده کردن پروگرام ها واهداف خود بآن ضرورت اشد دارد برخوردار نیست 
وناگزیرازطریق رشوه های مالی واداری به سرگروپهای مسلح  قبلی که  فعلاً 
تفنگها را زیر خاک کرده اند وگویا   دی  دی  آر  شده اند!! بعمر خود 
ادامه دهد ، این سیاست که مردم ما بآن گذران کردن میگویند، دولتها را 
فاقداعتبارواعتماد ساخته وباعث سقوط حتمی آن میگردد. 

      تلاشهای توام با مصارف گزاف مالی امریکا برای موًثریت بخشیدن باین 
پروسه،شتابزده تر وغیردقیق تراز تلاشهای خود حکومت است زیرا با توافقات 
استخباراتی با بدنه های از طالبان وحزب اسلامی حکمتیار وسایر شاخه های 
افراطی گروه های  موتلفهً  حکومتی که شاید بالاثر توافق با رهبران موجود 
شان درپستهای دولتی، برای روزمبادا مطابق پلان ازدولت فاصله می گیرند ویا 
نزدیکتر میشوند،آنهم از طریق دلالان پاکستانی وعربی دشمن با دموکراسی 
واتحاد مردم ما ،نمیتوان بدقیق  بودن  پلان  وصداقت عمل شان باور پیدا 
کرد ،زیرا  طرفهای  مذاکره باصطلاح وطنی ما آب دهها، دهن از ده ها سازمان 
جاسوسی واستخباراتی عربی وعجمی دور و نزدیک را چشیده اند وکار کُشته تراز 
آنند که امریکاییها باساس عمامه و لباسهای سادهً وطنی آنها قضاوت میکنند. 

      در چنین حالتی که آشتی ناپذیرترین گروهای تندرو مذهبی وسرخ زبان 
ترین چپیهای دیروز مخالف حزب وحاکمیت دموکراتیک خلق افغانستان، با ترک، 
عدول وپشت پازدن به شعارها و اهداف سیاسی ومذهبی شان درظاهر برای تحقق 
دموکراسی همرکاب نیروهای خارجی شده اند نباید چنین پنداری بوجود آید که 
ترقیخواهان بیرون ازحاکمیت وایتلاف حکومتی نقش شانرا برای پیروزی وتعمیق 
دموکراسی ادا نمی کنند ویا در زمینه بیتفاوتند، ابداً  چنین نیست  ونمی 
تواند باشد زیرا در طول ده ها سال گذشته سر سپرده گان راه رهایی مردم از 
قید  ظلم،  اسارت وخرافات در مکتب فکری وتشکیلاتی ما پرورش یافته، مبارزه 
وفداکاری نموده و بقافلهً طویل  شهدا وقربانیان راه آزادی ،دموکراسی 
وترقی وطن پیوسته اند،اکنون نیز باتمام توان وامکان  در داخل وخارج وطن 
برای پیروزی دموکراسی، آمدن نظم وقانون،تا ًمین عدالت واقعی،رفاه مردم 
وختم زورگویی وقلدری مبارزه میکنند. 

     ما به این عقیده هستیم که اگر نیروهای مترقی، دموکرات،عدالتخواه 
وطرفدار اکثریت مردم زحمتکش ما، دیروزبرخودخواهیها، یکه تازی ها، تمامیت 
خواهیهای خودغلبه میکردند ونمی گذاشتند که برای سایرچپیها امکان مشارکت 
دردولت جدید محدودویا نابود گرددوبهرقیمتی  که میشد اتحاد وسیع وطن 
پرستان وگروه های مختلفهً  مترقی دگراندیش را در دولت وحدت  ملی تا ًمین 
میکردند وازسویی اگر گروه ها وحلقاتی که خودرا ملی ومبارز، چپی ومترقی 
وانمود می کردند بر کینه، نفرت ،تعصب، رقابت های سیاسی  داخلی ناشی 
ازعوامل واختلاف  خارجی خود درآن مرحلهً حساس تکیه نمیزدند وتغییرات جدید 
  را اگرچه با حرکت نظامیان پیروز شده بود وقیام وسیع توده ها را درآغاز 
با خود نداشت ازآنجهت حمایه میکردند که باساس معیارها واصول فکری خودشان 
گامی بود بجلوو بسوی  حاکمیت مردم ونیروهای  مظلوم و زحمتکش وطن ما دچار 
این مصایب نمی شد. 

     درازدست دادن آن فرصت طلایی وامید بخش هم حاکمیت ، رهبران ومسوولین 
آنزمان وهم سایرحلقات وشخصیتهای مترقی اشتباهات متعدد وفراوانی را مرتکب 
شدند،از جمله اگرحلقات  گروه ها وشخصیتهای ملی، ترقیخواه وخیراندیشی که 
امروز از  خود جُرات وشهامت  نشان داده اند ودرحمایت از امریکا، دول غربی 
وحکومت فعلی با ترکیب غیر متجانس آن قرار گرفته وبرای بقای حاکمیت وتحقق 
دموکراسی، کمرهمت بسته اند، نصف این سخاوت وبی تعصبی را دیروز از خود 
متبارز میساختند شاید بسیاری از خرابی ها و وبدبختی های که دامنگیر مردم 
ما شداصلاً شکل نمیگرفت ورُخ نمیداد. 

    اگر حلقات،شخصیتها، ومدعیان رهبری امورات دینی ومذهبی ایکه امروز ده 
ها فیصله نامه فتوا، هدایت وابلاغیه رادرقانونی دانستن وشرعی شمردن قوای 
موجود خارجی صادرکرده اند ومخالفین مسلح دولت را، یاران وهمنبردان مجاهد 
سابقهً خود شانرا که درسابق شاگردان وجگرگوشه های اسلام می پنداشتند،یاغی 
وغیرقانونی میدانند، دیروز جنگ قدرت، برادر کشی ومسلمان کشی را از منبر 
دینی ومذهبی اعلان ولباس شریعت نمی پوشانیدند ، خون صدها هزار انسان 
بناحق نمی ریخت ومردم ما به بد بختیهای گوناگون مبتلا نمی شد. 

     باید هر وجدان بیدار ودارندهً هر احساس ملی خودرا صادقانه انتقاد 
کند ودیروز خودرا نقد نماید ونزد خود قضاوت کند که آن بی اتفاقی ها، بجان 
هم افتادنهای گرم وسرد دیروز بخاطر دشمنی ومخالفت شوروی وچین ، شوروی 
وعربستان، شوروی و افغانستان با پاکستان ویا اختلافات شرق با غرب عمل 
درست وبجا بود که بهترین تواناییهای ملی ووطنپرستانهً وطن ماراخورد وخمیر 
کرد وتا حال مردم ما کفاره پردازان  اصلی آن باقی مانده اند. 

      اکنون که بعد همه خرابیها وویرانیهای بیشمار وتلفات عظیم بشری، وبه 
شکلی کا ملا ً نو زمینهً آن مساعد شده تا کشور ما در راه دموکراسی وختم 
جنگ وخون ریزی با گام های لرزان وبشکل سینه خیزحرکت خودرا آغاز کرده است 
وبوسیلهً امریکا ودول غربی  دراین راه  مورد حمایت قرار میگییرد، باید 
همه طرفداران دموکراسی وآزادی دست بدست هم داده واجازه ندهند که بار دیگر 
عفریت ارتجاع با نیرنگهای جدید عوام فریبانه جلو ترقی وتحول وطن را با 
اینکه هنوز تا ًمین عدالت وبرابری ، لغو برتری جوییهای قومی 
وگروهی ،زبانی ومحلی  در پروگرام های کاری دولت جایگاه شایسته وبرجسته 
ندارد وبرای برخوردارشدن مردم بدون  تبعیض  و امتیاز از حق در یافت کار 
مناسب ،حق بهره  مندشدن از مسکن، تداوی رایگان وبرخورداری مردم و اولاد 
وطن از شرایط تعلیمی وتحصیلی عالی داخلی وخارجی تضمینهای قانونی داده 
نشده است  بگیرد وسد کند ، نباید تجربه های اشتباه آمیز وخونین گذشته 
تکرار شوند  وبا بازگشت  شب های تاریک وسیاه، خفاشان بپرواز آمده و با 
خوردن خونهای بیشمار مست گردند. 

     نباید اشتباه وخطای عظیم امریکا ومتحدین  آنرا در امر بسیج کلیه 
عقبگرایان  مسلمان  نما علیه دولت ضد بنیادگرا وتحول طلب دهه  هشتاد 
میلادی  تکرار کرد ،اگر سر تاج دموکراسی و مدافعین آزادی ، حقوق بشر 
ودشمنان بنیادگرایی  کنونی با تحول  طلبان غیر دور اندیش  وبی سنجش داخلی 
دیروز مخالفت شان را بشکل دموکراتیک  مطرح میکردند واز کارد،تبر  وتفنگ 
برای قتل وکشتار هزاران سپاهی فرزندوطن که بیشک وشبهه  عاشق 
سربلندی ،عزت  وترقی وطن ورفاه مردم ما بودند استفاده نمیکردند، امریکا 
میتوانست  مصارف هنگفت مالی وتلفات عظیم انسانی خودرا در راه های بهتر تر 
وانسانی بکار  میگرفت، میگویند کجا کاری کند عاقل که بار آرد پشیمانی.!! 

     بنا ًاعتقاد وباور پیدا کرده ایم که: از آنجاییکه دوام دشمنی 
وخصومت ، خاصتا ًبین گروه ها وافرادی که در بسا موارد اساسی، عمده 
وسرنوشت  ساز وطنی  دارای وجوه  مشترک هستند ویا میتوانند خط فکری قابل 
قبول به گروه های متعدد سیاسی دموکراسی طلب وآزادیخواه را از طریق جروبحث 
سازنده بوجود آورند، به هیچ وجه به نفع ترقی ودموکراسی نبوده وباعث  می 
گردد تا مردم از نیروهای وطنپرست ودموکرات بیشتر دورشود ویا سلب اعتماد 
کند. 

     همچنان برای امریکاییان ومدافعین خط فکری داخلی وخارجی آن ها نیز 
لازم است  که  برای پراگنده گی وافتراق نیروهای سیاسی همسو با تحولات 
دموکراتیک وعصری سازی  افغانستان  بیشتر ازین تلاش نکنند زیرا درشرایط 
فعلی این فورمول اثر مندی خودرا از دست   داده است، امریکاییان نیز باید 
به حیث متمدن  ترین مردم به  اشتباهات بزرگ شان اگر اعتراف نمی کنند حد 
اقل آنرا مداومت نبخشند وشفاف عمل کنند. 

      امریکا چطور خود، متحدین وجامعهً متمدن غرب وشرق را قانع ساخته 
میتواند که از یک طرف برای نابودی طالبان  وبنیادگرایان تروریست جهانی به 
افغانستان حمله کرده ومیخواهد دموکراسی ومردم سالاری را پیروز بسازد، 
ولی  وسیله ًتحقق این هدف  را نیز  از  صفوف و رووس طالبان واسلاف خطر 
ناک تر از خود طالبان  انتخاب وبر گزیند ،این دیگر فریب خلق نی که فریب 
خود نیز است ویک روزی پشیمانی دارد.!! 

     نمیتوان اعتقاد داشت  که هرآنکه  به نفع  امریکا  میجنگد ویا 
قراردارد دموکراسی  ومردم سالاری  میخواهد نی ،نی هرکسی در این تنور داغ 
نان خودرا برای خودش پخته میکند. 

       میخواهم باصدق واخلاص عرض کنم که بخش اعظم این نارساییها ومشکلات 
عرصهً سیاسی نبودویا کمبوداتحاد چپ دموکراتیک است که در ضمن ضرورت حتمی 
برای دفاع ازحقوق حقهً  مردم ، دموکراسی ، ترقی ، عدالت اجتماعی وتمام 
ارزشهای فرهنگی، خود یکی  ازلازمه ها و مظهردموکراسی وتمثیل کنندهً 
دموکرات بودن یک دولت است،درتمام جوامع دموکراتیک غربی از چپ ترین تا 
راست ترین احزاب سیاسی قانونا ًحق فعالیت دارند، ولی درافغانستان هم صادر 
کننده گان دموکراسی وهم واردکنندگان وتطبیق کننده گان آن،گروه های سابقهً 
جهادی ومذهبی را که بعضی از آنهادر اول وآخر نامهای احزاب شان کلمات 
جدیدی را اضافه نموده اند ،مامور پیشبرد اهداف دموکراسی ساخته ونسبت کندی 
کار مجبور شده اند دموکراتهای اصیل(!) طالبی را نیز دعوت کنند تا با 
مشارکت در دولت باین پروسه جان تازه وتحرک لازم ببخشند(!). 

     ازینرو با کل صمیمیت وبدون درنظرداشت مسیر قبلی وموجود فکری خود به 
همهً  رفقاً دوستان،همرزمان ووطنپرستان عزیزافغانستان پیشنهاد میکنم که 
درشرایط جدا ًحیاتی،خطیر  وحساس کنونی باید رقابت های موجه وغیر موجهً 
دیروز را بفراموشی بسپارند  وبرای نجات دموکراسی از چنگال خونین 
بنیادگرایی وتحجر باهم متحد گردند وجبههً وسیع وطنپرستانرا از وجود تمامی 
گروهای چپی ومذهبی ترقیخواه تشکیل دهند ودین بزرگ وطنی شان را با کل 
شهامت واحساس مسوولیت که خصوصیت احزاب وشخصیت های با احساس است در این 
لحظات سرنوشت ساز وطن انجام وادا کنند  . 

باابراز حرمت فراوان بهمهً تان


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 1:31 موضوع | لینک ثابت


برای جبهه بلی ، اماچگونه؟


از آنجاییکه هدف از تشکیل وفعال ساختن احزاب سیاسی در تمامی کشور ها واز 
جمله در وطن ما ، چیزی جز گرفتن قدرت سیاسی ویا سهیم شدن درقدرت نمیتواند 
باشد   لذا رسیدن بقدرت ویا ادای نقش موثر در سیستم اداره ود ستگاه 
دولتی،  مطرح    شدن درجامعه بحیث نیروی فعال غیر قابل انکار، خواه برای 
تحقق اهداف ملی    وطنپرستانه وخدمتگذاری بمردم ویا صرف برای داشتن قدرت 
وچوکی ، باساس اهداف مرا می وعقیدتی ا حزاب ، ا زطرق وا سالیب مختلفه 
میتواند تحقق یابد وبرآ ورده شود، بناءلازم است که در شکل گیری وفعال شدن 
احزاب موارد  ومسایل متعدد در نظر گرفته شوند . 
      شرایط جدید بین ا لمللی وخاصتاء علاقمندی وانتخاب اکثریت قاطع 
مردمان جهان در مورد بکار نبردن اسلحه برای تغییر حکومتها ورژیمها، 
برایما وبطور اخص برای رهبران وقوماندا نان متعدد ا حزاب گوناگون 
افغانستان این پیام قاطع را انتقال میدهد که شیوه های فعالیتهای حزبی 
وسیاسی شان باید دموکراتیک، شفاف ومردمی بوده و با معیار های پسندیدهء 
اخلاق سیاسی مطابقت داشته  و مزین باشد  ودروغ وریا ، شارلتانی وافترا 
وخاک زدن بچشم مردم در آن جا نداشته ، واز بکار بردن تهد ید  وشانتاژ در 
مورد رقیبان وحریفان سیاسی وشخصی برای آن جلو گیری شود که زورگویی 
وقلدری  دیگر بازا ری 
ندارد. 
اگرهدف تنها وتنهارسیدن بقدرت سیاسی وبا هر قیمتی وبا هر وسیله وشیوهء 
وبا استفاده از هر امکان  معقول ونا معقول ، شریفانه ویا غیر شریفانه 
باشد، سعادت ، رفاه وآرامش مردم درمرکز توجه واهتمام قرار نگیرد وزره زره 
بخشهای مختلفهء حیات سیاسی واجتماعی توده های وسیع مردم خاصتاء بخشهای 
ملیونی واکثریت قاطع آن ، مورد مطالعه وارزیابی قرار نگیرند،این نوع ا 
حزاب وباصطلاح تفکرات سیاسی حق ندارند از پشتوا نهء مردمی برخوردار 
گردند، چون اکثریت احزاب وگروه های خورد وبزرگ تنها خود شان را برحق ، 
اصولی ، ملی ، ترقیخواه ،افغانی واسلامی  ووابسته بمردم میدانند  وا حزاب 
شان را تجسم تمام خوبیها وسمبول مرد مداری  وانمود میسازندولی در عمل 
اکثریت ا ین احزاب متاءسفانه بسیاری حقایق ومسایلی ر ا در نظر نگرفته اند 
که بحال مردم وخودشان جداءمفید وموءثر بوده 
واست. 
مثلاء  با وجود سابقه ء موجودیت، مبارزه و فعالیت احزاب سیاسی در وطن 
ما ، هنوز همهء ما بچشم سر مشاهده میکنیم که تعدادی از منورین ترقیخواه 
وحتا مبارزین وطنپرست وحرفوی سیاسی،  بدون دقت وتوجه لازم ومسوولانهء ملی 
وسیاسی،بدون مراعات پرنسیپ ها ، نورم ها ومعیار هاییکه اکیداء در تشکیل 
نمودن گروه ها وا حزاب سیاسی باید در نظر گرفته میشد ند ، خاصتاء بعد 
سقوط حاکمیت استبدادی طا لبان  واسلاف آزادی ستیز آن ، با استفاده از جو 
سیاسی جدیداء ایجاد شده در وطن،دست به تشکیل احزاب وگروه های سیاسی 
مختلفه زده وقریب است که تعداد ا یشان رقم  100 را تکمیل 
کند.                               با وجود آنکه تجارب 40—50 سال اخیر 
در مورد ایجاد و فعال ساختن ا حزاب وسازمانهای سیاسی ، از لحاظ مراعات 
نمودن نورمها وا ساسات حزب سازی، ایجاد هسته های تشکیلاتی محدود ووسیع ، 
تدوین برنامه ها وا ساسنامه ها، تعیین خط مشی های سیاسی، تعیین رهبران 
وحلقات رهبری،تشخیص طبقات اصلی قابل اتکادر نبرد های صنفی ،سیاسی   ،ملی 
وطبقاتی، محدود وناکافی وتوام با کمبود ها ونارسایی های قابل ملاحظه 
میباشد، ولی میتوانست ومیتوا ند ، علاقمندا ن ویا صاحبان ا حساس 
مسوولیتهای ملی در شرایط جدید را یاری ومساعدت 
رساند. 
         وطن عزیز ما که قرون متمادی در زیر بار مناسبات عقب ماندهء 
فیودالی وما قبل فیودالی قرار داشت و هنوز نتوانسته است با وجودهمه 
انکشافات، تغییرات وتحولات مثبت ومنفی ، آرام وخونین از تحت سیطره ونفوذ 
جباران وجلاد ا نیکه با هر نوع تحول وترقی د شمنندوهمیشه بحیث پاسدارا ن 
ا ستبدا د ، مردم آزاری، چپاول وغارت اموال دولتی وشخصی، تحجر ومناسبات 
قرون وسطایی غیر قابل قبول برای همه نقش ادا نموده ، خود را نجات دهد 
وقامت راست کند،اکنون بمشکلات مختلفه ای مواجه است که بد رجه ء اول 
برخورد توام  باا حساس مسوولیت  و    دلسوزی نخبگان سیاسی، مردم دوست 
وعدالتخواه را برای حل ا ین د شواریها میطلبد ،  چون فعالیتهای ا حزا ب 
گوناگون سیاسی ، مذهبی وقومی متعد دبخشی ازین مشکلات 
میباشند. 
     از آنجا ییکه احزاب نقش کلیدی واثرمند را در بسیج وتشکل مردم، درامر 
جذب، سازمان دهی وسوق نیروهاوا ستعداها ی سازندهء جامعه ایفامیکنند و 
میتوانند عامل سعادت ها وخوشبختیهای متعدد ویا وسیلهء بد بختیها وسیه 
روزیهای فراوان گردند باییست  خود مسایل وموارد آتی را  برای ادای نقش 
سالمتر در جامعه در مرکز توجه واهتمام خود قرار 
دهند. 
لازم وضروری پنداشته میشود که سازمان دهنده گان احزاب سیاسی ، قبل از 
اعلان موجودیت تشکیلات احزاب مربوطهء وخاصتاء قبل از تدوین برنامه ها 
وخطوط سیاسی وفکری ا حزاب شان حد اقل جغرا فیهء وطن، تعداد نفوس، تعداد 
ملیتها ،اقوام و قبایل، تعداد مذاهب وادیان ،تعداد زبانها ولهجه ها، 
ترکیب وکمیتهای ملی وقومی، تعداد با سوادان وبیسوادان، تعداد متخصصین 
رشته های مختلفهء علمی وتخنیکی، تعداد مکاتب، شفاخانه ها ومراکز صحی ونوع 
خدمات طبی  بمردمرا دقیقاء بفهمند ودر باره معلوماتموءثق داشته 
باشند. 
وضع رقتبار کارگران ، کارمندان وپرسونل اد اری وخدماتی فابریکه های محدود 
دیروز وبا خاک یکسان شده در طی جنگهای تنظیمی باید مورد توجه جدی برنامه 
ریزان سیاسی جدید قرار گیرد زیرا هزاران کارگر زحمتکش وشریف وطن از 
بیکاری وفقر شدید رنج میبرند ولقمه نانی برای فرزندان دلبند شان ندارند، 
بیاد میآورم غلام غوث، کارگرقهرمان جنگلک را که عمری باتقوا وعزت کار کرد 
وعرق ریخت و با وجود داشتن قدرت دولتی، چیزی نیند وخت وزنده گی خود 
وفامیلش را با فعال بودن کارخا نجات جنگلک ، آن یگانه فابریکهءبزرگ فلزات 
وطن ، فابریکه ایکه کارگران قهرمان آن درتحقق اهداف صنفی و مبارزات حق 
طلبانه وآزا دیخواهانهء سیاسی دههء 40 شمسی ازخود حماسه های جاویدان 
آفرید ند گره زد، ولی وقتی دشمنان وطن ودشمنان طبقهء نوپای کارگر وطن ، 
جنگلک، ملحقات وفابریکه های همجوار آنرا تخریب ولیلام کردند ، غوث کارگر، 
که عاشق کار و رفقای کارگرش بود ، از یکطرف تحمل د یدن خرا به های آن 
آبادیهای عظیم ملی را نتو ا نست واز طرف دیگر فقرو بیکاری همقطاران 
ویاران همکار  وهمرزمش را ، باضافهء  اهانت ها، وتهدیدهای آ نزمان ، او 
که خود نیز بیکار وبی نان شده بود ، وقتی د ید که همه راه ها برویش بسته 
شده ا ند ،تحمل نتوا نست که فریاد گریه وشیون اطفال گرسنه خود ویاران 
عزیز تر از جانش راهر لحظ بشنود  لذا با پاشیدن تیل بر بدن وآتش زدن بآن 
به زنده گی  خود پایان داد، ( روح آن بزرگمرد که سمبول تواضع ،تقوا 
وفداکاری بود با  ارواح پاک همه شهدای مردم ما شاد باد)  باور کنید مثل 
اوصد ها تن از زنان ومردان هموطن ومظلوم ما، یا از گرسنگی وبیکاری ویا ا 
زخوف توهین وتجاوز ، بطرق مختلف در آن سالهای ظلمتبار بزنده گی خود پایان 
داد ند، اکثریت آنها گمنام زیستند وگمنام شهید شدند وفراموش گشتند. 
       از آنجاییکه بیکاری ،یکی از مشکلات جدی مردم ما را تشکیل میدهد، 
تشکیل دهنده گان ا حزاب  باید اکیداء بدانند که تعداد مشغوولین بکارهای 
مختلفه چند فیصد نیروی کار  را در بر میگیرند وچه عدد از هموطنان ما 
بیکارند،  داشتن معلومات در مورد تمامی ا مور زنده گی، کار وسرنوشت طبقهء 
زحمتکش دهقان ونحوهء رابطهء آنها بازمینی که بالای آنعرق  میریزندولی حتی 
نان خشک شکم سیر نصیب شان نمیشود، واینکه چند فیصد ا ین طبقهء محروم 
وشرافتمند صاحب حد اقل ملکیت شخصی اند وچه تعداد آنها حتا صاحب یک بسوه 
زمین برای کشت سبزیجات نیستند، خیلی مهم است، هکذا باید بدانند که داشتن 
معلومات در مورد مقدار زمینهای زراعتی( للمی وآبی) ، ساحات جنگلات، 
( درختهای طرف استفادهء تعمیراتی و پسته زارها) باغات میوه،مساحت زمینهای 
زراعتی شخصی و دولتی ، مشکلات آبیاری وتقسیم آب، وسایل وماشین آلات 
زراعتی سنتی وعصری، وضع کوچیها وعلفچر ها، سرکها وخطوط ارتباطی موتر رو 
وپیاده رو بین وا حد های مختلفهء اداری وساحات زنده گی در دهات ومناطق 
دور افتادهء وطن جداء ضروریست باید برای شان تعداد اطفال ،نو جوانان 
وجوانان وا جد شرا یط رفتن به مکاتب ومراکز تعلیمی مشخص وشناسایی 
شود . 
برای داشتن برنامهء دقیق علمی وعملی ضروریست تا این ا حزاب نه فقط مو 
قعیت وطن را درست درک کنند  و پیرامون همه همسایگان نزدیک ودور وتمامی 
کشورها وموضعگیریهای دیروز وا مروز شان  در قبال مردم وسرزمین ماچه درا 
مر دوستی وچه در عداوت ودشمنی شان نه فقط علیه حکومتها بلکه علیه مردم 
ما ، علیه وحدت ملی افغانها وعلیه تمامیت ارضی وطن ما، معلومات خودرا 
تکمیل ، دقیق ومستند سازند، وبدانند که ما اکنون نسبت بهر زمان دیگر در 
موقعیت دشوار جیو پولیتک وامنییتی قرار داریم وآسیب پذیر تر نسبت بهر وقت 
دیگر هستیم، درشمال شرق وشرق وطن، افغانها جمهوریهای مردم چین وپاکستان 
اسلامی قراردارند که هردو با اسلحهء اتمی مجهزند، در غرب وطن، جمهوری 
اسلامی ایران موقعیت دارد که در همین هفته آخرین راکت با بورد 2000 
کیلومتری خود را آ زمایش کرد وهر روزپیشرفتهای جدید وجدیدتر نظامی بدست 
میآورد، همسایگان شمالی  ا مروز ما با وجود مشکلات معینی که دارند نسبت 
بما از توا ناییهای بزرگتر برخوردارند، در حالیکه ما اردوی از هم پاشیدهء 
داریم که حتا شخص اول دولت نمیتو ا ند بالای آن اطمینان قوی داشته باشد 
چون هنوز این اردو، اردوی تنظیمیست وملی نیست، از طرفی یکتعداد از 
آنهاییکه عصری ترین اسلحهء اردوی وطن شان(!) را به خارج انتقال دادند 
ووسیلهء قوتمند شدن وعصری شدن یک اردوی خارجی دردآفرین بوطن شدند  د ر 
ترکیب این اردوی گویا ملی ایکه هزاران متخصص وتحصیل یافتهء با تجربهء 
نظامی راا زخود دور نگاه کرده است شامل وفعالند، در چنین شرایط بحرانی 
وخطر ناک ملی ومنطقوی مردم ما نسبت بهر وقت دیگر به ا حزاب وشخصیتهای 
ضرورت دارد تا در ضمن احترام کاملاء یکسان بهمه ملیتها ،اقوام ،مذاهب 
وزبانهای ملی رسمی وغیر رسمی  وطن، اعتقاد راسخ وخد شه ناپذیربوحدت ملی و 
ضرورت بسیج کلیه طاقتها وتوا ناییهای  فرزندا ن وطن نیز داشته باشند ومهر 
تعصبات قومی ومذهبی ، تعصبات زبانی ونژادی درجبین وضمیر شان نمایان 
وموجود نباشد، زیرامتعصبین قومگرا ،عاشق ملیت وزبان خاص ودشمن با سایرین 
چه مذهبی چه سکولار، چه چپی وچه راستی، چه ظالم وچه ا نتقام جو به درد 
ملتی که روزهای بس دشوار را سپری کرده وهنوز درآن بسر میبرد نخورده 
ونمیخورند. 
         برای در پیش گرفتن سیاست های سالم حزبی ، مسوولین احزاب جدیداء 
فعال شده  ویا در حال فعال شدن باییست مردم وطن را زیر مطالعهء جداء دقیق 
قرار دهند،بدانند که مردم ما چه میخواهند؟ سیاست میکنند؟ احزاب را 
میخواهند؟ واگر میخواهند به ا ین تعداد بیشمار احزاب وتشکیلات مختلفه 
ضرورت ا حساس میکنند، خود ا ین مردم به چند پارچه تقسیم ساخته شده اند، 
به چند طبقه وگروه اجتماعی تعلق دارند طبقات اصلی وبا کمیت قابل ملاحظه 
کدام ها اند؟ نقش  تعلقات زبانی ، قومی ، مذهبی وسمتی بالای مردم از چه 
قرار است؟ نفوذ روحانیت خیرا ندیش وغیرافراطی  وتاثیر بنیاد گراها 
ومتعصبین آشتی ناپذیر با تحولات دموکراتیک وعصری سازی وطن بصورت جداگانه 
بالای مردم چگونه است؟ .             غرض موءثریت فعالیتهای سیاسی، 
این ،  احزاب باید تعداد مجموعی سازمانهای صنفی، احزاب  حلیف  وحریف، 
دشمن ومخالف خود را وهمچنان تمامی ا تحاد یه ها، انجمنهاوهر نوع تشکیلات 
دینی ، سیاسی، قومی ، قبیلوی ،زبانی ، سمتی، آزاد ومستقل وطنی ویا وابسته 
بحلقات مخالف وموافق خارجی خود ودر مجموع وطن را شناسایی کنند  وهمچنان 
دریابند که از جملهء این گروه های موجود کیها طرفدار وحدت ملی، حکومت 
مرکزی قوی ونیرومند، کیها طرفدار فدرالیزم واستقلال نسبی ویا بیشتر 
حکومات ایا لتی هستند ،کدام احزاب بر نقش بیطرف نگهداشتن دین ومذهب، زبان 
وقوم، اکثریت واقلیت اسرار میکنند وکیهاکلید حل قضایا را در تعقیب نمودن 
اقدامات متعصبانه وبی نتیجه میدانند ، باوجود آ نکه همه شاهد شکست ایده 
های تنگ نظرانه ،محدود وافرطی در کلیه ابعاد آن 
هستیم. 
          گروه های سیاسی جد ید وکهنه ضرورت دارند تا برعلاوهءمعلوماتهای 
فوق بدانند که فیصدی تولد ومرگ دروطن ما چند است؟ عاید سرا نه، طول ا وسط 
عمر با تفکیک زنان ومردا ن با فیصدی مرگ ومیر اطفال زیر 5 سال از چه قرار 
است؟ چند فیصد مردم ما در زیر خط فقر قرار دارند؟ ، بچه تعداد بیوه ، 
یتیم وبی سر پرست داریم؟.                                  چرا زنان 
امکان آن را پیدا نمیکنند که در راس حد اقل یک حزب سیاسی قرار گیرند 
درحالیکه نیم پیکر جامعه را تشکیل میدهند، توجه در امر متساوی شدن حقوق 
وامتیازات زنان درجامعه یکی از اولویتهای کاری هر حزب وسازمان مدعی آزادی 
ودموکراسی را باید تشکیل دهد ،متاءسفانه حتا احزابی که در بدست آوردن 
امتیازات بزرگ برای زنان ا ز طریق مبارزهء پر مخاطره نقش بزرگ را ایفا 
کرد ه اند در ا ین زمینه شاید تحت تاءثیر گروهای متعصب ومتحجر قرار گرفته 
اند که گامهای عملی وملموس را در مورد 
برنمیدارند. 
متاءسفانه اکثراء عادت کرده ایم که  در صحبتها وتحلیلهای ما در موا رد 
ومسایل  بسیار بزرگ خاصتاء مسایل عمیق فلسفی ، ایدولوژیک وسیاسی جهانی 
ابراز نظر کنیم در حالیکه بمشکلات موجود توده های زحمت کشی که از آنها 
نام میبریم  ودر عمق فاجعه ، فقر و مسکنت بسر میبرند کمتر تماس گرفته 
میشود ، از طرفی موضوعات ومسایل خیلی عادی وغیر ضروری را بزرگ ساخته وحتا 
توضیح آنها را پیچیده ود شوارمی سازیم، در مورد اهداف مرا می احزاب وگروه 
ها ا ین قاعده ویا عادت حفظ شده است، مثلاء شاید دوستانی با خواندن این 
سطور ناچیز بخشم آیند ویا بخندند  که چرا این مطالب ساده وعادی بیان 
میشوند، میخواهم عرض کنم که در فهم ودانش هیچکدام از فعالان سیاسی موافق 
ومخالف شکی وجود ندارد فقط میخواهم بگویم که از کثرت فهم ودانش بالای 
مسایل عادی وکوچک تماس نمیگیرند در حا لیکه این موضوعات وموا رد بزنده گی 
اکثریت مردمی تعلق دارند که سایرین و ما بنام شان حزب میسازیم ومبارزه 
وفعا لیت میکنیم ، ما نمیتوانیم برنامه ها وپروگرامهای احزاب اروپایی را 
برای مردم خود کاپی کنیم ما مردمی دیگر ، فرهنگی دیگر ، دینی دیگر 
ومشکلات دیگری داریم ،ما بمردمیکه آب را دربهار برای گرمای تابستان 
درکولها وحوضهای بزرگ سرباز برای خود ومواشی شان ذخیره میکنند نمیتوانیم 
از محیط زیست صحبت کنیم، اگر ا حزاب  در مورد فقرمردم ، تنگد ستی ، 
محرومیت، بیسوا د نگهداشته شدن ، ومبتلا بودن مردم بامراض گوناگو ن روحی 
وجسمی  ،  ازنداشتن آب نوشید نی، نداشتن سر پناه ، از بیکاری 
ومحرومیتهای مختلفهء مردم ما ،از عدم بر خوردا ری اکثریت قاطع هموطنان ما 
از عادی ترین امکانات زنده گی ، از تبعیض وتفرقه، از بی ا منیتی وبی 
قانونی و درمورد مجموع مشکلات متعدد  وبیشمار مردم در قریه وده وشهر تماس 
نگیرند وتوجه نکنند چه مواردی میتوانند مهمتر ازینها 
باشند. 
بطور مثال همان طوریکه برای یک شخص پولدار  ویا یک آدم با زنده گی متوسط 
در داخل وخارج خریداری خانه وقصر مقبول، موتر های مود روز، انواع زیورات 
زنانه ومردانه، زمینهای زراعتی نا محدود وباغهای زیبای پر از گل ومیوه از 
اهمیت برخوردار است ، برای یک دهقان زحمتکش که زنده گی او درگرو برف 
وباران است ، باریدن باران ویا آمدن مقداری آب در جوی وجویچهء متصل زمینش 
از اهمیت بمراتب بیشتری برخوردار است، لذا احزابی که روی قریه وقشلاق را 
ند یده وبا مشکلات عدیدهء مردم آشنایی نداشته باشند برای حل  مشکلاتی 
برنامه ریزی میکنند که با خواسته ها وآرمانهای محرومان ومظلومان  خیلی 
فاصله داردو برنامه های شان بیشتر بداستان های حماسی وافسانه ها شباهت 
دارند  تا به یک  پروگرام دقیق وحسابی  کاری سیاسی ومتحول سازندهء مردم 
ووطن 
ما. 
ازینرو همه مبارزین وفعالان سیاسی، صاحب حزب وتشکیل ویا شخصیتهای مستقل 
ودلسوز مردم اولاء خود باید با حقیقت زنده گی دشوار وپر از درد ورنج مردم 
نه از طریق سیر علمی ویا مسافرتهای توریستی، بلکه با رفتن دربین مردم ، 
زنده گی با مردم وگوش دادن به قصه ها وآلام  وزجه ونالهء خوردان وبزرگان 
هموطن که زخمهای غیر قابل مداوای شان از ظلمها وستمگریهاییکه در حق شان 
اعمال گردیده و هنوز خون چکان است ومرهم عادی ای بر آن زخمها تا حال 
گذاشته نشده است ، حقیقت زنده گی مردم را درک ودر مورد  علاج ومداوای 
آنها راه های پیشنهادی خود ها را باطلاع مردم ونیروهای ترقیخواه ومردم 
دوست برسانند، در غیر آن باید زمینهء آن مساعد شود تا زمینهء مشارکت عملی 
ووسیع فرزندان مقاوم مردم که در داخل وطن باقیمانده ا ند و با همه 
دشواریها ونا ملایمات زنده گی ساختند، برای شکل گیری هر راه حل وهر 
برنامهء سیاسی حزبی ، مساعد شود وعملی گردد ،این راه حل نیست که برنامه 
های تدوین شده در کشور های همسایه ، در آمریکا ویا اروپا بطریقی بداخل 
فرستاده شوند وبنامهای مختلف درآنجا نشر و رکلام گردند وکسانی دل خوش 
کنند که این برنامه ها در داخل وبوسیلهءهمفکران داخلی تهیه وتدوین شده 
است، باید درکلیه امور صداقت داشته 
باشند.!!! 
چطور میتواند قابل قبول باشد که ده ها حزب وتشکیل سیاسی، برنامه های 
سیاسی ا حزاب شان را در اطاقهای دربسته وهزاران کیلو متر دورتر از خاک 
وطن بوسیلهء چند آدم با استعداد  وقلم بدست، درقا لب جملات وادبیات ولو 
زیبای نثریی  شعر گونه تهیه کنند  وآنرا نسخهء بی عیب برای علاج مشکلات 
مردم ووطن جا بزنند، درحالیکه برنامه های ا حزاب ملی ،  وطنپرست و 
ترقیخواه نه تنها بر اساس تجارب واندوخته های متنوع وپر از درد ورنج وطن، 
دانشهای علمی معاصر ، تجارب احزاب کشورهای هم فرهنگ وهم د ین  دور ونزد 
یک تد وین میگردند، بلکه فهم ودرک نیازمند یهای اساسی مردم  بدست آوردن 
دقیق ترین و آ خرین آ مار وارقام در مورد تمامی ا  مور زنده گی ، کار ، 
تولید ، توزیع وسایر اموریکه در بالا تذکر یافته،  باید جمعمبندی و تدوین 
گردند وبرای پیدا کردن اعتبار وسیع ، به شور وبحث آزاد گذاشته شوند زیرا 
افشا شدن وبه مشوره گذاشتن اهداف مرا می احزاب بهیچ صورت آنچه را که را 
زحزبی (!) گفته میشود صدمه نمی 
زند. 
        قابل یاد آوریست که شرایط جدید ، از همه فعالین سیاسی ، شیوه ها، 
میتود ها واشکال جد ید مبارزه وتلاشهای سیاسی را میطلبد ، در ا ین صورت 
برد سیاسی از آنهایست که با برنامه ها وپروگرا مهای واضح ،علمی ، عملی ، 
ساده وقبل فهم برای عادی ترین افراد جامعه  بمبارزه بر میخیزند و 
بوسیلهء  شخصیتهای نیک نام ،با تقوا ،  فداکار ،با ایثار ومردمدار مورد 
حمایت وپشتیبانی قرار میگیرند، ا ین خصوصیتهای اخلاقی بخصوص در مورد ا 
حزاب مدافع زحمتکشان ومظلومان از ار زشمندی خاصی بر خوردار است زیرا 
تاریخ گواه است که حاصل زحمات ، فداکاریها وایثار هزاران مبارز وطنپرست 
بوسیلهء افراد استفاده جو، بی تقوا ، معامله گر، خود خواه ،مشکوک وافراد 
لابرا تواری وشخصیتهای مصنوعی برباد ونابود گرد یده 
است. 
جا داردسوال بعمل آید که چطور عدهء بد ون دا شتن معلومات حد اقل در مورد 
وطن ومرد مشان، با تعدادی بسیار محدود افراد که هر روزی از بد نهء ایشان 
تعدا دی کم میشود، خود وعدهء دیگر را بیجهت مصروف وسرگردان میسازند ودست 
به تشکیل گروه ها وا حزاب  میزنند وباطراف چند مفهوم وواژهء مود روز در 
وطن یعنی دموکراسی ، نظم وقانون ،حمایت از بازسازی وخلع سلاح ومبارزه 
علیه گروه های غیر قانونی وغیره ..چسپیده  ودل خوش کرده اند، در حا لیکه 
برنامهء دولت فعلی در استقامتهای بر شمرده شده ، وسیعتر وجامعتر از 
برنامه های بسیاری از ا حزاب موجود در بسیاری از عرصه هاست، درینصورت چرا 
با دستگاه دولتی مشترکاء عمل نمیکنند تا از امکانات بهترتر داخلی وخارجی 
وحمایهء وسیعتر قانونی برخوردار شوند  ، این درحالیست که احزاب مذ کور 
وقتی بمشکلات موا جه میگرد ند مسایل قومی، مذهبی ، منطقوی وزبانی را دامن 
میزنند  تا بتوانند چند مدت دیگری ادامهء حیات پیدا 
کنند. 
       اگرواقعبینی وحقیقتگرا یی را در تصمیم گیریهای خود مان  دخیل 
سازیم وصرف با دا دن شعارهای تبلیغاتی وزرق وبرق ظاهری سیاست، دل خوش 
نکنیم، واگر واقعاء هدف ا ساسی همه احزاب موجود ارا یهء پروگرامهای 
کاملاء علمی ، دقیق وعملی برای معالجهء عقب مانده گی وطن، فقر 
زدایی،مبارزه علیه بیکاری ومساعد شدن زمینه های وسیع اشتغال برای همه 
توانهای کاری در وطن است ،اگر هدف عصری سازی ومتمدن شدن است،اگر برای ا 
یجاد وطنی صنعتی-زراعتی تلاش ومبارزه میشود، واگر صادقانه برای تحقق 
آرمانهای دموکراتیک،مردمسالاری، پیروزی حق وقانون،خلع سلاح،وختم ظلم 
وزورگویی،تعصب وتبعیض نبرد میشود وما ازکلیه دانشها ودستآوردهای جهانی در 
راه رسیدن به ترقی وپیشرفت استفاده میکنیم، انصافاء بگویید که چند نوع 
راه رشد اقتصادی رامیشناسیم؟، چند راه وطریقهءگذارازعقبمانده گی ورسیدن 
از طریق کوتاه ترین راه به صنعتی شدن وپیشرفتهای چشمگیر خیره کننده ، 
درجهان امروزی وجود دارند که ما چیزهایی در مورد انها میدانیم؟... که 
دهها حزب تا کنون برای تحقق آنها تشکیل گردیده 
اند. 
امروز اکثریت مردمان جهان بخوبی میدانند که سیاست بازان ودیوانگان ثروت 
وقدرت درکلیه زمینه ها ی کار ، اندیشه وتفکر ،دین ومذهب، نژاد وزبان 
بحران آفریده اند تا زمینه برای شکار قدرت ودوام سلطه های جابرا نهء خشن 
ویا ظریف شان ، همیشه مساعد باشد،ازینرومفاهیم جهانشمول 
آزادی ،دموکراسی ، حقوق بشر، جامعهء مدنی،،مقاومتهای  مسلحانهء  ضد 
استعماری ،آزادیخواهی، ارزشهای دینی وعقیدتی مردم را مطابق میل ومصلحتهای 
سیاسی خود شان تحلیل وتفسیر کرده اند ودر سایه وتاریکی بوجود آمده از اثر 
این تبلیغات عوام فریبانه بزنده گی نکبتبار وانگلی خود ادامه 
میدهند. 
    این مساله را اندکی ببرسی میگیریم،چطور امکان آن را برای خود میسر 
کردند که در حالیکه بیشتر از سه- چهار شیوه وراه رشد اقتصادی تا حال 
شناسایی ومورد تطبیق قرار نگرفته است، تعدادی از احزاب وگروه ها با ا 
ضافه نمودن پساوندها وپیشاوند های جراحی شده ،  احزاب شان را رنگ آمیزی 
نموده و ازیک اسلام ده ها اسلام ، ازیک مفهوم وواژهء جها نی دموکراسی ده 
هانوع آن رادر میدان سیاست وتجارت عرضه کرده ا ند، صداقت سیاسی ومعتقد 
بودن بآنچه منافع ملی میدانیم حکم میکند که اگر هدف ا ساسی اکثریت این 
احزاب خدمتگذاری بمردم ووطن باشد ، بدون ضیاع وقت، با احساس وجیبه و 
مسوولیتهای ملی ،اخلاقی وافغانی دور هم جمع شوند واحزاب مقتدر ترقیخواه، 
دموکرات ووطنپرست را برای آن تشکیل دهند که اقدامات منفرد شخصی محدود 
وگروهی تگروانه بهر نام واسمی که باشدحلال مشکلات متعدد وطن ما نیست، این 
هم حقیقت دارد که کلیه گروه ها وحلقات را با موعظه ونصیحت نمیتوان متحد 
ساخت، هدف ما متحد شدن همفکران ، همرزمان ورونده گان طریق وا حد ویا بهم 
شبیه ونزدیک است میتوان(کبوتر با کبوتر باز باباز--- کند همجنس با همجنس 
پرواز)        راا ساس قرار دادوصفوف فشردهء دارای قدرت عمل ومانوررا 
برای تحکیم تفکرات ملی ترقیخواهانهءدموکراتیک واستبداد ستیزتشکیل داد و 
بامیدهای دیرینهءمبارزین وطنپرست و مردم شریف وطن ، جان وقوت تازه 
بخشید. 

         برای احزاب وگروه هاییکه تحت نام د ین ومذهب فعالند نیز خیلی 
شایسته است که برای جلوگیری از سرگردا نی های طولانی ومزید هموطنان، 
تعداداحزاب بیشمار شان را تقلیل دهند ویکی دوحزب اسلامی مسالمتجو ، غیر 
مسلح،مصلح وخادم حقیقی دین ونه ثروت وقدرت را تشکیل دهند وپروسه های 
دموکراسی، پیشرفت وترقی را اگر حمایت نمیکنند ضربه نزنند، وبرای د ین خدا 
بیشتر ازین باثر کجرویی ها وبی مبالاتیهای شان درد سر ایجاد نکنند وبه 
تفرقه جوییها وانتقام گرفتنهای تنظیمی، مذهبی وسیاسی خاتمه دهند ، این به 
نفع خود شان نیز است، آنها چطور خود را قناعت میدهند که در تحت نام یک 
دین ویا یک مذهب  ده ها حزب وگروه سالهای سال طبل حقانیت خود وبوق غیر 
اسلامی بودن سایرین رابنوازند وبصدا درآورند آنهم با چه بهای گزاف 
وخونینیکه تا حال در وطن ما هر روز تلفات جدید وجدیدتر میگیرد وبقولی  که 
میگویند  (اندرین ره کشته بسیارند قربان 
شما). 
        واخیراء یادآوری میگردد که قاعد تاء فعالین ا تحادیه ها،انجمنها 
وسندیکاهای مختلفه، درطی مبارزات صنفی و اقتصادی  شان ، وقتی بمشکلات ود 
شوا ریهای متعدد موا جه شدند، ودر برا بر حکومات سرکوبگر ، بورژوا زی 
استثمارگرو فیودالیزم بیرحم وغاصب ،مبارزات صنفی شان نتایج قناعت بخش را 
ببار نیاورد، به شور ومباحثه پردا ختند، راه های مختلفهء مقاومت ومبارزهء 
حقخواهانه رامورد ارزیابی قرار داد ند وسر انجام دست به تشکیل ا حزاب 
سیاسی زد ند تا از طریق کسب قدرت سیاسی به آرزوهای   دیرینهء عدالت وبرا 
بری نایل شوند، آن اقدامات عظیم انسانی درطی سالهای مختلف ودر کشور ها 
وقاره های مختلف وباشکال وشیوه های مختلف وبا قربانیهای بیشمار به ثمر 
نشست، پیروزشد، سالها برای آندستآوردهای بزرگ زحمتکشان جشنهای شادی وسرور 
گرفته شد، وآن حاصل مبارزات عظیم وتاریخی مردمانجهان که با قیمتهای گزاف 
بدست آمده بود ند، باثر اغوا وفریب مردم ونیروهای رزمندهء آ ن، دربسیاری 
از کشور ها مفت ورایگان وخیلی ساده در آتش های بزرگ انتقام جویی، تمامیت 
خواهی وا نحصار طلبیهای بیحد وحصر بورژوا زی ونیو لیبرالیزم سوختانده 
شدند وتلاش جدی وجود دارد که آخرین جرقه های باقیماندهءآن را نیز بزور 
اسلحه، محاصره های اقتصادی، نیرنگ وتبلیغات خصمانه   خاموش وبه خا کستر 
تبدیل 
کنند. 
        همه بخاطر داریم که40 سال قبل  ،وقتی احزاب جدید سیاسی عرض وجود 
کرد ند ،وطن ما تجارب مبارزات صنفی واتحادیه وی رانداشت، تعداد کارگران 
خیلی ناچیز وعدد فابریکه ها ودستگاه های صنعتی وتولیدی انگشت شمار بودند، 
دهقانان زحمتکش که اکثریت نیروهای تولیدی را تشکیل میدادند وهنوز هم 
تشکیل میدهند ، دروضع اسفباربسر میبردند،فقر قرضداری،سلم ،سود ،گرویی 
حاصلات سالانهء دهقانی شان را تشکیل میداد، عدد تحصیل یافتگان نیز 
محدودبود ،ترس ووحشت از در ودیوار میبارید، پادشاه را سایهء خدا میگفتند، 
کسی جراءت آنرا نداشت که در مورد جناب اعلیحضرت ووابستگان شان خدای نا 
خواسته چیزی بگوید،یکتعداد از رهبران وفعالین تنظیمهای اسلامی موجود که 
ضد پادشاه دیروز امروز بیانیه میدهند،در دیروز در دفاع از همین پادشاه د 
یروز مه امروز مورد غضب شان واقع شده است، صدها وطنپرست ترقیخواه ضد 
سلطنت را کافر وبید ین خطاب میکردند، ولی حال که منافع شخصی خود شان مطرح 
است نه سایهء خدا مطرح است ونه حرام بودن مبارزه علیه شاه ،  راستی عجب 
دنیا ییست!!!. 
            درچنین اوضاع تعدادی از احزاب واز جمله حزب دموکراتیک خلق 
افغانستان عرض وجود کردند وبروی صحنهء سیاسی کشور آمدند ،  ح.د. خ. ا  از 
طریق کنگرهء موءسس در یازده هم جدی سال 1343 اعلان موجودیت کرد ،اعضای 
ارشد رهبری خود را اعلان نمود، که یک دقت گذرا میتواند ا ین حقیقت را 
برساند که شرکت کننده گان آن کنگره ، متشکل از  شخصیتهای مختلفهء فکری 
وعقید تی ای بودند که بنماینده گی از ملیتها ،اقوام مذاهب ،زبانها ومناطق 
مختلف، وبا در نظرداشت اوضاع وا حوال خاص آن دوران ، شهامت آنرا داشتند 
که دربرابر دستگاه استبدادی سطنتی خاصتاء حلقات افراطی آن ، مردا نه 
بایستند واز نام مردم ، از نام رعیت (!) واز نام غلام خوا نده شده گان 
( ملت)، بمثابه اسپارتاکوس های معاصر، بی ترس وبی هراس برای تاءمین عدالت 
وانصاف ، برای ختم حق تلفیها وتبعیضات رنگارنگ ، برای تاء مین حقوق یکسان 
بهمهء مردم ، بهمهء اقوام ،ملیتها ،زبانها ومذاهب، وبلاخره برای حق 
کار،حق تحصیل ،حق تداوی رایگان وحق داشتن سر پناه برای همه،فریاد خود را 
بلند کردند، هر نوع خطر را با دل وجان قبول نمودند و به پیش رفتند، 
وفریاد آزادی ودموکراسی حقیقی راسردادند ،ووسیلهءبلند شدن فریاد خفه شده 
در گلوی ملیونها  زن ودختر وطن برای آزادی وحقوق مساوی با مردان شدند.(در 
مورد جنبه های مختلفهء آن دوران بحث جداگانه 
میشود) 

         ح.د.خ.ادر هنگام شکل گیری تجارب غنی تشکیلاتی، اتحادیوی 
وسندیکایی وحزبی را از اسلاف خود در دست نداشت وخود نیز صبر وحوصلهء لازم 
را برای سروسامان دادن به آن موارد نکرد، اما بعد تاء سیس حزب در فکر 
ایجاد جبههء ملی ودموکرتیک شد که بعدها در زمان حاکمیت ، آن آرمان در 
وجود جبههء ملی پدر وطن متبلور ومحقق گردید وبزرگترین شخصیتهای سیاسی 
وملی مثل مرحوم عبد ا لهادی داوی ، مرحوم فتح محمد خان فرقه مشر وصدها تن 
دیگر درآن جبهه با رضا ورغبت خود شان اشتراک وسهم 
گرفتند. 
حال سوال پیش میآید که در دیروز موء سسین حزب انتظار تشکیل سازمانها 
واتحاد یه های صنفی را که مقدمه واساس ساختن وفعال شدن احزاب بشمار 
میروند نکشید ند و مستقیماء حزب را تاءسیس  واعلان کردند که دشواریهای 
معینی را نیز در قبال داشت وهنوز  ا ثرات منفی آ ن باقیست، حال که مدت 40 
سال از فعالیت وعمر حزب میگذرد آ یا لازم است که سر از نو طوری در فکر 
تشکیل جبهه وا تحادیه شویم  که بتمام آن زحمات ، قربانیها  وجان فشانیهای 
بی مثال باد یدی سطحی وبیتفاوت نگاه کنیم؟ ، من اعتقاد دارم که هیچ حزب 
وگروه به تنهایی کاری را انجام دا ده نمیتواند ،باید متحد شویم ولی با 
تمام گروه ها وشخصیتهای شریف، ترقیخواه ووطند وست، با تمام نیروهای د 
موکراتیک  وعدالتخواه، خاصتاء با متحد ین دیروز ما که متاءسفانه عدهء از 
ایشان با وجود داشتن پستهای صدارت ،وزا رت، ریاست وولایت در زمان حا کمیت 
حزب اکنون باساس مود زمان مطالبی را در مورد حزب ما میگویند که بدترین 
ومتعصبترین دشمنان ما آنرا نشخوار میکنند، ما در گرو کسی نیستیم که حتماء 
باید اولاء حزب 40 سالهء خودرا منحل اعلام کنیم و بعداءاز بقا یای  ا ند 
ک آن با دوستانیکه خود نماینده گان تام ا لاختیار سازمانهای قبلی شان 
نیستند،چیزی بنام جبهه بسازیم ،این غیر ممکن وغیر عملی وزیانبار 
است . 
           پیشنهاد من اینست که بجای تشکیل جبهات واتحادها از وجود افراد 
واشخاص ولو مهم، تمام احزاب قدیمی وسابقه وضع داخلی ،سازمانی وتشکیلاتی 
خود را جمع وجور کنند با دوستان ورفقای هم سازمان شان مشوره کنند وتوافق 
بعمل آرند، بعداءهرکدام از این ا حزاب با امکانات کمی  وکیفی خود 
میتوانند با کل سرافرازی وصداقت تعهد و ا تحاد وطنپرستانه را با قول 
وقرار ، با نعره ویا دعا، فقط بخاطر مفید واقع شدن بمردم ووطن، مهر وا 
مضا نموده  ودر تحقق اهداف آن که بصورت دموکراتیک  از طرف شرکت کننده گان 
تعین میگردد مشترکاء تلاش کنند، ما وقتی حق داریم خانه قبلی ولو غریبانه 
وکلخی خودرا ترک ویا چپه کنیم که خانه ویا خانه های بزرگتر، محکمتر وبهتر 
تررا برای خود تهیه کرده باشیم، حتی اگر بی نیاز از آن خانهء قبلی شویم، 
در وطنی که اکثریت خانه های آنرا چپه کرده اند ، آن خانهء قدیمی ما می 
تواندسر پناه خوبی برای بی سرپنا هان شود، آن خانهء قدیمی وحتا گلی 
سابقهء ما بدست معماران وگلکارانی اساس گذاشته شده واعمار گردیده که 
اکثریت شان با کمال تاء سف دیگر در میان مانیستند ، عده ای با مرگ طبیعی 
ولی تعداد وسیعی باثر اصابت مرمی دشمن  بابدیت پیوسته اند ( روحشان را 
شاد میخواهیم)، بیا یید آن یاد گار رزمها وپیکار های مقدس وطنپرستی وخدمت 
گذاری بمردم ونوع بشر را بجای تخریب تعمیر وآ باد کنیم مشکلات آنرا رفع 
نماییم، خرابیهای غیر قابل ترمیم آ نرا دور کنیم وامکانات جدید زنده گی 
را در آن متوفر سازیم ونشانی دستهای پاک همرزمان بخاک وخون خفتهءمان را 
که میراث هزاران معلول وبیوه ویتیم است وبرای ما به ا ما نت گذاشته 
اند  ، سلامت نگهداریم، در اینصورت برای تشکیل جبههء وسیع ، بلی ، برای 
نهضت میهنی، بلی ، برای ا یتلاف های بزرگتر و سراسری ملی برای سازنده 
گی ، صلح ،ترقی وعدالت ، بلی  ، چرا ما با از دست دا دن بهترین دوستان 
وهمرزمان ، دوستان وهمراهان جدید کمایی کنیم ، باید با حفظ رفقا ودوستان 
عزیز قبلی ، دوستان ورفقای جد ید پیدا کنیم ، در اینصورت یقین داشته 
باشید که خساره نمیکنیم.  موءفق باشید. 

شود مردمی کیش وآیین ما    نگیرد خرد، خرده بر دین 
ما 
بیاریم آن آب رفته بجوی     مگر زا ن ببینیم ، بازآبروی 
(فردوسی) 


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 1:27 موضوع | لینک ثابت


نظرياتی چند برای تحقق اهـداف وحدت طلبانهً حزبی


 اكنون كه بعد تلاشهای فراوان كليه رفقای بااحساس، درک و مسوولیت پذیری 
هیئت های رهبری حزب نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی وحزب متحد ملی 
افغانستان ، فضای مساعدی برای تشكيل حزب واحدميسرگرديده است ؛ لازم است 
كه فرصت را غنيمت شمرده وبا گامهای استوار، هركدام ما برای ادای وجايب 
ومكلفيتهای بعدی وناتمام مان دست به كار شويم وآسانترين طرق نيل به هدف 
را جستجو نماييم. دراين زمينه بايد هركدام ما ، جلو خـرده گيری ، سنگ 
اندازی وفعاليتهای آشكار وپنهان افراد وحلقاتی را بگييريم كه اين مجموعهً 
كوچك، ازسالها قبل به اينسوبا،یا وحدت مخالف اند ويا بقا وقدرت 
(سوغاتی ،سفارشی وغيردموكراتيك ) به دست آمدهً شان را دروحدت ازدست 
ميدهند. اين كته گوری افراد ، درهر شرايط ، مراحل  ،تصاميم وعملكرد های 
جمعی محدود ووسيع ،عاشق جاه وجبروت خود اند و بايد هميشه درآيينهً همه 
اتفاقات،توافقات وهرنوع تحول، چهره های مبارك (!)خودرا ببينند ، درغیرآن 
باکل مهارت وشارلتانی ازهرنوع کارشکنی وبهانه تراشی استفاده میکنند . ما 
ازخود باید بپرسیم که: آیا ، تعهد کرده ایم ومجبورهستیم که تا پایان 
عمر،کفاره پردازان همه اشتباهات ، کجروییها وخودسریهای چند نفری باشیم که 
همهً جهان را ازورای چشمان پر از آز وهوس سیاسی ومنافع تنگ شخصی وحلقه 
بازی های خود میبینند .؟ نی، وهرگز ، نی . زیرا مبارزه واستقامت درکلیه 
عرصه ها ادامه دارد ونمیتوانیم نظاره گر باشیم ویا توقف نماییم. 

 آنطرف تردرگوشهً ويرانه ها وخرابه های حزب ازهم پاشيده شدهً ما كه به 
سان غزهً مقاوم وخون چكان گشته به دست دژخيمان دولت يهودی ودرفکر توراتی 
شدن جغرافیای منطقه وحاميان عربی وغربی آن، 
فرزندان صادق حزب وزحمت كشان وطن كه روزگار سخت وخونينی را سپری كرده و 
دردفاع ازوطن وآرمانهای مقدس شان تلفات عظيمی را درجنگ ومقاومت عليه 
نيروهای مداخله گرخارجی كه همين ايتلاف موجود نظامی وحاميان سياسی 
اسراييل برای دوام خون ريزی درغزه ، ستون فقرات لشكريان اجير وشبكه های 
مخفی استخباراتی وتبليغاتی آن را درجنگ مداخله گرانه علیه وطن ما،  تشكيل 
ميداد 
 متحمل گرديده بودند ؛ باگرفتن درس عبرت از گذشته وصدمات  ذوجوانب ناشی 
ازازدوری ها وبی اتفاقيها،تصميم گرفته اند كه برای دايم به 
عمرزيانبارفركسيونبازی،بی اتفاقی ، قوم پرستی ورهبرستيزی وبت سازیهاؤ 
جدید ، خاتمه داده وبا نقد سالم از اشتباهات  ديروز وافتخاربه 
دستآوردها ،مقاومت وپايد داری كم نظيردیروز، دربرابر ارتجاع وتجاوز نظامی 
حمايت شده به وسيلهً بنيادگرايان،درجریان فعالیت های سیاسی ، حزب سازی 
ومبارزات وطنپرستانه فعلی، برای دموکراتیزه شدن واقعی حیات حزبی، 
باشفافیت تام وشایسته سالاری کارگرفته وازبروزكيش شخصيت ، رفاقت بازیهای 
شخصی درتشكيلات حزبی ،مطلق العنان بودن وغير جوابگو بودن حلقات رهبری 
وعدم شكل گيری قرارگاه های خشك مركزی سياسی عسكری گونه وغيردموكراتيك 
درداخل حزب جلوگيری به عمل آورده وزمينه های عملی ودايمی تصميم گيريهای 
عجولانهً مقامات بالايی حزب راکه درآیندهانتخاب خواهدشد درهمه اموركليدی 
وسرنوشت ساز، بدون مراجعه به نظریات صفوف وزحمتكشان حامی حزب ( پايه 
وستون حزب وهر تحول سالم سیاسی واجتماعی) از آغازهمين رستاخيز جديد 
( شوروشوق مبارزه ووحدتخواهی) برگشت ناپذير سازند. زیرا ، همه مزهً 
تصامیم خودسرانه ومحدود را چشیده ایم.! 

رفقای عزيز ! 

اكثريت رفقا، خاصتا ً درخارج وطن وحلقات رهبری وكادری احزاب متحد ملی 
ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان درداخل كشور، خبردارند كه به 
تاريخ 28 دسامبر 2008 جلسهً باشكوهی درهالند اين مق دايمی كنگره ها 
وجلسات حزبی به خاطر حمايت ازوحدت دوبدنهً اساسی حزب ديروزداير گرديد .آن 
جلسه با اضافه شدن ( تجليل از هشتادومين )سال تولد شادروان ببرك كارمل ، 
رهبرحزبی ودولتی افغانستان رنگ ورونق بيشترپيدا كرد . سخنرانان زيادی 
درآن گردهمآيی باشكوه كه گزارشگران مسوول تعداد شركت كننده گان را به 
(500) نفر تخمين زدند، از خاطرات شان قصه هاكردند . اين سخنرانان همه 
متعلق به نسل دوم رهبری وتعدادی از سابقه داران حزب بودند واز شخصيت های 
همطراز آن رهبر فقيد كسی سخنرانی نكرد، درحاليكه دونفر از اعضای بيوروی 
سياسی قبلی نيزدرجلسه حاضر بودند. 

درآن فضای ابراز احساسات وگرمجوشی رفيقانه كه اكثريت شركت كننده گان را 
اعضای نهضت فراگير وحزب متحد ملی  تشكيل ميداد، تقارب وهمسويی ، اعتماد 
واحترام متقابل رفيقانه ،جای رقابت و تبليغات منفی چندی قبل را گرفته بود 
وگويی اعضای يك حزب و يك آرمان گردهم جمع شده بودند. حقيقت نيز چنين است 
ولی اينكه چرا عده ای اين همراهی (44) ساله را قربان هوسها وآرزوهای شخصی 
خود ميسازند ورقبا ومخالفين را بر رفقا ترجيح ميدهند بايد به حال ايشان 
تاًسف كرد وبه حال خودما برای آن بخنديم كه تاهنوز عميقا ً متوجه 
اشتباهات مان نميگرديم. 

اما، دربارهً آن جلسه و فضا ی رفيقانهً آن كه ما یکدیگررا بعد مدتها 
درزير يك سقف ميديديم وپهلوبه پهلوطوری نشسته بوديم كه هزاران تن ديگرما 
دردل خاك سياه ودرتپه های شهدا، بدون لوحهً تشخيص گروه ، فركسيون ، قوم ، 
زبان ووابسته گی به اين رهبروآن رهبر ،شامل حزبيها وغير حزبيها به خواب 
ابدی رفته اند ودشمن نیز بدون تشخیص نام وگروه آنها را به جرم حزبؤ بودن 
ووطن پرست بودن هدف تیر کینه ونفرت  ضد عدالتخواهی قرارداده بود. این 
شهدا باینکه درزیر زمین خوابیده اند ولی قبرستان شان تا هنوز بیانگر 
اتحاد ویکدلی وطنپرستانه میباشد. 

 اما ، ما با براه انداختن اين همه بی اتفاقيها ، گروه سازيها واختلافات 
بیمورد، ارروح ايشان را ناراحت ساخته ايم . بايد گفته شود كه آن محفل 
برای همه حزبيهای صادق ووحدت طلب  وهمه وطنپرستانی كه وحدت واتحاد كليه 
نيروهای ترقيخواه وطن را عامل آرامش وطن وتامين سعادت اكثريت مردم 
زحمتكش  ونجات افغانستان ازاين همه بدبختی های موجود شكل گرفته به وسيله 
مداخله گران خارجی وعمال داخلی آنها ميدانند،با وجود پارهً كمبود ها 
ازجمله زير شعاع قرار گرفتن مسالهً (كليدی وحدت) خواه  به طور آگاهانه 
ويا غيرعمدی ، بسيار اميدواركننده ارزيابی ميگردد. دراينجا، جادارد كه 
باید ازهمه آنانيكه باقبول ابراز نظرهای اضافی  درمورد اين جلسه ، درامر 
تدوير آن نقش اداكردند وسهم گرفتند ،    تشكر كرد. 

درحاليكه مواردومسايل متعدد وجدا ًقابل بحث درمورد شيوهً سخنرانیها 
ومحتوای بيانيه های گرم تعدادی ازسخنرانان وجود دارد وتفسير وتحليل آنها 
مفيد نيز است ؛ ولی برای آنكه بحث پيرامون ( وحدت ) اين كليدی ترين 
وسرنوشت سازترين آرزوی ديرينهً مان دنبال گردد؛ ازبحث پيرامون صحبتها 
وقصه ها خودداری ميكنم وبه اين اكتفا ميكنم كه بگويم : «  يكی از سخرانان 
تحت نام يادبود از زنده ياد ( رفيق ببرك كارمل) خودرا به معرفی گرفت 
وخواست از نام آن شخصيت بزرگ، خودرا همه كاره وانمود كرده ودرزمرهً 
( قديسين) به حساب آورد وهمه را برای ادای حرمت نسبت به خودش ملزم 
سازد.» ! 

آيا، بی انصافی نيست كه اولين محفل ياد بود از شادروان ببرك كارمل راكه 
تمام عمرشان را دراه بيداری وتشكل رفقا وزحمتكشان سپری نموده بودند ؛ 
بادادن چند بيانيهً صرفاً سياسی وياد آوری چند خاطره، محدود ساختيم وصدها 
مطلب اساسی كه بايد با بينش عمیق وديد روشن به آنها رسيده گی ميشد ؛ از 
تماس وتوجه ما دورماندند .يكی ازين موارد ،مسالهً تا ًمين وحدت مجدد رفقا 
است كه ميتوانست  ره آورد عملی اين تجليل ميگشت ومژده دهندهً بزرگ به 
تمام همرزمان تاهنوز بی اتفاق و منتظر به وحدت مجدد رفقا وبازگشت به 
صميميتهای صادقانهً حزبی. 

من شخصا ً اقدام رفقا را برای تجليل از (هشتادومين ) سال تولد شادروان 
ببرك كارمل « رهبر فقيد» ما به ديدهً قدر مينگرم ولی سوال اينجاست كه با 
وجود تلاشها وتبليغات فراوان قبلی ،هيچ سازماندهندهً فعلی به شمول 
آنانيكه هم خود شان وهم مدافعين شان از همراهی آنها با شادروان ببرك 
كارمل تا آخرين روزحيات آن رهبرفقيد ياد وبهره برداری ميكنند؛حاضر نشدند 
كه اقلا ًيك محفل كوچكی را بنام سالگرد روزوفات ايشان برگزار نمايند. 
آيا ، بهتر نبود ( 80مين )سالگرد تولد زنده ياد رفيق ببرك كارمل را 
جداگانه ومحفل گراميداشت تلاشهای وحدت طلبانهً اخيربين رفقای حزب متحد 
ملی ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان را به پيشوازگراميداشت 
(44مين) سالروزتا ًسيس حزب دموكراتيك خلق افغانستان  جداگانه تجليل 
ميكرديم تا درضمن جلوگيری از به حاشيه رانده شدن يكی از اين 
مناسبتها ،وقت كافی برای بررسی حقايق ، بيان اهداف ومعرفی بيشتر شخصيت 
رهبر فقيد حزب كه سراسر زنده گی شانرا وقف مبارزه برای تساوی حقوق همهً 
مردمان افغانستان وجهان نموده وخود بزرگترين ستيژ افشاگری ظلم ها 
وبيدادگريهای حكومات ستمگر وارتجاع داخلی وجهانی وسمبول زير پاكردن ( نفس 
اماره)بودند. میتوانستیم دراین جلسهً مورد نظر درجستجوی دریافت راه های 
بيرون رفت ازمشكلات فعلی ، خاصتا ً تاًمين وحدت كليه احزاب وحلقات رفيق 
وجودمی شدیم وهمه صاحب نظران واهل خبره ً حزبی درآن دعوت ميشدند وسخن 
رانی ميكردند ومطالب جديد باارزش را بيان ميداشتند. 

به عقیدهً من ، سالگرد تولد رهبر فقید حزب باید به سیمینار سیاسی – عقیده 
تی وابراز نظرهای سودمند برای حل بزرگترین قضایا وگره های مسایل ملی 
واجتماعی افغانستان  درسایهً موجودیت وفعالیت غیر تحت کنترول  اردوها 
ونظامیان ومستشاین بیشتر از40 کشور خارجی وگسترش روز افزون مداخلات لجام 
گسیخته وتوام با خیانت ودسایس ارتجاع همیشه حاکم برپاکستان وهمدستان 
مرتجع به ظاهر دینی ومتحد اشغالگران اسراییلی آن ومداخلات سایر نیرهای 
عقبگرای منطقوی ،مورد بررسی وتحقیق موشگافانه قرار میگرفت واز انتباهات ، 
نقاط نظر وطرحهای سیاسی رهبر فقید درسالهای اخیر زنده گی شان سخن گفته 
میشد ؛ تا همه رفقا خاصتا ً ، آنانیکه به اساس نسخه های قدیمی قبل 
ازحاکمیت ودوران حاکمیت درمورد عقاید وآرمانهای ملی - سیاسی و ایدولوژیک 
زنده یاد رفیق ببرک کارمل ، قلم میزنند؛ در روشنی قرار میگرفتند واز توان 
خامه واستعداد سیاسی شان برای تبلیغ وترویج آن اهداف که خود باید با تمام 
امانتداری به وسیله ً شاهدان عینی وراویان حقیقی رویدادهای بعد سقوط 
حاکمیت ، خاصتا ً در حیرتان به اطلاع ودرک رفقا سپرده میشد، استفاده 
میکردند وآنها را غنا میبخشیدند وبا خواست زمان مطابقت می دادند. زیرا، 
کلیشه گرایی وتحجر عقیده تی درهر زمان ومکان وبه وسیلهً هرشخص وگروهی 
خالی از مضار نیست. 

اميدوارم به خطانروم وباعث عصبانی شدن رفقا نگردم . به برداشت من ، 
اكثريت سخن رانان چيز های تازه برای گفتن نداشتند .دراكثريت قاطع 
سخنرانيها پيرامون دريافت راه حلهای پرابلم های متعدد موجود حزبی ووطنی 
تماس گرفته نشد وهركدام تلاش كرديم تا حقانيت های شخصی خودرا به اساس قصه 
ها وداستان های ( تقارب با رهبر فقید) تثبيت كنيم وتوجه نكرديم كه اين 
لشكر عظيم ازگوشه وكنار اروپا برای شنيدن مسايل جدي تر وحياتی گردهم آمده 
اند نه برای شنيدن افسانه ها . علاوتا ً اين نوع محافل اگر برای شركت 
كننده گان هالند ارزان تمام ميگردد ؛غير اقتصادی بودن آن برای شركت كننده 
گان شمال وجنوب اروپا قابل توجه است . لذا، آرزو داشتيم  كه بايد 
دربرابراين ضياع وقت ومصرف مالی با پشتاره يی از معلومات مفيد ، انتباهات 
نيك وطرحهای جديد به محلات مان برگرديم؛ نه آنكه با شنيدن اجباری بيانيه 
های اميرارسلانی درنيمه های اخيرشب (هی ميدان وطی ميدان) بيشترازيك 
هزاركيلومترراه رابا موتر بپيماييم وازآمدن به آن جلسه نسبت ناتمام ماندن 
وظايف اصلی  (نيل به  وحدت ) ويا سرعت بخشيدن به اين پروسه كه 
باشورواشتياق آغاز ودارد دوباره  ازطرف افراد انگشت شمار( عقب پرده) به 
طرف سينه خيز شدن ،مايوسيت مجدد رفقا وعقيم شدن تلاشهای نهايت وطن 
پرستانهً مان، كشانيده ميشود، پشيمان شويم . 

برای من قابل فهم نيست كه چرا از آن گردهمآيی بزرگ ومناسبت (80مين) 
سالروز تولد رفيق ببرك كارمل استفادهً وسيع صورت نگرفت ؟ چرا، ما در آن 
محفل نتوانستيم گامهای متين واقدامات قطعی ييرا درجهت تا ًمين وحدت بين 
دوحزب درحال مذاكره وبازشدن راه برای ساير احزاب وحلقات رفيق برای پيوستن 
به پروسهً وحدت كه( جدا ً به آن محتاجيم) برداريم. ؟ چرا  ،ميخواهيم به 
صورت غيرعلنی پيش شرط هاييرا درسرراه وحدت قراردهيم كه به منزلهً عبور 
دادن كرهً زمين از (نيفهً سوزن) است .! آخر چرا ؟. آيا ، واقعا ًما بينهم 
آن اختلافاتی را داريم كه بايد برای حل آنها،مراحل چند گانهً (زردشتی) 
شدن های تاريخ را طی وعملی كنيم ؟. آخر، اين كی وكيها اند كه 
هرروزدربرابر آشتی ووحدت رفقای ما ، ديوارعظيم چين اعمار ميكنند ؟ 
آيا ،نبايد به رفقا ی عزيز مان درمورد فعال شدن وتحرک يك سايهً تاريك 
وحدتخوار،عاشق بقای تفرقه وفرکسیونبازی هوشدار داد وخواهان اقدامات عملی 
وقاطع هركدام شان برای خنثی ساختن کلیه تلاشهای مشکوک ضدوحدت رفقا وتحقق 
سریع ،شفاف وعملی وحدت با همه رفقا بدون كوچكترين تبعيض وامتياز واتهام 
زدنهای تفرقه افگنانه شد.! آرزو داشتيم آن جلسهً وسيع نقطهً پايان به همه 
اختلافات خود ساختهً ما دربرابرهم ميگذاشت ودرجلسه رسماً اعلام ميشد كه 
هيچ مانعی برای وحدت مجدد بين دوحزب وادغام تشكيلاتی شان باقی نمانده 
وهرگزمشکلی برای پيوستن سايراحزاب ، حلقات وشخصيتهای رفيق با حقوق كاملا 
ًبرابردرپیوستن به اين وحدت ، وجود ندارد . 

قابل يادآوری جدی ميدانم كه ازسكوت رفقای رهبری ديروز وازجمله دوشركت 
كنندهً آن جلسه درمورد آماده گی شان برای سهم گيری فعال درامربه پيروزی 
رسيدن تلاشهای وحدت طلبانهً رفقا، با مايوسيت سوال برانگيز يادآوری 
نمايم . اين رفقای محترم ده ها بار فريادهای رفيقانه وتقاضا های مشروع 
مارا شنيده وخوانده اند كه ما از ايشان طالب فعال شدن وحمايت معنوی 
گرديده ايم ؛ ولی تا همين اكنون به قول معروف( هيچ جوابی نشنيديم ) . 
رفقا : لطفا ًفعال شويد وبه انتظارهزاران رفيق تان پايان دهيد واين 
اتهامات را كه گويا شما( طرفدار وحدت مجدد رفقا نيستيد ) غلط ثابت 
كنيد .نكند سكوت شما  را اهل غرض ، دليل بر رضائيت شما ازتداوم بی اتفاقی 
رفقای تان كه خود درتربيه واستقامت دادن فعاليتهای شان يك عمر تلاش كرده 
ايد، تلقی كنند . 

بادرنظر داشت جریان جلسهً 28 دسامبر2008 درهالند وفعالیت وگردهمآیی 
تعدادی ازرفقا به تاریخ 29 دسامبر درآن شهر برای تجلیل از (80مین )سال 
تولد رفیق فقید ببرک کارمل  وعدم توانایی برای یکی ساختن این فعالیت ها 
به وسیلهً سازماندهنده گان هردومحفل باارزش ولی باکمال تا ًسف متفرق وعدم 
حضور تعدادی ازشخصیت های دیگر کلیدی قدیمی مبارزه درهر دوی این محافل به 
این نتیجه میرسیم تا اعلام بداریم که برای تاًمین وحدت وهمسویی ،اگربا 
چنین آهنگ کند وشیوهً حرکت محافظانه کرانه، ادامه دهیم ،به هدف مطلوب 
نخواهیم رسید . بنا ً،با تمام صدق واخلاص به همه رفقا وبزرگان راه طولانی 
وپرازدشواریهای دیروز وفردای مبارزه ومقاومت دربرابرهرنوع ظلم ، بیعدالتی 
وتجاوزوبرای به پیروزی رسانیدن اهداف حق طلبانه وتساوی حقوق انسانها 
ومفید واقع شدن برای عبور دادن کشتی شکسته و طوفانی افغانستان عزیز،این 
کشورتبدیل شده به لابراتوارآزمایش خطرناکترین اسلحه های نظامی وفکری 
وسایراهداف تجاوزکارانهً بسا قدرتها وعقاید افراطی مضربه حال مردم ما ، 
پیشنهاد میکنم که : 

پیشنهاد میگردد که دراین جلسه ً مورد نظر تمام شخصیتهای حلقات رهبری حزب 
دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن) دراروپا  وامریکا وسایر متاطق تمام 
شخصیت های کلیدی دیروز وامروز حزب( شامل همه احزاب وحلقات وشخصیت های 
مبارز ومستقل رفیق) به صورت داوطلبانه وعاجل باهم داخل تماس شده ودرصدد 
تدویر جلسهً وسیع الشمول وبزرگی گردندکه فقط برای حل مشکلات تاهنوزباقی 
درامرتا ًمین وحدت تشکیلاتی وادغام همه سازمانها وحلقات رفیق نزد بعضیها 
موجود است ؛ دعوت واشتراک داشته باشند . 

 پیشنهاد میگرددکه درتدویر این جلسه ً وسیع باید احزاب نهضت فراگیر ترقی 
ودموکراسی، حزب متحد ملی ، فعالین حزب وطن ( همه جناحهای آن) ، فعالین 
حزب دموکراتیک خلق افغانستان( همه شاخه ها وگروه ها) ، نهضت آینده، کمیته 
های وحدت هامبورگ وفرانکفورت ، گروه عیاران ، شخصیتهای مستقل حزبی 
واثرمند ، نماینده گان احزاب جنبش ملی ،کنگرهً ملی وپیوند ملی ، فعالین 
ونماینده گان سایر احزاب رفیق فعال درداخل وطن وسایر حلقات ،گروه ها 
وشخصیت های رفیقی که اگر از( قیدقلم  ) مانده باشند ؛ غرض سازماندهی 
عالی وپرخاطره ماندن آن ازلحاظ شکل ومحتوا نقش فعال ورفیقانهً توام با 
حسن نیت واعتماد را ایفا کنند.برای اینکه دراین گردهمآیی بزرگ بتوانیم 
زمینهً مشارکت تعداد وسیعی از رفقا وعلاقه مندان وحدت مجدد رفقا را مساعد 
سازیم؛ باییست این جلسه درهامبورگ،کسل ویا یکی ازشهرهای  سرحدی جنوبی 
دنمارک نسبت (  مرکزی بودن)  این شهر ها ،سازماندهی گردد . 

پیشنهاد وجود دارد که رفقای محترمیکه ( به رهبری سابقهً حزب ویا به گروه 
پیشکسوتان ) یادمیگردند ؛ اولاً درمیان خودشان مصالحه کنند ، یکدیگر را 
نه تحمل بلکه بپذیرند وبا اتفاق حداقل رفیقانه ،اقلا ً برای یکباردیگر 
پیشگام شوند وازتمام توان ، نفوذ واستعداد شان برای نه تنها دعوت این 
محفل شکوهمند وحدت خواهی ، بلکه برای پیروزی این امر بزرگ وآرمان دیرینه 
که ( هیچ چیزومتاعی برای ما وسرنوشت مشترک ما ،مفید تر وحیاتی از آن 
نیست)  استفاده کنند ودین ملی شان را دراین خطر ناکترین مرحله تاریخ 
وتعین سرنوشت مردم زحمتکش وطالب صلح وعدالت وطن ادا نمایند. این اقدام 
آنـها باعث افتخار خودشان نیز خواهد شد. 

ما ، ازتمام حلقات رهبری کلیه احزاب وگروه های رفیق وازهمه شخصیتهای 
مبارز قدیمی وجدید هم سرنوشت که به شکلی ازاشکال شخصیت ، نام ، شهرت 
وکاروفعالیت وطنپرستانه ً شان با حزب دیروز وحاکمیت مترقی وعدالتخواه 
گذشته ً زحمتکشان وطن ، توا ًمیت داشته وگره خورده است؛ صمیمانه تقاضا 
میکنیم که با لگد مال کردن وخورد وخمیرساختن هوس های شخصی ، خرده گیری 
های سیاسی و تشکیلاتی ، نادیده گرفتن اختلافات دوران حاکمیت وبعد سقوط 
درد آلود وبی اتفاقی آور آن، آزرده گیها وکشیده گیهای دوران مهاجرت که 
دربسا موارد بسیار طبیعی نیزاند ؛ دست وحدت وهمسویی را به سوی یکدیگر 
صادقانه دراز کنند و به تن واحد وحزب بزرگ وسراسری جدیدی تبدیل گردند که 
میتواند مایه ً امیدوباوربرای همه تحول پسندان وعدالتخواهان وطن وضامن 
برگشت صلح ، امنییت ودفع وطرد هر نوع مداخلهً نیروهای ارتجاعی منطقه و 
ختم سیطره جویی نیروهای طماع بین المللی گردد وبرای تحقق این اهداف 
بزرگ ،ملیونها انسان زحمتکش ومنتظر وطن را دورهم جمع کند تا افقانستان 
آزاد ، دموکراتیک ، سربلند وبدون جنگ وبی امنییتی به همت مردم آن ومبارزه 
مشترک همه صاحبان وجدانهای ملی واهداف ترقیخواهانه، دوباره به پا بایستد 
ودربین ملل آزاد جهان قد خود را راست کند.. 

ترک مخاصمتهای شخصی ، نقطهً پایان گذاشتن به فرکسیون بازیها ، پناه 
نگرفتن درعقب قبور رهبران دیروزبرای تحقق اهداف شخصی وتشکیلاتی ، مواضع 
فکری واهداف قابل حرمت دیروز وامروز را بمثابهً  « گوشت دَ م ِ توپ) 
استفاده نکردن ، افتخارات بزرگ دیروز را برای خشنودی هرکس وناکس تخریب 
نکردن ، نه چسپیدن به واژه بازیهای سیاسی وعدم تجارت با آنها ، بیرون شدن 
ازعقب دیوارها وبلنداژهای مخفی تشکیلاتی وتبلیغاتی، درک مسوولیت های 
خطیرمرحله کنونی مبارزه درساحهً ملی وجهانی وبالاخره مشت واحد شدن ومرهم 
گذاری برزخمهای متعدد مردم وطن وحرمتگذاری به صدها هزارجسم خون چکان مردم 
ما که کمترازریختن خون بیگناهان غزهً قهرمان وفلسطین مظلوم به دست 
دژخیمان اسراییلی وحامیان خیانت پییشهً جهانی آن قربانی نداده ایم  ، همه 
درتوان زنان ومردان مبارز وفداکار رفیق وهمراه ما  میباشد که باید هرچه 
زودتر به وضعیت بالفعل تغییر شکل دهد، فعال گردد ووارد عرصه شود. 

ازآنجاییکه هرنهاد سیاسی واجتماعی وهرملت وقوم زنده افتخارات گذشته 
واهداف جدید  وزمانی دارد؛ نمیتوان زنده گی وبقا را قربان آنچه گذشته است 
نمود ومطابق دیروز زنده گی وفکرکرد .وظیفه آنست که تمام داشته ها 
وافتخارات دیروز از جمله عشق ومحبت های عقیدتی ، سیاسی ،تشکیلاتی وانهماک 
ومحبت نسبت به پیشقراولان عرصهً مبارزه ورهبران به ابدیت پیوسته راباید 
برای تدارک شرایط بهتر مبارزه وحدت رزمی و ساختن زنده گی آبرومند به مردم 
وخود بکارگرفت؛ نه آنکه باتوتم بازیهای قدیمی وجدید مذهب سیاسی جدیدی را 
به وجود آوریم که درنهایت به ( صوفییزم ) وفنا شدن درحلقه بازیهای 
تشکیلاتی ( خانه قاهی)منجرگردد . 

بنا ً ، ازهمه رفقای عزیز ومبارز ومتعلق به احزاب،گروه ها ، فرکسیونها 
وحلقات ومدافعین شخصی وسیاسی رهبران وپیش کسوتان دیروز وامروز تقاضا 
میکنیم که : بنابر ارجحیت داشتن منافع توده های زحمتکش ودرحاشیه قرارداده 
شده به وسیلهً مستکبرین داخلی وخارجی ،باغلبه برهرنوع دید وموضع ضییق 
فکری وتشکیلاتی ، بادرنظرداشت عمق بینش وافتخارات طولانی مبارزه ً شان ، 
دورهم جمع شوند و باترک هر نوع مخاصمتهای ( بجا«!») وبیجا اساسگذار طرح 
نوین ، حزب بزرگ و جبههً وسیع کلیه نیروهای صلحدوست ، مترقی ودموکرات 
عدالتخواه وطن شوند. ما، یقین کامل داریم که این توان ،آرزومندی واستعداد 
دروجود هرکدام شما رفقای عزیز وجود دارد. لطفا ً،  بنام دردها ورنجهای 
بیکران زحمتکشان وطن ، باهم نزدیک شوید وباعث غرور وافتخار ومایه 
ًامیدواری رفقا ومدافعین تان شوید . درغیرآن روزی فراخواهد رسید که کلیه 
فرصت ازدست داده گان ،سهل انگاران وبرباد دهنده گان لحظات طلایی وسرنوشت 
ساز درحیات سیاسی مردم وجنبشهای مترقی ازطرف توده های غرق درفقر ، بی 
عدالتی ،رنج وعذاب  وزیرستمهای گوناگون داخلی وخارجی ، محاکمه ومجازات 
خواهند شد. 

ما، منتظر اقدامات عاجل همه رفقای بااحساس وبا امکان ، خاصتاً حلقهً 
( رهبران محترم دیروز) ، برای تحقق وحدت ونجات تلاشهای تاحال بکار بسته 
شده دراین مورد از هرنوع توطئه وسبوتاژ مشهود ومخفی هستیم .  نکند که 
( دیر شود ) . قابل یادآوری میدانم که لیستی را که به برداشت خودم 
( حلقهً رهبران ، پیشکسوتان وشخصیتهای موثر وبا نفوذ دیروز وامروز) فعال 
درتمام احزاب وگروه های شامل وحدت وتا حال دورمانده از پروسه ً فعلی 
مذاکرات تشخیص داده شده اند وباید غرض اشتراک دراین جلسه ویا سازماندهی 
این گردهمآیی مورد نظرِ تعدادی ازرفقا که باهم تیلفونی درتماس بودیم؛ 
برای جلوگیری از بروز هر نوع سوً تفاهم نشر نکردیم وآن را به ابتکار 
رفقای باصلاحیت گذاشتیم . 

با درود واحترام :  جلیل پرشور 

نوت : 

چون جریان جلسهً (28 دسامبر 2008) هالند ازطرف سایتهای مسوول (  ......) 
به اطلاع رفقا وعلاقه مندان رسانیده نشد؛ تصیم برآنست که جریان جلسه 
بادرنظرداشت پارهً ملاحظات درآیندهً نزدیک نوشته ونشر شود. 

نظرياتی چند برای 

  تحقق اهـداف وحدت طلبانهً حزبی 

 اكنون كه بعد تلاشهای فراوان كليه رفقای بااحساس، درک و مسوولیت پذیری 
هیئت های رهبری حزب نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی وحزب متحد ملی 
افغانستان ، فضای مساعدی برای تشكيل حزب واحدميسرگرديده است ؛ لازم است 
كه فرصت را غنيمت شمرده وبا گامهای استوار، هركدام ما برای ادای وجايب 
ومكلفيتهای بعدی وناتمام مان دست به كار شويم وآسانترين طرق نيل به هدف 
را جستجو نماييم. دراين زمينه بايد هركدام ما ، جلو خـرده گيری ، سنگ 
اندازی وفعاليتهای آشكار وپنهان افراد وحلقاتی را بگييريم كه اين مجموعهً 
كوچك، ازسالها قبل به اينسوبا،یا وحدت مخالف اند ويا بقا وقدرت 
(سوغاتی ،سفارشی وغيردموكراتيك ) به دست آمدهً شان را دروحدت ازدست 
ميدهند. اين كته گوری افراد ، درهر شرايط ، مراحل  ،تصاميم وعملكرد های 
جمعی محدود ووسيع ،عاشق جاه وجبروت خود اند و بايد هميشه درآيينهً همه 
اتفاقات،توافقات وهرنوع تحول، چهره های مبارك (!)خودرا ببينند ، درغیرآن 
باکل مهارت وشارلتانی ازهرنوع کارشکنی وبهانه تراشی استفاده میکنند . ما 
ازخود باید بپرسیم که: آیا ، تعهد کرده ایم ومجبورهستیم که تا پایان 
عمر،کفاره پردازان همه اشتباهات ، کجروییها وخودسریهای چند نفری باشیم که 
همهً جهان را ازورای چشمان پر از آز وهوس سیاسی ومنافع تنگ شخصی وحلقه 
بازی های خود میبینند .؟ نی، وهرگز ، نی . زیرا مبارزه واستقامت درکلیه 
عرصه ها ادامه دارد ونمیتوانیم نظاره گر باشیم ویا توقف نماییم. 

 آنطرف تردرگوشهً ويرانه ها وخرابه های حزب ازهم پاشيده شدهً ما كه به 
سان غزهً مقاوم وخون چكان گشته به دست دژخيمان دولت يهودی ودرفکر توراتی 
شدن جغرافیای منطقه وحاميان عربی وغربی آن، 
فرزندان صادق حزب وزحمت كشان وطن كه روزگار سخت وخونينی را سپری كرده و 
دردفاع ازوطن وآرمانهای مقدس شان تلفات عظيمی را درجنگ ومقاومت عليه 
نيروهای مداخله گرخارجی كه همين ايتلاف موجود نظامی وحاميان سياسی 
اسراييل برای دوام خون ريزی درغزه ، ستون فقرات لشكريان اجير وشبكه های 
مخفی استخباراتی وتبليغاتی آن را درجنگ مداخله گرانه علیه وطن ما،  تشكيل 
ميداد 
 متحمل گرديده بودند ؛ باگرفتن درس عبرت از گذشته وصدمات  ذوجوانب ناشی 
ازازدوری ها وبی اتفاقيها،تصميم گرفته اند كه برای دايم به 
عمرزيانبارفركسيونبازی،بی اتفاقی ، قوم پرستی ورهبرستيزی وبت سازیهاؤ 
جدید ، خاتمه داده وبا نقد سالم از اشتباهات  ديروز وافتخاربه 
دستآوردها ،مقاومت وپايد داری كم نظيردیروز، دربرابر ارتجاع وتجاوز نظامی 
حمايت شده به وسيلهً بنيادگرايان،درجریان فعالیت های سیاسی ، حزب سازی 
ومبارزات وطنپرستانه فعلی، برای دموکراتیزه شدن واقعی حیات حزبی، 
باشفافیت تام وشایسته سالاری کارگرفته وازبروزكيش شخصيت ، رفاقت بازیهای 
شخصی درتشكيلات حزبی ،مطلق العنان بودن وغير جوابگو بودن حلقات رهبری 
وعدم شكل گيری قرارگاه های خشك مركزی سياسی عسكری گونه وغيردموكراتيك 
درداخل حزب جلوگيری به عمل آورده وزمينه های عملی ودايمی تصميم گيريهای 
عجولانهً مقامات بالايی حزب راکه درآیندهانتخاب خواهدشد درهمه اموركليدی 
وسرنوشت ساز، بدون مراجعه به نظریات صفوف وزحمتكشان حامی حزب ( پايه 
وستون حزب وهر تحول سالم سیاسی واجتماعی) از آغازهمين رستاخيز جديد 
( شوروشوق مبارزه ووحدتخواهی) برگشت ناپذير سازند. زیرا ، همه مزهً 
تصامیم خودسرانه ومحدود را چشیده ایم.! 

رفقای عزيز ! 

اكثريت رفقا، خاصتا ً درخارج وطن وحلقات رهبری وكادری احزاب متحد ملی 
ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان درداخل كشور، خبردارند كه به 
تاريخ 28 دسامبر 2008 جلسهً باشكوهی درهالند اين مق دايمی كنگره ها 
وجلسات حزبی به خاطر حمايت ازوحدت دوبدنهً اساسی حزب ديروزداير گرديد .آن 
جلسه با اضافه شدن ( تجليل از هشتادومين )سال تولد شادروان ببرك كارمل ، 
رهبرحزبی ودولتی افغانستان رنگ ورونق بيشترپيدا كرد . سخنرانان زيادی 
درآن گردهمآيی باشكوه كه گزارشگران مسوول تعداد شركت كننده گان را به 
(500) نفر تخمين زدند، از خاطرات شان قصه هاكردند . اين سخنرانان همه 
متعلق به نسل دوم رهبری وتعدادی از سابقه داران حزب بودند واز شخصيت های 
همطراز آن رهبر فقيد كسی سخنرانی نكرد، درحاليكه دونفر از اعضای بيوروی 
سياسی قبلی نيزدرجلسه حاضر بودند. 

درآن فضای ابراز احساسات وگرمجوشی رفيقانه كه اكثريت شركت كننده گان را 
اعضای نهضت فراگير وحزب متحد ملی  تشكيل ميداد، تقارب وهمسويی ، اعتماد 
واحترام متقابل رفيقانه ،جای رقابت و تبليغات منفی چندی قبل را گرفته بود 
وگويی اعضای يك حزب و يك آرمان گردهم جمع شده بودند. حقيقت نيز چنين است 
ولی اينكه چرا عده ای اين همراهی (44) ساله را قربان هوسها وآرزوهای شخصی 
خود ميسازند ورقبا ومخالفين را بر رفقا ترجيح ميدهند بايد به حال ايشان 
تاًسف كرد وبه حال خودما برای آن بخنديم كه تاهنوز عميقا ً متوجه 
اشتباهات مان نميگرديم. 

اما، دربارهً آن جلسه و فضا ی رفيقانهً آن كه ما یکدیگررا بعد مدتها 
درزير يك سقف ميديديم وپهلوبه پهلوطوری نشسته بوديم كه هزاران تن ديگرما 
دردل خاك سياه ودرتپه های شهدا، بدون لوحهً تشخيص گروه ، فركسيون ، قوم ، 
زبان ووابسته گی به اين رهبروآن رهبر ،شامل حزبيها وغير حزبيها به خواب 
ابدی رفته اند ودشمن نیز بدون تشخیص نام وگروه آنها را به جرم حزبؤ بودن 
ووطن پرست بودن هدف تیر کینه ونفرت  ضد عدالتخواهی قرارداده بود. این 
شهدا باینکه درزیر زمین خوابیده اند ولی قبرستان شان تا هنوز بیانگر 
اتحاد ویکدلی وطنپرستانه میباشد. 

 اما ، ما با براه انداختن اين همه بی اتفاقيها ، گروه سازيها واختلافات 
بیمورد، ارروح ايشان را ناراحت ساخته ايم . بايد گفته شود كه آن محفل 
برای همه حزبيهای صادق ووحدت طلب  وهمه وطنپرستانی كه وحدت واتحاد كليه 
نيروهای ترقيخواه وطن را عامل آرامش وطن وتامين سعادت اكثريت مردم 
زحمتكش  ونجات افغانستان ازاين همه بدبختی های موجود شكل گرفته به وسيله 
مداخله گران خارجی وعمال داخلی آنها ميدانند،با وجود پارهً كمبود ها 
ازجمله زير شعاع قرار گرفتن مسالهً (كليدی وحدت) خواه  به طور آگاهانه 
ويا غيرعمدی ، بسيار اميدواركننده ارزيابی ميگردد. دراينجا، جادارد كه 
باید ازهمه آنانيكه باقبول ابراز نظرهای اضافی  درمورد اين جلسه ، درامر 
تدوير آن نقش اداكردند وسهم گرفتند ،    تشكر كرد. 

درحاليكه مواردومسايل متعدد وجدا ًقابل بحث درمورد شيوهً سخنرانیها 
ومحتوای بيانيه های گرم تعدادی ازسخنرانان وجود دارد وتفسير وتحليل آنها 
مفيد نيز است ؛ ولی برای آنكه بحث پيرامون ( وحدت ) اين كليدی ترين 
وسرنوشت سازترين آرزوی ديرينهً مان دنبال گردد؛ ازبحث پيرامون صحبتها 
وقصه ها خودداری ميكنم وبه اين اكتفا ميكنم كه بگويم : «  يكی از سخرانان 
تحت نام يادبود از زنده ياد ( رفيق ببرك كارمل) خودرا به معرفی گرفت 
وخواست از نام آن شخصيت بزرگ، خودرا همه كاره وانمود كرده ودرزمرهً 
( قديسين) به حساب آورد وهمه را برای ادای حرمت نسبت به خودش ملزم 
سازد.» ! 

آيا، بی انصافی نيست كه اولين محفل ياد بود از شادروان ببرك كارمل راكه 
تمام عمرشان را دراه بيداری وتشكل رفقا وزحمتكشان سپری نموده بودند ؛ 
بادادن چند بيانيهً صرفاً سياسی وياد آوری چند خاطره، محدود ساختيم وصدها 
مطلب اساسی كه بايد با بينش عمیق وديد روشن به آنها رسيده گی ميشد ؛ از 
تماس وتوجه ما دورماندند .يكی ازين موارد ،مسالهً تا ًمين وحدت مجدد رفقا 
است كه ميتوانست  ره آورد عملی اين تجليل ميگشت ومژده دهندهً بزرگ به 
تمام همرزمان تاهنوز بی اتفاق و منتظر به وحدت مجدد رفقا وبازگشت به 
صميميتهای صادقانهً حزبی. 

من شخصا ً اقدام رفقا را برای تجليل از (هشتادومين ) سال تولد شادروان 
ببرك كارمل « رهبر فقيد» ما به ديدهً قدر مينگرم ولی سوال اينجاست كه با 
وجود تلاشها وتبليغات فراوان قبلی ،هيچ سازماندهندهً فعلی به شمول 
آنانيكه هم خود شان وهم مدافعين شان از همراهی آنها با شادروان ببرك 
كارمل تا آخرين روزحيات آن رهبرفقيد ياد وبهره برداری ميكنند؛حاضر نشدند 
كه اقلا ًيك محفل كوچكی را بنام سالگرد روزوفات ايشان برگزار نمايند. 
آيا ، بهتر نبود ( 80مين )سالگرد تولد زنده ياد رفيق ببرك كارمل را 
جداگانه ومحفل گراميداشت تلاشهای وحدت طلبانهً اخيربين رفقای حزب متحد 
ملی ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان را به پيشوازگراميداشت 
(44مين) سالروزتا ًسيس حزب دموكراتيك خلق افغانستان  جداگانه تجليل 
ميكرديم تا درضمن جلوگيری از به حاشيه رانده شدن يكی از اين 
مناسبتها ،وقت كافی برای بررسی حقايق ، بيان اهداف ومعرفی بيشتر شخصيت 
رهبر فقيد حزب كه سراسر زنده گی شانرا وقف مبارزه برای تساوی حقوق همهً 
مردمان افغانستان وجهان نموده وخود بزرگترين ستيژ افشاگری ظلم ها 
وبيدادگريهای حكومات ستمگر وارتجاع داخلی وجهانی وسمبول زير پاكردن ( نفس 
اماره)بودند. میتوانستیم دراین جلسهً مورد نظر درجستجوی دریافت راه های 
بيرون رفت ازمشكلات فعلی ، خاصتا ً تاًمين وحدت كليه احزاب وحلقات رفيق 
وجودمی شدیم وهمه صاحب نظران واهل خبره ً حزبی درآن دعوت ميشدند وسخن 
رانی ميكردند ومطالب جديد باارزش را بيان ميداشتند. 

به عقیدهً من ، سالگرد تولد رهبر فقید حزب باید به سیمینار سیاسی – عقیده 
تی وابراز نظرهای سودمند برای حل بزرگترین قضایا وگره های مسایل ملی 
واجتماعی افغانستان  درسایهً موجودیت وفعالیت غیر تحت کنترول  اردوها 
ونظامیان ومستشاین بیشتر از40 کشور خارجی وگسترش روز افزون مداخلات لجام 
گسیخته وتوام با خیانت ودسایس ارتجاع همیشه حاکم برپاکستان وهمدستان 
مرتجع به ظاهر دینی ومتحد اشغالگران اسراییلی آن ومداخلات سایر نیرهای 
عقبگرای منطقوی ،مورد بررسی وتحقیق موشگافانه قرار میگرفت واز انتباهات ، 
نقاط نظر وطرحهای سیاسی رهبر فقید درسالهای اخیر زنده گی شان سخن گفته 
میشد ؛ تا همه رفقا خاصتا ً ، آنانیکه به اساس نسخه های قدیمی قبل 
ازحاکمیت ودوران حاکمیت درمورد عقاید وآرمانهای ملی - سیاسی و ایدولوژیک 
زنده یاد رفیق ببرک کارمل ، قلم میزنند؛ در روشنی قرار میگرفتند واز توان 
خامه واستعداد سیاسی شان برای تبلیغ وترویج آن اهداف که خود باید با تمام 
امانتداری به وسیله ً شاهدان عینی وراویان حقیقی رویدادهای بعد سقوط 
حاکمیت ، خاصتا ً در حیرتان به اطلاع ودرک رفقا سپرده میشد، استفاده 
میکردند وآنها را غنا میبخشیدند وبا خواست زمان مطابقت می دادند. زیرا، 
کلیشه گرایی وتحجر عقیده تی درهر زمان ومکان وبه وسیلهً هرشخص وگروهی 
خالی از مضار نیست. 

اميدوارم به خطانروم وباعث عصبانی شدن رفقا نگردم . به برداشت من ، 
اكثريت سخن رانان چيز های تازه برای گفتن نداشتند .دراكثريت قاطع 
سخنرانيها پيرامون دريافت راه حلهای پرابلم های متعدد موجود حزبی ووطنی 
تماس گرفته نشد وهركدام تلاش كرديم تا حقانيت های شخصی خودرا به اساس قصه 
ها وداستان های ( تقارب با رهبر فقید) تثبيت كنيم وتوجه نكرديم كه اين 
لشكر عظيم ازگوشه وكنار اروپا برای شنيدن مسايل جدي تر وحياتی گردهم آمده 
اند نه برای شنيدن افسانه ها . علاوتا ً اين نوع محافل اگر برای شركت 
كننده گان هالند ارزان تمام ميگردد ؛غير اقتصادی بودن آن برای شركت كننده 
گان شمال وجنوب اروپا قابل توجه است . لذا، آرزو داشتيم  كه بايد 
دربرابراين ضياع وقت ومصرف مالی با پشتاره يی از معلومات مفيد ، انتباهات 
نيك وطرحهای جديد به محلات مان برگرديم؛ نه آنكه با شنيدن اجباری بيانيه 
های اميرارسلانی درنيمه های اخيرشب (هی ميدان وطی ميدان) بيشترازيك 
هزاركيلومترراه رابا موتر بپيماييم وازآمدن به آن جلسه نسبت ناتمام ماندن 
وظايف اصلی  (نيل به  وحدت ) ويا سرعت بخشيدن به اين پروسه كه 
باشورواشتياق آغاز ودارد دوباره  ازطرف افراد انگشت شمار( عقب پرده) به 
طرف سينه خيز شدن ،مايوسيت مجدد رفقا وعقيم شدن تلاشهای نهايت وطن 
پرستانهً مان، كشانيده ميشود، پشيمان شويم . 

برای من قابل فهم نيست كه چرا از آن گردهمآيی بزرگ ومناسبت (80مين) 
سالروز تولد رفيق ببرك كارمل استفادهً وسيع صورت نگرفت ؟ چرا، ما در آن 
محفل نتوانستيم گامهای متين واقدامات قطعی ييرا درجهت تا ًمين وحدت بين 
دوحزب درحال مذاكره وبازشدن راه برای ساير احزاب وحلقات رفيق برای پيوستن 
به پروسهً وحدت كه( جدا ً به آن محتاجيم) برداريم. ؟ چرا  ،ميخواهيم به 
صورت غيرعلنی پيش شرط هاييرا درسرراه وحدت قراردهيم كه به منزلهً عبور 
دادن كرهً زمين از (نيفهً سوزن) است .! آخر چرا ؟. آيا ، واقعا ًما بينهم 
آن اختلافاتی را داريم كه بايد برای حل آنها،مراحل چند گانهً (زردشتی) 
شدن های تاريخ را طی وعملی كنيم ؟. آخر، اين كی وكيها اند كه 
هرروزدربرابر آشتی ووحدت رفقای ما ، ديوارعظيم چين اعمار ميكنند ؟ 
آيا ،نبايد به رفقا ی عزيز مان درمورد فعال شدن وتحرک يك سايهً تاريك 
وحدتخوار،عاشق بقای تفرقه وفرکسیونبازی هوشدار داد وخواهان اقدامات عملی 
وقاطع هركدام شان برای خنثی ساختن کلیه تلاشهای مشکوک ضدوحدت رفقا وتحقق 
سریع ،شفاف وعملی وحدت با همه رفقا بدون كوچكترين تبعيض وامتياز واتهام 
زدنهای تفرقه افگنانه شد.! آرزو داشتيم آن جلسهً وسيع نقطهً پايان به همه 
اختلافات خود ساختهً ما دربرابرهم ميگذاشت ودرجلسه رسماً اعلام ميشد كه 
هيچ مانعی برای وحدت مجدد بين دوحزب وادغام تشكيلاتی شان باقی نمانده 
وهرگزمشکلی برای پيوستن سايراحزاب ، حلقات وشخصيتهای رفيق با حقوق كاملا 
ًبرابردرپیوستن به اين وحدت ، وجود ندارد . 

قابل يادآوری جدی ميدانم كه ازسكوت رفقای رهبری ديروز وازجمله دوشركت 
كنندهً آن جلسه درمورد آماده گی شان برای سهم گيری فعال درامربه پيروزی 
رسيدن تلاشهای وحدت طلبانهً رفقا، با مايوسيت سوال برانگيز يادآوری 
نمايم . اين رفقای محترم ده ها بار فريادهای رفيقانه وتقاضا های مشروع 
مارا شنيده وخوانده اند كه ما از ايشان طالب فعال شدن وحمايت معنوی 
گرديده ايم ؛ ولی تا همين اكنون به قول معروف( هيچ جوابی نشنيديم ) . 
رفقا : لطفا ًفعال شويد وبه انتظارهزاران رفيق تان پايان دهيد واين 
اتهامات را كه گويا شما( طرفدار وحدت مجدد رفقا نيستيد ) غلط ثابت 
كنيد .نكند سكوت شما  را اهل غرض ، دليل بر رضائيت شما ازتداوم بی اتفاقی 
رفقای تان كه خود درتربيه واستقامت دادن فعاليتهای شان يك عمر تلاش كرده 
ايد، تلقی كنند . 

بادرنظر داشت جریان جلسهً 28 دسامبر2008 درهالند وفعالیت وگردهمآیی 
تعدادی ازرفقا به تاریخ 29 دسامبر درآن شهر برای تجلیل از (80مین )سال 
تولد رفیق فقید ببرک کارمل  وعدم توانایی برای یکی ساختن این فعالیت ها 
به وسیلهً سازماندهنده گان هردومحفل باارزش ولی باکمال تا ًسف متفرق وعدم 
حضور تعدادی ازشخصیت های دیگر کلیدی قدیمی مبارزه درهر دوی این محافل به 
این نتیجه میرسیم تا اعلام بداریم که برای تاًمین وحدت وهمسویی ،اگربا 
چنین آهنگ کند وشیوهً حرکت محافظانه کرانه، ادامه دهیم ،به هدف مطلوب 
نخواهیم رسید . بنا ً،با تمام صدق واخلاص به همه رفقا وبزرگان راه طولانی 
وپرازدشواریهای دیروز وفردای مبارزه ومقاومت دربرابرهرنوع ظلم ، بیعدالتی 
وتجاوزوبرای به پیروزی رسانیدن اهداف حق طلبانه وتساوی حقوق انسانها 
ومفید واقع شدن برای عبور دادن کشتی شکسته و طوفانی افغانستان عزیز،این 
کشورتبدیل شده به لابراتوارآزمایش خطرناکترین اسلحه های نظامی وفکری 
وسایراهداف تجاوزکارانهً بسا قدرتها وعقاید افراطی مضربه حال مردم ما ، 
پیشنهاد میکنم که : 

پیشنهاد میگردد که دراین جلسه ً مورد نظر تمام شخصیتهای حلقات رهبری حزب 
دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن) دراروپا  وامریکا وسایر متاطق تمام 
شخصیت های کلیدی دیروز وامروز حزب( شامل همه احزاب وحلقات وشخصیت های 
مبارز ومستقل رفیق) به صورت داوطلبانه وعاجل باهم داخل تماس شده ودرصدد 
تدویر جلسهً وسیع الشمول وبزرگی گردندکه فقط برای حل مشکلات تاهنوزباقی 
درامرتا ًمین وحدت تشکیلاتی وادغام همه سازمانها وحلقات رفیق نزد بعضیها 
موجود است ؛ دعوت واشتراک داشته باشند . 

 پیشنهاد میگرددکه درتدویر این جلسه ً وسیع باید احزاب نهضت فراگیر ترقی 
ودموکراسی، حزب متحد ملی ، فعالین حزب وطن ( همه جناحهای آن) ، فعالین 
حزب دموکراتیک خلق افغانستان( همه شاخه ها وگروه ها) ، نهضت آینده، کمیته 
های وحدت هامبورگ وفرانکفورت ، گروه عیاران ، شخصیتهای مستقل حزبی 
واثرمند ، نماینده گان احزاب جنبش ملی ،کنگرهً ملی وپیوند ملی ، فعالین 
ونماینده گان سایر احزاب رفیق فعال درداخل وطن وسایر حلقات ،گروه ها 
وشخصیت های رفیقی که اگر از( قیدقلم  ) مانده باشند ؛ غرض سازماندهی 
عالی وپرخاطره ماندن آن ازلحاظ شکل ومحتوا نقش فعال ورفیقانهً توام با 
حسن نیت واعتماد را ایفا کنند.برای اینکه دراین گردهمآیی بزرگ بتوانیم 
زمینهً مشارکت تعداد وسیعی از رفقا وعلاقه مندان وحدت مجدد رفقا را مساعد 
سازیم؛ باییست این جلسه درهامبورگ،کسل ویا یکی ازشهرهای  سرحدی جنوبی 
دنمارک نسبت (  مرکزی بودن)  این شهر ها ،سازماندهی گردد . 

پیشنهاد وجود دارد که رفقای محترمیکه ( به رهبری سابقهً حزب ویا به گروه 
پیشکسوتان ) یادمیگردند ؛ اولاً درمیان خودشان مصالحه کنند ، یکدیگر را 
نه تحمل بلکه بپذیرند وبا اتفاق حداقل رفیقانه ،اقلا ً برای یکباردیگر 
پیشگام شوند وازتمام توان ، نفوذ واستعداد شان برای نه تنها دعوت این 
محفل شکوهمند وحدت خواهی ، بلکه برای پیروزی این امر بزرگ وآرمان دیرینه 
که ( هیچ چیزومتاعی برای ما وسرنوشت مشترک ما ،مفید تر وحیاتی از آن 
نیست)  استفاده کنند ودین ملی شان را دراین خطر ناکترین مرحله تاریخ 
وتعین سرنوشت مردم زحمتکش وطالب صلح وعدالت وطن ادا نمایند. این اقدام 
آنـها باعث افتخار خودشان نیز خواهد شد. 

ما ، ازتمام حلقات رهبری کلیه احزاب وگروه های رفیق وازهمه شخصیتهای 
مبارز قدیمی وجدید هم سرنوشت که به شکلی ازاشکال شخصیت ، نام ، شهرت 
وکاروفعالیت وطنپرستانه ً شان با حزب دیروز وحاکمیت مترقی وعدالتخواه 
گذشته ً زحمتکشان وطن ، توا ًمیت داشته وگره خورده است؛ صمیمانه تقاضا 
میکنیم که با لگد مال کردن وخورد وخمیرساختن هوس های شخصی ، خرده گیری 
های سیاسی و تشکیلاتی ، نادیده گرفتن اختلافات دوران حاکمیت وبعد سقوط 
درد آلود وبی اتفاقی آور آن، آزرده گیها وکشیده گیهای دوران مهاجرت که 
دربسا موارد بسیار طبیعی نیزاند ؛ دست وحدت وهمسویی را به سوی یکدیگر 
صادقانه دراز کنند و به تن واحد وحزب بزرگ وسراسری جدیدی تبدیل گردند که 
میتواند مایه ً امیدوباوربرای همه تحول پسندان وعدالتخواهان وطن وضامن 
برگشت صلح ، امنییت ودفع وطرد هر نوع مداخلهً نیروهای ارتجاعی منطقه و 
ختم سیطره جویی نیروهای طماع بین المللی گردد وبرای تحقق این اهداف 
بزرگ ،ملیونها انسان زحمتکش ومنتظر وطن را دورهم جمع کند تا افقانستان 
آزاد ، دموکراتیک ، سربلند وبدون جنگ وبی امنییتی به همت مردم آن ومبارزه 
مشترک همه صاحبان وجدانهای ملی واهداف ترقیخواهانه، دوباره به پا بایستد 
ودربین ملل آزاد جهان قد خود را راست کند.. 

ترک مخاصمتهای شخصی ، نقطهً پایان گذاشتن به فرکسیون بازیها ، پناه 
نگرفتن درعقب قبور رهبران دیروزبرای تحقق اهداف شخصی وتشکیلاتی ، مواضع 
فکری واهداف قابل حرمت دیروز وامروز را بمثابهً  « گوشت دَ م ِ توپ) 
استفاده نکردن ، افتخارات بزرگ دیروز را برای خشنودی هرکس وناکس تخریب 
نکردن ، نه چسپیدن به واژه بازیهای سیاسی وعدم تجارت با آنها ، بیرون شدن 
ازعقب دیوارها وبلنداژهای مخفی تشکیلاتی وتبلیغاتی، درک مسوولیت های 
خطیرمرحله کنونی مبارزه درساحهً ملی وجهانی وبالاخره مشت واحد شدن ومرهم 
گذاری برزخمهای متعدد مردم وطن وحرمتگذاری به صدها هزارجسم خون چکان مردم 
ما که کمترازریختن خون بیگناهان غزهً قهرمان وفلسطین مظلوم به دست 
دژخیمان اسراییلی وحامیان خیانت پییشهً جهانی آن قربانی نداده ایم  ، همه 
درتوان زنان ومردان مبارز وفداکار رفیق وهمراه ما  میباشد که باید هرچه 
زودتر به وضعیت بالفعل تغییر شکل دهد، فعال گردد ووارد عرصه شود. 

ازآنجاییکه هرنهاد سیاسی واجتماعی وهرملت وقوم زنده افتخارات گذشته 
واهداف جدید  وزمانی دارد؛ نمیتوان زنده گی وبقا را قربان آنچه گذشته است 
نمود ومطابق دیروز زنده گی وفکرکرد .وظیفه آنست که تمام داشته ها 
وافتخارات دیروز از جمله عشق ومحبت های عقیدتی ، سیاسی ،تشکیلاتی وانهماک 
ومحبت نسبت به پیشقراولان عرصهً مبارزه ورهبران به ابدیت پیوسته راباید 
برای تدارک شرایط بهتر مبارزه وحدت رزمی و ساختن زنده گی آبرومند به مردم 
وخود بکارگرفت؛ نه آنکه باتوتم بازیهای قدیمی وجدید مذهب سیاسی جدیدی را 
به وجود آوریم که درنهایت به ( صوفییزم ) وفنا شدن درحلقه بازیهای 
تشکیلاتی ( خانه قاهی)منجرگردد . 

بنا ً ، ازهمه رفقای عزیز ومبارز ومتعلق به احزاب،گروه ها ، فرکسیونها 
وحلقات ومدافعین شخصی وسیاسی رهبران وپیش کسوتان دیروز وامروز تقاضا 
میکنیم که : بنابر ارجحیت داشتن منافع توده های زحمتکش ودرحاشیه قرارداده 
شده به وسیلهً مستکبرین داخلی وخارجی ،باغلبه برهرنوع دید وموضع ضییق 
فکری وتشکیلاتی ، بادرنظرداشت عمق بینش وافتخارات طولانی مبارزه ً شان ، 
دورهم جمع شوند و باترک هر نوع مخاصمتهای ( بجا«!») وبیجا اساسگذار طرح 
نوین ، حزب بزرگ و جبههً وسیع کلیه نیروهای صلحدوست ، مترقی ودموکرات 
عدالتخواه وطن شوند. ما، یقین کامل داریم که این توان ،آرزومندی واستعداد 
دروجود هرکدام شما رفقای عزیز وجود دارد. لطفا ً،  بنام دردها ورنجهای 
بیکران زحمتکشان وطن ، باهم نزدیک شوید وباعث غرور وافتخار ومایه 
ًامیدواری رفقا ومدافعین تان شوید . درغیرآن روزی فراخواهد رسید که کلیه 
فرصت ازدست داده گان ،سهل انگاران وبرباد دهنده گان لحظات طلایی وسرنوشت 
ساز درحیات سیاسی مردم وجنبشهای مترقی ازطرف توده های غرق درفقر ، بی 
عدالتی ،رنج وعذاب  وزیرستمهای گوناگون داخلی وخارجی ، محاکمه ومجازات 
خواهند شد. 

ما، منتظر اقدامات عاجل همه رفقای بااحساس وبا امکان ، خاصتاً حلقهً 
( رهبران محترم دیروز) ، برای تحقق وحدت ونجات تلاشهای تاحال بکار بسته 
شده دراین مورد از هرنوع توطئه وسبوتاژ مشهود ومخفی هستیم .  نکند که 
( دیر شود ) . قابل یادآوری میدانم که لیستی را که به برداشت خودم 
( حلقهً رهبران ، پیشکسوتان وشخصیتهای موثر وبا نفوذ دیروز وامروز) فعال 
درتمام احزاب وگروه های شامل وحدت وتا حال دورمانده از پروسه ً فعلی 
مذاکرات تشخیص داده شده اند وباید غرض اشتراک دراین جلسه ویا سازماندهی 
این گردهمآیی مورد نظرِ تعدادی ازرفقا که باهم تیلفونی درتماس بودیم؛ 
برای جلوگیری از بروز هر نوع سوً تفاهم نشر نکردیم وآن را به ابتکار 
رفقای باصلاحیت گذاشتیم . 

با درود واحترام :  جلیل پرشور 

نوت : 

چون جریان جلسهً (28 دسامبر 2008) هالند ازطرف سایتهای مسوول (  ......) 
به اطلاع رفقا وعلاقه مندان رسانیده نشد؛ تصیم برآنست که جریان جلسه 
بادرنظرداشت پارهً ملاحظات درآیندهً نزدیک نوشته ونشر شود. 

نظرياتی چند برای 

  تحقق اهـداف وحدت طلبانهً حزبی 

 اكنون كه بعد تلاشهای فراوان كليه رفقای بااحساس، درک و مسوولیت پذیری 
هیئت های رهبری حزب نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی وحزب متحد ملی 
افغانستان ، فضای مساعدی برای تشكيل حزب واحدميسرگرديده است ؛ لازم است 
كه فرصت را غنيمت شمرده وبا گامهای استوار، هركدام ما برای ادای وجايب 
ومكلفيتهای بعدی وناتمام مان دست به كار شويم وآسانترين طرق نيل به هدف 
را جستجو نماييم. دراين زمينه بايد هركدام ما ، جلو خـرده گيری ، سنگ 
اندازی وفعاليتهای آشكار وپنهان افراد وحلقاتی را بگييريم كه اين مجموعهً 
كوچك، ازسالها قبل به اينسوبا،یا وحدت مخالف اند ويا بقا وقدرت 
(سوغاتی ،سفارشی وغيردموكراتيك ) به دست آمدهً شان را دروحدت ازدست 
ميدهند. اين كته گوری افراد ، درهر شرايط ، مراحل  ،تصاميم وعملكرد های 
جمعی محدود ووسيع ،عاشق جاه وجبروت خود اند و بايد هميشه درآيينهً همه 
اتفاقات،توافقات وهرنوع تحول، چهره های مبارك (!)خودرا ببينند ، درغیرآن 
باکل مهارت وشارلتانی ازهرنوع کارشکنی وبهانه تراشی استفاده میکنند . ما 
ازخود باید بپرسیم که: آیا ، تعهد کرده ایم ومجبورهستیم که تا پایان 
عمر،کفاره پردازان همه اشتباهات ، کجروییها وخودسریهای چند نفری باشیم که 
همهً جهان را ازورای چشمان پر از آز وهوس سیاسی ومنافع تنگ شخصی وحلقه 
بازی های خود میبینند .؟ نی، وهرگز ، نی . زیرا مبارزه واستقامت درکلیه 
عرصه ها ادامه دارد ونمیتوانیم نظاره گر باشیم ویا توقف نماییم. 

 آنطرف تردرگوشهً ويرانه ها وخرابه های حزب ازهم پاشيده شدهً ما كه به 
سان غزهً مقاوم وخون چكان گشته به دست دژخيمان دولت يهودی ودرفکر توراتی 
شدن جغرافیای منطقه وحاميان عربی وغربی آن، 
فرزندان صادق حزب وزحمت كشان وطن كه روزگار سخت وخونينی را سپری كرده و 
دردفاع ازوطن وآرمانهای مقدس شان تلفات عظيمی را درجنگ ومقاومت عليه 
نيروهای مداخله گرخارجی كه همين ايتلاف موجود نظامی وحاميان سياسی 
اسراييل برای دوام خون ريزی درغزه ، ستون فقرات لشكريان اجير وشبكه های 
مخفی استخباراتی وتبليغاتی آن را درجنگ مداخله گرانه علیه وطن ما،  تشكيل 
ميداد 
 متحمل گرديده بودند ؛ باگرفتن درس عبرت از گذشته وصدمات  ذوجوانب ناشی 
ازازدوری ها وبی اتفاقيها،تصميم گرفته اند كه برای دايم به 
عمرزيانبارفركسيونبازی،بی اتفاقی ، قوم پرستی ورهبرستيزی وبت سازیهاؤ 
جدید ، خاتمه داده وبا نقد سالم از اشتباهات  ديروز وافتخاربه 
دستآوردها ،مقاومت وپايد داری كم نظيردیروز، دربرابر ارتجاع وتجاوز نظامی 
حمايت شده به وسيلهً بنيادگرايان،درجریان فعالیت های سیاسی ، حزب سازی 
ومبارزات وطنپرستانه فعلی، برای دموکراتیزه شدن واقعی حیات حزبی، 
باشفافیت تام وشایسته سالاری کارگرفته وازبروزكيش شخصيت ، رفاقت بازیهای 
شخصی درتشكيلات حزبی ،مطلق العنان بودن وغير جوابگو بودن حلقات رهبری 
وعدم شكل گيری قرارگاه های خشك مركزی سياسی عسكری گونه وغيردموكراتيك 
درداخل حزب جلوگيری به عمل آورده وزمينه های عملی ودايمی تصميم گيريهای 
عجولانهً مقامات بالايی حزب راکه درآیندهانتخاب خواهدشد درهمه اموركليدی 
وسرنوشت ساز، بدون مراجعه به نظریات صفوف وزحمتكشان حامی حزب ( پايه 
وستون حزب وهر تحول سالم سیاسی واجتماعی) از آغازهمين رستاخيز جديد 
( شوروشوق مبارزه ووحدتخواهی) برگشت ناپذير سازند. زیرا ، همه مزهً 
تصامیم خودسرانه ومحدود را چشیده ایم.! 

رفقای عزيز ! 

اكثريت رفقا، خاصتا ً درخارج وطن وحلقات رهبری وكادری احزاب متحد ملی 
ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان درداخل كشور، خبردارند كه به 
تاريخ 28 دسامبر 2008 جلسهً باشكوهی درهالند اين مق دايمی كنگره ها 
وجلسات حزبی به خاطر حمايت ازوحدت دوبدنهً اساسی حزب ديروزداير گرديد .آن 
جلسه با اضافه شدن ( تجليل از هشتادومين )سال تولد شادروان ببرك كارمل ، 
رهبرحزبی ودولتی افغانستان رنگ ورونق بيشترپيدا كرد . سخنرانان زيادی 
درآن گردهمآيی باشكوه كه گزارشگران مسوول تعداد شركت كننده گان را به 
(500) نفر تخمين زدند، از خاطرات شان قصه هاكردند . اين سخنرانان همه 
متعلق به نسل دوم رهبری وتعدادی از سابقه داران حزب بودند واز شخصيت های 
همطراز آن رهبر فقيد كسی سخنرانی نكرد، درحاليكه دونفر از اعضای بيوروی 
سياسی قبلی نيزدرجلسه حاضر بودند. 

درآن فضای ابراز احساسات وگرمجوشی رفيقانه كه اكثريت شركت كننده گان را 
اعضای نهضت فراگير وحزب متحد ملی  تشكيل ميداد، تقارب وهمسويی ، اعتماد 
واحترام متقابل رفيقانه ،جای رقابت و تبليغات منفی چندی قبل را گرفته بود 
وگويی اعضای يك حزب و يك آرمان گردهم جمع شده بودند. حقيقت نيز چنين است 
ولی اينكه چرا عده ای اين همراهی (44) ساله را قربان هوسها وآرزوهای شخصی 
خود ميسازند ورقبا ومخالفين را بر رفقا ترجيح ميدهند بايد به حال ايشان 
تاًسف كرد وبه حال خودما برای آن بخنديم كه تاهنوز عميقا ً متوجه 
اشتباهات مان نميگرديم. 

اما، دربارهً آن جلسه و فضا ی رفيقانهً آن كه ما یکدیگررا بعد مدتها 
درزير يك سقف ميديديم وپهلوبه پهلوطوری نشسته بوديم كه هزاران تن ديگرما 
دردل خاك سياه ودرتپه های شهدا، بدون لوحهً تشخيص گروه ، فركسيون ، قوم ، 
زبان ووابسته گی به اين رهبروآن رهبر ،شامل حزبيها وغير حزبيها به خواب 
ابدی رفته اند ودشمن نیز بدون تشخیص نام وگروه آنها را به جرم حزبؤ بودن 
ووطن پرست بودن هدف تیر کینه ونفرت  ضد عدالتخواهی قرارداده بود. این 
شهدا باینکه درزیر زمین خوابیده اند ولی قبرستان شان تا هنوز بیانگر 
اتحاد ویکدلی وطنپرستانه میباشد. 

 اما ، ما با براه انداختن اين همه بی اتفاقيها ، گروه سازيها واختلافات 
بیمورد، ارروح ايشان را ناراحت ساخته ايم . بايد گفته شود كه آن محفل 
برای همه حزبيهای صادق ووحدت طلب  وهمه وطنپرستانی كه وحدت واتحاد كليه 
نيروهای ترقيخواه وطن را عامل آرامش وطن وتامين سعادت اكثريت مردم 
زحمتكش  ونجات افغانستان ازاين همه بدبختی های موجود شكل گرفته به وسيله 
مداخله گران خارجی وعمال داخلی آنها ميدانند،با وجود پارهً كمبود ها 
ازجمله زير شعاع قرار گرفتن مسالهً (كليدی وحدت) خواه  به طور آگاهانه 
ويا غيرعمدی ، بسيار اميدواركننده ارزيابی ميگردد. دراينجا، جادارد كه 
باید ازهمه آنانيكه باقبول ابراز نظرهای اضافی  درمورد اين جلسه ، درامر 
تدوير آن نقش اداكردند وسهم گرفتند ،    تشكر كرد. 

درحاليكه مواردومسايل متعدد وجدا ًقابل بحث درمورد شيوهً سخنرانیها 
ومحتوای بيانيه های گرم تعدادی ازسخنرانان وجود دارد وتفسير وتحليل آنها 
مفيد نيز است ؛ ولی برای آنكه بحث پيرامون ( وحدت ) اين كليدی ترين 
وسرنوشت سازترين آرزوی ديرينهً مان دنبال گردد؛ ازبحث پيرامون صحبتها 
وقصه ها خودداری ميكنم وبه اين اكتفا ميكنم كه بگويم : «  يكی از سخرانان 
تحت نام يادبود از زنده ياد ( رفيق ببرك كارمل) خودرا به معرفی گرفت 
وخواست از نام آن شخصيت بزرگ، خودرا همه كاره وانمود كرده ودرزمرهً 
( قديسين) به حساب آورد وهمه را برای ادای حرمت نسبت به خودش ملزم 
سازد.» ! 

آيا، بی انصافی نيست كه اولين محفل ياد بود از شادروان ببرك كارمل راكه 
تمام عمرشان را دراه بيداری وتشكل رفقا وزحمتكشان سپری نموده بودند ؛ 
بادادن چند بيانيهً صرفاً سياسی وياد آوری چند خاطره، محدود ساختيم وصدها 
مطلب اساسی كه بايد با بينش عمیق وديد روشن به آنها رسيده گی ميشد ؛ از 
تماس وتوجه ما دورماندند .يكی ازين موارد ،مسالهً تا ًمين وحدت مجدد رفقا 
است كه ميتوانست  ره آورد عملی اين تجليل ميگشت ومژده دهندهً بزرگ به 
تمام همرزمان تاهنوز بی اتفاق و منتظر به وحدت مجدد رفقا وبازگشت به 
صميميتهای صادقانهً حزبی. 

من شخصا ً اقدام رفقا را برای تجليل از (هشتادومين ) سال تولد شادروان 
ببرك كارمل « رهبر فقيد» ما به ديدهً قدر مينگرم ولی سوال اينجاست كه با 
وجود تلاشها وتبليغات فراوان قبلی ،هيچ سازماندهندهً فعلی به شمول 
آنانيكه هم خود شان وهم مدافعين شان از همراهی آنها با شادروان ببرك 
كارمل تا آخرين روزحيات آن رهبرفقيد ياد وبهره برداری ميكنند؛حاضر نشدند 
كه اقلا ًيك محفل كوچكی را بنام سالگرد روزوفات ايشان برگزار نمايند. 
آيا ، بهتر نبود ( 80مين )سالگرد تولد زنده ياد رفيق ببرك كارمل را 
جداگانه ومحفل گراميداشت تلاشهای وحدت طلبانهً اخيربين رفقای حزب متحد 
ملی ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان را به پيشوازگراميداشت 
(44مين) سالروزتا ًسيس حزب دموكراتيك خلق افغانستان  جداگانه تجليل 
ميكرديم تا درضمن جلوگيری از به حاشيه رانده شدن يكی از اين 
مناسبتها ،وقت كافی برای بررسی حقايق ، بيان اهداف ومعرفی بيشتر شخصيت 
رهبر فقيد حزب كه سراسر زنده گی شانرا وقف مبارزه برای تساوی حقوق همهً 
مردمان افغانستان وجهان نموده وخود بزرگترين ستيژ افشاگری ظلم ها 
وبيدادگريهای حكومات ستمگر وارتجاع داخلی وجهانی وسمبول زير پاكردن ( نفس 
اماره)بودند. میتوانستیم دراین جلسهً مورد نظر درجستجوی دریافت راه های 
بيرون رفت ازمشكلات فعلی ، خاصتا ً تاًمين وحدت كليه احزاب وحلقات رفيق 
وجودمی شدیم وهمه صاحب نظران واهل خبره ً حزبی درآن دعوت ميشدند وسخن 
رانی ميكردند ومطالب جديد باارزش را بيان ميداشتند. 

به عقیدهً من ، سالگرد تولد رهبر فقید حزب باید به سیمینار سیاسی – عقیده 
تی وابراز نظرهای سودمند برای حل بزرگترین قضایا وگره های مسایل ملی 
واجتماعی افغانستان  درسایهً موجودیت وفعالیت غیر تحت کنترول  اردوها 
ونظامیان ومستشاین بیشتر از40 کشور خارجی وگسترش روز افزون مداخلات لجام 
گسیخته وتوام با خیانت ودسایس ارتجاع همیشه حاکم برپاکستان وهمدستان 
مرتجع به ظاهر دینی ومتحد اشغالگران اسراییلی آن ومداخلات سایر نیرهای 
عقبگرای منطقوی ،مورد بررسی وتحقیق موشگافانه قرار میگرفت واز انتباهات ، 
نقاط نظر وطرحهای سیاسی رهبر فقید درسالهای اخیر زنده گی شان سخن گفته 
میشد ؛ تا همه رفقا خاصتا ً ، آنانیکه به اساس نسخه های قدیمی قبل 
ازحاکمیت ودوران حاکمیت درمورد عقاید وآرمانهای ملی - سیاسی و ایدولوژیک 
زنده یاد رفیق ببرک کارمل ، قلم میزنند؛ در روشنی قرار میگرفتند واز توان 
خامه واستعداد سیاسی شان برای تبلیغ وترویج آن اهداف که خود باید با تمام 
امانتداری به وسیله ً شاهدان عینی وراویان حقیقی رویدادهای بعد سقوط 
حاکمیت ، خاصتا ً در حیرتان به اطلاع ودرک رفقا سپرده میشد، استفاده 
میکردند وآنها را غنا میبخشیدند وبا خواست زمان مطابقت می دادند. زیرا، 
کلیشه گرایی وتحجر عقیده تی درهر زمان ومکان وبه وسیلهً هرشخص وگروهی 
خالی از مضار نیست. 

اميدوارم به خطانروم وباعث عصبانی شدن رفقا نگردم . به برداشت من ، 
اكثريت سخن رانان چيز های تازه برای گفتن نداشتند .دراكثريت قاطع 
سخنرانيها پيرامون دريافت راه حلهای پرابلم های متعدد موجود حزبی ووطنی 
تماس گرفته نشد وهركدام تلاش كرديم تا حقانيت های شخصی خودرا به اساس قصه 
ها وداستان های ( تقارب با رهبر فقید) تثبيت كنيم وتوجه نكرديم كه اين 
لشكر عظيم ازگوشه وكنار اروپا برای شنيدن مسايل جدي تر وحياتی گردهم آمده 
اند نه برای شنيدن افسانه ها . علاوتا ً اين نوع محافل اگر برای شركت 
كننده گان هالند ارزان تمام ميگردد ؛غير اقتصادی بودن آن برای شركت كننده 
گان شمال وجنوب اروپا قابل توجه است . لذا، آرزو داشتيم  كه بايد 
دربرابراين ضياع وقت ومصرف مالی با پشتاره يی از معلومات مفيد ، انتباهات 
نيك وطرحهای جديد به محلات مان برگرديم؛ نه آنكه با شنيدن اجباری بيانيه 
های اميرارسلانی درنيمه های اخيرشب (هی ميدان وطی ميدان) بيشترازيك 
هزاركيلومترراه رابا موتر بپيماييم وازآمدن به آن جلسه نسبت ناتمام ماندن 
وظايف اصلی  (نيل به  وحدت ) ويا سرعت بخشيدن به اين پروسه كه 
باشورواشتياق آغاز ودارد دوباره  ازطرف افراد انگشت شمار( عقب پرده) به 
طرف سينه خيز شدن ،مايوسيت مجدد رفقا وعقيم شدن تلاشهای نهايت وطن 
پرستانهً مان، كشانيده ميشود، پشيمان شويم . 

برای من قابل فهم نيست كه چرا از آن گردهمآيی بزرگ ومناسبت (80مين) 
سالروز تولد رفيق ببرك كارمل استفادهً وسيع صورت نگرفت ؟ چرا، ما در آن 
محفل نتوانستيم گامهای متين واقدامات قطعی ييرا درجهت تا ًمين وحدت بين 
دوحزب درحال مذاكره وبازشدن راه برای ساير احزاب وحلقات رفيق برای پيوستن 
به پروسهً وحدت كه( جدا ً به آن محتاجيم) برداريم. ؟ چرا  ،ميخواهيم به 
صورت غيرعلنی پيش شرط هاييرا درسرراه وحدت قراردهيم كه به منزلهً عبور 
دادن كرهً زمين از (نيفهً سوزن) است .! آخر چرا ؟. آيا ، واقعا ًما بينهم 
آن اختلافاتی را داريم كه بايد برای حل آنها،مراحل چند گانهً (زردشتی) 
شدن های تاريخ را طی وعملی كنيم ؟. آخر، اين كی وكيها اند كه 
هرروزدربرابر آشتی ووحدت رفقای ما ، ديوارعظيم چين اعمار ميكنند ؟ 
آيا ،نبايد به رفقا ی عزيز مان درمورد فعال شدن وتحرک يك سايهً تاريك 
وحدتخوار،عاشق بقای تفرقه وفرکسیونبازی هوشدار داد وخواهان اقدامات عملی 
وقاطع هركدام شان برای خنثی ساختن کلیه تلاشهای مشکوک ضدوحدت رفقا وتحقق 
سریع ،شفاف وعملی وحدت با همه رفقا بدون كوچكترين تبعيض وامتياز واتهام 
زدنهای تفرقه افگنانه شد.! آرزو داشتيم آن جلسهً وسيع نقطهً پايان به همه 
اختلافات خود ساختهً ما دربرابرهم ميگذاشت ودرجلسه رسماً اعلام ميشد كه 
هيچ مانعی برای وحدت مجدد بين دوحزب وادغام تشكيلاتی شان باقی نمانده 
وهرگزمشکلی برای پيوستن سايراحزاب ، حلقات وشخصيتهای رفيق با حقوق كاملا 
ًبرابردرپیوستن به اين وحدت ، وجود ندارد . 

قابل يادآوری جدی ميدانم كه ازسكوت رفقای رهبری ديروز وازجمله دوشركت 
كنندهً آن جلسه درمورد آماده گی شان برای سهم گيری فعال درامربه پيروزی 
رسيدن تلاشهای وحدت طلبانهً رفقا، با مايوسيت سوال برانگيز يادآوری 
نمايم . اين رفقای محترم ده ها بار فريادهای رفيقانه وتقاضا های مشروع 
مارا شنيده وخوانده اند كه ما از ايشان طالب فعال شدن وحمايت معنوی 
گرديده ايم ؛ ولی تا همين اكنون به قول معروف( هيچ جوابی نشنيديم ) . 
رفقا : لطفا ًفعال شويد وبه انتظارهزاران رفيق تان پايان دهيد واين 
اتهامات را كه گويا شما( طرفدار وحدت مجدد رفقا نيستيد ) غلط ثابت 
كنيد .نكند سكوت شما  را اهل غرض ، دليل بر رضائيت شما ازتداوم بی اتفاقی 
رفقای تان كه خود درتربيه واستقامت دادن فعاليتهای شان يك عمر تلاش كرده 
ايد، تلقی كنند . 

بادرنظر داشت جریان جلسهً 28 دسامبر2008 درهالند وفعالیت وگردهمآیی 
تعدادی ازرفقا به تاریخ 29 دسامبر درآن شهر برای تجلیل از (80مین )سال 
تولد رفیق فقید ببرک کارمل  وعدم توانایی برای یکی ساختن این فعالیت ها 
به وسیلهً سازماندهنده گان هردومحفل باارزش ولی باکمال تا ًسف متفرق وعدم 
حضور تعدادی ازشخصیت های دیگر کلیدی قدیمی مبارزه درهر دوی این محافل به 
این نتیجه میرسیم تا اعلام بداریم که برای تاًمین وحدت وهمسویی ،اگربا 
چنین آهنگ کند وشیوهً حرکت محافظانه کرانه، ادامه دهیم ،به هدف مطلوب 
نخواهیم رسید . بنا ً،با تمام صدق واخلاص به همه رفقا وبزرگان راه طولانی 
وپرازدشواریهای دیروز وفردای مبارزه ومقاومت دربرابرهرنوع ظلم ، بیعدالتی 
وتجاوزوبرای به پیروزی رسانیدن اهداف حق طلبانه وتساوی حقوق انسانها 
ومفید واقع شدن برای عبور دادن کشتی شکسته و طوفانی افغانستان عزیز،این 
کشورتبدیل شده به لابراتوارآزمایش خطرناکترین اسلحه های نظامی وفکری 
وسایراهداف تجاوزکارانهً بسا قدرتها وعقاید افراطی مضربه حال مردم ما ، 
پیشنهاد میکنم که : 

پیشنهاد میگردد که دراین جلسه ً مورد نظر تمام شخصیتهای حلقات رهبری حزب 
دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن) دراروپا  وامریکا وسایر متاطق تمام 
شخصیت های کلیدی دیروز وامروز حزب( شامل همه احزاب وحلقات وشخصیت های 
مبارز ومستقل رفیق) به صورت داوطلبانه وعاجل باهم داخل تماس شده ودرصدد 
تدویر جلسهً وسیع الشمول وبزرگی گردندکه فقط برای حل مشکلات تاهنوزباقی 
درامرتا ًمین وحدت تشکیلاتی وادغام همه سازمانها وحلقات رفیق نزد بعضیها 
موجود است ؛ دعوت واشتراک داشته باشند . 

 پیشنهاد میگرددکه درتدویر این جلسه ً وسیع باید احزاب نهضت فراگیر ترقی 
ودموکراسی، حزب متحد ملی ، فعالین حزب وطن ( همه جناحهای آن) ، فعالین 
حزب دموکراتیک خلق افغانستان( همه شاخه ها وگروه ها) ، نهضت آینده، کمیته 
های وحدت هامبورگ وفرانکفورت ، گروه عیاران ، شخصیتهای مستقل حزبی 
واثرمند ، نماینده گان احزاب جنبش ملی ،کنگرهً ملی وپیوند ملی ، فعالین 
ونماینده گان سایر احزاب رفیق فعال درداخل وطن وسایر حلقات ،گروه ها 
وشخصیت های رفیقی که اگر از( قیدقلم  ) مانده باشند ؛ غرض سازماندهی 
عالی وپرخاطره ماندن آن ازلحاظ شکل ومحتوا نقش فعال ورفیقانهً توام با 
حسن نیت واعتماد را ایفا کنند.برای اینکه دراین گردهمآیی بزرگ بتوانیم 
زمینهً مشارکت تعداد وسیعی از رفقا وعلاقه مندان وحدت مجدد رفقا را مساعد 
سازیم؛ باییست این جلسه درهامبورگ،کسل ویا یکی ازشهرهای  سرحدی جنوبی 
دنمارک نسبت (  مرکزی بودن)  این شهر ها ،سازماندهی گردد . 

پیشنهاد وجود دارد که رفقای محترمیکه ( به رهبری سابقهً حزب ویا به گروه 
پیشکسوتان ) یادمیگردند ؛ اولاً درمیان خودشان مصالحه کنند ، یکدیگر را 
نه تحمل بلکه بپذیرند وبا اتفاق حداقل رفیقانه ،اقلا ً برای یکباردیگر 
پیشگام شوند وازتمام توان ، نفوذ واستعداد شان برای نه تنها دعوت این 
محفل شکوهمند وحدت خواهی ، بلکه برای پیروزی این امر بزرگ وآرمان دیرینه 
که ( هیچ چیزومتاعی برای ما وسرنوشت مشترک ما ،مفید تر وحیاتی از آن 
نیست)  استفاده کنند ودین ملی شان را دراین خطر ناکترین مرحله تاریخ 
وتعین سرنوشت مردم زحمتکش وطالب صلح وعدالت وطن ادا نمایند. این اقدام 
آنـها باعث افتخار خودشان نیز خواهد شد. 

ما ، ازتمام حلقات رهبری کلیه احزاب وگروه های رفیق وازهمه شخصیتهای 
مبارز قدیمی وجدید هم سرنوشت که به شکلی ازاشکال شخصیت ، نام ، شهرت 
وکاروفعالیت وطنپرستانه ً شان با حزب دیروز وحاکمیت مترقی وعدالتخواه 
گذشته ً زحمتکشان وطن ، توا ًمیت داشته وگره خورده است؛ صمیمانه تقاضا 
میکنیم که با لگد مال کردن وخورد وخمیرساختن هوس های شخصی ، خرده گیری 
های سیاسی و تشکیلاتی ، نادیده گرفتن اختلافات دوران حاکمیت وبعد سقوط 
درد آلود وبی اتفاقی آور آن، آزرده گیها وکشیده گیهای دوران مهاجرت که 
دربسا موارد بسیار طبیعی نیزاند ؛ دست وحدت وهمسویی را به سوی یکدیگر 
صادقانه دراز کنند و به تن واحد وحزب بزرگ وسراسری جدیدی تبدیل گردند که 
میتواند مایه ً امیدوباوربرای همه تحول پسندان وعدالتخواهان وطن وضامن 
برگشت صلح ، امنییت ودفع وطرد هر نوع مداخلهً نیروهای ارتجاعی منطقه و 
ختم سیطره جویی نیروهای طماع بین المللی گردد وبرای تحقق این اهداف 
بزرگ ،ملیونها انسان زحمتکش ومنتظر وطن را دورهم جمع کند تا افقانستان 
آزاد ، دموکراتیک ، سربلند وبدون جنگ وبی امنییتی به همت مردم آن ومبارزه 
مشترک همه صاحبان وجدانهای ملی واهداف ترقیخواهانه، دوباره به پا بایستد 
ودربین ملل آزاد جهان قد خود را راست کند.. 

ترک مخاصمتهای شخصی ، نقطهً پایان گذاشتن به فرکسیون بازیها ، پناه 
نگرفتن درعقب قبور رهبران دیروزبرای تحقق اهداف شخصی وتشکیلاتی ، مواضع 
فکری واهداف قابل حرمت دیروز وامروز را بمثابهً  « گوشت دَ م ِ توپ) 
استفاده نکردن ، افتخارات بزرگ دیروز را برای خشنودی هرکس وناکس تخریب 
نکردن ، نه چسپیدن به واژه بازیهای سیاسی وعدم تجارت با آنها ، بیرون شدن 
ازعقب دیوارها وبلنداژهای مخفی تشکیلاتی وتبلیغاتی، درک مسوولیت های 
خطیرمرحله کنونی مبارزه درساحهً ملی وجهانی وبالاخره مشت واحد شدن ومرهم 
گذاری برزخمهای متعدد مردم وطن وحرمتگذاری به صدها هزارجسم خون چکان مردم 
ما که کمترازریختن خون بیگناهان غزهً قهرمان وفلسطین مظلوم به دست 
دژخیمان اسراییلی وحامیان خیانت پییشهً جهانی آن قربانی نداده ایم  ، همه 
درتوان زنان ومردان مبارز وفداکار رفیق وهمراه ما  میباشد که باید هرچه 
زودتر به وضعیت بالفعل تغییر شکل دهد، فعال گردد ووارد عرصه شود. 

ازآنجاییکه هرنهاد سیاسی واجتماعی وهرملت وقوم زنده افتخارات گذشته 
واهداف جدید  وزمانی دارد؛ نمیتوان زنده گی وبقا را قربان آنچه گذشته است 
نمود ومطابق دیروز زنده گی وفکرکرد .وظیفه آنست که تمام داشته ها 
وافتخارات دیروز از جمله عشق ومحبت های عقیدتی ، سیاسی ،تشکیلاتی وانهماک 
ومحبت نسبت به پیشقراولان عرصهً مبارزه ورهبران به ابدیت پیوسته راباید 
برای تدارک شرایط بهتر مبارزه وحدت رزمی و ساختن زنده گی آبرومند به مردم 
وخود بکارگرفت؛ نه آنکه باتوتم بازیهای قدیمی وجدید مذهب سیاسی جدیدی را 
به وجود آوریم که درنهایت به ( صوفییزم ) وفنا شدن درحلقه بازیهای 
تشکیلاتی ( خانه قاهی)منجرگردد . 

بنا ً ، ازهمه رفقای عزیز ومبارز ومتعلق به احزاب،گروه ها ، فرکسیونها 
وحلقات ومدافعین شخصی وسیاسی رهبران وپیش کسوتان دیروز وامروز تقاضا 
میکنیم که : بنابر ارجحیت داشتن منافع توده های زحمتکش ودرحاشیه قرارداده 
شده به وسیلهً مستکبرین داخلی وخارجی ،باغلبه برهرنوع دید وموضع ضییق 
فکری وتشکیلاتی ، بادرنظرداشت عمق بینش وافتخارات طولانی مبارزه ً شان ، 
دورهم جمع شوند و باترک هر نوع مخاصمتهای ( بجا«!») وبیجا اساسگذار طرح 
نوین ، حزب بزرگ و جبههً وسیع کلیه نیروهای صلحدوست ، مترقی ودموکرات 
عدالتخواه وطن شوند. ما، یقین کامل داریم که این توان ،آرزومندی واستعداد 
دروجود هرکدام شما رفقای عزیز وجود دارد. لطفا ً،  بنام دردها ورنجهای 
بیکران زحمتکشان وطن ، باهم نزدیک شوید وباعث غرور وافتخار ومایه 
ًامیدواری رفقا ومدافعین تان شوید . درغیرآن روزی فراخواهد رسید که کلیه 
فرصت ازدست داده گان ،سهل انگاران وبرباد دهنده گان لحظات طلایی وسرنوشت 
ساز درحیات سیاسی مردم وجنبشهای مترقی ازطرف توده های غرق


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 1:13 موضوع | لینک ثابت


آنچه درمورد جلسهً هالند ( 28 دسامبر) حقیقت دارد وقابل گفتن است!!!

دراین مورد که سالهای اخیر فعالیت های سیاسی مجموع رفقای ما وسایرنیروهای 
ترقیخواه وحتی  حلقات عقب گرای وطن ما ، پراز فراز ونشیبها ومشکلات 
فراوان بوده است ، مجالی برای عدم قناعت و فهم مشترک وجود ندارد. 
 اما،دربارهً جنجالها و تلاشهای جمعی وفردی سا حهً کار واقدامات سیاسی – 
تشکیلاتی تواًم با شکست وریختها ، کشیده گیها، رقابتها واختلافات شخصی 
غیررفیقانهً  حلقات جدیدا ً در( بالا ) قرارگرفته که متاسفانه به سان 
گذشته های پرازخاطرات تلخ وشیرین ، تعدادی از رفقای همیشه صادق 
وخوشباوررا بادادن شعار های رنگه وفریبنده باخود درمیدان معرکه های شخصی 
وامتیازگیری کشانیده  اند؛ باید گفته شود که این رقابتها وعداوت های 
غیرطبیعی آنها به حدی از رشد نامطلوب وغیر مفید به حال رفقا و منافع 
زحمتکشان وطن برخوردار گردید که دریک ساحهً بزرگ ، دارای قباله وسند ولی 
خراب شده ، ده ها خانهً خودسر وزور آباد اعمار شد وبالاثرآن برادران 
وخواهران  واعضای یک فامیل   به همسایه گان غیر دلسوز وحتی دشمن بایکدیگر 
مبدل گردیدند . متا ًسفانه ، کسا نی بودند وهنوز هستند که درتعمیق این 
چند پارچه گی کوشش میکنند ؛منفعت دارند وبا ظواهر فریبندهً وحدت طلبی از 
هر نام ، شخصیت ، امکان ومجالی برای مطرح بودن غیر قانونی خودشان ، 
استفاده می برند ومنافع وآرمانهای بزرگ یک نیروی عظیم فکری عاشق سعادت 
مردم وسربلندی وطن  را فدای آذ وحرص شخصی شان ساختند ومیسازند. 
خوشبختانه، تلاشهای مجموعی  رفقا درسالهای اخیر، بشارت دهندهً تغییر کلی 
اوضاع به سوی بهتر شدن بوده وهزاران رفیق بااحساس از کلیه قدمه های سیاسی 
وتشکیلاتی دیروز وامروز ، بادرک  مسوولیت های تاریخی،  خطیر بودن اوضاع 
داخل وطن درکلیه ساحات ونحوهً فعالیت های سیاسی وتشکیلاتی همرزمان شان ، 
طوری باهم به صورت خود جوش،صادقانه وصمیمانه نزدیک وهمصدا گردیده اند که 
گویی همه اعلام نافرمانی ازقید اسارت محابس تنگ وتاریک فرکسیونبازی 
ودساتیر بی مورد فرماندهان یکه تاز کرده ودیوارهای اختلافات وعداوت های 
بی لزوم دشمن ساز ومردم سوز را با ( قهروعصیان غیر قابل مهار ) چپه نموده 
ومیخواهند وحدت خودرا بهر قیمت که تمام شود ،صرفنظر ازاینکه کدام آدم 
وشخصیت کلیدی دیروز ودرنوبت قرار گرفته ً امروز خوش میشود ویا به هدف 
ومراد نمیرسد؛  تاًمین 
 کنند وبه سخنان واوامر خرافی ضد وحدت ومخالف باساختن حزب واحد مدافع 
زحمتکشان وطن ،حزب خواهان همکاری با کلیه نیروهای عدالتخواه جامعه وغیر 
معامله گر با ترقی وخوشبختی وطن ومردم ما، گوش ندهند ووقع نگذارند؛ 
ولواین نغمه های تکراری ازطرف هر کسی (؟)سرداده شود. 
همه شاهد آن هستیم که تقارب وطنپرستانه ورفیقانهً رهبران احزاب متحد ملی 
ونهضت فراگیر ترقی و دموکراسی افغانستان وامضای سند رسمی برای آغاز 
گفتگوهای وحدت به وسیلهً رفقا: شیرمحمد بزگر ونورالحق علومی ،جان تازه 
ًبه تلاشها ی وحدت طلبانه  ًرفقا داد وموج جدیدی از امید واطمینان ،بعد 
امضای سند که ازحمایت بی دریغ اکثریت قاطع رفقا درداخل وطن وکادرها 
واعضای حزب دربیرون از میهن برخوردارگردید . دراروپا وسایر مناطق نیز موج 
وحدت خواهی وخاتمه دادن به رجز خوانیهای غیر رفیقانه،بعد امضای سند 
اشتراک عمل سیاسی وگرم شدن روابط بین شوراهای اروپایی این دو حزب ازاثر 
امضای سند توافق وتقارب به وسیلهً مسوولین شوراهای اروپایی دوحزب باهم 
برادر، به قوت یافت که اگر باهمان شور واحساس اولی ادامه یابد ،نتایج 
خیلی خوب وپرثمری را  ببارخواهد آورد وما از بزرگترین مشکل دیرینه وتوان 
فرسود ، رهایی خواهیم یافت. 
دراین مورد باید اضافه گردد که هررفیق با احساس ،واقعا ً مردم دوست 
وخواهان تا ًمین عدل وبرابری برای همهً مردم وبی نیاز ی ورسته گاری برای 
زحمت کشان وطن ونجات زادگاه مشترک مان از کلیه  (بلا )های موجود، باید 
تمام نیرو وامکان شان را برای نه تنها برای فعال ساختن بیشتر پروسهً وحدت 
بلکه برای پیروزی حتمی ونهایی آن به کارببرند وخسته گی وماًیوسیت را که 
هدف فرصت طلبان طماع ودشمنان دور ونزدیک ( علنی ومخفی )این امربزرگ 
واکیدا ًسرنوشت ساز میباشد ؛ به خود راه ندهند. 
اکنون که تعداد زیادی ازرفقای بیزارازفرکسیون بازی ، محفل پرستی وخواهان 
برچیده شدن دایمی تمام دکانک های سیاسی ، باتمام احساس مسوولیت به پا 
خاسته اند ومیخواهند بهتر از گذشته ها یکپارچه وآگاهانه متحد گردند؛ باید 
این قیام وحدت طلبانه را به پیروزی وموفقیت نهایی برسانیم؛ یکدیگر خودرا 
باردیگرپیدا کنیم وبا محبت ودوستی همدیگر را درآغوش بکشیم وبه جداییها 
وچند رنگیهای ضررآفرین نقطهً پایان بگذاریم  . 
واما دربارهً جلسهً 28 دسامبر درشهر آرنهم هالند : 
تذکر کوتاه: ( من هرگز مفید نمیدانم که درمورد اینکه «کیها چوکیهارا 
چید ، عکس آورد وآنرا آویزان کرد » وکیها( چه وقت داخل تالارشدند وبرسم 
جلسات حزب حاکم حتی درکشورمحل زنده گی شان در حالی که مهمان دار نیز 
بودند؛ برخلاف عادی ترین نورم های قبول شدهً سیاسی ، خودرا درصف اول  (که 
برای خودآنرا قبلا ًریزرف کرده بودند وبرای شان حکم هیئت رییسهً جلسه را 
دارد ؛ جامیدهند ویا چندین باردرجریان جلسه،برای نوشیدن چای داغ ویا آب 
سرد به فروشگاه واقع شده دردهلیز میروند و( سُرسُر وپُس پُس) فرکسیونی 
میکنند؛ نسبت بی لزوم بودن این موارد بحث  کنم) . 
ازآنجایی که یک سایت جانب دار، تمام مطالب ارایه شده به وسیله افراد 
وشخصیت های خاص وطرف حرمت خودرا نشر نموده است؛ لازم نمیدانم که درمورد 
مسایل توضیح شده ونشریافته ، چیزی بنویسم زیرا، نوشتن یک راپورتاژ وگزارش 
(سیاسی – حزبی ) نسبت به نوشتن وبرجسته ساختن کار های خیلی عادی مثل 
( آوردن عکس وتسلیم کردن آن به فلان رفیق  ) ورویدادهای خورد وبزرگ به 
شمول تعداد سرفه وعطسه وسایر کارهای تدارکاتی وعادی جلسه ، باید فرق 
داشته باشد. من به این عقیده هستم که هر حزبی با احساس ووحدتخواه ، 
برمواردی درنوشته وگزارش خود باید تکیه کند که خواندن 
آن بدون شک درارتقای سطح امید وباورخواننده ،خاصتا ًرفقای منتظرشنیدن 
موفقیت گفتگوهای وحدت مجدد مان،نقش اثرمند خودرا ایفا نماید. ) 

آنچه را ازجریان جلسهً آرنهم هالند که به تاریخ ( 28 دسامبر ) دایر 
گردید ، برای نوشتن وبه اطلاع رفقا وخواننده گان محترم رسانیدن ، مفید 
میدانم اینست که  : 

اول : 
جلسهً هالند زیر عنوان بزرگداشت از( 80  مین سالگرد تولد زنده یاد ببرک 
کارمل، رهبر فقید حزبی ودولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان ) ازقبل 
سازماندهی وپلانگذاری نشده بود. این جلسه درابتدا برای حمایت،تحکیم 
وتقویهً تلاشهای وحدت طلبانه ًحزبی( بین کمیته های مرکزی دوحزب شامل 
پروسهً فعلی وحدت وشورا های اروپایی) آنها درنظر گرفته شده بود تا رفقا 
وشخصیت های مهم ، کلیدی واثر گذاررفیق بتوانند درفضای آزاد وتساوی حقوق ، 
نظریات ونقاط نظرسالم وسودمند شان را برای غنامند شدن وبه موًفقیت 
انجامیدن این امر بزرگ وطرف ضرورت جدی فعالیتهای وطن پرستانه،ابراز 
نمایند وخود این شخصیت ها ونماینده گان صاحب صلاحیت همه احزاب وحلقات 
حزبی علاقه مند تحقق وحدت مجدد رفقا،عملا ً شامل پروسهً مذاکرات وفعالیت 
شوند . 
دوم : 
   وقتی خبرهای درمورد فعالیت چند نفرضد وحدت دربعضی از کشورها ودربین 
تعدادی ازحلقات شنیده وتبادله میگردید ،تعدادی ازرفقا درمورد به کار بردن 
تعلل وفعالیتهای بهانه گیرانهً این افراد صحبت کرده وتقاضا داشتند تا بهر 
وسیله ایکه امکان دارد باید جلو سبوتاژ های ضد شکل گیری وحدت مجدد رفقا 
گرفته شود. ازینرو ، مسالهً دعوت جلسهً وسیع حمایت از وحدت ، گزارش چگونه 
گی پیشرفت پروسهً مذاکرات بین ( ن ف ت   و   د  ا   و   ح م م ا  ) از 
طرف مسوولین این دوحزب به جلسه و گوش دادن به نظریات و پیشنهادات سازنده 
ً سایر رفقا ، شاید دردستور کار شوراهای اروپایی دوحزب قرار گرفته باشد 
تا آنکه روز موعود فرارسید وجلسه دایر شد . 
سوم : 
 از آنجاییکه مدتی قبل دعوتی ازطرف تعدادی از رفقا وعلاقه مندان زنده یاد 
رفیق ببرک کارمل ، 
 ، برای تجلیل از 80مین سالگرد تولد ایشان  درسایت( اصالت )نشر شده 
وپیامهای زیادی نیز به همین مناسبت از طرف  رفقا درسایت مذکور به نشر 
رسیده بود ؛ رفقا ی شوراهای اروپایی دوحزب شامل مذاکره ، ابتکار را به 
دست گرفته وخود درتجلیل این روز اقدام کردند .درحالیکه در طول ( 12 ) سال 
گذشته ، ازطرف هیچ گر وه وحلقه وحتی آنانیکه درهرپراگراف بیانیهً(!) شان 
برای طرف استقبال قرارگرفتن سخنان خود شان، نام آن رهبر فقید را ذکر 
میکنند ؛ هیچ اقدامی درتجلیل از شخصیت ، کارنامه ها ، 
   بزرگداشت روز تولد وسوگواری به مناسبت روز مرگ آن زنده یاد وسایر 
رهبران حزبی مان صورت نگرفته بود؛ به یکباره گی درفکر تجلیل از( 80 مین ) 
سال تولد ایشان شدند وبا تمام سرعت این وظیفه 
 را انجام دادند. 

بهر صورت وروی هرهدفی که سازمان دهنده گان این جلسه درنظر داشتند، تدویر 
این محفل که شرکت تعداد وسیعی از رفقا به آن گرمی بخشیده ودرشکوهمندی آن 
نقش اساسی داشت ، خود یک اقدام نیک وعامل جوشش وتقارب رفیقانه بین گروه 
ها ورفقای متفرق شده گردید وصاحبان برداشت های تقریبا ً متفاوت سیاسی 
وسازمانی را درزیر یک سقف متحد ساخت . درآن جلسه اگر با دلسوزی،گذشت وعدم 
بهانه جویی برخورد می شد؛ دستآورد بزرگی نصیب وحدت طلبان راستین حزب 
میگردید . 
چهارم : 
درجریان گفت وشنودهای شخصی با تعدادی از رفقا درآن روز وآن محل ،تعدادی 
مرا متوجه ساختند که بامطرح شدن سالگرد تولد رهبر ِزنده یاد،تعدادی 
ازفعالان سیاسی عقب پرده خواستند تا ازشکوهمندی پرجاذبه بودن شور وهلهلهً 
وحدت طلبی کم کنند وبا پیش کشیدن این مراسم که کمتر کسی میتوانست با آن 
به مخالفت برخیزد با یک تیر چند هدف عمده را مورد اصابت کار قرار دادند 
وخودشان نیز که سالها درمخالفت با آن رهبر زنده یاد درعمل به تیم های 
داخلی وخارجی مخالف ، مصدرخدمات شایسته شده بودند؛ برای شان درمحفل جای 
پای پیدا کنند وبه اصطلاح وطنی : (تـَرسَکِ) شان بپرد . 
آنهاییکه درمورد همراهی (50) سالهً آنها بازنده یاد ببرک کارمل 
درارگانهای نشراتی شخصی شان قلم فرسایی میگردد ، اخلاقا ًوظیفه داشتند تا 
خاطرات ،برداشتها ، آموزه ها وطرف لطف ،مرحمت واعتماد  قرار گرفتن های 
سیاسی – تشکیلاتی( حزبی ودولتی )را ازصاحبِ مناسبت و خاصتا ً درحق خودشان 
اظهار واعتراف میکردند وبا یک اقدام ( جسورانهً سیاسی ) خودرا به خاطر 
بیوفاییهای متعدد ،اند کی انتقاد مینمودند، وازاینکه نتوانسته بودند که 
به رهبر وولینعمت شان باثرعدم همراهی درروزهای تلخ ودشوار( تشدید مداخلات 
ارتجاع سیاه ونظامی پاکستان، ،بنیادگرایان ایران و عرب ، غرب(دموکرات!) 
ورهبران فاسد شوروی وقت)  دست یاری دراز کنند وبه ده هاهزارازبهترین 
فرزندان فداکار حزب و دولت آن وقت به خاطر حمایت ازرهبرمظلوم واقع 
شده،جزاهای حزبی واداری داده وصدها تن را ازکار اخراج ویا به دوردست ترین 
نقاط سرحدی وجنگی بی برگشت اعزام نموده بودند  ،ازرفقای شان ، از فرزندان 
کم  توقع آن حزبی که درحق آن وملیونها زحمتکش مدافع آن ، جفا وناوا بکار 
گرفته شد ؛ صادقانه معذرت میخواستند و طرف عفو قرار میگرفتند 
ودرگردهمآییهای بعدی ، نه باسرهای افتیده بر روی شانه ها ونه با رنگهای 
پریدهً ناشی ازترس که مبادا (فلان وفلان ،مطالب خطرناکی را مطرح  کنند ) 
(!) ، بلکه بالبان دارای حد اقل تبسم واطمینان درجلسات وجروبحثها اشتراک 
فعال میکردند .حیف که هرفرصت مناسب را درهر مورد وزمینه، ازدست 
میدهند.ایکاش این پیش کسوتان نادم (!) ازکارمل ستیزی یا این عاملین داخلی 
تغییرات که بعدا ً باعث سقوط دراماتیک حاکمیت گردید خود عامل دگرگونی 
شرایط  واداره ایکه خود بعد سال 1365 دربه وجود آوردن آن نقش 
داشتند ،فعالیت نمیکردند ووسیلهً تضعیف اداره وبراندازی سیستم نمیشدند . 
پنجم : 
درجلسهً(28 دسامبر) هالند انتظار میرفت که یکی از رفقای محترم رهبری سابق 
که بیشتر مورد رکلام نیزقرارمیگییرد ، به نماینده گی ازسایرشخصیتهای 
همطرازشان به فریادها وتقاضا های مکرراکثریت  قاطع رفقا مبنی برهمنواشدن 
علنی وعملی ایشان با پروسهً وحدت وتلاش برای به موًفقیت انجامیدن این 
اقدام مسوولانهً حلقات رهبری کنندهً نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی و حزب 
متحد ملی افغانستان صحبت نموده واعلامیه ایرا دراین مورد به خوانش بگیرد. 
اما ،باکمال تا ًسف که درمورد حمایت از وحدت ونه درمورد مناسبت جاگزین 
شدهً تجلیل وحمایت از وحدت طرف انتظار رفقا ،نه صحبت شفاهی ای صورت گرفت 
ونه اعلامیه ای صادرکردند . 
شـشم : 
آیا ، نباید سوال کرد وپرسید که اگر هدف رفقای محترم سازمان دهندهً 
جلسه ، گرامیداشت از(80مین) سالگرد تولد کارمل زنده یاد بود ، چرا این 
جلسه را محدود به اعضای دوحزب درحال مذاکرهً وحدت ساختند وزمینه را برای 
اشتراک چندین حزب ،گروه ،حلقه وشخصیتهای آزاد اندیش حزبی مدافع حزب 
ورهبران آن ازجمله شادروان رفیق ببرک کارمل ، جدا ً محدود نموده وازشخصیت 
هاییکه باید دعوت می شدند ، تقاضا صورت نگرفت که درآن جلسه ً باشکوه که 
بدون شک میتوانست زمینهً خوبی برای یک دیدار مجدد رفیقانه وسرآغاز 
دیالوگهای بعدی کاری وسیاسی بین آنها وسایر رفقا باشد ،اشتراک کنند 
ودراین موارد ابراز نظر نمایند . 
هفـتم : 
وقتی ازطریق تیلفون وبعدا ًدرحاشیه ً آن جلسه ازیکی دونفر ازرفقا درمورد 
تدویرعاجل محفل تجلیل از 
(80 مین ) سالگرد تولد زنده یاد رفیق ببرک کارمل ازطرف رفقا سوال کردم ؛ 
بمن گفته شد که یکی دونفر خاص ، خواستند درضمن بهره برداری تبلیغاتی به 
نفع خودشان ، جلب توجه رفقا واعضای خانوادهً فقید ببرک کارمل، یکی ازطرف 
های وحدت را غافلگیر ساخته وآنهارا ازاین طریق درناگزیری قرار دهند تابا 
صرفنظر کردن از گرامیداشت این مناسبت نسبت ناگزیری هاییکه پلان سازان در 
آن مورد فکر میکردند وامید بسته بودند ؛اعتبار شان را نزد رفقا ازدست 
بدهندوبه این وسیله فرصت مناسبی(!؟) برای خنثی شدن تلاش های وحدت طلبانه، 
مهیا گردد. آنها ، نمیدانستند که دراین چال خودشان گیر مانده وبا اصطلاح 
بازیکنان  ( شطرنج ) دراین بازی ومحاسبهً غلط  مات میشوند . 
هشـتم : 
چقدر بجا بود که  محفل گرامی داشت سالگرد تولد (شـشم جنوری) رهبر فقید که 
هیچگاه نه خودشان علاقه مند تجلیل آن بودند ودرذهن وروان رفقا درطول 
سالهای متمادی این مناسبت، بازهم بنابر عدم علاقه مندی خود زنده یاد رفیق 
کارمل خطورنکرده بود ؛ به محفل نه تنها تا ًمین وحدت دوبارهً حزب بلکه به 
محفل تجلیل حزب واحد ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) که به تاریخ اول 
جنوری2009  م (44 ) سال تمام ازاولین کنگرهً بنیان گذاری آن گذشت ،مبدل 
وارتقا می یافت وجوش وخروش وحدت طلبی به واقعیت انکار ناپذیر مبدل می شد 
وتحفهً گرانقدری به تمام رهبران ،کادرها وده ها هزارفرزند شهید وبه ابدیت 
پیوستهً حزب وحاکمیت زحمتکشان وکلیه قربانیان وهمچنان برای همه رزمنده 
گان موجود وفعال ضدظلم وظلمت  که خواهان دگرگونیهای عمیق فرهنگی، اجتماعی 
وسیاسی به نفع اکثریت زحمتکش جامعه بوده اند ومیباشند ؛ تقدیم میگردید 
وروح رفته گان وقلوب زنده ها را آرامش می بخشید . 

نهـم : 
درحالیکه ارسال پیام ازطرف رفیق محترم سلطانعلی (کشتمند) را به مناسبت 
( 80 مین ) سالگرد تولد 
 کارمل به ابدیت پیوسته مفید میدانیم ولی به این عقیده نیز هستیم که حضور 
فزیکی خودشان وحتی ابراز نظر چند جملهً کوتاه شفاهی ایشان دراین موارد 
بمراتب مفید تر تمام میگردد . لذا، ازتمام رفقای محترم حلقهً رهبری دیروز 
حزبی تقاضا میکنیم که درانتظار رسیدن دعوتنامه ها وفرصت دادنها نباشند 
وبا کل جرا ًت درمحافل ومناسبت های غیر محدود تشکیلاتی اشتراک نمایند 
وتعداد سوالها را درمورد خودشان ، نسبت عدم حضور یابیهای دایمی 
وفعالیتهای مشهود سیاسی درنزد کادرها ومردم به حد اقل برسانند. 
دهـم : 
حضور کم رنگ زنان مبارز، خاصتا ً مبارز زنان نامدار حزب ونهضت زنان 
افغانستان ونسل اول زنان 
آزاده وترس ناشنا س که پیشکسوتان اصلی رزم  و پیکار زنان در راه آزادی ، 
عدالت وتا ًمین حقوق مساوی زنان بامردان وعدالت ومساوات درجامعه برای همه 
ً مردم میباشند ؛ دراین محفل شکوهمند نیز به سان محافل قبلی کم رنگ بود 
واز نخبه گان نهضت زنان که به سان جوانان کم پیدا دراین نوع محافل ، یکی 
ازبدنه های اصلی حزب ما ودرمجموع جامعه ً مان را تشکیل میدهند ، خبری 
نبود. این نقیصه را باید درگردهمآ یی های بعدی ازطریق اخذ تدابیر فعال 
وپلان شده با احساس مسوولیت ودوری از تعصبات شخصی وفرکسیونی ، حل کنیم 
ودرصدد آن برآییم که زنان حق مدیریت وگرداننده گی محافل مارا به اساس 
صلاحیت وحقوق طبیعی شان پیدا کنند . 
درطول سالهای بعد سقوط وسرگردانی ودرکلیه جلسات  اروپایی فقط این 
( مردها) اند که رییس جلسات ،پیش کسوت درمبارزه وتصمیم گیرنده گان درکلیه 
امورند . ما، درفکر این ابدا ً نیستیم که گرداننده گی  دریک محفل نه تنها 
استعداد درسخنوری وبُعد معلوماتی میخواهد بلکه به حنجرهً خوب وصدای صاف 
وواضح نیز ضرورت دارد .ما ، فکر میکنیم که ریاست جلسه یک امتیاز است 
وباید حتما ًآنرا ازدست ندهیم ؛ اگرچه اکثریت شرکت کننده ها تمام مطالب 
طولانی وتکراری ایراکه ما به بیرون پرتاب میکنیم، نفهمند. 
یازدهـم : 
 میخواهم ابراز، نظر نمایم که اشتراک دسته جمعی ویا اکثریت رفقای رهبری 
دیروز، درمحافل میتواند این درک وباورمارا تقویه کند که پیشکسوتان به پیش 
میروندو به عقب ، به دیروز پرازاختلافات وکشیده گیهای فرکسیونی وآزرده 
گیهای رقابتی شخصی ، قومی ،حزبی واداری برنمی  گردند .اشتراک این رفقا 
وملموس بودن فعالیتهای متحدانهً شان ، القا ً کنندهً این امر نیز میتواند 
باشد که این رفقای محترم که زحمات فراوانی را دراه آزادی ،دموکراسی 
وعدالت برای همهً انسانهای وطن ما وجامعهً بشری متحمل گردیده اند ،اولا 
ًدیوارهای تعصب وافتراقی راکه دربین خود آنها وجود دارد چپه کرده اند 
ودرمرمت وبا زسازی خانهً مشترک که به دست بزرگترهای خانواده خراب وویران 
گردیده است ، با سایر لشکریان راه فداکاری وایثار به خاطرمردم ووطن ، 
فعالانه بذل مساعی به خرچ میدهند. امید است ،روزی فرابرسد که آنها نیز 
دست به دست هم داده به سان اعضای دوحزب درحال وحدت و ادغام تشکیلاتی ، 
داخل تالار شوند وطرف استقبال رفقای شان قرار گیرند.! 

 دریک مثل پشتوگفته میشود   : (  د ځان اصلاح کول د نورو اصلاح کول دی ) 
ادامه دارد  . . . (بحث روی جریان جلسه ، ابراز نظر درموردسخنرانیها 
وفیصله نامه درنوشتهً بعدی ) 

  با درودهای رفیقانه :    جلیل پرشور 


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 0:50 موضوع | لینک ثابت


ارزش رای دهی آزاد ومخفی درامر تحكيم دموكراسی و سرنوشت رای دهنده گان


 اكنون ، دموكراسی  به وسيلهً قدرتها ونظامهای حاكم برسرنوشت بشريت ، به 
اساس منافع وديدگاه های سياسی ومذهبی آنها ، تعريف ها وتوجيهات  رنگانگ 
پيدا كرده است . با اينكه دموكراسی نيازديرينهً جامعهً بشری ومحصول 
مبارزات طولانی توام با قربانيها وفداكاريهای همه انسانهای آزاديخواه 
ميباشد وتلاشهای فراوانی برای تعريف، بيان اهداف وكسب قناعت مردمان جهان 
برای مبارزه غرض تحقق وحمايت ازآن  صورت گرفته است ؛ باكمال تا ًسف كه 
اين دستآوردبزرگ درزادگاه ومراكز عمده ومحل صدور آن  از لحاظ عملی 
ودربعضی كشورهای ديگركه اصول دولت مداری وحكومتهای شان بر اساسات 
دموكراسی بنايافته است ؛ تعبييرهای جديد پيدا كرده و بنام پيروزی آن 
برنظام  های  استبدادی خود زير پا شده ومتاسفانه  همين اهداف نيك وانسانی 
دموكراسی ، خود وسيلهً تجاوز قدرتمندان وجهان كشايان نيازمند به موادخام 
كشورهای فقيرقرار ميگييرد .  كشورهای حامی دموكراسی دربسياری موارد عليه 
دموكراتان سركش ازقاعدهً   (تك اربابی ) حمله ميكنند ودشمنان دموكراسی 
وحتا بنياد گراها ونيروهای فرهنگ ستيز را كه مخالف منافع ابرقدرتها 
نيستند وبه هر قيمت ميخواهند درراًس قدرت دولتی ورسيدن به ثروت برسند وبا 
هرمعامله گری موافقت ميكنند؛ ازطريق كودتا ها، براه انداختن جنگهای 
داخلی ، شورشها ومداخلات نظامی به قدرت رسانيده وميرسانند . دراين مورد 
ميتوان از نمونه های اندونيزيای بعد سوكارنو ، مصر، كانگو ، عراق ، 
افغانستان وده ها كشور ديگر نام برد . 
پس ميبينيم كه دموكراسی نه تنهادر كشورها ی گويا دموكرات و مبلغين  انسان 
سالاری ، بلكه دربين  احزاب وگروه  های مدعی ترقی خواهی ودارای اهداف 
دموكراتيك نيز با مشكلات مواجه بوده وعمدا ً زير پا ی خود دموكراتان (!) 
ويا مدعيان دموكراسی درجهان روبه انكشاف ،خورد وخمير ميگردد.ازينرو، برای 
احزاب وگروه های دموكراتيك وطن ما لازم است كه صرف به مبلغين بيعمل 
دموكراسی مبدل ومشهور نگردند، بلكه درعمل خود واحزاب شان را دموكرات 
بسازند. 
همه ميدانيم كه دموكراسی ومشاركت همه گانی اعضای يك حزب با صدور فرامين 
وهدايات رنگ خودرا باخته است . امروز عادی ترين شهروند يك كشورو اعضای يك 
حزب  ونهاد سياسی واجتماعی ، ميخواهد دركليدی ترين مسايل وطن وسازمان 
مربوطه اش ابراز نظر كند ومشاركت عملی داشته باشد . ازين رو ، ما به 
مراحلی از مبارزه وفعاليت سياسی وتقاضای دريافت حقوق شهروندی برای تمام 
آحاد مردم رسيده ايم كه نميتوانيم تبليغات ميان خالی  وهدايات خشك مراكز 
تصميم گيری غير دموكراتيك را تحمل كنيم . فرامين ودساتير دولتی وسياسيون 
بی عمل اثرمندی خودرا دربين مردم ازدست داده است. 
بنا ً ، اين بحث دموكراسی ستيزی وپامال شدن ابتدايی ترين حقوق 
دموكراتيك ، امتيازات شهروندی،آزایهای فرد ی واجتماعی  مردم ، تحمل نكردن 
عقايد وانديشه های سالم ملی وترقيخواهانهً هموطنان وفرهنگ ستيزی و نفرت 
آفرينی  دربرابر زبانها وفرهنگهای هموطنان را آنهم ازطرف مسوولين فرهنگ 
ونظام  وبعضی از سياست مداران، مورد بررسی قرار ميدهيم  . لازم به ياد 
آوريست كه اين بحث كوتاه وضروری را درشرايطی مطرح ميكنيم كه نسبت به هر 
وقت ديگر ضرورت شكل گيری اتحاد تمام نيروهای دموكرات به يك امر حياتی 
مبدل گرديده است. 
آزآنجاييكه ، در سال آينده ، اگر اوضاع سياسی – نظامی وطن بدتر ازين نشود 
وپلان كشورهای حامی حاكميت تغييرمنفی نكند  ، قرار است كه انتخابات رياست 
جمهوری وبعدا ً شوراهای ولايتی و به تعقيب آن انتخابات شورای ملی 
وشوراهای ولسواليها ، يكی ازپی ديگربرگزارگردد. حال كه دربرابر اين 
رويداد های مهم قرار داريم،بايد به اين موارد توجه جدی نماييم وبه اصطلاح 
وطنی (ناچاپ) وارد ميدان نگرديم. اين اهداف را به چند بخش بايد تقسيم 
كرد. 
اول : درمورد رفقا وهمسنگران قبلی وجديد ما  : 
ما، بايد هرچه زودتروبا تمام صداقت، دورانديشی  ،احساس مسووليت ،خودگذری 
وناديده گرفتن تمام موارد منافع شخصی ،فركسيونی ،قومی ورفاقت بازيهای 
شخصی ،درامر به موًفقيت انجاميدن وحدت احزاب ( متحد ملی ونهضت فراگير 
ترقی ودموكراسی افغانستان ) همه امكانات خودرا مبذول بداريم. درقدم بعدی 
بايد برای گفتگو با تمام  رفقا، احزاب ، گروه ها ، حلقات وشخصيت های حزبی 
ديروز ( اينكه طرفدار كدام رهبر بودند ويا هستند ، اينكه دردوره های چند 
گانه مخفی ومخفی كاری وبعد سقوط حاكميت با كدام جناح وشخصيت  مطرح قبلی 
وبعدی ارتباط داشتند وصرف نظر ازاينكه چه گفته وچه نوشته  اند  ؛ اگر 
ميخواهد با رفقا يكجاباشند ومبارزه ً مشترك نمايند ؛ تلاش كنيم و به سراغ 
ايشان برويم وآنها را با كل احترام در پروسهً وحدت مشاركت تواًم با 
احترام وحقوق مساوی بدهيم . بمعنی خاص تر  بايد ( اولا ً آشتی واقعی بين 
رفقای ما صورت گيرد). اين تهداب وحدت بدون شك ،ساختمان افغانستان 
دموكراتيك ومترقيست. 
به ما لازم واكيدا ً مفيد است كه به گفتگوهای وحدت مجدد ،سرعت قانونمند 
ببخشيم وزمينه ً رفتن به سوی كنگرهً وحدت راكه سالهاست درانتظار آن هستيم 
وروز شماری ميكنيم، طوری آماده سازيم كه جای گروه ها وشخصيت های شايسته ً 
آن گردهم آيی تاريخی وسرنوشت ساز درزير سقف ودرتصميم گيری های آن خالی 
نباشد. اين كنگرهً پيشنهادی وطرف انتظار رفقا ، بايد از لحاظ شكل و محتوا 
وكليه اجراات ، عالی ترين نورم واصول دموكراسی را مراعات نموده وبهترين 
زمينه رابرای ابراز نظر های كاملا ً آزاد واخذ تصاميم سالم وضروری ازطريق 
عمليهً شفاف ودارای كمترين عيب   نه تنها برای اولين بار درحيات حزبی 
خودمان ، بلكه درسطح وطن ، به نمايش بگذارد وبه درك مردم واحزاب سياسی 
ديگربدهد. 
اگر، رفقای ما درجريان تمام تدابير وعملكردهای سياسی – تشكيلاتی شان غرض 
رسيدن به ساختن حزب واحد، از همين روزهای فعلی تا سرانجام كار ، به جای 
مخفیكاريها ، چشمكزدنهای سياسی هدايات ناسالم ودارای بوی فركسيونی( ا 
زطريق نامه ويا تيلفون) ويا با استفاده ازروابط قومی ،زبانی وپناه گرفتن 
تاكتيكی در عقب قبور رهبران عزيز وفقيد ما برای تخريب وحد رفقا ) بايد 
روحيه رفاقت واعتماد متقابل را پيشه كنند و درحزب آينده از همين اكنون 
برای خود چوكی فرمايش ندهند وهمه امور را به تصميم گيری بهترين رفقای شان 
كه به صورت دموكراتيك حتما ًدركنگرهً وحدت حضور خواهند يافت موكول 
نمايند ، در وجود وحدت ، مبارزهً مشترك واعتماد متقابل سياسی ،ماميتوانيم 
به هرموفقيت  طرف انتظار نايل گرديم ودوام طولانی سياسی وتشكيلاتی داشته 
باشيم. 
دراين زمينه برای ( دموكراتيزه شدن واقعی حيات سياسی وتشكيلاتی حزب مشترك 
درحال شكل گيری مجدد مان ) بايد به طور واضح پيشنهاد وتوجه  رفقا درزمينه 
جلب گردد كه اكنون همهً مردم ميدانند كه دموكراسی صرف بالا كردن دستها 
وانداختن كارت درصندوقها نيست .دموكراسی آنست كه رقابت سالم انتخاباتی 
برای كليه افراديكه ديگران آنها را مطرح ميكنند ويا خود را به يكی از 
مقامات كانيديد ميكنند، طوری ميسر باشد كه هر كانديد خودرا ازگزند هرنوع 
فشار ، تهديد ، نيش زدنها وساير تدابير ناسالم كسانيكه ميخواهند هميشه 
درراس باشند ودربين مردم وصف يا زنده گی نميتوانند ويا بودن درصف را برای 
خود، بی عزتی وحقارت ميدانند وهميشه درپناه تيم فشار زنده گی كرده اند؛ 
درامان ببينند واحساس آرامش كنند. 
برای رسيدن به اين مطلوب آرمانی ،همه افراد عادل وصالح سياسی ، هر 
وطنپرست ، خاصتا ً رفقای عزيز ما وظيفه دارند كه برای به دست آوردن 
موفقيت های جدی درجلسات انتخابی آينده ، بايد جلو فعاليت های فركسيونی ، 
گروپ بازی ،قوم ،سمت وزبان پرستی راگرفته ، تلاش نمايند تا بركيفيت  ، 
توانايی ، صداقت ، ايمان وفداكاری رفقا تكيه شود نه بر درجهً وابسته گی 
واطاعت شان از اين فرد ويا آن گروه وشخصيت  ويا چهره .! اين هدف وقتی 
شكوهمندانه تحقق می يابد كه هر رای دهنده  نيز خودرا مصوون احساس نمايد 
وزير فشار تبليغاتی فريب دهنده قرار نگرفته ويا درگرو وعده های فريبدهً 
باغهای افسانوی ( جابلقايی وجابلسايی)  گير نشده ودرتارهای خامی پيچانيده 
نشوند كه يادآور قصهً (بقه ومورچه) شويم. 
حال كه به بركت حد اقل آزادی بيان وموجوديت فضای نسبتا ًدموكراتيك دربين 
احزاب سياسی وازجمله (احزاب وگروه های رفيق ) امكان اظهارنظرهای موافق 
ومخالف حلقات بالایي به وجود آورده شده است وحتی درداخل وطن علی الرغم 
همه دشواريها، مردم وديگر انديشان تر قيخواه ميتوانند دركليدی ترين مسايل 
ملی وبين المللی ابراز نظر نمايند و در جريان انتخابات  انجمنها واتحاديه 
های مسلكی ،ديگر بدون سنجش دست وانگشت بلند ننموده وسنت های قديمی 
وگذشتهً غير قابل تكرار را مداومت نمی بخشند؛ چه قدر به جا ومفيد خواهد 
بود كه به جای سفارشها وقسم دادنها وقول گرفتن ها ، آنهم در لحظات خاص كه 
احساسات ،حالت برترپيدا ميكند؛ سازمانها وجلسات خورد وبزرگ حزبی ما نه 
تنها بايد واقعا ًدموكراتيك باشد ، بلكه ازطريق عملی ساختن جدی ، هميشه 
گی وكاملا ً شفاف ( رای گيری ورای دهی مخفی ) سرنوشت خود وحزب مان را با 
احساس مسووليت ، آرامش خاطر وحضوروجدانی ، به دستان خود رقم بزنيم وتعين 
كنيم . اين شيوهً كارسالم ودور ازتقلب وتدابير پنهانی وغيرغرض آلود ، نه 
تنهاباعث تقويه ً اعتماد وديسيپلين آگانه ميگردد بلكه هيچ بحران وشكايتی 
را سبب نگرديد ه و آزرده گی يی رابه وجود نخواهد آورد. اين شكل كاردرضمن 
سالم بودن ودموكراتيك بودن ،عواقب بسيارنيكو را دربرخواهد داشت وحد اكثر 
از رنجشها ، كشيده گيهای تشكيلاتی وبروزفركسيونها درآينده جلوگيری 
ميكند . 
معمول ساختن وقانونيت بخشيدن به دموكراسی داخل حزبی وخصوصا ً (   رای د 
هی مخفی  ) بنياد هرحزب وهر دولت را تحكيم ميبخشد واعتماد وباور به خود 
را دروجود هر انسان رشد ميدهد . ما دراين مورد بايد توجه جدی مان را 
ازاين سبب نيز بيشتر معطوف به پياده كردن انتخابات دموكراتيك ورای مخفی 
درحزب خودمان بسازيم ، تانه تنها خود بايد به الگو ی قا بل تمسك به 
ديگران تبديل شويم  ، بلكه ازاين طريق برای عملی شدن انتخابات كاملا ً 
آزاد ، مستقيم و بدون فشاروتقلب كه در آن خريد وفروش آرا و تهديد رای 
دهنده گان از طرف زورمندان وثروتمندان منتفی باشد ،  دروطن زمينه سازی 
نماييم واثرمند واقع شويم . 
اعتقاد جدی وجود دارد كه رای گيری مخفی  درفضای كاملا ً دموكراتيك بدون 
بكاربردن تدابير ( تخريبكارانهً استخباراتی گونه، توذيع پول وخريد آرا 
ويا بكار بردن شيوه های تهديد وفريب ) در حيات سياسی ، آبرمندی وبقای 
دولتها ووحدت احزاب ، نقش بسيار حياتی را ايفا ميكند. رفقای ما نه تنها 
منتظرعملی شدن اين شيوهً سالم درجريان انتخابات ورای گيريهای قريب الوقوع 
دروطن شان هستند ، بلكه برای عملی شدن آن دروطن ودربين حزب خودشان باتمام 
توان مبارزه ميكنند  . 
آيا ، قابل قبول است كه احزابی كه خود به دموكراسی واقعی ، انتخابات 
آزاد ، حقوق برابراعضا ، تعدد كانديد ها وعدم استفاده از وسايل نامشروع 
برای به قدرت رسيدن چهره های مشخص توافق شده درعقب پرده ،اعتقاد نداشته 
ووفادار باقی نماند ؛ حكومتی را مجبور به قبول تمام نورمهای دموكراتيكی 
بسازد كه درلای كتابها ومتن اعلاميه های جهانی از آن تذكر به عمل آمده 
است . لذا، برای تحقق اهداف دموكراتيك مورد نظر مادركليه امور زنده گی 
سياسی واقتصادی وطن وفراهم شدن زمينه ً انتخابات سالم وبدون مداخلات 
نيروهای طماع داخلی وخارجی وجلوگيری از فريب خلق،بايد اول خود ما دموكرات 
شويم وپاپند قوانين واساليب دموكراتيك گرديم ودرامر انتخاب تمام قدمه های 
رهبری حزب مان ، اجازه ندهيم كه كسانی برای رسيدن به زعامت(!) ويا ابقا 
درمناصب ازالقابها، رتب قديمی ،امكانات قبلی خانواده گی ، جايگاه 
فركسيونی ، رنگ موی ، عمر ووابسته گيهای شخصی ، قومی ، زبانی وسمتی ، 
استفاده كنند وشيوه های كهنه وغيرقابل قبول درشرايط جديد رازنده نگهدارند 
ومصايب جديد تشكيلاتی را سبب گردند . 
باورمند هستيم كه تطبيق صادقانهً دموكراسی ، شيوه های سالم انتخابات ، 
عملی ساختن سيستم رای دهی مخفی ايكه بدون فعاليت های مخفی تيلفونی 
وتماسهای شخصی وفركسيونی همراه باشد ، ضامن تحكيم وحدت وتحقق اهداف بزرگ 
ملی وعدالتخواهانهً ما واكثريت قاطع مردم زحمت كش وطن ما ميباشد. تشكيل 
كميته ها وكميسيونهای مساوی گروه های رفيق اگرچه درشرايط فعلی شايد روی 
ناگزيريهای موجود ، قابل توجيه باشد ولی به هيچ وجه آينده سازنخواهد بود. 
بايد بركيفيت ، شايسته گی وسالم بودن ومتعهد بودن اين كميته ها وافراد آن 
تكيه وسرمايه گذاری گردد. 
بارديگرازهمه رفقا ، متحدين سياسی وكليه نيروها وشخصيتهای با احساس ملی 
وترقيخواه خواهشمنديم كه برای گرفتن آماده گيهای لازم غرض اشتراك 
درانتخابات قريب الوقوع رياست جمهوری وشوراها ی( ملی ، ولايتی 
وولسواليها) با پلان منظم وتدابير مشترك رفيقانه ودوستانه ، هر چه زودتر 
دست به كار شوند وبرای رسيدن به توافق وتثبيت كانديد های مشترك به توافق 
برسند . اين آماده گيها وتوافقات ميتوانند سرآغاز خوب ومطمينی برای مطرح 
شدن مجدد وقوتمند نيروهای ملی ومترقی درعرصهً سياسی وطن گرديده ونقش 
بسيار با اهميتی درتعيين سرنوشت وطن ونجات مردم ما از بحرانها ومصايب 
بيشمار موجود درتمام عرصه های زنده گی مردم  ازجمله دوام مداخلات 
خارجی ،بازی خواهد كرد


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 0:46 موضوع | لینک ثابت


بايدتمام موانع راازسرراه تاًمين وحدت مجدد رفقا برداريم!


بی نياز از تذكر است كه همه ميدانيم كه وحدت دريك حزب سياسی ووحدت ملی 
دريك وطن عامل اساسی پيشرفت، ترقی ، بقا ومقابله با مشكلات ودشواريهای 
گوناگون است .مادرمكتب سياسی وفكری خودمان ، سالها تبليغ ميكرديم وبما 
آموختانده ميشد كه ( وحدت مان را به سان مردمك چشم مان حفظ كنيم) كه 
متاًسفانه به گفتار وكردار خود دراين مورد يا خود عمل نكرديم ويا اينكه 
جفاكاران ودشمنان آشكار وپنهان داخلی وخارجی وحدتِ وطنپرستان ،اين جدايی 
را بالای ما وبحران بی اعتمادی وتفرقه را درسطح وطن برمردم ماتحميل 
كردند. 

اكنون كه بادرك حساسيت اوضاع كنونی ،به بن بست رسيدن فعاليتها وتلاش های 
سياسی احزاب متعدد، خاصتا ً احزاب رفيق، بلند رفتن سطح احساس مسووليت 
مسوولين وكادرهای احزاب وگروه های همفكر وهم سرنوشت ، مبارزه وتلاشهای 
روز افزون بخش وسيعی از فعالان سياسی ، دفاع از تداوم فعاليت و بقای 
سياسی احزاب وبالاتر از همه ندای تكان دهندهً مليونها انسان زحمت كش 
فقير ، گرسنه ، بيكار وبی سرنوشت وطن وتعين سرنوشت مردم ووطن ما به دست 
قدرت ها وسازمانهای خارجی ، برای متحد شدن وطن پرستان صادق وطن به دوريك 
حزب قوی ونيرومند عدالتخواه ودموكرات، زمينه وبستر خوبی برای وحدت ما، 
خاصتاً بعد توافقات رهبران احزاب متحد ملی ونهضت فراگيرترقی ودموكراسی 
افغانستان( اين دوحزب عمده واساسی رفيق) دركابل وحلقات كادری شان دراروپا 
وسائر مناطق به وجود آمده است؛ به همه رفقای دارای احساس مسووليت ،علاقه 
مند وحدت مجدد رفقا وخواهان برچيده شده گليم چند دسته گيها وفعاليتهای كم 
اثر سياسی - تشكيلاتی ،لازم است كه موارد آتی را طرف توجه جدی قرار دهيم 
واز تكرار اشتباهات ودست يازيدن به تلاشهای كه منجر به خدشه دارشدن امر 
وحدت مجدد ،ماًيوس شدن رفقا وفعالين پروسهً آغاز شدهً وحدت ودادن مفكوره 
برفقا درزمينهً حركت های موازی دراين زمينه گردد، خودداری كنيم. 

مادرضمن طلب جدی كمك ومشاركت درپيروزی وتحقق وحدت مجدد رفقا از كادررهبری 
ديروز حزب دموكراتيك خلق افغانستان( حزب وطن) كه خوشبختانه درقيد حيات 
اند ؛ از آنها صميمانه ميخواهيم كه به صورت دسته جمعی (درحد امكان)با نشر 
اعلاميهً صريح ، تشويق كننده وپر ازاحساس وطنی وحزبی، حمايت وجانبداری 
شان را از تفاهم رفيقانه ووحدت طلبانهً موجود رفقا،ابراز نمايند وآنچه 
درتوان دارند دراين زمينه برای آن غرض پيروز شدن وحد ت مجدد رفقا انجام 
دهند كه تبليغات منفی وتخريب كننده ً وسيع دربين حلقاتی زمزمه ميگردد كه 
گويا (بقايای رهبری ديروزحزب) به هيچ صورت طرفدار شكل گيری حزب واحد 
وتاًمين وحدت مجدد رفقا نيستند؛ ورنه چرا درطول اين همه سالهای پر ازرنج 
وعذاب ( بيوطنی ، تفرقهً سياسی ، بدبختی وسيه روزی مردم ورفقای شان ، 
حداقل يكبار صدای فعال شدن مجدد ووحدت ازدست رفتهً رفقا ومخلصين ديروز 
شان را بلند نكردند ودين ملی ورسالت پيش كسوتی رفيقانهً شان را دراين 
مورد بسيار ضروری واكيدا ً حياتی انجام ندادند. ؟؟؟ 

(رفقای محترم پيش كسوت سياسی  ) ! 

ما به صفت شاگردان ومخلصين ديروز تان ، ازشما صميمانه ميخواهيم كه به اين 
سكوت ... پايان دهيد وآنچه درتوان داريد برای تجديد فعاليتهای وطن 
پرستانه ، متحد ويكپارچهً رفقا غرص نجات وطن وانسان زحمت كش ِ منتظر براه 
وفعاليت ما وهردردمند ديگر وطن ، دراين خطير ترين لحظات زنده گی پرازدرد 
وعذاب مردم ما ، انجام دهيد وافتخار بزرگی را نصيب خودتان سازيد. شما خود 
بهتر ازهر كس ديگری درك ميكنيد كه سالها نقش نمك رادرجامعه ايفا كرده 
بوديد، حال نكند كه اين موقف تماشايی ، خدای ناخواسته به شما آسيب برساند 
ودلسوزی همراهان تان نيزدردفاع ازشما،مثمر ثمر واقع نگردد.. 

برای تحقق هرچه سالم تر وعملی وحدت رفقا ، پيشنهاد ميگردد كه : 

اول : هرچه زودتر جلسات كميته های كاری مشترك درداخل وخارج تشكيل گردد 
واز پروسهً تقارب ونزديكی وحدت طلبانهً دوحزب واسناد امضا شدهً فعلی بين 
رفقا ، حمايت گردد . 

دوم :ما، درحاليكه خواهان تحقق كامل اهداف وحدت خواهانهً احزاب( نهضت 
فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان وحزب متحدملی)ميباشيم؛ تقاضا ميكنيم كه: 
جلسات مشترك شوراهای كشوری دوحزب به اشتراك تمامی رفقا به شمول رفقای 
وحدت طلب خارج تشكيلات اين احزاب كه علاقه مند اشتراك دراين جلسات باشند، 
با همه توان وامكان درهر كشورمحل زنده گی وفعاليت رفقا ، خاصتا ً در داخل 
وطن درسطح شوراهای ولايتی دائر گردد. دراين زمينه باكل صداقت ودرستی 
كار ،بايدهر حزب افراد تخريب كار خودرا شناسايی نموده وزمينهً فعاليت های 
ناسالم وحدت شكنانهً افراد وابسته به خود را درهر سطح ومقامیكه باشند،سد 
نمايند وازمخفی كاری وپنهان سازی حقائق ،كارنگيرند. به بيان ديگرهيچ حزب 
رفيق شامل گفتگوی وحدت ، تلاش نكند كه فعاليتهای ملموس و مشهود خرابكاران 
و مخالفين سرسخت وحدت را كه بنابر هردليلی (!) كه نزد شان وجود دارد ، 
ستر واخفا كنند وفردا خود كفاره پرداز اين فعاليت ها شوند. 

سوم : با همه سازمانهای ديگررفيق ، ازجمله با شخصيت های مستقل ونيمه 
مستقل ، با نهاد ها ، کميسيونهای تفاهم وشوراهای اين كشور وآن ولايت 
دراين كشور وآن كشور ( صرفنظر از تعداد افراد و وسعت سازمان شان) كه از 
مدتی به اينسو ، فعاليتهای مستقل سازمانی داشته اند ويا بعد دورشدن از 
تشكيل اين حزب وآن گروه برای شان منبرهای مستقل ابراز نظر درقضايای كليدی 
سياسی ، فكری وتشكيلاتی به وجود آورده اند وسوابق طولانی هم حزبی بودن 
وهم سرنوشتی با رفقا ومسوولين اين دوحزب شامل مذاكره دارند ؛ تماس قائم 
گرددتا از براه انداختن فعاليت های مواز‍ی وحدت طلبانه دراين وقت حساس 
وسرنوشت ساز ، خودداری كنند وبه پروسهً وحدت همه گانی رفقا بپيوندند 
وجايگاه شايستهً شان را درداخل خانوادهً بزرگ ديروزی شان به دست آورند. 

دراينمورد ميتوان از فعاليتهای رفقا درنهضت آينده، تشكيلات موًقت انسجام 
مجدد حزب وطن، تشكيلات حزب دموكراتيك خلق افغانستان وكميته های فرانكفورت 
وهامبورگ وهمسويی بعضی ازافراد نهضت ترقی ودموكراسی با برخی ازاين محافل 
كه دراين اواخر نمايان گرديده است نام برد. ما، باحرمت فراوان به همهً 
اين منبرها وتلاشها وشخصيت های كليدی اين حلقات ،به آنهامراجعه نموده 
يادآوری و پيشنهاد ميكنيم كه باواحد ساختن مواضع ونزديك سازی سعی وتلاش 
دراين مورد ،زمينه ساز شكل گيری وحدت رفقای خودشوند نه آنكه برای حصول 
امتيازات وبه دست آوردن جايگاه تشكيلاتی موقتی درامر انقطاب های جديد 
وچند دسته گی رفقا كه خود بارها درمخالفت با آن خودشانرا مخالف وانمود 
كرده اند ممد واقع گردند . اعتقاد ما اينست كه شايسته گی ،صلاحيت ودرجه ً 
محبوبيت وبرخورداری از اعتماد رفقا حتما ً درنشستهای بزرگتر وسر نوشت ساز 
حزبی معين ومشخص ميگردد .بنا ً، به همه بايد پيشنهاد صبر وشكيبايی كرد 
وتمام نيروها وتواناييها را درجهت تحقق وحدت وهمسويی سوق دادنه در چند 
دسته گی . ولو هر دليل ومنطق سياسی وايدولوژيكی را نيز به آن علاوه كنيم. 

چهارم : برای سرعت بخشيدن به تلاشهای وحدت طلبانه وجلوگيری از ضياع وقت 
واخذ تماس با كليه حلقات وشخصيتهای حزبی موًثر سائر حلقات ومستقلين در 
پروسهً مبارزه ووحدت مجدد رفقا، تشكيل كميتهً مختلط ومشترك كاری ، 
برعلاوهً رفقای شامل تشكيلات ونماينده گان هردوحزب از اهميت برخوردار است 
وبايد دراين مورد مسوولانه ودقيق فكر شود ودرتكرار تجربه های گذشته ، 
بازهم تجربهً جديد علاوه نگردد . اين بدان معناست كه بالای موثريت 
ووفاداری شخصيتها به امر مبارزه ً مشترك ، خاصتا ً درداخل وطن فكر شود نه 
بالای درجهً وفاداريهای گروهی وشخصی ايشان . 

پنجم : ابراز عقيده ميگردد كه درپهلوی جلسات وفعاليت های پلان شدهً دوحزب 
وارد مذاكره وتفاهم ، جلسهً وسيع تمام رفقا ، حلقات واحزابيكه دير يازود 
بايد به حلقهً وحدت طلبان واتحاد وطن پرستان وترقيخواها ن دموكرات ِ 
عدالتخواه ِ ضد بنياد گرايی ، مخالف هرنوع ستم وكليه مظالم اجتماعی 
ازجمله سلب آزاديها وحقوق انسانی زنهاخواهند پيوست ؛ درداخل وخارج وطن 
تدارك ديده شود وازاين طريق نيز نه تنها زمينهً مشاركت وسهم گيری طيف 
وسيعی از رفقا ودوستان همفكر وهم نظر به اين پروسه ً اميدوار كننده جلب 
گردد؛ بلكه به آن گرمی ،قوت ووسعت بيشتر بخشيده شود . 

ششم : درتدوين اساسنامه وبرنامهً عمل مشترك حزب واحد ، برعلاوه ً آماده 
سازی زمينه ً مساعد به اعضا وهواداران اين دوحزب ، بايدبه نقاط نظرهمه 
رفقا ازجمله آنانيكه با اين دوحزب وحزب قبلی واحد يكجا بودند ولی اكنون 
بنا بردلايلی كه نزد خودشان ازحقانيت برخورداراست وديد های جديد ومتحول 
شده ، دموكراتيك ترشده ويا مطابق ايجابات عصروزمان ( بر اساس انتباه 
وبرداشت خود شان) پيداكرده اند وهم چنان با تعداد ديگری ازرفقا كه سنتی 
ومطابق نورم های ايديالوژيك عرصهً فكری ديروزجهان مي انديشند ولی همه به 
مقام انسان زحمت كش ، به عدالت اجتماعی و پايان دادن به نابرابريهای غير 
قابل تحمل درجامعه ودرمجموع جامعهً بشری اعتقاد دارند وميرزمند، اهميت 
داده شود وزمينهً آن مساعد گردد كه نقاط نظر شان شنيده شود ودر تدوين اين 
اسناد از تراوش های فكری وبرداشت های سياسی وتحليل های جامعه شناسانه ً 
آنها استفاده گردد . 

رفقای عزيز ! 

اكنون كه دروطن بلاكشيده ومشترك مان فقر، بيكاری ، بيخانه گی ، ظلم 
وبيعدالتی با تروريزم وتجاوز خارجی دست به دست هم داده وزنده گی اكثريت 
مطلق مردم مارا به تاريكی ، نااميدی كشانيده وهرروزخون ده ها هموطن 
بيگناه ما به دست ظالمان داخلی وخارجی ريختانده ميشود وحلقات هميشه تاريك 
انديش وتجاوزگرپاكستانی وعربی وهمدستان چند چهرهً شان كه عاملين اصلی اين 
سيه روزی و تراژيدی طولانی مردم مااند؛ چه تحفه وهديه يی باارزش تر 
ازوحدت فرزندان درد ورنج مردم افغانستان ، ميتواند پيشكش اين مردم 
عذابديده گردد تا به همت وياری مستقيم خود اين گروه های مليونی زحمت كش ، 
برای تاً مين حاكميت مستقيم ودموكراتيك خودشان برسرنوشت وطن، ترقی 
وشگوفايی آن وطرد همه مداخله گران بنيادگرای فكری ونظامی ازكشورما، از آن 
استفاده گردد وبه وسيلهً آن درتحقق اهداف شريفانه يی تلاش كنيم وموفق 
شويم كه سالهاست مردم ما چشم براه آن روز بزرگ پيروزی حق بر ظلم واستبداد 
وتبعيض اند واين مردم زحمت كش وعدالتخواه ، دراين راه بهترين های خودرا 
قربان كرده اند. 

لذا، برما لازم است كه به پاس مبارزات ، قربانيها وفداكاريهای كم نظير 
فرزندان مكتب ومدرسهً بزرگ وطن پرستی ودفاع از منافع اكثريت زحمتكشان 
وطن ، به پاس احترام وارج گذاری به خونهای پاك وبيشمار صدها هزار شهيد 
راه آزادی ،عدالت وبرابری حقوق انسانها ، به احترام به صدها هزارچشم 
پرازاشكهای خون آلود مادران ، بيوه زنان ويتيمان كليه شهدای مردم 
افغانستان ، به خود خواهيها وجاه طلبيهای شخصی وسياسی خود پايان دهيم ويك 
ديگر را صادقانه درآغوش گيريم وباهم متحد ويكپارچه شويم ولشكرعظيمی را 
برای سازنده گی مجدد وطن غرض خاتمه بخشيدن به دردها ورنج های بيكران 
خلقهای زحمتكش افغانستان عزيز تشكيل دهيم تا اساس مستحكمی برای شكل گيری 
اتحاد بزرگ ووسيع همه نيروها وگروهای مردم دوست وعدالت پسند گردد 
ودربرابر ديو جهالت ، تاريكی وستم گسترخون ريزبرخوردارازحمايت شريرترين 
آشايانه های ظلم وفساد منطقوی وجهانی ، قدعلم كند ، بپا خيزد وطومار سياه 
تحجر ، عقبمانده گی ،ستم پروری ، زن ستيزی وعدالت كشی را از تمامی نقاط 
وطن برچيند ومردم ووطن ما، جايگاه شايستهً ملی وجهانی شان را درقطار ملل 
متمدن وسعادتمند جهان باز يابند. 

بلی به اين اهداف بزرگ وملی ميتوان رسيد؛ اما به قيمت قربانی وايثاروتاً 
مين وحدت . زيرا تاً مين وحدت رفقا ورسيدن به اتحاد با همه نيروهای خورد 
وبزرگ ترقيخواه ، دموكرات وعدالت پسند، اولين گام دراين منزل است.لذا، 
ازهمه بزرگان ، كادرها ورفقای عزيزمان طلب ميكنيم كه بنام نامی وطن، به 
پاس رنج ها وعذاب های بيشمارمردم ما، به احترام همه خونهای ريخته شده 
درراه آزادی وسعادت وطن ومردم ،بايد هرچه زودتر به همه اختلافات بیهودهً 
شخصی (سياسی گونهً ) مان خاتمه دهيم وبه تن واحد ، نيرووقدرت واحد تبديل 
شويم و به سوی مردم ما ، به دامان وطن عزيزمان برگرديم ودر آنجا كار 
ومبارزه كنيم . 

بياييد ، به اتفاق هم واز طريق مشاركت فعال سياسی به فعاليتهای بی ثمر 
يكه تازی وژست های سياسی گونهً بی نتيجه وفقط دل خوش كن دور از وطن نقطهً 
پايان بگذاريم وباسرود وحدت واتفاق درپهلوی هم سنگران ومتحدينيكه درداخل 
وطن برای تغييرات سالم وهمه جانبهً دموكراتيك ومردم سالاری ميرزمندبه 
مبارزه وتلاشهای انسانی مان ادامه دهيم. انصاف نيست كه با نوشتن چند 
مقاله ، اعلاميه، تفاهم نامه وتفسير های انترنتی بخواهيم به جای بهترين 
قهرمانان ورزمنده گانی ابراز موجوديت كنيم وسنگ حق به جانب بودن را به 
سينه بكوبيم كه بافقر وبيكاری وبی امنييتی ، سر دركف نهاده و برای 
عدالت ، دموكراسی ، آزادی وترقی وطن مبارزه ميكنند. 

پيروز وموًفق باد همه تلاشها ومبارزات فرزندان واقعی زحمت كشان وطن ! 

پيروزباد وحدت رفقا واتحاد همه نيروهای دموكرات وعدالتخواه


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Wed 25 Feb 2009 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت


(29) اسد سال آینده، انتخابات ریاست جمهوری یاکنفرانس(بُن دوم)ویا دعوت لویه جرگه؟؟؟!


اخیرا ً کمیسیون مستقل ( ! ) انتخابات اعلام کرد که رای گیری بخاطر انتخاب رئیس جمهور افغانستان ، بتاریخ 29 ماه اسدسال آینده آغاز میگردد. رئیس کمیسیون درمصاحبهً مطبوعاتی خود دلایلی را در مورد ضرورت به تعویق انداختن موعد انتخابات که مطابق به اساس قانون اساسی ، باید درماه جوزای سال جدید برگزارمیشد مطرح کرد که یک فرد عادی ونظاره گر حوادث نیز نباید آن موارد را برای توجیه زیر پاگذاشتن قانون ونداهای مکرر پارلمان واحزاب سیاسی کشور ، به زبان آورد. رئیس کمیسیون انتخابات تمام اقدامات سنجیده شده وغفلت عمدی مقام ریاست جمهوری ،ماشین دولتی همنوا با را ًس قدرت وحامیان جهانی این روند سینه خیزسیاسی را به زعم خودش تفسیروتحلیل ( عالمانه ) نمود، و به عقل خودش نه تنهاقناعت مردم ومخالفین دولت را فراهم کرد بلکه قانونی بودن این تا ًخیر ( مصلحتی) را ثابت کرد . !
حال که کشمکشهای شورای ملی وسائر حلقات صاحب نفوذ و دارای قدرت واکنش دولتی وغیر دولتی، گاهی با نرمش وزمانی با مصاحبه ها وافشاگریهای بیموقع وکم اثردرمورد غیر قانونی بودن به تعویق انداختن موعد انتخابات ریاست جمهوری به اشکال مختلف بازتاب می یابند ، وجنگ قدرت وچانه زنی شان به خاطرکسب امتیازات مالی ویا گرفتن تضمین بخاطر ابقا درمناصب اداری فعلی ادامه دارد ، باید دراین موارد توجه گردد وتدابیر لازم اتخاذ شود.
اول : چرا دستگاه عریض وطویل وپرمخارج ریاست جمهوری ، چهارسال تمام را با بیتفاوتی کامل دربسا موارد حیاتی زند گی مردم وازجمله درمورد آمادگی بخاطرمساعد ساختن زمینه ً انتخابات ریاست جمهوری که باید درزمان معین وبه حکم قانون اساسی درماه جوزای سال آینده عملی میگردید ، سپری کردند ، ویکباره ازعدم توانایی شان دراین زمینه اولا ًبه مردم خبر دادند وبعدا ً توافق نماینده ی امریکا را ( ریاست جمهوری جدید)درمورد به دست آوردند.آیا ، این پلان قبلا ً اتخاذ نگردیده بود ؟ .
دوم : افواهات خبری غیر رسمی وچندین رنگ شدن بازیهای سیاسی واوپراتیفی را ًس هرم وحامیان جهانی ایشان ازیکطرف ووضع غامض چندین ولایت مرزی شرقی وجنوبی وطن ازجانب دیگر ، باضافه ًتوضیحات تعدادی از مجریان پروسهً انتخابات که جدا ً برای برگزارشدن عادلانهً (!) انتخابات احساس مسوولیت میکنند ،این مفکوره را خلق میکنند که احتمالا ً این انتخابات در (29) اسد نیز برگزار نخواهد شد. تعدادی از افراد وشخصیتهای سیاسی، احتمال دائر شدن کنفرانس مشابه ( کنفرانس بُن) را مرجح تر میدانند واستدلال میکنند که مقامات تصمیم گیرنده وکلیدی خارجی وآنهائیکه باید از طریق انتخابات درمناصب شان مجددا ً انتخاب ویا ابقا شوند، بحرانی بودن اوضاع ولایات سرحدی وآشوب زده را تمسک گرفته واین ماًمول را ازطریق برگزاری کنفرانس جدید ( بُن دوم )، به سر میرسانند . چیزیکه شاید به برداشت آنها عملی شدن مَــَثل ( نه سیخ بسوزد ونه کباب) را عملی سازد ، درحالیکه کباب را شاید به خاطر نوش جان(!) کردن وکیف نمودن خودشان نمیسوزانند نه بخاطر ترحم به حال قربانی.!!
سوم : ازمدتی به این سوً شخص رئیس جمهور با اتخاذ سیاست گویا مخالف دربرابر عملیات نظامی نیروهای خارجی مدافع حاکمیت که تلفات افراد ملکی را ببار می آورد ، درتلاش آن است که موقف ملی اتخاذ نماید وبه مردمان وطن ، خاصتا ً مناطق آسیب رسیده بفهماند که اوبا امریکایی ها وسائر نیروهای ایساف ، بخاطر اقدامات عسکری خودسرانهً آنها علیه مردمان ملکی مخالف است ،واگردر این زجه ، ناله وگریه ً مقامات ارشد دولتی افغانستان برای دریافت حقیقت کوشش شود ،بدون شک معلوم خواهد شد که این نوع تلاشها جز ً اقدامات تبلیغاتی وایجاد ( کـَوَر ِ ) مصنوعی ناسیونالیزم سیاسی وموًقتی ، خاصتا ً درآستانهً انتخابات مجدد ریاست جمهوری وشوراها میباشد،درغیر آن اگر هدف نرسیدن تلفات بمردم ملکی وجنگ علیه بنیادگرایان داخلی وخارجی آشتی ناپذیر است، چرا به سوی ملی ساختن وهدفمند ساختن اردو وقوای امنییتی وطن وتصفیه ً نیروها وافراد چند طرفه وستون پنجم ازسیستم اداره ی دولتی اقدام نمیکنند وعمال مشهود پاکستانی وهمرکابان همیشه گی بنیادگراهای مشغول جنگ وخرابی را از قدرت دور نمیسازند .
کی میتواند باور داشته باشد که مکتب سوزان ومنفجر کننده گان پلها ، شفاخانه ها،اماکن تاریخی ،فابریکات و پایه های برق ودشمنان فرهنگ وهرنماد ترقی دردیروز ، امروز با صداقت به جنگ ومقابله با تیم افراطیونی برود که سال ها باهم یکجا چراغ های علم ومعرفت وبنیادهای عدل وانصاف را خاموش نموده ، سوختانده اند وچپه کرده اند. جنگ علیه تاریکی وظلمت پیشه گان به وسیله ً چراغ کـُشان و عدالت ستیزان ، نه تنها دستآوردی ندارد بلکه قبول شکست ورسوایی خواهد بود.لذا، بازسازی اردوی ملی وقوای امنییتی ملی وطن که قبلا ً به دستور پاکستان ،ارتجاع منطقه ومشورهً سردمداران عاقبت نیندیش جهان دموکراسی وجیز گران اصلی بنیاد گرایی درسراسر جهان، ازطرف تعدادی از زمامداران فعلی موجود درحاکمیت منحل گردیده ومایملک گرانبهای آنرا به حراج گذاشتند وتحفه دادند ، به وظیفه ورسالت ملی هر انسان وصاحبان قدرت مدعی خدمتگذاری صادقانه به وطن مبدل گردیده است .بنا ً ، به تعویق انداختن موعد انتخابات ، قرینه سازی برای مشارکت مردمان مناطق ناآرام درانتخابات ، تبلیغات توافق شده برای پیدا کردن وجههً ملی و سائر تلاشهای فردی وجمعی داخلی وخارجی به شمول ازدیاد بخشیدن به تعداد عساکر خارجی وایجاد اتحاد های جدید وتلاش برای منقرض ساختن اتحادهای موجود رقیب، هیچ کدام مو ًثریت کارا وثبات دهندهً اوضاع درهم وبرهم وطن را درقبال خود ندارد. بهترین راه حل مشکلات موجود ، درک حقائق وطن ، مشارکت همه گانی ملی وخارج ساختن ماشین دولتی از ( لاک ) تعصب ، بنیاد گرایی ویکه تازی تواًم با استبداد ، ارتشا ً وغارت اموال دولتی وشخصی مردم است که این ( حلقه) ی ساخته شده به دست بیگانگان ودرخارج از وطن ، هرلحظه درحال محدود شدن وحرکت به سوی فامیلی شدن وقومی شدن سیاست واقتصاد دولتی وکلیه امور دولتمداری کشانیده میشود. مقامات عالی رتبهً دولتی باید درعمل ثابت کنند که به همهً مردم تعلق دارند وعملا ً درچور وغارت لقمه های نان محتاجان سهیم نیستند وسعادت خانواده ها ومقربین شان را بر آرامی آحاد مردم ، ترجیح نمیدهند ، درغیر آن این همه تبلیغات سیاسی وجلوه گریهای مذهبی شان هیچ مفیدیتی بحال شان نخواهد داشت.!

اما ،درمورد آنچه به گروه ها واحزاب سیاسی خواهان عدالت ودموکراسی وهر نیروی دیگر علاقمند مشارکت درفعالیت های سیاسی وانتخاباتی افغانستان تعلق دارد ، باید باصراحت گفته شود که :
1 : اولتر ازهمه برای مجموع رفقا وهمرزمان ما( خواه درهرحزب وتشکلی) فعالیت ویا همسویی دارند ، لازم است که همه اختلافات شان را کنار گذاشته وبرای مشارکت درپروسه ی انتخابا ت ریاست جمهوری وبعدا ً شوراها ،متحدانه عمل کنند.زیرا، به تنهایی ودروجود گروه ها وحلقات خورد وکوچک برای تحقق امری بزرگ و سرنوشت ساز رزمیدن ورسیدن به مقصد، کاریست نهایت دشواروشاید بی ثمر. ازینرو، باردیگر برتشریک مساعی وتقارب رفیقانه ً بدون ( رندی وچالاکی ) سیاسی وخالی از هرنوع فریب کاری که آینده ی خوبی برای عاملین این میتود کاری ناسالم درپی نخواهد داشت ، پافشاری میکنیم .
2 : به برداشت ما، بهترین وبنیادی ترین اقدام مسوولانه دراین مورد وبرای تحقق سائر اهداف بزرگ ملی ووطن پرستانه، سرعت بخشیدن به پروسه ی وحدت بین احزاب ( نهضت فراگیر دموکراسی وترقی وحزب متحد ملی افغانستان) است ، که باثر تلاش های نامیمون تعدادی از افراد جاه طلب ومداخله گردراروپا ، قریب است به بن بست کشانیده شود و یا کاهشی درگرمی آن به وجود آید.دراین زمینه از همه فرزندان واقعی زحمتکشان وطن وازتمامی رفقا وهمرزمان واقعی خود میطلبیم که برای تحقق امر وحدت مجدد وصادقانه ی مان، بخاطری ازجان ودل بکوشند که پیروزی این وحدت بدون شک ، سرآغاز شکل گیری وحدت همه جانبه ی رفقا وبستر خوب ومطمینی برای تشکیل جبهه ی عظیم نیروهای ترقیخواه ودموکرات وطن ما خواهد بود.
3 : باید جبههً وسیع نیروهای ملی ، دموکرات وعدالتخواه سیاسی ومذهبی که معتقد به متوقف ساختن فعالیتهای خونریزانهً قوتهای بنیادگرای داخلی وحامیان منطقوی وجهانی آن باشد ، تدارک دیده شود وحتی درمورد همسویی با ائتلافهای موجود وفعال فعلی که اگربه اهداف ودیدگاه های عدالتخواهی ودموکراتیک ارزش قائل گردند ، مطالعه صورت گیرد . ما ، بارها اعلام کرده ایم که به تنهایی کارهای بزرگ ملی را انجام دادن امکان پذیر نیست. حزب ما حتی دردوران حاکمیت خود که صدهاهزار فرد مسلح داشت ، طرح جبهه ی ملی پدروطن را پیشکش کرد وعملا ً میخواست قدرت دولتی را به آن جبهه واگذار کند .حال که نه آن نیروهای عظیم داخلی ونه حمایت مسلح واقتصادی خارجی ونه آن حزب منضبط وصدهاهزار نفری ونه آن سازمانهای اجتماعی مدافع دولت وحزب را باخود داریم ، باید این درک را داشته باشیم که ( تکرویی ) وخود محوری هرگز بجایی نمیرسد وهرگز قادرنیستیم که بدون وحدت صادقانه با همرزمان واتحاد وطن پرستانه با سائر قوت ها وگروه های ترقی خواه وطن ، جایگاه شایسته وفراخور شا ًن سیاسی مان را درجامعه ی بشدت خراب شده وطرف مداخلهً افکار ومکتب های مختلف فکری واقتصادی قرار گرفته ، کمایی کنیم ودر آن مطرح شویم.
4 : رفقای ما ومتحدین فعلی واحتمالی شان باییست که برای اتخاذ سیاست سالم ، بموقع وموضعگیری دقیق درقبال عملی شدن دواحتمال در مورد انتخابات ریاست جمهوری ازهمین اکنون آماده گی بگیرند. اگر بادیدی وسیع ودور از تعصب به قضایا وانکشافات داخلی وجهانی نگاه کنیم ، بخوبی به این حقیقت پی میبریم که بدون تفاهم وآشتی با آن گروه ها ونیروهایی که زمینه های عملی ومنطقی تفاهم با ایشان وجود دارد وبه منافع زحمتکشان وترقی وطن زیان نمی رساند ،به اهداف بزرگ ملی نائل شده نمی توانیم. لذا ، دوری از تعصبات کور وترک نفرت های سلیقه یی وشکلی ، یکی از شیوه های سالم عمل سیاسی و تامین اتحاد برای حل بسا مشکلات بصورت دسته جمعی میباشد.
الف : اگر بجای انتخابات ریاست جمهوری ، طرح کنفرانس بزرگتر ووسیع الشمول تر از ( کنفرانس بُن ) عملی گردد ، ما، باید باتمام نیرو وتوان وبصورت متحدانه نه تنها به خلای ناشی ازغیابت خودمان بلکه برای رفع کمبود ناشی از عدم مشارکت سائر احزاب ونیروهای ملی وترقیخواه دموکرات در آن کنفرانس( لویه جرگه ً احتمالی) خاتمه دهیم وبرای تحقق این امر مجدانه تلاش ومبارزه کنیم . شکست کنفرانس وتوافقات جلسه ی اوپراتیفی گونه ی ( بُن )بخاطر آن بود که تعدادی از افراد ومهره های باصطلاح کلیدی گروه های جهادی ودموکراتان (!) متحد سازمان های جهادی وطالبی درغرب و انتساب شده ازطرف قدرتهای سازمان دهنده ی حمله برحکومت خودکامهً طالبان، ازیکطرف تمام مردم وگروهای اثرگذار سیاسی داخل وخارج وطن را نماینده گی نمیکرد واز طرفی تعدادی از آن افراد شرکت کننده در کنفرانس وتوافقات چندین بارتغییر داده شده ی آن درداخل احزاب وحلقات خودشان ازحمایت کافی برخوردار نبودند.علاوتا ً آن کنفرانس میدان رقابت بین شاه پرستان وجمهوری خواهان بود که درنتیجه امریکا توانست کاندید خودرا ( برنده ) اعلام کند.
یکی از پیآمد های ناگوار توافقات وترکیب هیت رهبری دولت مو ًقت وعبوری در آن بود که جنگ اعلام شده علیه طالبان ، حلقات افراطی پاکستان وعرب وشبکه ی القاعده را به دوش آنهایی محول کردند که تعدادی از آنها وگروه های شان محصول پاکستان ، طرف حمایت بنیادگراهای عرب ،عجم والقاعده وتربیه شده به دست مشاورینی بودند که درآن وقت درصفوف طالبان علیه دولت ونیروهای خارجی حمایتگر آن میجنگیدند. اگر دولت افغانستان ونیروهای خارجی حامی آن میخواهند به اهداف ضد بنیادگرایی خود برسند ، باید تجربه ی قبلی را تکرار نکنند .
لذا ، درصورتیکه کنفرانس وسیع ویا ( لویه جرگه ) ی جانشین انتخابات ریاست جمهوری گردد ،وازاین طریق رئیس جمهور انتخاب شود، وجیبهً ملی همه ی ما است که برای مشارکت حتمی تمام نیروها وحلقات سیاسی واجتماعی موجود درجامعه( بالفعل وبالقوه ) ،مبارزه شود وسهم ومشارکت عملی ومستقیم خود مردم وطن که درگروه ها واحزاب تنظیم نیستند ویا بنابر عوامل مختلف از همراهی با این گروه ها بریده اند ، درآن کنفرانس برجسته باشد .باید به ( لویه جـرگـه ) ها نیز خصوصیت دموکراتیک وانتخابی داده شود درغیرآن هرشخصیت وگروه سیاسی ومذهبی وطن ما میتوانند ، یک دو هزار نفر را جمع کرده ونامش را ( لویه جرگه ) بگذارند واعلان پادشاهی (!)کنند. ( تاریخ وطن ما بارها شاهد این نوع اقدامات قدرت طلبانه ً به ظاهر دموکراتیک بوده است )
این را نیز نباید نا گفته گذاشت که اگر به جای انتخابات ریاست جمهوری درهمان روزیکه مقررکرده اند (29اسد) سال آینده ، کنفرانس جدید ویا لویه جرگه یی دعوت وتشکیل گردد ، این استدلال فعلی رئیس کمیسیون انتخابات واشخاص مماثل آن که به تعویق انداختن موعد انتخابات را برای مساعد شدن زمینه ی مشارکت مردمان ولایات جنوب غرض عادلانه ساختن انتخابات قلمداد میکنند ، هدفیست تاکتیکی وصرف خاموش کردن موج اعتراضات مردم ومخالفین .زیرا اگر درجنوب وشرق وطن صلح وتفاهم مورد نظر حکومت تا ًمین وعملی نگردد ، نه تنها مردمان آن مناطق درانتخابات آینده اشتراک نخواهند کرد بلکه نماینده گان شان را غرض اشتراک درکار کنفرانس ویا لویه جرگه انتخاب نخواهند کرد. دراین صورت دولت تعدادی از شخصیتهای مرتبط به دستگاه را که ساکنان آن مناطق اند ولی درمحلات غیر جنگی زنده گی واز طریق دولت کمک مالی میشوند ، به صفت نماینده گان آن مناطق داخل جلسات خواهد ساخت ونصاب مشارکت مردم واقالیم را تکمیل خواهد کرد(!). دراین صورت شرکت کننده گان این نوع محافل به هیچ وجهه نماینده گان مردمان محل نخواهند بود وبازهم اختلافات عمیق تر خواهد شد.
اکنون میتوان تا اندازه ی دقیق پیش بینی کرد که سیاست به تعویق اندازی موعد انتخابات ازصلاحیت دولتمردان فعلی وطن نبوده واین نهاد های بین المللی وقدرتهای بزرگ جانی اند که تصمیم گرفته اند که دراین زمینه چه نوع برخورد نمایند. ازینرو هر حزب ،سازمان ،حلقه وحتی شخصیت صلحدوست ووطن پرست مکلفیت دارند که درامرمسیردادن اوضاع به نفع بازگشت صلح وثبات ومشارکت همگانی درسیستم های بعدی تصمیم گیرنده و ادارهً دولتی ،نقش سازنده وموًثر شان را ایفا نمایند. هیچ کسی نمیتواند منکر شود که افغانستان به همه ساکنان وفرزندان آن تعلق دارد. ازین رو هر فرد هموطن ما باید درتعین سرنوشت خودش وزادگاهش باحقوق کاملا ً مساوی باسایرین سهم داشته باشد.
ب : احتمال دوم وضعیف آنست که بتاریخ ( 29 ) اسد سال آینده ، انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد. دراینصورت وظیفه ی بزرگ ملی ووطن پرستانهً همه احزاب ، گروه ها وشخصیت های مدافع صلح ، امنییت ، آزادی ، استقلال ، عدالت اجتماعی ومدافعین صادق حاکمیت ملی وتمامیت ارضی افغانستان اینست که کاندید مشترک شان را برای احراز مقام ریاست جمهوری ، بعد غور وبررسی همه جانبه ی خالی از هر نوع تعصب وکوتاه نظری سیاسی ، تعصبات کور قومی ، زبانی وسمتی وبا درنظر داشت فهم ولیاقت وتجربه وداشتن تقوا وعدم آلوده گی به فساد وخیانت واذیت مردم باشد و منافع مردم ووطنش را برمنافع سائر کشورها ازجمله حامیان سیاسی وعقیدتی خود وگروهش ترجیح بدهد ، انتخاب ومعرفی نمایند وبرای پیروزی آن از دل واز جان مبارزه کنند.
ج : منافع کل وطن ومجموع ترقیخواهان دموکرات وعدالت پسند جامعه ی ما حکم میکند که قبل از جروبحث ورسیدن به توافق همه گانی دراین مورد ،برای آن از رکلام ومعرفی نمودن شخصیت ها وچهره های مورد پسند خود ما جلوگیری گردد که این کار باعث ایجاد شک وروحیه ی عدم اعتماد بین نیروهایی خواهد شد که شاید فردا دورهم جمع شوند ومسا ًله ی کاندید مشترک برای احراز مقام ریاست جمهوری را مطرح کنند .لذا ، نباید قبل از توافقات داخلی احزاب وتوافق مجموعی نیرهای همسو، ما اشخاصی را طرف حمایت قرار دهیم وخودرا درناگزیری ها ومجبوریتهایی وابسته بسازیم که اگر فردا بخواهیم تغییر نیت دهیم ، صرف نظر کردن از اقدام بعمل آمده برای ما مستحیل باشد.
د : نیروهای ترقیخواه ومردم دوست وطن ما، جز تا ًمین وحدت درونی وایجاد تشکل وسیع وگسترده ی سراسری وطنی ، راه دیگر وتدبیر سالم وعلمی دیگری برای جلوگیری از تکرار تجربه های ناکام ویا ناکافی قبلی درمجموع انتخابات( ریاست جمهوری ، لویه جرگه ها، شورای ملی وشوراهای ولایتی وولسوالیها ) وهررفرندوم وانتخابات درآینده به شمول انتخابات شاروالیها وهرنوع نمایش قدرت ومطرح شدن شایسته درامرسهم گیری دراداره وکنترول دولتی واجتماعی ندارند . ازین رو،اگرخواهان تغییرات برای بهتر شدن اوضاع وطن وکلیه امورزنده گی مردم هستیم ، باید وصد بار باید با احساس مسوولیت وجدانی برای وحدت واتحاد عملی وسازمانی رفقا ومتحدین خود تلاش صادقانه کنیم.

پیروز باد وحدت همرزمان واتحاد تمام نیروهای ترقیخواه وعدالت پسند افغانستان درنبرد علیه ظلم ، فساد وانواع خیانت !
زنده باد افغانستان آزاد و مستقل ،این خانه ی مشترک همه ی اقوام وملیت های باهم برابر وبرادر 


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Tue 24 Feb 2009 ساعت 20:24 موضوع | لینک ثابت


جلسه ی محدود، بااهدافی بزرگ در شهر یوتوبوری( گوتنبرگ) سویدن !

مدتهاست که ياران و همرزمان قديم ما ، خاصتاء بعد از سقوط حاکميت حزب دموکراتيک خلق « وطن » و متحدين آن ، به گروهها و شاخه های متعدد تقسيم گرديده اند.
مشکلات ناشی از بی وطنی و مهاجرت از يکسو ووضع آشفته و نامعلوم وطن که در نتيجهً فعال بودن نيروهای سياه ارتجاعی ، دشمنان دموکراسی ، آزادی و خوشبختی مردم ما که از حمايت بيدريغ دشمنان خارجی افغانستان برخوردارندو به بی ثبانی بيشتر کشانيده ميشود از سوی دیگر، نه تنها برای هم وطنان ما در داخل افغانستان بلکه برای مهاجرين افغانستان درهرجایی که هستند مشکل آفرين گرديده است.

هواداران حاکميت قبلی پيوسته از همديگر می پرسند که چطور و چه سان آن نيروهای عظيم و مقاوم ،آن لشکر بزرگ تشکيلاتی ، سازمانی و اتحاديه وی، از هم فروپاشيد و تا کنون که 13 سال از آن تاريخ عقب گرد وسیاه که خود سرآغاز فصل نسل کشی ، جاری شدن خون ، ويرانگری ، چور و غارت اموال دولتی و شخصی ، اعدام های خودسرانه، شکنجه، آزار واهانت دسته جمعی گروه های وسیع مردم ما ، ترور و اعدام بعضی رهبران و مسئولين سابقه بشکل وحشيانه و حتی بدار آويختن راديو ، کمره ، فلم ، حرام دانستن موسيقی ، کتاب ، شعر و انواع نوشابه ها و خوراکه ها بشمول ترشی و آچار تحت نام دين ، ما نتوانستيم بخود آييم و مسئوليت ها ووجايب ملی ، سياسی واخلاقی خود را در قبال اوضاع پيش آمدهء قبلی و فعلی بطور سالم و لازم درک و انجام دهيم.

ما درحاليکه نتوانستيم از وضع جديد به نفع آرمانهای ترقيخواهانه ، وطنپرستانه و دموکراتيک استفاده نماييم ، برعکس با سهل ا نگاری ، بيکار ه گی ، امروز و فردا گويی های بيمورد ، بی اتفاقی و بجان هم افتادن ها ، بزرگترين نيروی با لفعل را به بالقوه و بالاخره به بی تفاوت تبديل کرديم و هنوز همان آش است و همان کاسه. !

اين درست است که آمدن گروهای ساخت پاکستان در قدرت با مصارف هنگفت مالی خرپولان عرب و قاتلان حرفوی و بي رحم تازی ، پاکستانی ، کشميری و قفقازی ، با حمايت وسيع تخنيکی استخباراتی مالی و سياسی پيشوايان رهبری کنونی مبارزه عليه تروريزم و همدستی تمامی حلقات سلفی ، شئونيست و افراطيون مذهبی پاکستانی و ايرانی صورت گرفت، و عوامل اجیر داخلی آگاه و حرفوی اخوانيت افراطی ، يکتعداد مردم شريف و خوشباورما را فريب داده ودرزيرتاثير فتواهای غير شرعی خارجی و داخلی کاملاء سیاسی ولی در لباس دین با بعضی از حلقات روحانی و مذهبی هميشه دشمن با تحول و دموکراسی، استفاده های ناجايز ووسيع نمودند.( دراينمورد بحث جداگانه خواهیم داشت ) .

دشمنی با نهضت امانی بزرگترين شاهد مدعا است که فارغان مدرسه های ديوبند نقش کليدی را در آن ایفا کردند. اکنون بعد از 13 سال ما نه تنها گام های اساسی ، ضروری و عملی را برای تصحيح اشتباهات ، کمبود ها ، بی تفاوتی ها و بی کفايتی های مان در قبال آن حوادث دلخراش و فاجعه بار نگذاشته و زمينهً اتحاد ووحدت واقعی ، طبيعی ، داوطلبانه و دموکراتيک بين همرزمان ، فريکسيونها و گروههای متعدد تشکيلاتی سابقه و جديد خود را مساعد نساختيم ، بلکه به آن اختلافاتات ذوقی وسلیقه یی ، بيشتر دامن زديم ، عليه همديگر تهمت و افترا بکار برديم . يکعده از قلم بدستان ما به اهانت و ناسزاگويی عليه نخبه گان «واقعا ً مبارز» گروههای رقيب ولی رفيق مبادرت ورزيدند و تحسين های تيلفونی را از اين و آن دريافت داشتند در حاليکه هزاران همفکر و همسنگر شان ازاين اعمال غيرمسئولانه آنها متاثر و منزجر شدند.

اين عملکردهای منفی و بی تفاوتی های طولانی ، تعداد زيادی از رفقای فداکار، مبارز و با تقوا را مايوس و نااميد ساخته و هر کدام در ضمن فرورفتن در اعماق تفکر ، چورت و فکر به امراض خطرناک روانی و عصبی مبتلا شده اند .ما انتظار طولانی کشيديم و در فکر جمع و جور شدن امور از هم پاشيدهً ما هيچ فکری صورت نگرفت ، شاید اعتقاد وجود داشت که معجزه وار ازاين بحران و حتی فاجعه نجات پيدا خواهيم کرد و آن معجزه و اقدام می تواند روح تازه ای برکالبد يخ زدهً جامعه ، مردم وخود ما بدمد، ولی بعد آن همه صبر ، اميد و انتظار به اين نتيجه رسيديم که انتظار بيشتر عمليست بيهوده و عبث، هدر دادن قوت ، توان و زمان . پس بايد هرکدام ما دست بکار شويم، در اميد ناجی نشستن در باتلاق باقی ماندن است و بس .بايد وصد بار بايد نيروی اساسی رزمندگان وسپاهيان مردم ،خود تصميم بگيرند ، هرگز تشکيلات مردمی و دموکراتيک تحفه داده نمی شود بلکه ساخته می شود و بايدوباید از طریق مشوره های پیگیر وهدفمند، برخورد های کاملاء رفیقانه ،کارا ، دموکراتیک،وحرمت بنظریات ونقاط نظر سود مند همه سپا هیان وفرزندا ن صادق وطن، ستون اساسی سا ختار های تشکیلاتی و تدوین اهداف مرامی وسیاسی عمده و ساير امور آن بصورت اکیداء دموکراتیک ودور از اعمال نفوذ ودست بازی، بوسيلهً آنانی ساخته شود که هميشه در خط اول فداکاری و ايثار قرارداشتند ودارند.

ما در ارتباط این مسایل و موارد که یکی از وظایف اساسی واولویتهای کاری مارا باید تشکیل بدهد وسایر پرابلم ها و مشکلات عديدهً مردم و نيروهای ترقيخواه و وطنپرست افغانستان عمیقاء میاندیشیم واحساس مسوولست میکنیم. لذا ، دراين بحث ، پيرامون تنظيم ها و احزابی که تحت نام اسلام وطن را خراب و کابل را به ويرانه تبديل ساختند و همه دار و ندار وطن را در بازارهای پاکستانی و قسماء ايرانی ليلام کردند و اکنون گاهی حليف و گاهی حريف دولت فعلی می شوند و حتی تحمل تطبيق موازين و اهداف دموکراسی حکومتی ووعده داده شده بوسيلهً خود شانرا ندارند و با چنگ و دندا ن و اسلحه و حتی بازهم با سلاح دين، تفنگ و مذهب عليه مظاهر دموکراسی و تمدن می جنگند و يکعده بقول خود شان هنوز در حالت جهاد (!) قراردارند چيزی نمی گوييم زيرا اکثريت قاطع مردم ما و حتی جهانيان ميدانندکه .

آنهائيکه با پيراهن و تنبان ، واسکت و چپلک پاکستانی و کلاه بوريايی غرض تسليم شدن قدرت به کابل فرستاده شدند ، برخلاف تبليغات طولانی درمسجد و منبر و مجا لس در مورد((( عدل اسلامی ، تقوای اسلامی ، اخلاق اسلامی ورحم و مروت و شفقت اسلامی و اينکه دنيا از آن کفار و آخرت از آن مسلمانان است ، متاع و مال دنيا حرام است ، تجمل و زندگی مرفه ، قصر و خانه های مجلل انسان را از خداوند دور ميکند ، خانهً دنيا بدرد نمی خورد ، بايد خانهً آخرت را ساخت ، زنان هرگز حقوق مساوی با مردان را ندارند ، سرلچی و لباس عصری سرپيچی از سنت پيغمبرخدا است))) و صدها تبليغ شخصی و غرض آلود سياسی ديگر بنام اسلام، اکنون ستون فقرات بازار اقتصادی ، تجارتی و مالکيت شخصی را تصاحب کرده و معلوم می شود برخلاف عقيدهً قبلی شان حالا خانهً آخرت را در دنيا آباد می کنند و تعميرهای بلند منزل و قصرهای افسانوی می سازند که خشت خشت آن از خون مردم و از لقمهً دهن هر بيوه زن و هريتيم و بينوای وطن است.

آن تارکان ديروز دنيا ، آن خرقه پوشان نعلين بپا ،امروز صدها مارکيت ، سرای ، تجارتخانه ، شرکت های وارداتی و صادراتی در داخل و خارج داشته و بازار بورس کابل را کنترول ميکنند. آنهائيکه تا ديروز به نفع فطر روزه ، ذکات و اسقاط و خيرات بخاطر پيداکردن لقمه نانی بيشتر به نفع خودشان تبليغ ميکردند ، اکنون چرا خود از سرمايهًً هزاران مليون دالری خود که همه مال دزدی و چپاول است ومتعلق بمردم ما، برای ملت فقير ، مظلوم و شريف وطن زکات نميدهند و حتی ماليهء حکومتی را پرداخت نمی کنند؟.

آنهائي که در طول دونيم دههء گذشته، کشت و قاچاق مواد مخدر را اداره ميکردند و کمپنی های بزرگ و مشاورين خارجی حتی از کشورهایی که مبارزه عليه تروريزم و مواد مخدر را در اولويت های کاری خود قرار داده اند در پهلوی آنها بوده اند.
آن تفگنداران بی رحمی که از اسلام فقط يک نام را می فهمند وبس ، صدها زن و مرد تحصيل يافتهء حزبی ، غير حزبی و حتی ضد حزبی ما را بجرم داشتن لباس عصری و سرووضع منظم و پاک ، بخاطر تراشیدن ریش،ویا در سر نداشتن چادرو حجاب گویا اسلامی، در پاتک ها و داخل شهرها اختطاف ، ترور و خودسرانه محاکمه (!) و اعدام کردند،اکنون يا با ريش های تراشيده ، نيمه تراشيده ویا کوتاه شده ، با دريشی های قيمتی خارجی برتن و نکتايی های ابريشمين که قبلاء از طرف خود شان مظهر کفر قيمت داده شده بود درگردن (بعلامت قبول صليب !)، در سرميز مذاکره و صرف طعام ، طعامی که قبلا آنها حتی در خواب هم نمی ديدند ، با امريکايی ها و اروپايی ها شانه به شانه می نشينند و برای تقسيم قدرت با مقامات خارجی و دولتی چانه می زنند و عده ی آماده میشوند که حزب واحد جهادی را پايه گذاری کنند و تمامی افراطيون و بنيا دگراها را دور خود جمع نمایند، زيرا به عقيدهً آنها اسلاميکه آنها می خواهند تا هنوز پيروز نشده است.

آنهائيکه با پول و مصارف مالی ارتجاع عرب و متاسفانه حمايت بيدريغ سياسی و نظامی جهان متمدن و دموکراسی(!) از قلمرو پاکستان بحيث تختهء خيز تجاوز استفاده کردند و هزاران بنياد گرا و تروريست را از گوشه و کنار جهان با خود داخل وطن ما آوردند ، از دانش و فهم تخريبی آنها استفاده کردند و تعداد زيادی را خود تعليم داده وبه وطن ما صادر نمودند، اکنون خود را متحد ضد تروريزم با امريکا و اروپا جا می زنند ، در وطن ما مثلی است که ميگويند: (( بگير که نگيريت)) .

کدام تنظيم می تواند ادعا کند که د سته جات مختلفهء بنيادگرايان خارجی در صفوف آنها تربيه داده نشده و يا آنها را تربيه نداده ويا غرض قتل و کشتار و تخريب آنها را مجبور ووادار نساخته و یا تشويق نکرده است .

سوال دراينجاست که اگر آنچه نبرد عليه بنيادگرايی و تروريزم نا میده میشودو مشروعيت بين المللی پيدا کرده است، در افغانستان بايد بيشتر بوسيلهً نیروهاب دموکراتیک مورد حمايت قرار ميگرفت و پيشبرده می شد ، زيرا اين ما ومتحدین ما بوديم که سالها بوسيله بانيان و حمايتگران تروريزم خارجی و داخلی معاصر و اسلام سياسی « بنيادگرايی مذهبی » مورد حمله قرار گرفتيم و تلفات عظيم داديم ، اين ما بوديم که قبل از هر موسسهء تحقيقاتی ، قبل از هر کشور و ابر قدرتی ، اهداف شوم دور و نزديک ، منابع مالی و خطرات مهلک بنيادگرايی و تروريزم را افشاء کرديم ، ولی چون دشمن خوانده شده بوديم و اربا بان قدرت بين المللی خود در ماجرا سهيم بودند، حرف ما شنيده نشد، و لی بعد تحولات سه سالهء اخير بنابر عدم انسجام کار ها ، بی اتفاقیها ، عملکردهای شخصی ، گروپ بازی و فرکسيون سازی، متاسفانه ما نتوانستيم کمترين اثری در تحولات دراماتيک اخير داشته باشيم .بنا ً ، اگر بدين منوال حرکت کنيم همان خواهد بود که درطول 13سال اخیر شاهد آن هستیم.

بادرک این وضع ،دشواريها و مشکلات با تعدادی از رفقا و دوستان این محلی که ما درآن به سر میبریم صحبت هايی صورت گرفت و توافق شد که جلسه ی با شرکت نمايندگان کليه گروه ها و فرکسيون های موجود دراين محل تشکیل شود. این جلسه با وصف کارشکنی افراد معلوم الحالی، بالاخره به پيشواز هشتم مارچ روز بلند شدن فرياد و خشم زنان برای آزادی و برابری حقوق داير شد. جلسه بنابر توافق قبلی دارای اجندا و بيانيهء تهيه شدهً قبلی و قطعنامه ء آماده به کار خود آغاز کرد ،و تصمیم گرفته شد تاهر شرکت کننده بصورت آزاد، شفاهی و با صراحت مطالب ونظریات خود را بيان کند.

رياست اين جلسهء محدود به اتفاق آراء به خانم ثريا پکتيانی که يگانه زن اشتراک کننده در این جلسه بود، برای حرمت گذاشتن بمقام زن و احترام به هزاران بيوه و يتيم وطن و بخاطر آغاز يک فصل جديد درکارهای بعدی سياسی که حتمی نيست تا مردان از ابتدا تا انتها در کليه موارد و مسايل تصميم گيرنده و رئيس ورهبرباشند سپرده شد. به جرأت می توان اذعان کرد که فضای صميمی ، صراحت لهجهء سخن وران همهً ما را وادار ساخت تا هرچه در دل داشتيم و برای تحقق اهداف نيک ووطن مان مفيد تمام ميشد بيان کنيم . همهً صحبت کنندگان با توضيحات ضروری ، با احساست وطنپرستانه نظريات وعقايد خود را در فضای کاملاء آزاد و دموکراتيک ، بدون ترس ووحشت از اين و يا آن ، بدون در نظر داشت روابط قبلی گروپی و فرکسيونی ، تعصبات کور زبانی ومذهبی بسيار صريح ، پوز کنده و آفتابی و با احساس مسئوليت و عفت کلام و بزبانهای مادریشان ابراز داشتند.

درجلسهً ما از اشخاص مشهور و دارای مقامات بلند سياسی و تشکيلاتی ديروز ، از مقامات دولتی و اداری دارای القاب تا هنوز حفظ شده کسی تشريف نداشت . همهً ما سپاهيان و سربازان عادی مردم ووطن بوديم ولی آرمانها و اهداف ما بزرگ و دلسوزانه ، سازنده و با اهميت ارزيابی گرديد و تصميم برآن شد تا رفقا و همراهان ديروز و امروز را در جريان قرار دهيم .
کار جلسه بنام مردم شريف و مظلوم وطن بنام شهدا و تمام داغديدگان افغانستان ، بخاطر ترقی و پيشرفت سرزمين محبوب ما آغاز يافت.

درجريان صحبتها پيرامون وضع فعلی وطن ، ترکيب نيروهای تشکيل دهندهً دولت ، وضع زندگی مردم ، راه های تحکيم صلح ، آرامش و تطبيق پروسهً خلع سلاح ، بوجود آمدن حکومت نظم و قانون ، تحکيم و حمايت از دموکراتيزه شدن حيات سياسی ، اقتصادی و اجتماعی مردم و جامعه از طريق مشارکت همه گانی در پروسه های انتخاباتی مرکزی و محلی ، لغو هرنوع امتيازات بيجا و بیمورد به افراد و شخصيت های تحميلی آنهم به قيمت رنج و عذاب مردم ، بوسيله سخنوران توضيحات داده شد.

در طی اين صحبت ها با تفصيل استدلال شد که دموکراسی يک مفهوم صرفاء سياسی نيست که هر کس برای زيبايی کلام از آن استفاده کند ، زيرا ملتی مزايای دموکراسی را چشيده و لمس کرده می تواند که صاحب ، کار ، نان ، صحت ، تامينات مختلفهء اجتماعی کامل ، سواد ، تحصيل و محل زندگی مناسب بوده و از تمام حقوق شهروندی بدون تبعيض برخوردار باشد ، آزادانه حرف دل خود را گفته بتواند ، ترس ووحشت نکند ، احساس بی امنيتی ننمايد و بدون مداخله خارجی و داخلی حق کانديد شدن و انتخاب کردن را داشته باشد، زبان ، قوم ، مذهب و عقيدهء سياسی اش از توهين و اهانت مصئون باشد و طرف اعتماد و حمايت مادی و معنوی قانونی قرار گيرد.

درصحبت ها اشاره شد که دموکراسی يک آرمان عالی و دارای اهداف و مفا هیم خيلی بزرگ است و تحقق آن دروطن ما ، با مشکلات فراوان داخلی ومداخلات منطقوی وخارجی مواجه می باشد.

بناء بدون مشارکت نيروهای واقعاء دموکراتيک ، ترقيخواه و دلسوز بحال مردم ووطن از يکسو و از طرفی با کنار آمدن با حلقات تاريک و دموکراسی ستيزی که سالها آزادی و حقوق مردم را به گلوله بسته اند نميتوان اميدوار بود که وطن ما با گام های متين بسوی دموکراسی و حکومت قانون درحرکت است.

پيرامون اين موضوع نيز صحبت شد که برتری جويی قومی ، قبيلوی ، زبانی ، مذهبی و حزبی باعث خرابی های بيشمار گرديده و تداوم آن اهداف دموکراسی را جداء مخدوش و بی اهميت می سازد، زيرا دموکراسی بايد نه تنها حقوق مليتها و اقليتها بلکه حقوق هر فاميل و هر شخص را نه فقط در محدودهً زبان و قوم و قبيله، بلکه در موارد اساسی زندگی ، کارو رفاه اجتماعی در نظرگيرد ، احترام کند و محقق سازد و به ناز وکرشمه بازیهای سياسی تنظيمی نازدانگان ماورای قانون وهرنوع قانون شکنی پايان داده شود درغير آن دموکراسی بوسيله ی صرف تبليغاتی و بی محتوا تبديل ميگردد.
سخنرانان از خلع سلاح عام و تام ، از لغو تمام گروههای مسلح خود ساخته وغیر قانونی ، از عدم دادن اجازهً فعاليت به احزاب و گروههای بنيادگرا و تروريست حمايت کرده و تساوی حقوق کامل و عملی مردم را خواستار شدند. آنها ابراز عقيده کردند که باردیگرنقش دادن به گروه ها و افراد نابود کنندهً اردوی ملی و فروشندگان تجهيزات عصری آن به دشمنان خارجی وطن درترکيب اردوی ملی ،خطرات بزرگی را در قبال خواهد داشت.

برای تحقق کليه اهداف خيرخواهانه ، ملی ، دموکراتيک و عدالتخواهانه در وطن جداء ضروريست که اولاء آنهائيکه خود را روشنفکروطنپرست و طرفدار عدالت و مظلومان وانمود می سازند بايد خود نمونه وسمبول تقوا ، بی تعصبی و تفاهم در همه موارد و با کليه جوانب باشند . آنهائيکه زبان مذهب و مليت خود را نسبت به سايرين ترجيح ميدهند حق ندارند دعوای عدالت و دموکراسی کنند درصورتیکه خودشان نسبت به سايرين از تبعيض کار بگيرند.

متاسفانه مظاهر قوم پرستی و تعصبات خشک و بی مفهوم و تاريخ زده دروجود گروههای باصطلاح اسلامی ، احزاب راست و چپ فراوان ديده شده و هنوز به قوت خود باقيست و جای افسوس است که تعدادی ازافراد ازجمله بعضی ازدوستان قديمی ما برای زبان ، قوم و قبيلهء پدری و مادری شان به قيمت اهانت و تحقير به مليتها و زبانهای ديگر وطن مقاله نوشتند ، شعر سرودند و بالای آتش افروخته شدهً نفاق ملی ،تیل را اضافه کردند ، آنروز رسید نیست که مردم نیاز مند ما به اتحاد با تصمیم واراده ء قاطع خودشان این اتش را خاموش واین دکانها رابسوزانند .
هر چه بگندد نمکش میزنند وای بحالی که بگندد نمک !
درجريان کار جلسه و صحبت پيرامون مسايل مختلفهء سياسی و شور و بحث ،بعد انتقاد های صريح و نظريات سازنده ، توافق شد که برای تحقق اهداف اين گردهمآيی ، جلسهً وسيعتری در آينده نزديک با شرکت تمام گروههای ترقيخواه و مترقی محل سازماندهی و دعوت گردد و اين مسايل به اطلاع دوستان و رفقا برسد.

( مااشتراک کنندگان اين جلسه بعد از مدتها فراق ، دشمنی و خصومت فرکسيونی يکديگر را صادقانه درآغوش گرفتيم و با اختلافات بی معنی و بی هدف فرکسيونی ، گروپی و زبانی رنگارنگ وداع کرديم. لذا ،ازشما عزيزان و هم رزمان نیز می طلبيم که برای مفيد تمام شدن بوطن ومردم مظلوم ما ، برای ايفای نقش موثر برای به پيروزی رسانيدن اهداف دموکراتيک ووطنپرستانه ، در مبارزه عليه تحجر ، بنيادگرايی و تروريزم ووطن فروشی ، برای ترقی وطن عزيز و با افتخار ما و برای مرهم گذاری بزخم های ديرينهً مادارن و پدران ، خواهران و برادران هموطن ، باما همگام شويد و طلسم شوم آنانی را که ما را باوجود داشتن اهداف و افکار مشترک و يکسان ، به شعب و حلقات خورد و کوچک تقسيم کرده و سود می برند بشکنيد.

بايد همهً ما عدم پابندی خود را از اوامر و احکام خود ساخته ، شفاهی و تيلفونی افراد و اشخاص که برای منفعت خود شان به اشکال مختلف غرض ادامهً اختلافات و يا تعميق آن در بين ما و ياران ما تلاش ميکنند ابراز و اعلام نماييم. آنهائيکه هرکدام خود را بهترين ، اصولی ترين
 (!) و مستحق ترين ميدانند بايد بدانند که صحه گذاری بر درستی تشکيلات ، استحقاق افراد و شخصيت ها و تثبيت موقف و موقعيت شان فقط از طريق گردهمآيی وسيع ، انتخابی و دموکراتيک ، بدور از اعمال نفوذ و توافقات شخصی صورت ميگيرد ، ما نباید غیر مسوولانه رفقا و دوستان را بخودی و غير خودی تقسيم کنيم و در صحبت های شخصی و دوستیهای فرکسيونی افراد وشخصيت های خيلی شريف ديگرخود را بسوزانيم و تخريب نماییم.

با حفظ حرمت و احترام به اصول و پرنسيپ های دموکراتيک و حقوق افراد برای تشکيل احزاب ، سازمانها و انجمن های گوناگون در داخل و خارج وطن ، ما پروسهء حزب سازیها و تشکيلات سازیهای متعدد وهمسان موجود را جز وسيله ای برای سرگردانی مردم زحمتکش و نسل جوان افغانستان ارزيابی ننموده و آنرا با مصالح و آرمانهای مردمی که برای رسيدن به صلح ، آشتی ، آرامش ، دموکراسی ، حکومت عدل و انصاف ، خلع سلاح کامل گروه های غارت گر ، ختم زورگويی ، باج دادن ، جريمه شدن و توهين شدن قربانی های فراوان داده و هنوز به شکم سير نان خشک نصيب شان نشده است موافق و سازگار نديده و اعتقاد پيدا ميکنيم که اين دليل ديگری است برتوجه و اهتمام يک عده از فعالين سياسی برای تامين منافع شخصی ، قومی ، مذهبی و محدود خود شان . طوريکه ديروز افرادی منفعت پرست بنام اسلام دهها گروه خورد و کوچک را تشکيل دادند ، بذر نفاق و بدبينی بين هم پاشيدند و مردم را قربان ساختند و وقتی اهداف تنظيمی باصطلاح اسلامی شان تحقق نيافت مسايل زبان ، قوم و منطقه را مطرح و اختلافات را بحدی تشديد کردند که دهها هزار انسان بی گناه قربانی اين دسيسه های شوم گرديد. حال کسانی بنام ملت ، قوم ، دموکراسی ، مظلومان ، حقوق بشر ، وطنپرستی ، اسلام و جهاد ميخواهند از احساسات مردم باز بهره ببرند و دسته جات و تشکيلات متعدد را به وجود آورده و يا در صدد تشکيل آن هستند. ما درد و رنج بی اتفاقی ها ، تبليغات منفی و بی پايه را عليه همديگر چشيده ايم و تاوان عظيم آنرا نيز پرداخته ايم.

بياييد با سرکشی و عصيان بی برگشت ، حلقه های تنگ و محدود گروهک بازی ، فرکسيون بازی و چوکاتهای حلقات خورد سياسی ، تشکيلاتی ، قومی و مذهبی را با تمام قوت و توان بشکنيم و ازآن محلات غير فعال ، شخصی و بی تفاوت نسبت به سرنوشت مردم ما و تماشا بين تغييرات و تحولات داخلی وطن بيرون شويم و همديگر را با کل صداقت رفيقانه و برادرانه در آغوش بگيريم و 
اين داغ ننگ بی اتفاقی را يکجا با آنانی که نمی خواهند اتحاد ووحدت نيروهای همسو ، وطنپرست و همطريق بوجود آيد و شکل گيرد از خود دور کنيم و ازین طریق مصدر خدمت عملی به وطن ، مردم و تعهد تاريخی خدمت گذاری خود به افغانستان پرغرور شويم.

هروقتی ما يکجا و باهم بوديم ، پيروز بوديم . بی اتفاقی بزرگترين مصيبت و حتی معصيت است، چرا ما ازتاريخ و انکشافات وطن خود نمی آموزيم ، ميگويند ازجوانی تا به پيری ازپيری تا بکی؟.

معيار خوبی ، وطنپرستی و اخلاق سياسی برای رهبران ، شخصيت ها و افراد نخبه و عادی تقواست که شامل تمام بخش های زندگی ، اخلاقی و عملکرد های انسانی می شود . خوب بودن و مستحق بودن برای وظايف مهم براساس تعلق زبانی ، قومی ، سمتی ، قد وقواره ، تعلقات فاميلی ، ادعاهای بی پايه تبليغاتی و درهرجا مطابق ميل و اشتهای دوست و مخالف صحبت کردن نيست . افراد بی تقوا نه به درد تشکيلات و احزاب چپ می خورند و نه بدرد احزاب و تشکيلات دولتی و دينی، گروهها و اشخاص ابن الوقت در هر سيستمی بطور خلق الساعه عرض وجود ميکنند و با تغيير سيستم ،آنها جامه عوض ميکنند و سياست جديد و مُد روز را حمايت می نمايند.

بايد مسئولين قديم و جديد سياسی از سرمايه گذ اری بالای افراد بدنام ، بی تقوا ، تصادفی ، تحميلی داخل و خارج و معامله گر دوری جويند ، در غير آن ما بسوی تکرار مکرر درحرکت خواهيم بود و خدای نا خواسته در عقبگردهای بعدی از نقطهً آغازين نير خيلی عقب تر خواهيم رفت . افرادی که در جامعه جای پای ندارند و بدنام هستند، نبايد از نام شخصيت ها ، گروهها و اهداف مقدس بحيث پنهاهگاه و محل امن استفاده کنند .

بادرنظرداشت حرمت و احترام لازم و طبيعی به مسئولين ، رهبران و فرماندهان گروهها و فرکسيونها و احزاب که اساس فکری و عقيدتی واحد ، يکسان و يا بهم نزديک دارند و جزيک نسل و مرتبط به آرمانهای واحدویا مشا به وبهم نزدیک ترقيخواهانه ووطنپرستانه هستند ، می خواهم بپرسم که لطفا اختلافات ايديولوژيک و سياسی تانرا برای ساختن جامعهء بهترومردمی سعادتمند ومرفه ارايه کنيد و خوبی های تانرا با شرايط قابل قبول بودن ، عملی بودن و زمينه های تطبيقی آن مشخص سازيد درغير آن بی انصافی است که يک نسلی با داشتن همه تجارب ، بادادن قربانی و فداکاری بيش ترازاين در جنگی که غرض تصفيه حسابات شخصی افراد و اشخاص صورت ميگيرد قربانی شود و تلفات دهدو بالاخره ما به زمانی نزديک خواهيم شد که
« جنگ ببرها را ازسرکوه مشاهده کنيم.» ميگويند : جنگ چيست؟( جنگ عبارت است از بر خورد بين افرادمختلفهء که يکديگر را نمی شناسند برای منافع آنانی که همديگر را خوب می شناسند). چون مردم ورفقای ما دراین جنگها بناحق گیر مانده وتلفات داده اند، بنا ً ،مانباید دراین جنگها ی بیهوده شرکت کنیم. !!

بايد برنفرت و تعصب کور غلبه کرد و باوجدان و شرف خود صادقانه تعهد سپرد که ديگر بخاطر هيچ کس و هيچ فرکسيونی عليه رفقا ، دوستان ، همسنگران از دست رفته و زندهً خود و عليه هيچ خدمتگذار صادق و شريف وطن قرار نگرفته و به اختلاف افگنی و سود جويی نقطهً پايآن بگذاريم. ما از فرکسيون بازی و « گوشه کانی » های طولانی و از انتظار کشيدن بيمورد خسته شده ايم و می خواستیم با تمام قوت و توان از ادامهً آن جلوگيری نموده حداقل گام های اولی را در بين خود و دراين محل دور ازوطن گذاشتيم ، ما صادقانه ،مسئولانه ووسيع فکر ميکنيم و عمل مينماييم ، وداع با گروهک بازی و خدمتگذاری بمردم ووطن ، سياست صريح ، علنی و برخورد دموکراتيک می خواهد .میگويند :کسانی شخصيت های باارزش اند که ديگران را نيز ارزش ميدهند.

تقوا و پاکی بزرگان و اکثريت قاطع کادرها و رزمندگان ما گويای اين حقيقت است که ما بسيار صادقانه وظايف و مسئوليت های وظيفوی ، ملی و اخلاقی خود را انجام داده ايم. صد ها هزار از کادرها و کارمندان حاکميت قبلی در داخل وطن با فقر و تنگدستی و بيکاری ولی با افتخار و سربلندی زندگی و مبارزه کردند و می کنند و تعدادی از همسنگران ديروزما در کشورهای مختلفهً جهان با معضلات و دشواريهای گوناگون(البته نه در سطح زندگی هموطنان ما در داخل وطن )بسر ميبرند ، رنج می کشند و بی صبرانه برای برگشت بوطن لحظه شماری ميکنند . راستی هیچ دردی جانکاه تر از از دست دادن زاد گاه نیست . ولی يافت می شوند عده یی محدودی که ديگر نه احساسات ملی دارند و نه احساس همدردی بایاران ومردم ما و نه تنها برای شان مفاهيم وطنپرستی ، تقوا و خدمت بمردم بيگانه شده بلکه درفکر برگشت بوطن نيز نيستند و اگر گاهی برای تفريح ، آفتاب گرفتن و معاملات تجارتی گذری بوطن کردند اولا آنرا سياسی توجيه می کنند و بعد هم منتظر منت گذاربودن مردم ورفقا نسبت بخود هستند.

باقی نماندن تعمير و مارکيت ، سرای وتجارتخانه ، زمين و جايداد منقول وغير منقول ازبزرگان به ابد يت پيوستهء ما ، شاهد گويای تقوا و پاکيزه گی آنهاست. گاهی اوقات فقیر ترین انسان برای فرزندانش غنی ترین میراث را بجا میگذارد.

ما با دادن قربانی های بيشمار از ميان بهترين های ما، خود شاهد هستيم که فاميلهای شهدای بخاک وخون افتيدهً ما حتی در زمانی که ارزش هر 
1500 افغانی برابر يک دالر بود، فقط مبلغ بيست هزار افغانی اکراميه دريافت ميکردند. اين حد اعلی تقوا ، وطنپرستی ، فداکاری و عدم استفاده سوء از دارايی عامه بوده و مظهر ايثار و قربانی شدن در راه وطن ولی اکنون حتی يادی ازايشان صورت نمی گيرد چه رسد به نوشتن کتب و خاطرات آن قهرمانان.

اينرا نيز بايد اعتراف کرد که فاميل های هزاران هموطن ديگر ما که در اثر تبليغات عربهای مهاجم و سلفی و رهبران درياهای نفت و گاز خليج و همسايگان بی رحم و متجاوز ما در صف مقابل در جنگهای داخلی ، جنگ های کشمير ، آذربايجان و ارمنستان ايران و عراق ، چيچن و ساير مناطق جنگيدند و قربانی شدند ، حالت بهتر از ما نداشتند. با اين تفاوت که مسئولين و سرکردگان دستجات مسلح آنها که رهبر خوانده می شدند صدها مليون دالر را به نام شهدا ، معولين ، بيوه ها و يتيمان شان ا ز کشورهای مختلفهء اسلامی وغيراسلامی جمع کردند و درجيب ها و کيسه های عريض و طويل خود جابجا نمودند و به آن فاميل های بدبخت جز فقر و آواره گی ،تنگدستی و محروميت چيزی نصيب نشد و پيوسته با بی عاطفه گی و عدم توجه مواجه شدند و کسی از آنها احوال نگرفت. ولی باساس قصه ها و روايات خبری چندين بار مسئولين درجه دار که هميشه از ننگ و غيرت و افغانيت دم ميزنند در کمپهای مختلفهء پاکستان به سراغ بيوه ها و يتيمان شان آمدند و بعد از تقسيم ايشان به گروههای ِسنی ، مقبول و خوش اندام ،با غيرت و شهامت(!) تمام دستجات مورد پسند را به خرپولان عرب فروختند و يا هديه دادند. بعداء شنيده شد که تعدادی از آن خواهران معصوم هموطن ما را به سرکرده گان و اعضای باندهای تروريستی کشميری ، عربی و قفقازی تحفه داده و يا بزور درعقد نکاح
(!) آنها درآوردند.


آيا مليونرها و مليادرهای تنظيم ها برای بيوه ها و يتيمان شان حد اقل توجه را داشته اند؟ درحاليکه تنها يکی از قوماندانان عادی شان يکصد مليون دالررا بطور ابتدايی در پروژه پغمان سرمايه گذاری ميکند ، فکر کنيد که سرکردگان ،امیران و رهبران شان چقدر ثروت هنگفت و بی حساب دارند؟.

راستی چه شد آن تعهد و قسم در برابر هزاران شهيد ، معلول ، يتيم و بيوهء وطن که ما به شرف و وجدان قسم ياد کرده بوديم که وحدت و همبستگی خود را مثل مردمک چشم حفظ ميکنيم و در راه تحقق آرمانهای مقدس آنها که چيزی جز سعادت مردم و اعتلای وطن نبود، تا پای جان مبارزه ميکنيم و از اعضای فاميلها و فرزندان معصوم شان مواظبت می نماييم ، شهداييکه با تعقيب راه وطنپرستی ، تقوا و مردم دوستی مرگ را به يک فضيلت مبدل کردند.

کی می تواند ادعا کند که فقط فلان گروه و فرکسيون قربانی داده و متحمل تلفات شده است. بايد نسبت به تمام خانواده های داغديدهً مان احساس همدردی ما را از دست ندهيم ، آيا نمی توانستيم و نمی توانيم مصارف شب نشينی های اروپايی مان رادر ماه يک بار به صندوقی بريزيم که بخانواده های آن سمبول های ايثار و فداکاری مساعدت می شد؟.

همه ميدانند که گروه طالبان درنتيجهً توافق و معاملهً سرکرد گان گروههای بنياد گرا و متعصب مذهبی با حلقات مداخله گر پاکستانی و حاميان قديمی ايشان 
(خاصتا ً امریکاییها)بوجود آمد و شکل گرفت،.

عملکردهای طالبان خشن ترين و غير دموکراتيک ترين اقداماتی بود که مردم مظلوم افغانستان شاهد آن بودند ، آن اقدامات که بدون شک تداوم اهداف و آرزو های به اصطلاح اسلامی اسلاف طالبان بود ، مردم را به ستوه آورد و فرياد اعتراض علیه طالبان در داخل و خارج افغانستان بلند شد و در نتيجه اربابان بين المللی و منطقوی آنها راه ديگر جز صدور مجدد آنها بمرجع قبلی تعلیم دهی وآماده سازی شان سراغ نکرده و دست بکار شدند.

هرافغان آزاده ووطنپرست ميخواهد بپرسد که آیا،مذاکره با گروههای متحجر بنيادگرا و تروريست برای تطبيق و تعميل اهداف دموکراتيک و پيروزی نظم و قانون ، عدالت و ترقی مفيد تمام ميشود؟ آيا دادن امتيازات مالی و سياسی بنام حق سکوت برای آن گروه ها و سرکردگان وابسته ، تنگ نظر و افراطی آنها می تواند وحدت ملی را که بوسيله خود آنها جداء تخريب گرديده تامين نمايد؟.
به يقين که آنها نه ديروز و نه فردا برای پروسه های قانونمند عدا لت و دموکراسی و تفاهم ملی مفيد واقع نشده و نخواهند شد .

دراينجا باز درمورد کينه و نفرت متذکر ميگرديم که برای مراعات انصاف و عدالت و برای آنکه ما بتوانيم بمردم صادقانه خدمت کنيم غلبه براهريمن کينه و نفرت های بی جا و بی مورد را حتمی ميدانيم. اعتقاد داریم که اگر درحق مردم واشخاص ظلم وناروا صورت نگیرد ،نفرت وکینه کمتر شکل خواهد گرفت.

ما در سياست و مبارزهً عدالت خواهانه پير شديم ولی ميرنشديم.

فراموش نکنيم که ما به همهء مردم افغانستان تعلق داريم و خدمتگذاران صادق مظلومان و ستمديدگان هستيم . هر فرد با تقوا ، وطنپرست ، خيرخواه ، با عاطفه و مردم دوست ، بی تعصب و عادل، از ماست و همراه ما وما جزء ایشان، جامعه را نميتوان باساس صوابديد شخصی و منافع تنگ نظرانه گروپی به هزاران پارچه تقسيم کرد. فرکسيونها و حلقات کوچک و محدود قومی ، مذهبی ، قبيلوی ، سياسی و فکری یی که فقط توجيه کننده اقدامات خودی و محکوم کردن و سياه شمردن اقدامات مثبت حريفان و رقيبان باشد هميشه با بی انصافی و قضاوت های ناسالم همراه اند.

چطور امکان دارد که مثلا هراقدام وعمل فلان شخص را با اينکه نميدانيم چه کرده، چه ميکند و از مجموع مفاهمات و توا فقات انفرادی و شخصی اش به کسی جوابده هم نبوده و نيست ، وطنپرستانه انسانی و اصولی (!) بدانيم ولی عملی بهتر تر ازآن را که تمام معيار های اخلاق سياسی ووطنی را با خود دارد بخاطر آنکه عامل آن در حلقهً ما عضويت ندارد محکوم کنيم اين تعصب است ، اين بی عدالتی و بی انصافيست ، اين خود خواهی و جاه طلبی است و زمينه پذيرش ندشته وباخرد انسانی بیگانه است.

ما چرا فرياد خود را عليه تمام آنانيکه بنام ما حرف ميزنند ، احزاب گوناگون می سازند و از نام مجموعی ما با مقامات و کسانی داخلی و خارجی تفاهم ميکنند و خود را ممثل و نماينده ميدانند بلند نکنيم و نگوييم که اين بازی ها را متوقف بسازيد و به معاملات و اقدامات غيرمفيد انجام شده اکتفا کنيد و بسوی تصميم جمعی در حدود امکان مراجعه و مشروعيت کسب نماييد. با همه مشوره کنيد ، نقاط نظر همگان را بشنويد ، به سوالات مختلفه پاسخگو باشيد و در مورد اهداف تکتيکی و استراتيژيک تان در مسايل مختلفه ايکه بروی کاعذ آورده نشده توضيحات دهيد و با سرنوشت يک تفکر ، انديشه و يک مسير ترقيخواهی ، وطنپرستی و شگوفانی وطن با تحقق آرمانهای مردم زحمتکش افغانستان در راه دموکراسی ، صلح ، عدالت و برابری بازی نکنيد و فاجعه نيافرينيد ، معيارهای دموکراسی و حقوق فردی و جمعی را لگد مال کردن و بخود حق ويتو در مسايل کليدی و وطنی قايل شدن ، تجاوز به دموکراسی و حقوق بشر تساوی حقوق افراد جامعه واعضای یک حزب است.

نويسنده شهير امريکای لاتين « گابريل گارسيا » وقتی شنيد مريضی اش درمان پذير نيست گفت که « اگر قلب بر سينه ام می تپيد نفرتم را بر يخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می کشيدم.»

ما بايد به دشمنی و نفرت عليه وطنپرستان ، ترقيخواهان دموکراتها و شخصيت های با تقوا ووطنپرست در هرسازمان و حزبی که باشند خاتمه دهيم وعليه ظلم ، بيعدالتی ، چوروچپاول ، بنيادگرايی ، فريبکاری وطنفروشی و خيانت و مداخله دشمنان نفرت و انزجار خود را شديد ساخته و برای تحقق سعادت و خوش بختی مردم جبههً وسيع ، نهضت نيرومند ، جنبش مردمی بزرگ ، سراسری ، دموکراتيک ووطن پرستانه را بوجود آوريم تا عدالت ، برابری وانصاف ، صلح و دموکراسی و حکومت سراسری مدافع نظم و قانون و خدمتگذار واقعی همهً هموطنان ما ، بدون کوچک ترين تعصب قومی ، زبانی و مذهبی برکليه مقدرات ملی ما تسلط پيدا کند وبه وسیله ً مشارکت مسقیم مردم پيروز وکنترول شود.

اين ا هدف عالی وقتی تحقق پيدا ميکند که صاحبان ادعاهای بزرگ و مسئوليت های ملی و سياسی دراين مرحلهً حساس و سرنوشت ساز وطن با صداقت و امانت داری ، بدون خود خواهی و جاه طلبی های شخصی گروپی ، قومی و زبانی بخود آيند و مسئولانه بينديشند.
ازآنجائيکه شجاعت يکی از عوامل بسيارمهم و موثر در فعاليت های اجتماعی و کارسياسی است اعتقاد داريم که افراد سياسی بايد جرا ً ت و شجاعت لازم را برای گفتن حقايق ،افشای دشمنان مردم وعوامل کندی کار داشته باشند ، در غير آن بهتر است سياست را کنار بگذارند و مردم را معطل خود نسازند. در بعضی مواقع حتی اشخاص با احساس و مسئوليت پذير برای پيشبرد امر مبارزه و آگاهی بخشيدن بمردم از آبروی سياسی خود بگذرند ، مصلحت انديشی و انتظار آنهم به طول عمریک نسل، انتظار بی مورد وآفت مبارزه سياسی و تشکيلاتی است. کسانی می توانند مدافع مردم باشند که از موقعيت خود در قبال مصالح جمعی بگذرند ، ولی متاسفانه تعدادی از ما می خواهند فقط خود شان مطرح باشند وبس ولو بهر قیمت تمام گردد.

ما افراد خود خواهی را می بينيم که اگر تابوت وقبرمقبولی را هم ببينند ميگويند ای کاش : « از من می بود ». واين جفای بزرگ و نابخشودنی ایست که درحق ما بکار ميرود . حال کار را بجايی کشانيده اند که طرح و پيشنهاد های دلسوزانه را قبل از مطالعه رد ميکنند و نويسنده و تقدیم کنندهء با اخلاص آن را در محافل شخصی شان محاکمه ميکنند . این عمق فاجعهً سیاسی وتشکیلاتی ایست که ما به آن مواجه هستیم.
ما بمصداق :

دسته گلها ، دسته دسته می روند از ياد ها
شمــــع روشن کرده يی در رهگزار باد ها

با صراحت ميگوييم که آن روز رسيد نيست که ماشين حزب سازی و گروه سازی از فعاليت بياستد و دهها حزب و سازمان و فرکسيون که با گرم شدن بازارتشويق خريداران وارد رقابت شده و می شوند ، پشيمان و نادم از اعمال انجام داده به بن بست برسند و...

ما هوشيار باش ميدهيم که اينبار دشمنان منطقوی و جهانی افغانستان دروجود احزاب گویاچپ و دروجود تفکرهای درظاهرملی ـ زبانی و منطقوی سرمايه گذاری کرده اند، زيرا دورهً استفاده از نام دين سپری شده است و ديگر خريداری ندارد. کسانی ميخواهنداگر بتوانند نقش مسجد ، تکيه خانه و جماعت خانه را به حد اقل برسانند که تا از آن محلات بقول خودشان ديگر صدای اعلام سفربری و جهادعليه تمدن و دموکراسی بلند نگرد د. این لشکر ها واین مصارف ده ها ملیاردی به خاطر سعادت مردم ما واعلای کلمه الله نیست. هوشیار باشید ای مردم.!

ما تعجب ميکنيم که در ذهن و ضمير همه مسئولين احزاب و مدعيان رهبری اين سوال خطور نميکند که آيا افغانستان با اين همه درد و عذاب و تلفات و عقب ماندگی ، فقر و بيکاری اختلافات و خانه جنگی های ويرانگر ، به اين تعداد احزاب سياسی ، مذهبی و قومی که رسميت پيدا کرده اند و يا در نوبت هستند ضرورت دارد؟.

مابنوبهء خود چرا تجربه آنانی را که سی تا چهل سال قبل در مخالفت با ترقيخواهی حزب سازی را کفر و الحاد ميدانستند و ميگفتند که حزب يعنی کفر و اسلام يک حزب دارد و آن حزب الله است و خود حزب الله نام نهاده خود را به بيشتر از 20 تنظيم و حزب و دهها گروه خورد و کوچک مذهبی تقسيم کرده اند تکرار ميکنيم ، آيا ما از جهان متمدن ، متمدن تر و دموکرات تر هستيم که هر فاميل و گروه چند نفری حزب جداگانه داشته باشيم ولی دارای اهداف کاملا مشابه و يکسان ،چه دربین چپیها و چه در بلوک راست. اين صاف و سُچه گمراه ساختن و متفرق ساختن وطنپرستان ، ترقيخواهان و امکاناتيست که می توانند در بازسازی و نوسازی وطن ، در تاًمين صلح و عدالت و تحقق دموکراسی و ترقی وطن و رفاه مردم آن نقش اثرمند خود را ايفا کنند.!! ولی به هدر میروند.
متاسفانه شنيده ميشود که تعداد کادرهای طرف غضب قرار گرفتهً بزرگان (!) روز بروز بيشر می شوند در حاليکه نميدانند عادی ترين کادر امروز سی سال تا چهل سال زندگی خود را دراين سنگر سپری کرده و هنوز پابرجاهستند ،میرزمند وبه ساده گی ترک میدان نمیکنند.

طرفداری از وحدت و همبستگی همرزمان ، باين معنی هم نيست که ما فقط در يک چوکات محدود می انديشيم، صدها هزار ترقيخواه و روشنفکر جديد افغان ومليونها هموطن شريف ما منتظر يک تصميم ملی ، واقعا دموکراتيک ، ترقيخواهانه ووطنپرستانه هستند که بحال وطن ومردم ما مفيد واقع شود ، هرنوع بنيادگرايی و افراطيت، ديگر در وطن ما مجال مطرح شدن را ندارد . ما بايد با چشمان باز حقايق را مطالعه و تصميم بگيريم . امروز چنين است در مورد فردا فقط می توان فردا تصميم گرفت.

رفقا ودوستان عزيز ! شما شايد بعضی از مصاحبه های ديروز و امروز بعضی ها را با راديويی انگليس و امريکا وغيره بمناسبت های مختلف شنيده باشيد و تعدادی از شما چند جلد کتاب فحش گويی و ناسزا گويی را که بنام تاريخ حزب نوشته شده مطالعه کرده باشيد. ما برای آنانيکه غرض جلب رضائيت جهات معلوم الحال داخلی و خارجی و ستمگران جهانی بمبارزه صادقانه صدها هزار انسان صادق و با تقوا ، بخونهای ريخته شده در راه سعادت و خوشبختی مردم وبه پرورشگاه شخصيت ( !) و تاريخ و شهرت و قدرت خودشان توهين کردند و يا ميکنند فقط ميگوييم که « بشرميد و خجالت بکشيد ما می فهميم که اگر آن مکتب و آن معلمين نمی بود ند شما کی بوديد و چه بوديد » افغانها ی واقعی هميشه پاس و حق نمک را فراموش نمی کنند.( 40 سال از عمر عزيزتان گذشت ولی مزا .....)...

ما از آنعده از دوستان که صحبت های جلسه و توضيحات لازمی اضافی آن طرف قبول شان نيست خواهش ميکنيم که عصبانی نشوند ، بخاطر حرمت به دموکراسی و حق ابراز عقيده بما اين مجال و حق را بدهند که ما نظريات خود را ابراز کنيم . ما سيزده سال را با عطش و تشنگی باميد هر سرابی سپری کرديم و در انتظار نشستيم ولی ديديم و می بينيم که آگاهانه و ياغير آگاهانه ، توان ، استعداد ، عشق و شور وطنپرستی ، فداکاری و ايثار صدها هزار انسان وطنپرست و ترقيخواه و اميدهای بزرگ ملت ستمديده و مظلوم وطن به بازی گرفته می شود و آن فضای مايوسيت و بيعلاقگی سياسی در وجود ما ريشه دوانيده و حاکم شده است که دشمنان وطن با صرف ملياردها دالر آنرا بدست آورده نمی توانستند.

کی ها ما را خسته و نااميد ساخته اند و کی ها بايد جوابگو باشند .
فعلا ما فقط نظريات و پيشنهادات خود را با کل اخلاص و با کمی صراحت مطرح کرديم . هدف ما پيداکردن راه حل واقعی و خارج شدن از بن بست طولانی ايست که دامنگير ما شده است و همهً ما را خسته و نااميد ساخته است.

ما باری سربلندی مردم خود از هيچ تلاشی دريغ نمی کنيم و به آنچه تعهد سپرده ايم که بدون شک رفاه ، ترقی ، اتحاد و برادری و عدالت برای مردم ماست وفادار باقی می مانيم و فقط به آنهايیکه می خواهند هميشه بديده رعيت بما نگاه کنند ميگوييم که ما هم حقوق شهروندی ميخواهيم اين اولین خشت وعمده ترین هدف و بنای دموکراسی و حقوق انسان است که خاصتاء تشکل های ترقيخواه و دموکراتيک بايد و بايد آنرا اساس کار خود قرار دهند. درغيرآن اين باصطلاح تشکل ها به قلعه و خانهً خانها ومَلِکها تبديل می شوند که هر کس حق داخل شدن و خارج شدن رادر آنجا ها نخواهند داشت. سالها ما تلاش ميکرديم که کار ها به اهل آن سپرده شود، شخصيت ها و افراد با اعتماد ، سابقه دار ، امين صادق برای اجرای وظايف سياسی و تشکيلاتی به اساس صوابد يد جمعی و تشخيص دقيق ، بصورت کاملاء دموکراتیک انتخاب گردند و به آنانيکه در کليه موارد نيک و بد صرف بلی ميگويند و خوصاحب !!! ، نبايد بیشتر ازین مجال داده شود ، نبايد يک متملق يا يک خوش خدمت از شخص عادی به شخصيت سياسی تبديل گردد، زيرا صدها شخصيت خوب و آگاه آماده قربانی مجبور خواهند شد که ترک محل کنند و ما دست آوردی نخواهيم داشت.



نبايدکسی بخود حق بدهد که منتقدین تنبلی ، بيکارگی ، انتظار طولاتی و بی هدف و نبود رهبری دسته جمعی ، انتخابی وبا کفایت را محکوم کند . اگرهرفعال صادق سياسی ، مسئولانه عملکرد ودست اوردهای روزمره و حتی سالانه وهر اقدامات خود را نقادانه مطالعه و ارزيابی نمايد ، بدون شک با وجدان سالم خود را ملامت کرده اشتباهات را تصحيح و اقدامات موثر را درعمل پياده خواهد کرد .درغيرآن رزمندگان حق دارند به حرف های شخصی ، فرکسيونی و منفعت جويانه گروپی متوجه نشده و بجای مواجه شدن با چوب و چماق و اتهام زنیهای نامردانه ، وظايف خود را انجام دهند. اگر ضروت افتاد در مورد مسايل خيلی مهم ، سرنوشت ساز و تاثير گذار بالای زندگی بسياری ها روشنی انداخته و به اطلاع همه گان خواهد رسيد.

دراخير از تحملی که برای خواندن ، اين ياداشت نشان داديد ابراز امتنان مينمايم، در نوشته های بعدی ما مسايل مبرم تر و ضروری تر ديگری را به تحليل خواهيم گرفت.
تا زميخانه و می نام و نشان خواهد بود سرمــــــــا خاک رهً پيرمغان خواهد بود

حلقــــــهء پير مغانم ز ازل در گوش است ما همانيم که بوديم و همان خواهد بود

[گلنو.jpg]

بااحترام. جلیل پرشور - سویدن


 

نوشته شده توسط جلیل پرشور در Tue 24 Feb 2009 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت